داستان سکسی یک اتفاق شیرین با زن داداش از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی یک اتفاق شیرین با زن داداش

سلام اسم من محمده بخاطر کار توی یکی از مرزا منو داداش بزرگم رفتیم اون شهرستان من دانشگاه همون شهرو زدم و همراه داداشم اونجا ساکن شدیم
خلاصه داداشم نتونس از تهران زن بگیره چون همش در حال مسافرت بود
که مادرم تصمیم گرفت از همون شهر بگیره که موفق شد ی دختر خوب براش پیدا کنه
من ادم احساساتیم و به زنای اطرافم اهمیت میدم کارایی که میگن میکنم و بهشون خیلی احترام میزارم بخاطر همین تو دل بروم برعکس داداشم که خیلی خشکه و عصبی اصلا احساسات نداره و علاقه شدیدی به تو ذوق زدن احساسات داره
بریم سر اصل مطلب
داداش ما زن زن داداش مارو حامله کرد و تقریبا ماه های ۴ یا ۵ حاملگیش بود که ی کاری براش پیش اومد و باید دو هفته میرفت اونور مرز خلاصه رفت و زن داداش ماهم بخاطر اینکه تو خونه جفتمون تنها نشیم و شیطون گولمون نزنه رفت خونه مادرش
خونه ما دوبلکس بود و ی هال و ی اتاق پایین داشت پله میخورد میرفت بالا ، بالام دوتا اتاق و حموم و ی هال کوچیک داشت زیر پله هم حموم بود
کلا من پایین زندگی میکردم و اونا بالا
ی هفته گذشته بود از رفتن داداشم من صب میخواستم برم دوش بگیرم معمولا آهنگ میزاشتم تو گوشم همینجوری گفتم ی صفایی داده باشم به خودم گفتم پشم مشمای خودمو بزنم
لخت رفتم بیرون حموم که سیم سیار برق و موزر و بیارم وسطش رفتم اشپزخونه ی ابم خوردم همزمان با کیر خودمم ور میرفتم سیخ شده بود
همین که لیوان ابو سر کشیدم برگشتم که برم یهو خشکم زد و انگار ی اب یخ ریختن روم
زن داداشم اومده بود خونه و زل زده بود به من که دارم لخت میگردم وقتی برگشتم یه لحظه نگاهش به کیرم افتات خیره شد( آخه کیر من ۱۷ سانته و دورشو که اندازه زدم ۱۵ سانته و کلفته تقریبا حیف نمیشه عکس بدم ببینین) و سریع روشو برگردوند تند رفت طبقه بالا منم اولش خشکم زده بود ولی ی جیغ از روی ترس که یهو پشتم ظاهر شده بود کشیدم اازه یادم افتاده بود لختم و سریع پشت ستون خودمو قایم کردم
وقتی دوئید رفت بالا سریع دوئیدم تو حموم هزارتا رنگ عوض کردم
(یاد فیلم قندون جهیزیه افتادم که داداشه میبینه داداش مجردش شبا با فیلم سوپر میبینه میاد میزنتش میگه اگه زنم بیاد بیرون تورو توی این حالت ببینه چی)
گفتم الان که داداش دیونه عصبی ما کلی بدو بیرا بارمون کنه منو بفرسته خوابگاه
حموم زیر پله ها چون هواکش رو دیوار نداشت ی پنجره کوچیک روبه خونه داشت و میشد ببینی توی خونه رو، دیدم که زن داداشم بعد چند دقیقه اروم اومد پایین که مطمئن بشه من نیستمو تند از در رفت بیرون منم ی نفس راحت کشیدم و دوشمو گرفتم وقتی اماده جق شدم یهو یاد این فیلم سوپرا الکی افتادم که زنه پسررو در حال جق میبینه حشری میشه بهش میده اولش گفتم زن داداشته بیشعور ولی گفتم فک کردنش که اشکال نداره
