داستان سکسی کون نکرده و دول سوخته از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

دانلود جدیدترین و شهوتناک ترین رمان و داستان های سکسی طنز از سایت سکسی خفن 69


صبح از خواب بیدار شدم.طبق معمول جناب کیر خان با اون یال و کوپاله شیریش از خیلی وقت پیش آماده به کار نشسته بود و انگار مثلا من یه بُکُنِ حرفه ایم که الان از تو آستینم واسش کس بیرون میارم.بیچاره اون دستی هم که به سر و کله ات میکشم از روی ناچاریه…
ببینم!!میخوام بدونم تو با اون کله ی کیریت چطوره که اول صبح مثل آنتن برج میلاد سیخ وایسادی ولی تا چِشِت به یه کس میفته مثل نخ کاموا وا میری؟ها؟اخه تو چه پدر کشتگی با من داری که آبروم رو جلو همه میبری؟؟
دستمو توی شورتم بردم و از زیره خایه هام شروع کردم به خاروندن…
اوووووووووف چه حالی میده پسر.خدایا این شادیا رو دیگه از ما نگیر…
تق!تق!تق!
-کیه؟؟؟
-منم!!!
-منم کیه؟؟؟مثل بچه آدم نمیتونی حرف بزنی؟
-داداش منم دیگه امینم اذیت نکن.
-خب جون بکن بیا تو دیگه…
-داداش جون تو یه سوال ازت میپرسم راستشو بگو؟
-باشه تو حالا بنال ببینم چی میگی
-داداش سوراخ تو دستو بالت نیست یه حالی به ما بدی؟؟؟
-چرا دارم سوراخ خودم. میخوای؟فقط شرمنده هنوز پشماشو نزدم…آخه تو منو چی فرض کردی؟؟بعد میگم اسکول بهت بر میخوره.داداشت قیافه داره؟که نداره؟پول داره که نداره؟ماشین سواره؟که نیست؟اینم که تا چهار تا آدم میبینم شروع میکنم کسشعر تلاوت کردن واسه اینه که داغونم داغون میفهمی؟؟؟حالا به نظرت کی به این داداشِ درب و داغونت پا میده؟؟؟
-آره تو گفتی منم باور کردم.اونی که تو چشمای من میبینی عکس خودته داداش.با همه آره با من هم آره؟پس اون بنده خداهایی که هر روز سرِ کوچه میان دنبالت لابد واسه ثوابش سوارت میکنن نه؟به خاطر خرشانسیت هم هست که همه از دم جنس مونث تشریف دارن؟
یه لگد به گُردَش زدم و پخش شد روی زمین…
-ببینم حالا کارت به جایی رسیده آمارِ منو در میاری سیرابی؟واسه من بلبل زبونی میکنی؟بزنم از وسط نصفت کنم دیگه از این غلطا نکنی؟
-خاک تو سرت.مردم داداش دارن منم داداش دارم خوبه برم تو خیابان بیفته ام دنبال دختر مردم بزنن پارم کنن؟
بعد هم فیلم بگیرن بفرستن واسه این یارو فسیحِ ولی نژاد؟ها؟؟؟
-آخه بدبخت فسیح بیکاره بیاد یه لاشی مثل تو رو معروف کنه؟؟؟
-پاشو برو گمشو بیرون تا مامان نیومده هردومون رو پاره کنه.همینم مونده جاکشیه آقا رو بکنم.
ساعت ده سر خیابون منتظر بودم تا عسلم بیاد.ای جوووووون عسل.خدا کنه مامان باباش یه یک ماهی دیگه هوس کنن شمال بمونن ما هم دلی از عذا در بیاریم…
سوار ماشینش شدم که یهو گردنش مثل فنر کش اومد سمت من…
سرمو کشیدم عقب…دختر چیکار میکنی؟؟؟وسط خیابون آخه؟؟؟
-ببخشید یه خورده حالم بَده.فقط سریع بریم که خیلی کار داریم…
یه ذره ترس افتاده بود تو دلم.یعنی چشه این دختر؟؟؟
در کسری از ثانیه دم در خونشون بودیم…
خواست کلید بندازه در رو باز کنه که متوجه شدم دستاش داره میلرزه.کمکش کردم تا بریم داخل…
