داستان سکسی کون دادن به دوست پسرم بعد از ۴ سال از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی کون دادن به دوست پسرم بعد از ۴ سال


سلام مانا هستم قبلا تو یه تاپیک دیگه داستان ۴ سال پیشمو تعریف کردم که تحربه خوبی نبود و باعث شد من نتونم بعد اون با خیال راحت و بدون ترس سکس داشته باشم.
چند ماه بعد اون قضیه تونستم پسر داییم رو ببخشم و با هم دوست شدیم و رابطمون تا الان ادامه داره . الان تزدیک ۴ سال شده که با همیم . توی این ۴ سال من به خاطر ترسی که از سکس به خصوص سکس از پشت گرفته بودم جزعت سکس با سیاوش رو نداشتم و اونم چیزی نمیگفت با اینکه معلوم بود از این وضع راضی نیست و دوست داره سکس داشته باشیم. حدود ۱ سال بعد به اصرار خودم سکس از جلو داشتیم که پردم رو زد ولی با سختی زیادی بود . از طرفی من به خاطر ترسم از سیاوش مدام خودم رو منقبض میکردم و باعث میشدم دردم خیلی بیشتر بشه و از طرفی چون قبلش داخل کسم هیچی نرفته بود درد زیادی داشتم . خونریزی من شاید ۴ ۵ قطره بیشتر نبود ولی درد و سوزش زیادی رو تحمل کردم. بعد از اون دیگه سکس نداشتیم و تنها رابطه جنسیمون اورال بود که من برای اون ساک میزدم و اون کس منو میخورد و همو ارضا میکردیم. چند عفته بعد از اینکه پردمو زد یه دور دیگه از جلو داخلم کرد که درد کمتری داشتم ولی بعد اون دیگه کلا بیخیال سکس شدیم و به همون رابطه اورال راضی بودیم . از لحاظ عشق و عاشقی و عاطفی خیلی اوکی بودیم با هم و واقعا عاشق همیم ولی خب رابه جنسیمون خیلی خیلی سرد بود و دیگه دخول نداشتیم تا دیشب که هم از جلو و هم از پشت به سیاوش دادم .


ایتجوری شروع کنم که هفته پیش سه شنبه بیرون بودیم و وفتی نشستیم توی ماشین و میخواست منو به خونه برسونه سعی کردم باهاش راحب این موضوع حرف بزنم که میخوام بازم با هم سکس داشته باشیم و اروم اروم ترس من از بین بره. اونم از خدا خواسته قبول کرد و گفت اروم پیش میریم .
من هنوزم شک داشتم که اگه باز بخواد مثل اولین رابطمون وحشی گری داشته باشه و باعث درد کشیدنم بشه میتونم تحمل کنم یا نه. خیلی دو دل بودم و اینو به خودشم گفتم
که با یه لبخندی که انگاز میخواست بهش اعتماد کنم گفت: عزیزم من اون موقع یه اشتباهی کردم نتونستم خودمو کنترل کنم و اذیتت کردم تو هی باید به روم بیاری اشتباهمو؟
و ادامه داد: نترس این دفعه اون خریت رو نمیکنم !
خلاصه که رفتم خونه و هی با خودم درگیر بودم که اینکارو بکنم یا نه . خیلی خیلی میترسیدم و جرعت نداشتم هی میخواستم به سیاوش زنگ بزنم بگم کنسله سکس نکنیم ولی یه چیزی مانعم میشد. بالاخره که باید ترسم رو کنار میذاشتم.
از همون چهارشنبه شروع کردم به سرچ کردن و یکم اطلاعات به دست آوردم تو خود سایت شهوانی هم کلی راجب کون دادن سرچ کردم چون ببشتر ترس از من رابطه پشت بود نه جلو . میخواستم خودم تو اون چند روز اروم اروم با کونم ور برم تا یکم واسم عادی بشه و سکس راحت تری رو با سیاوش داشتع باشم.
حتی پریشب یا دو شب پیش بود یه تاپیکی زدم که چطوری باید موز رو وارد مقعدم کنم که درد نداشته باشم و خیلیا کمکم کردن .
یه سریا بانمک شدن در صورتی که سوال من کاملا حدی بود
یه سریا متاسفانه اومدن پیام خصوصی دادن که بیا من بازت میکنم چه نیازی به موزه و خیلی چیزای دیگه .