یهو بدن زن داداشم اومد جولو چشم بدن خوبی داشت قد ۱۶۰ تقریبا لاغر مو مشکی سینه هاش میخورد ۷۵ باشن از رو لباس حالا که باردار بود سکسی تر شده بود مخصوصا شکمش قطعا سر نک ممه هاش قهوه ای تر شده بخاطر حاملگیش و کصش باد کرده و ابدار شده
خلاصه که ی دست جق رفتیم و به هزار پزیشن سامورایی ما زن داداشمونو کردیم
اومدیم بیرون و به کارامون رسیدیم که عصر شد
یهو زن داداشمون به ما زنگ زد من خونم توی رگام خشک شد که الان چی میگه بهم
گفتم بزار معمولی جواب بدم
سلام کردمو و اونم معمولی باهام حرف زد گفت امشب شام نمیخواد اماده کنی برا خودت من برات میارم
از این کارا زیاد کرده بود چند وقته هی غذا میاورد من چند روزی داغ میکردمو میخوردم
ولی غذای قبلیش هنوز مونده بود و تازه اورده بود
خلاصه غروب شد که هوا ابری شد و زن داداش ما هم (تسنیم) از راه رسید
من داشتم ps بازی میکردم رو کاناپه نشسته بودم
اونم رفت بالا که لباساشو عوص کنه اومد پایین مستقیم رفت توی اشپز خونه من سرم گرم بازی بود ی لحظه چشم خورد به تسنیم چشام چهارتا شد
تسنیم ی ساپورت جذب با ی بلوز ابی بوشیده بود بدون روسری
تاحالا اینجوری نبود ی لباس گشاد میپوشید با روسری بلند یا تهش ی چادر بود ولی اینبار …
من خودمو زدم به اون راه که نگاهش نکم ولی همش جولوم رژه میرفت برام شربت اورد و جولوم خم شد و تعارفم کرد جوری که سینش کاملا معلوم بود
با دیدن این صحنه کیر ما حسابی سیخ شد کاملا معلوم بود پتو کنارم بود کشیدمش رو خودم
در همین حین یهو هوا بدجور منقلب شد و چنتا رعد و برق وحشتناک زد
تسنیم از رعد و برق خیلی میترسید
صداشو که شنید یهو یمتر پرید هوا و ناخوداگه خودشو انداخت تو بغل من سرشو پشت بازوم قایم کرد استین بلوزمو کشید گذاشت جولو چشاش
من چشام خیره موند که داره چیکار میکنه
یهو خودش متوجه شد خودشو جمع و جور کرد خودشو کشید عقب گفت ببخشید خیلی میترس…
هنوز جملش تموم نشده بود یدونه دیگه رعد و برق وحشتناک زد که سرشو گوشه مبل قایم کرد و از ترس میلرزید
من گفتم زن داداش الان بچت میفته ها اروم باش من اینجام
میخوایی کنار من بشینی که نترسی که گفت :میشه آقا محمد؟
منم گفتم کنارم بشین گفتم میخوایی هندس فری بدم اهنگ گوش کنی
گفت اره من خیلی میترسم از صداش
که ی اهنگ اروم براش گذاشتم و خودشو چسبونده بود به من پتورو روی اونم کشیدم دیگه رعد و برقا تقریبا تموم شده بود و حسابی بارون زد
صدای بارون خیلی ارامش بخش بود
که بخاطر بارون و اتصالی برق یهو برقا رفت که یهو جا خورد و ترسید دوباره تقریبا تاریک شده بود خونه
گفتم بزار برم شمع بیارم اول نمیزاشت که از پیشش جم بخورم ولی گفتم الان میام که سریع شمع اوردم و روشن کردم
تقریبا فضای باحالی بود صدای بارون نور شمع تاریکی
کنار تسنیم نشستم و دوباره چسبید بهم
گفتم میترسی
