داستان سکسی ‌کون شانسی از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی ‌کون شانسی

سلام
من تا حالا داستانی ننوشته بودم فکرم نمیکردم یه روز بخوام بنویسم ولی خب از بیکاری بگا رفتن حوصله نوشتم دیگه
چیزی ک میخوام تعریف کنم واسه ۲ سال پیشه سال ۹۶_۹۵تقریبا سال سوم دبیرستان بودم و طبق هر سال چون مدرسه ام نزدیک خونه نبود (گشادی بهم اجازه نمیداد صبح زود بلند شم واسه مدرسه)سرویس گرفتم یه مدتی از مدرسه ها گذشت یه پسره تازه اومده بود مدرسه ما سال دهم بود فکر کنم?به اسم رضا این اقا رضا از اون بچه خوشگلا بود که تو مدرسه پسرونه ها همه شق میکنن واسشون و طرح رفاقت میرزن واسشون از شانس داخل سرویس منم بود ولی خب من هوا دار سر سخت ممه بودم کلا تو فکر پسر نبودم (یجورایی جقو به این که بخوام پسر بکنم ترجیح میدادم) یه مدتی گذشتو تو سرویس کسشر گفتو یه چند بارم فلش داد واسش فیلم سریال ریختم باهام گرم گرفت از اونجایی که کسخل به نظر میومد زنگ تفریحا میفتاد دنبالم منم کلافه شده بودم از دستش گفتم یه بار دیگه بیفتی دنبالم از کون دارت میزنم گفت یعنی چی گفتم یچی تو مایعه ها این که میکنمتِ از اون به بعد کمتر دیگه دور برم میچرخید
یه روز زنگ عربی بود (منم حالم از عربی بینهایت بهم میخوره ودر حد یه گاوم حالیم نمیشه این درسو??)به بهونه دسشویی اجازه گرفتم رفتم بیرون گفتم ۵ دیقه ام سر کلاس ای معلمه نباشی ۵ دیقه است دیدم از پنجره کلاس داره نگاه میکنه حیاتو ببینه کجا میرم منم به ناچار رفتم تو دسشویا مدرسه همونجا وایساده بودم در دیوار نگاه میکردم دیدم (به به اقا رضا اومد سوژه جور شد حوصلمون سر نره)
سلان کرد منم سلام کردمو رفت تو دسشویی خواست درو ببنده یه نگاه کرد به من گفت بفرما دم در بده
منم گفتم برو عمتو کیر کن? بلند میشم میام سر وقتتا
رضام گفت بیا ببینم چیکار میخوای بکنی(لج کرده بود)
رفتم تو دسشویی پیشش میخواست بره بیرون گرفتمش درم بستم
بدبخت ترسیده بود گفت غلط کردم منم دلم سوخت واسش درو باز کردم رفتم بیرون
داشتم میرفتم برون گفت بودی حالا
منم حرص کردم گفتم (خودش میخواره )رفتم سمتش تا اومد درو ببنده پامو گذاشتم لای در رفتم داخل گفتم بکش پایین یه نگاه کرد گفتم بکش پایین یا خودم شلوارتو میکنم یکم گوه خوری کرد ببخشیدداز این حرفا ولی خو دیگه من حکمو داده بودم شلوارشو به زور کشیدم پایین دیدم وایییییی یه کون سفید رو فرم مث پنبه نرم اوند بیرون لعنتی کونش از پورن استارا کم نداشت کیرمم از پایین داشت الارم میداد بکن توش شورتشو در اوردم یه تار مو نداشت لعنتی در عین حال که من داشتم کون رضا رو برسی میکردمو به خودم فوش میدادم که کسخل بازی در اوردم نکردم رضا گریه میکرد منم دیدم الاناست که به گا برم اگه یکی بیاد معلمه هم از اون ور دیر برم سر کلاس کونم میزاره بیخیالش شدم در باز کردم رفتم تا اخر مدرسه تو فکر کون برفی رضا بودم دنبال خونه خالی میگشتم رفیقای دیوسمم مث همیشه ابی ازشون گرم نشد و من کیر دراز تر از قوزک سوار سرویس شدم برم خونه نزدیک جای بودیم که رضا پیاده میشع بهم زد گفت پیاده شو منم یکم جلو تر پیش یه سوپر مارکت پیاده شدم (تو فکر این که چیکار داره یه وقت نره به یکی بگی دهنمو سرویس کنه و چیکار کنم که دهنشو ببنده)رفتم سمتش گفتم چیه؟ گفت بیا بریم خونمون (گفتم یا خدا میخواد به باباش بگه دهنم اسفالته) چخبره خونتون؟؟ گفت خبری نیست
منم چیزی نگفتم راه افتادم دنبالش رسیدیم خونشون کسی نبود گفت بابا مامانم کارمندن ۲ ساعت دیگه میان (الارم کیرم روشن شد) گفتم منو اوردی چرا مگه تو نبودی تو دسشویی زار میزدی چیزی نگفت رفت تو اتاق یه وازلین اورد گفت شروع کن (گفتم این خودش میخاره دیگه تقصیر من نیست) بلند شدم لباساشو در اوردم شلوار خودمم در اوردم گفتم بخور شروع کرد به ساک زدن لعنتی مث چی دندون میزد دیدم اگه بخواد ادامه بده کیرم تیکه تیکه میشه گفتم بسه داگی استایل (یا همون قمبل خودمون) وایسو شروع کنیم یکم وازلین مالید در کونش منم وازلینو مالیدم به کیرمو گذاشتم رو سوراخش همین که سرشو کردم توش خودشو کشید جلو اومد بیرون چند تا بالشت مبل گذاشتم زیرشو گفتم هر جا دردت اومد بگو همونجا نگه دارم سرشو کردم تو دادش در اومد ۲ دیقه همونجوری نگه داشتم یکم دیگه دادم داخل دیدم خیلی سر صدا میکنه درش اوردم گفت تا کجا رفت داخل من نشونش دادم گفتم تا اینجا کردم داخل باز گفت تا اخرش بکن توم منم در یک خرکت انتهاری تا دسته چپوندم بهش همونجوری بلندش کردم نشوندمش رو پاهام گفتم بالا پایین شو کونش واقعا حرف نداشت نرم سفید تمیز خوابوندمش رو تخت شروع کردم تلمبه زدن از یه طرف داشت ابم میومد از یه طرف نمیخواستم تمومش کنم خودمو چسبوندم بهشو ابمو خالی کردم توش همونجوری یکم افتادم روشو بعد بلند شدم رفتم دسشویی زدم بیرون ولی خب از اونجایی که ادم دهن لقی به نظرم میومد دیگه نکردنش ولی خب چند تا از همکلاسیام خیلی دور ورش میچرخیدن احتمالا اونا از خجالتش در اومدن
به هر حال اگه خوشتون اومد که خوشحال شدم
اگه نیومدم به چپم نشستم ۱ ساعت نوشتم به کیرم که خوشت نیومده برو یه داستان دیگه بخون?

نوشته: Chap_ro

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی همکلاسی, گی از سایت سکسی خفن ایران 69