خلاصه با چیزایی که یاد گرفته بودم پریشب رفتم حموم چون میخواستم برای روز بعدم که با سیاوش قرار سکس گذاشته بودیم اماده باشم . بدبختانه مادر و پدرم خونه بودن و این کار منو سخت میکرد . به بهونه میوه خوردن یه موز و یه خیار و واسه اینکه کسی یه درصد شک نکنه یه نارنگی گذاشتم تو بشقاب و رفتم اتاقم . موز و خیار رو توی حولم قایم کردم و رفتم حموم . اول یکم زیر دوش وایسادم و فکر کردم که واقعا میخوام اینکارو بکنم؟ نکنه سیاوش باز وحشی بشه؟ نمیخواستم دوباره اون درد وحشتناک ۴ سال پیش رو توی کونم احساس کنم. یه سکس خیلی اروم و بی درد رو با عشقم میخواستم ولی راستش از سیاوش نطمئن نبودم و خیلی ازش میترسیدم. با اینکه بهم قول داد این دفعه اون اتفاقا تکرار نشه …
بگذریم من اول خواستم با خیار شروع کنم که کوچیکتر بود . هم خیار هم موز رو سعی کردم کوچیک تریناشو از یخچال بردارم . دستام میلرزید و قلبم تند تند میزد. یاد درد اون روز می افتادم و هر لحظه پشیمون تر میشدم. اخر دلو به دریا زدم و قبل اینکه منصرف بشم انگشتمو نرم کننده مو زدم که خیلی لیز کرد انگشتمو . جلوی آینه حموم یکم‌خم شدم و اروم سوراخ کونمو دست کشیدم . از ترسم نرم کننده بیشتری زدم بهش و انگشت اشارمو اروم اروم وارد کردم . یه درد خیلی خیلی کوچیک رو احساس کردم شروع کردم به عقب جلو کردن انگشتم تا داخل سوراخم حسابی نرم باشه . خم تر شدم و به سوراخم نگاهی کردم . از تنگ بودنش ترسیدم . به خیار دستم نگاه کردم و بعد به موزی که اونور گذاشته بودم . خدایا! من چجوری باید اینا رو داخل میکردم؟ با اینکه کوچیک بودن ولی استرس داشت منو میکشت. فردا چجوری کیر سیاوش که دو برابر اون موز قطر داره رو داخل کسم و بدتر از اون کونم جا بدم؟ تو همین فکرا بودم و هی استرسم بیشتر میشد. خیار رو ازوم آروم سعی کردم وارد کنم . چون سوراخم خیلی لیز بود هی سر میخورد و داخل نمیرفت . اخر سر کلافه شدم . روی زمین روی کمرم خوابیدم. زمین حموم خیلی سرد بود ولی چاره ای نداشتم . جلوی اینه پاهامو دادم بالا و سعی کردم سوراخ کونم رو پیدا کنم . خیار رو اروم داخل کردم . هنوز نوک خیار وارد شده بود که یهو از ترس خیار رو ول کردم و چون تقریبا هیچی ازش تو سوراخم نبود از دستم ول شد روی زمین. شروع کردم به گریه کردن و سعی میکردم صدام بیرون نره . از خودم حالم بهم میخورد که انقدر ترسو بودم که یه خیار کوچیک رو نمیتونستم وارد کنم . که ۴ سال بود خودمو دوست پسرمو از کونم محروم کرده بودم ولی دست خودم‌نبود. کانلا ناخوداگاه میترسیدم.
با بی حوصلگی بلند شدم و شروع به حموم کردن کردم . خیلی حالم گرفته بود و از فردا میترسیدم. متی که جرعت جا دادن یه خیار تو کونم ندارم چجوری کیر سیاوشو داخل میکردم؟
زیر دوش یکم گریه کردم موهامو بدنمو شستم و اومدم بیرون. سیاوش کلید خونه ی دوستش رو که رفته بود کرج پیش مادربزرگش رو ازش گرفته بود . دلم میخواست زنگ بزنم بگم فردا نمیام نمیتونم ولی نمیخواستم بازم رابطمونو سرد تر کنم


فرداش به بهونه ی اینکه شب خونه دوستمم و خانوادشم هستن مامان بابامو پیچوندم . توی کیفم یه سری وسایل گذاشتم مثل یه دست لباس و شرت اضافه ، لوسیون بدنم که قبل سکس میخواستم بزنم و هم بدنمو خیلی خوشبو میکرد هم براق
سیاوش چند تا خیابون دورتر از خونمون سوارم کرد و رفتیم به خونه ی دوستش . تو راه از سکس هیچ حرفی نزدیم و اون فقط باهام شوخی میکرد و حرف میزد تا یکم راحت باشم و استرسم کم شه
وقتی رفتیم تو خونه سیاوش توی اشپزخونه رفت و واسم اب میوه اورد تا بخورم. هر دقیقه که می گذشت بیشتر میترسیدم. سیاوش تیشرتشو و شلوارشو در اورد و من چشمم به کیرش افتاد . کیری که تو این چند سال فقط خورده بودمش و حالا از تصور رفتنش توی کونم وحشت داشتم. سریع نگامو گرفتم.