گفت خیلی گفتم میخوایی یکم حرف بزنیم که حواست پرت شه برای بچه خوب نیستا که قبول کرد و بعد کلی فک کردن درباره اینکه از چی حرف بزنیم گفت ی سوال بپرسم
دو توی دانشگاه دوس دختر داری
منم بخاطر اینکه فقط ترسش یادش بره شروع کردم حرف زدن که نه ندارم و دخترای دانشگاه خوب نیستن و …
بعد گفت ی سوال شخصی بپرسم
گفتم بگو گفت پس چطور خودتو خالی میکنی
قرمز شدم و جواب ندادم
که ادامه داد گفت نگو که خود ارضایی میکنی و که بده و فلان و بهمان منم تقریبا یخم اب شده بود گفتم خب چاره ای ندارم انرژیم میره بالا (منظورم این بود که وقتی حشرم میزنه بالا) دیگه رفته و کاری ازم بر نمیاد که یهو زیر پتو دستشو گذاشت روی رون پام گفت الهی فک کنم خیلی سخته برات
یهو چشاش برق زد گفت ی سوال میپرسم راستشو بگو
گفتم بپرس
گفت تو صدای منو مصطفی رو میفهمی
یهو سرمو انداختم پایین
گفت وایییییی خاک تو سرم چقد تلاش کردم صدامون اذیتت نکنه نگو همشو شنیدی حتما خیلی برات سخت بوده تحملش من اروم گفتم اره
نگام کرد دستشو گذاشت رو لپم و نازم کرد گفت ببخشید بعد زل زد تو چشام من پایینو نگاه میکردم از خجالت یهو سرشو نزدیکم کرد و میخواست ازم لب بگیره
که خودمو کشیدم عقب گفتم تسنیم خانم چیکار میکنید
گفت محمد ترو هر کی دوس داری حالم خیلی بده ۳ هفتس داداشت دست بهم نزده دارم هلاک میشم امروز که لخت دیدمت رفتم بیرون دیوونه شدم
تورو هر کی دوسش داری ی امشب قبول کن شوهرم باشی جون من
منم که حالمم زیاد خوب نبود سرمو انداختم پایین
تسنیم دوباره سرشو نزدیک کرد که لب بگیره گفتم اخه …
گفت اخه نگو دیگه فقط ی امشب اتفاقی که نمی افته
لباشو گذاشت رو لبام اول من بی حرکت بودم ولی کم کم منم همراهی کردم و اون حسابی وحشی شد
یهو ازم جدا شد گفت محمدم ببخشید که میگم تو تاحالا سکس نداشتی گفتم نه گفت ی لحظه ، بلند شد و رفت توی اشپزخونه از قاطی قرصاش ی قوطی اورد که توش ی قرص ورقه ای ۶ ضلعی بود با ی لیوان اب برام اورد گفت فک کنم بخاطر اولین بارت زود ارضا شی من اینو برای داداشت گرفتم چون یکم زود انزاله ولی اون قبول نمیکنه بخوره این قرص وگادوله و باعث میشه دیرتر ابت بیاد من اول نمیخواستم بخورم ولی بعدش پیش خودم گفتم راست میگه سر کیرم بخاطر ختنه داغون خیلی حساسه تا دست بهش میخوره زود ابم میاد بزار قرصو بخورم
قرصو گرفتم و با ی لیوان اب کامل خوردم.
وقتی خوردم لیوانو ازم گرفت گذشت رو اوپنو با ی ناز و قری اومد سمتم اومد تو بغلم پاهاشو از روم رد کرد و پاهاش دوطرفم بود
کسش حسابی باد کرده بود و ساپورت رفته بود لاش وقتی گذاشتش روی کیرم و میمالید از توی شلوارم انگار دنیارو بهم داده بودن منم همراهیش میکردمو درستمو میمالیدم به گودی کمرش به باسن گرد و گندش
دستشو دور گردنم گذاشته بودو از پشت دستاشو لای موهام چنگ میزد
شیگمش یکم برامده شده بود جذابیتش هزار برابر شده بود.