در رو بسته و نبسته همچین پرید بغلم که خودم با چشمای خودم دیدم که سه تا از رگای کمرم که منتهی میشد به بصل النخاع قشنگ پاره شد…
فقط به زور تونستم بشینم روی کاناپه.بیچاره یه طوری لبام رو میخور انگار لبای دی کاپریو رو میخورد…
از یقه ی پیراهنم گرفت و با یه فشار تمام دکمه هام تا پایین ریخت رو زمین…
-دیوونه این پیراهنو با پس انداز یکسالم خریده بودم این اداها چیه در میاری؟؟؟چی زدی مخت تاب برداشته؟؟مگه میخوای حاملم کنی عجله داری؟؟
هلش دادم پرتش کردم کنار…اما انگار گوشش بدهکار نبود سریع زیپ شلوارمو باز کردو کیرمو کشید بیرون…
چند تا لیس زدو سرشو بر داخل…داشتم چیز کیف میشدم که سر کیرمو گذاشت وسط دندوناشو محکم فشار داد…
دهنم به اندازه دهن یه اسب آبی باز مونده بود اما از ترس صدا از توش بیرون نمیومد که همسایه ها چیزی نفهمن…
بلندش کردمو شونه هاشو با دستم محکم گرفتم و داد زدم:چته بابا؟چه خبرته؟معلومه داری چیکار میکنی؟؟
-کیر میخوام کیییییییییر میفهمی؟داغونم امیر با این حرفات وقتمو نگیر بزار کارمو بکنم؟؟
کارتو بکنی؟خب اینجوری که از فردا باید صدام بزنی خواجه امیر!!!حالیته!!!
-عیب نداره!پس بیا زودتر بکن توش راحتم کن!!
از ترس داشتم میلرزیدم.آخه دخترای این دور و زمونه چرا اینجوری شدن؟مگه قرار نبود واسه یه در مالی و لا پایی کلی نازشو بکشم؟پس چی شد؟ کو اون آرمان های ا…م؟
-ببین عسل جون هر کاری یه راهی داره.همینجوری کشکی که نمیتونم هل بدم توش.باید اول بلند بشه بعد اون کاندوم لامصب رو بکشم روش بعد بکنم توش اوکی؟؟؟
-من نمیدونم فقط زودتر…
کرم دست و صورت رو مالیدم کف دستم و زحمت بلند کردن جنابِ خان هم افتاد گردن خودم…
حالت داگی خوابوندمش تا خوب سوراخ کون جان بیاد بالا…
محو تماشای صحنه بودم و از خود بی خود شدم…
یه کمی با سوراخش ور رفتم تا باز بشه و آروم سر کیرم رو نزدیکِ سوراخش بردم…که یهو صدای زنگ در اومد…
در آنِ واحد ریدم به خودم…
-ببینم منتظر کسی هستی؟؟؟
-نه بابا ولش کن.هر کی هست خودش میره شرشو کم میکنه…
ولی نه!!!انگار قصد رفتن نداشت…
-زودتر ببین کیه دست به سرش کن تا بره.مواظب باش نیاد داخلا!!!
آقا چشمتون روز بد نبینه درو که باز کرد مآمور مثل مور و ملخ ریختن داخل…
ما رو میگی لخت با یه کیر کلفت و شق رو کاناپه نشستیم و خشکمون زده…
-آقا!حقوق شهروندی!نظام ازلامی.حقوق بشر؟استقلال!آزادی!اخوی!لا خواهر؟!لا مادر!لا مفهوم؟؟؟
به زور شلوارم رو پام کردن و هر دومون رو کت بسته بردن تا به مکافات عملمون برسیم و پاک به بهشت بریم!!!
تازه اونجا بود که فهمیدم اوضاع از چه قراره…
خانم مست پشت فرمون بوده و زده یه موتوری رو ناکار کرده و فلنگو بسته و از قرار معلوم پلاکشو برداشتن و رو سوراخ مارو هم گرفتن!!!
ای داد!حالااااا به کی زنگ بزنم؟
احتمالا پدر گرامی کنده ی چنار قفقازی رو از پهنا بکنه تو کو…م!!!


نوشته: j2c


متن داستان سکسی کون نکرده و دول سوخته