_پاشو عشقم بزار لباسای توام در بیارم. اماده ای دیگه؟ اگه الان اروم نیستی من مشکلی ندارم دیر تر انجامش بدیما عزیزم…
با لبخند لرزونی یهش نگاه کردم: نه امادم. فقط یکم استرس دارم
اومد جلو یه بوس کوچیک روی لبم کرد و شروع کرد به در اوردن تاپم و بعد شلوارم . تمام مدت نگاهم به کیرش بود و از استرس ناخونام رو تو کف دستم فشار میدادم. سیاوش سوتین و شرتمم در اورد و با لذت به بدنم نگاه میکرد .
با لکنت گفتم: بزار میخوام لوسیون بمالم به بدنم
_چرا من واست نمالم؟
بعد خندید: بدش به من عشقم
لوسیون رو از کیفم دراوردم و دادم دستش . پشت سرم وایساد و هر بار یه مقدار از لوسیون رو روی دستش میریخت و به بدنم دست میکشید. از شونه هام و بعد سینه هام رو اروم اروم میمالید و لوسیون رو روشون پخش میکرد . ردی کمرم و بعد دستشو لای پاهام برد و لای رونامو مالید. روی کونم دستشو کشید و گفت: ای جان! این خوشگلو باید بیشتر از همه لوسیون بزنم حسابی برق بزنه واسم! بعد با دستش ضربه ارومی به کونم زد . سرشو روی شونم خم کرد و در گوشم زمزمه کرد: کونت مال کیه هان؟
_ما…مال تو
_ کست چی؟؟
لبمو گاز گرفتم . از استرس نمیتونستم جوابشم بدم
دید جواب ندادم انگشتو لای شیار کسم کشید و گفت : خب؟
_ کسمم مال توئه …
_ آفرین! تو کلا مال منی ! کل بدنت کل روحت مال منه !
منو با خودش کشید توی اتاق . روی تخت ملافه ای کشیده بودش یه تخت که دو نفره نبود ولی یکم از یک نفره بزگتر بود. روی تخت نشست و گقت بیا بشین رو پام . نشستم . کیرشو زیر ارنجم حس میکردم . ضربان قلبم تند شده بود .
_آخ که چقدر دل این کیر ما واست تنگ شده بود!
و دستمو گرفت و روی کیرش گذاشت
با دلخوری نگاش کردم: دل خودت تنگ نشده بود دل کیرت واسم تنگ شده بود؟؟؟
گاز کوچیکی از گردنم گرفت: خودم که داشتم از دلتنگیت میمردم
چیزی نگفتم و کیرشو توی دستم گرفتم و اروم اروم مالیدم. از قطرش که کل دستم رو پر کرده بود باز ترسیدم و اب دهنمو قورت دادم . سیاوش شروع به مالیدن کسم کرد . دستشو لای کسم میکشید و چوچولمو با دستش میگرفت و ول میکرد .