وسط لب ازش جدا شدم و زل زدم به چشاش گفتم تسنیم میخوام امشب فرض کنم زنمی و این کوچولو به منه همزمان با نک انگشتم موهاشو بردم پشت گوشش و گونشو ناز میکردم
با سر حرفمو تایید کرد
من گفتم پس تسنیمم عاشقتم سکسی ترین زن دنیا دیوونه من دوست دارم
اینارو که گفتم انرژی توی چشاش برق زد انگار دنیا رو بهش داده باشن ایندفعه من لبامو نزدیک کردم وحشیانه لب میگرفتم این حرکتم اونو حشری تر میکرد و خودشو به من فشار میداد
بعد تقریبا چند دقیقه لب بازی دستمو میمالیدم رو کمرش انگشتامو رو کمرش بازی میدادم
دستمو بردم زیر بلوزش دستم که خورد به کمرش توی دهنم ی اه کوچیکی کشید دستمو بردم بالا حسابی فیله های کمرشو میمالیدم و چنگ میزدم دستمو یجور حرکت دادم که لباسش اومده بود بالا ازم جدا شد دستاشو برد بالا که لباسشو راحت تر در بیارم
چشام چهارتا شد زیرش سوتین نبسته بود ممه هاش حسابی خود نمایی میکرد
ذوق دیدن ممرو که توی چشام دید دستاشو به هم گرفت که بازوهاش کنار ممشو به هم فشار میداد ممه هاشو برام لرزوند و گفت خوشت میاد از ممه هام؟
ممه هاش اویزون بود و نکش اومده بود سمت بالا نکش قهوه ای بود و حس کردم زیادی قهوه ایه دست کشیدم روشو نکشو مالیدم شستم که میخورد نک ممش چشاش خمار میشد زیر کونشو گرفتم اوردم بالا که سرم راحت بره لای ممش وایی نمیدونید بدنش بوی بهشت میداد صورتم لای دوتا ممش بود و چنتا نفس کشیدم شروع کردم لیس زدن و خوردن لای ممش حسابی لیس زدم اون سرشو عقب انداخته بود و بلند بلند نفس میکشید و خودشو بیشتر بهم فشار میداد نرمی کصشو کامل حس میکردم
شروع کردم خوردن نکش و حسابی باد کرده بود دهنمو چسبوندمو توی دهنم نک زبونمو میچرخوندم دور نکش حسابی خوردم شروع کردم تند تند بوسیدن روی ممش و اومدم بالا ، بالای سینشو تند تند میبوسیدم و اومدم بالا تا به گردنش رسیدم حسابی خوردم یکم اه میکشید با خوردنم اومدم بالا ترو لالاه گوششو خوردم با دستم ممشو میمالیدم و چنگ میزدمش
نگاش کردم گفتم خانومم تو هم زیبایی هم بدن خیبی سکسی داری مخصوصا که الان حامله ای خیلی سکسی تر شدی دیگه طاقتم تموم شده
تو چشام زل زد با بغض گفت مصطفی از بدنم خوشش نمیاد و الان ۳ هفتس باهام کاری نداشته گفتم قربونت برم تو سکسی ترین دختر دنیایی و دوباره از هم لب گرفتیم
من برش گردوندم که توی بغلم بشینه کیرم لای کون نرمش بود دستم دور شیکمش بودو بدنشو میمالیدم
ممه هاشو تو دستم گرفتم و حسابی مالیدمش و همزمان گوش و گردنشو میخوردم
اروم دستمو کشیدم رو شیکمش و دستمو اروم برم توی ساپرتش که فهمیدم شرت نپوشیده
دم گوشش گفتم کلک اماده بودیا
اروم شروع کردم به مالیدن کسش که صدای نالش رفت هوا من شروع کردم به بوسیدن گونش خودش صورتشو برگردوند سمتم و لبمو محکم گاز میگرفت و تو دهنم اه میکشید این صحنه رو خیلی دوس داشتمو منو حشری تر کرد
دستمو بردم سمت لبه ساپورتشو یکم کشیدمش پایین که خودشم همراهیم کرد و ساپورتو از پاش دراورد
من خوابوندمش رو کاناپه و جولوش نشستم پاهاشو از هم وا کردم و سرمو نزدیک کصش کردم خیلی از بوش خوشم اومد اول یکم وارسیش کردم جالب بود برام زنده ندیده بودم تاحالا با نک انگشتام یکم بالا پایینش کردم اروم زبونمو بردم لاش و شروع کردم به خوردنش
وای عالی بود مزش فوق تصوراتم بود با ولع میخوردم اروم انگشتمو میکردم پایین کص تپلش و زبونمو میزدم به چوچولش کصش حسابی اب انداخته بود جوری که شره میخرد میریخت روی سوراخ کونش منم با انگشت سبابم سوراخ کونشو میمالیدم با اب خودش لیزش میکردم و انگشتمو هل دادم توش که حسابی دادش رفت هوا داشتم با انگشتم براش تلنبه میزدم که دیدم داره حال میکنه اونیکی دستم کردم پایین کسش دنبال نقطه gاش میگشتم پیداش کردم دیگه رو هوا بود و رسما جیغ میکشید همینکه یکم بازی کردم باهاش بصورت وحشتناکی لرزید و یهو ترشهاتش صد برابر شد کمرش از رو مبل جدا شد و برگشت فهمیدم ارضا شده نمیدونین چطوری قربون صدقم میرفت منو کشید تو بغلشو دهنمو با لباسی افتاده بود پاک کردمو حسابی ازم لب گرفت
چند دقیقه تو بغلش بودم کم کم ی حس عجبی توی کیرم داشتم انگار میخواست منفجر بشه خیلی باد کرده بود مخصوصا سرش
متوجه شدم قرصه اثر کرده
دست زدم به کیرم که تسنیمم متوجه شد یچیزیم هست گفت چی شده
گفتم براش حسم عجیبه
گفت ای جوووونم قرصه اثر کرده قرصه هم کمرتو سفت میکنه هم بزرگترش میکنه هم میزان ابتو بیشتر میکنه هم وقتی ابت میاد کیرت نمیخوابه😍
بده ببینم چی زیر اون شرتت داری که نشستم و با کمک اون شلوار و شرتمو دراوردم وقتی کشید پایین مثل فنر زد بیرون چشام گرد شد تاحالا کیرمو اینجوری ندیده بودم تمام رگاش زده بود بیرون سرش حسابی باد کرده بود معمولا زمانی سرش باد میکرد که میخواست ابم بیاد ولی اصلا حس ارضا نداشتم
چشای اون چهارتا شده بود ی جونی گفت و ادامه داد امشب با این باید پارم کنی این فقط باید تو کوصم باشه ببینم چ مزه ایه
سرشو خم کرد گذاشت دهنش و حسابی خوردش خیلی حس جالبی بود صدای خوردنش میومد نتونستم تحمل کنم و ولو شدم رو مبل اون همینطور ادامه داد و حسابی خیسش کرد نفس نفس میزد گفت دیگه طاقت ندارم باید بشینم روش
پاهاشو دورم گذاشت و اومد روش نشست طوری که کیرم به شیکمم چسبیده بود و لای کصش گذاشته بود حسابی خودشو تکون میداد حسابی حرفه ای مثل کلی فیلم سوپری که دیدم چوچولش میمالید به نک کیرم و اه و اوهش میرفت اسمون منم ممشو میمالیدم و بدنشو دست میکشیدم دستامو گذاشتم رو کونشو چنگ زدمشون و خودم کونشو تکون میدادم
یبار که خیلی اوردمش جولو کیرم یکم اومد بالاتر وقتی برگشت با ابش لیز خورد یهو نکش رفت توش که ی جیغی کشید و پرید
گفتم چیشد
گفت یهویی شد ببخشید گوشت درد گرفت
گفتم نه و اومد جولو ازم لب گرفت کیرمو با دستش گرفت و تنظیم کرد دم کصش ارووووم هلش داد توش
وااای بهترین حس دنیا بود
داغ لیز نرم عالی بودوقتی کرد توش صداش خیلی رفت هوا
ی اهی کشید و گفت تو کیرت خیلی کلفتر از مال داداشته عالیه میخوام همش این کیر توم باشه محکم ازم لب گرفت یکم که اروم شدو جا وا کرد شروع کرد به تکون خوردن خودشو عقب جولو میکرد و کم کم اه و نالش رفت هوا
منم کونشو گرفته بودم تو دستمو حرکتش میدادم تا بیشتر تکون بخوره رو کیرم
بعد دستمو دور کمرش حلقه کردم که بچسبونمش به خودم بلندش کردم تو هوا نگهش داشتم سنگین شده بود ولی میتونستم اونم پاهاشو دور کمرم حلقه کرد اول میترسید ولی وقتی دید تعادلم رو حفظ کردم همراهیم میکرد مینداختمش هوا و وقتی میومد پاین کیرم بیشتر میرفت توش رو فضا بود که گفت محمدم میشه بریم تو اتاق رو تخت گفتم باشه و میخواستم بزارمش زمین که گفت نه میخوام کیرت توم باشه گفتم ای جوووون باشه همینطوری تو بغلم بود اول چسبوندمش به دیوار کنار پله ها اونجا چنتا تلنبه زدم بعد اروم اروم از پله ها رفتم بالا
هر پله مینداختمش بالا انگار هر پله ی تلمبه بود
توی پاگرد دوباره چسبوندمش به دیوار و اونجام تلنبه میزدم خلاصه رسیدیم دم اتاقش بردمش گذاشتمش رو تخت گفتم که برگرده و داگی وایسه شنیده بودم هم حال میده هم برای زنای حامله خوبه
اونم وایسادو من رفتم پشتش و کیرمو تنظیم کردم دم کصش هل دادم توش ی اهی کشید و شروع کردم به تلنبه زدن حالا نزن کی بزن حسابی داشتم تلنبه میزدم عرق جفتمون درومده بود صدای اه و هوش با صدای برخورد بارون به شیشه قاطی شده بود دیدم نا نداره و داره پاهاش شل میشه اروم زانوشو کشیدم که یوری دراز بکشه افتادم روش همینطور میکردم توش خیلی حس جالبی بود برام کیرمو تکش نگه داشتمو برش گردوندم پاشو از روم رد کردم گرفتم دستم و شروع کردم به خوردن نک انگشتای پاش خیلی صداش رفته بود بالا بعد چند لحظه دستاشو اورد بالا که نشونم داد برم بغلشو بچسبم بهش منم رفتم تو لباشو همینطوری میکوبیدم اون پشتم چنگ میزد توی دهنم اه میکشید
من تقریبا حس ارضا شدن داشتم ولی جولوی خودمو گرفته بودم
لبامو ازش جدا کردم سرمو گذاشتم کنار گوششو دم گوشش با نفسام بیده بریده میگفتم :تسنیمم… خانومم … عاشقتم … عاشقتم … عاشقتم … تو مال منی … داری زیرم جر میخوری …اه … دوست دارم … دوست … دارم …که یهو اونم بریده بریده میگفت داره میاد … محمدم …عاشقتم …عاشقتم … عاشقتم … تند تر … جرم بده … جر…
که برای بار دوم بدجوری لرزید منم دیدم اونو ارضا کردم خودمو رها کردم که ابم بیاد یهو حالم بد شد دست خودم نبود تمام عضلاتم منقبض شد کیرمو تا ته فشار دادم و نگه داشتم ارضا شدم
ولی اینبار فرق میکرد خیلیییییی اب داشتم حسش میکردم تموم نمیشد با هر نبض یتیکه میومد منم ولو شدم روش یاد بچه تو شیکمش افتادم میخواستم برم کنارش که گفت بزار توش باشه گفتم نا ندارم که اومدم بغلش و پاهامونو تو هم قفل کردیم سرشو تو سینم قایم کرد من تقریبا بی جون بودم ولی خیلی جالب بود برام اینکه کیرم نخوابید و فقط یکم از حجمش کم شد رگاش معلوم نبود ولی سفت بود همچنان
دیدن صورت تسنیم توی اون لحظه تو بغلم و ناز کردن موهاش و پیشونیش بهترین حس دنیا بود گه خودشو بیشتر بهم فشار داد همینکه داشتم نازش میکردم یهو صدا خروپفش بلند شد من دلم قنج رفت براش
منم چشام داشت میرفت که فک کنم چند دقیقه ای خوابم برد بهترین خواب زندگیم بود
که با حس گرمی لباش پریدم از خواب دیدم داره ازم لب میگیره ولی دلم میخواست چشام بسته باشه هنوز کیرم توی کصش بود و هنوز کلفت بود با نک انگشتاش پیشونیمو ناز میکرد و گونم و ناز میکرد
اروم گفت محمدم خیلی بهم حال داد و عالی بود تاحالا اینجوری ارضا نشده بودم ممنونم ازت که برام این حسو ساختی پاشو دیگه هنوز باهات کار دارم تا این ژنرال نخوابیده باید منو جر بدی باهاشلباشو گذاشت رو لبام و منم همراهیش کردم و چشامو وا کردم لبامون وحشی تر شد اون خودشو روم تکون میداد
یهو جدا شد و گفت راستی باید مایعات بخوری بخاطر قرصه وگرنه سردرد میگیری
ازم جدا شد و کیرمو اروم از توی کصش دراورد که آبم شره کرد بیرون جفتمون با دیدنش خندیدیم بلند شد که بره دستشویی گشاد گشاد راه میرفت
گفت فک کنم پارم کردی جرم دادی من همینطور دراز بودم دستمال ورداشتم و کیرمو تمیز کردم که اونم خودشو شستو از یخچال دلستر اورد میدونست عاشق مزه دلستر تاکم مزه جالبی داره
اوردو دوتایمون خوردیم
فک کنم خیلی شد
راند دومو که با شکلات و خامه و … ترکیب بود رو بعدا براتون مینویسم
ببخشید خیلی زیاد بود سعی کردم جزئیاتشو بگم که لذت ببرید

نوشته: دائم الحشر

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی عاشقی, زنداداش از سایت سکسی خفن ایران 69