_قربون این کست بشم من! ببینم خیلی وقته کیرم نرفته توش یادش نرفته صاحبش کیه که ؟ هان؟
و با دست سیلی محکمی به کسم زد
دستشو با دست ازادم گرفتم و گفتم نکن سیاوش
و به مالش کیرش ادامه دادم
سیاوش منو روی تخت خوابوند طوری که سرم رو تخت نبود . روی هوا بود و بیرون از تخت قرار داشت . این عادت لعنتیشو برای ساک زدن هنوز ترک نکرده بود و تو این چند سال ۷۰٪ ساک هایی که واسش میزدم تو همین پوزیشن لامصب بود . خیلی هم تاکید داشت که باید زیرش بخوابم و خودشو کیرشو تو دهنم بزاره ‌. چند بار وقتی نشسته بود خودم واسش ساک زدم که انگار خیلی خوشش نمی اومد . ازش خواستم دیگه تو این پوزیشن نکنه دهنم چون قشنگ حس خفگی بهم دست میده . طبق معمول همیشه گفتم: سیاوش به خدا اینجوری میکنی تو دهنم میخوام بمیرم . اذیت میشم . بزار خودم ساک بزنم واست
هر چند میدونم حرفم فایده ای نداشت
_ نمیشه مانا! اینجوری که میزارمش تو دهنت ۱ سانت هم بیرون نمیمونه! تو وقتی خودت ساک میزنی ناز داری تا ته نمیکنی تو دهنت . انقدر حرف نزن حالمو نگیر

همسشه سر این موضوع دعوا داشتیم . با دلخوری به کیر بزرگش نگاه کردم و خودمو برای خفه شدنم اماده کردم‌ . نسبت به اون اوایل بهتز شده بود و با ملایمت بیشتری کیرشو توی دهنم میکرد ولی بازم جالم از پوزیشن بهم میخورد . پاهاشو باز کرد و بالای صورتم ایستاد . کیرشو از پایین میدیدم که از این زاویه ابهت بیشتری داشت . اب دهنمو جمع کردم تو دهنم. سیاوش خیلی بدش می اومد دهنم موقع ساک زدن خشک باشه و اگه خشک می بود تو حلقم تف میکرد که منم متنفر بودم از این. واسه همین سعی میکردم همیشه موقع ساک زدن تف زیادی تو دهنم داشته باشم . سیاوش همیشه میگفت کیر وقتی تو دهن میره باید طوری بیرون بیاد که از شدت خیسی اب ازش بچکه! و منم از ترسم مخالفت نمیکردم
سیاوش سرمو با یه دست گرفت . گردنم درد گرفته بود . همیشه موقع ساک زدن کیرش تا ۲ روز گردن درد داشتم .کیرشو با اون دست نگه داشت و بدون وقفه تا ته تو دهنم کرد و تو همون لحظه اول با صدای مردونش آه بلندی کشید که همزمان بود با پر شدن دهن من . کل کیر تو دهنم بود . انقدر تو این مورد اذیت میشدم که بعد ۴ سال هم عادت نکرده بودم. به قول خودش حیف بود ۱ سانت از کیرشم از دهنم بیرون باشه . اگه امکانش بود تخماشم به زور تو دهنم جا میداد . کیرشو همینطوری با دست تا ته نگه داشته بود تو دهنم و به منی که دست و پا میزدم توجهی نمیکرد ‌. حس خفگی شدیدی داشتم . شاید ۳۰ ثانیه یا بیشتر کیرشو تو همون حالت تا ته تو دهنم نگه داشته بود و ذره ای ازش رو در نمی اورد . تا تکون میخوردم و سعی میکردم دهنمو از زیر کیرش در بیارم دوباره سریع فشار نیداد و اجازه نمیداد بیرون بیاد . یهو ولم کرد که کیرش مثل فنر از حلقم بیرون پرید و سیاوش یه قدم رفت عقب . نفس صدا دار خیلی بلندی کشیدم و چشامو باز کردم . روی تخت نشستم. سیاوش کیر خیسشو دستش گرفته بود .
با صدای خفه ای گفتم : سیاوش حالم از این مدل ساک زدن بهم میخوره . و شروع به سرفه کردم .
_ زر نزن مانا . بخواب تا تلمبه بزنم تو دهنت.
_ توروخدا بزار حالم یکم جا بیاد داشتم خفه میشدم سیاوش
بدون توجه به حرفم موهامو اروم گرفت و کشید و محبورم کرد بخوابم . انگار چاره ای نداشتم. از اون پایین به سیاوش که کیر خیسشو بالا سرم نگه داشتم بود با اخم زل زدم . شروع کرد به مالیدن کیرش به صورتم . صورتم خیس و خیس تر میشد از تف . تو این ۴ سال هنوز عادت نکردع بودم به این مدل ساک زدن و هر بار اذیت میشدم . وقتی کیرشو کامل با صورت من خشک کرد گفت : آهااا حالا شدی یه دختر خوب! دهنتو باز کن مانا. بگو آااااااا . بدو . تا تهِ ته باز میکنیا . و گرنه خودم مجبورم بازش کنم اونوقت تضمینی نمیکنم دهنت جر نخوره
با ناراحتی بهش زل زدم که داد زد : گفتم دهنتو باز کن بگو آااااااااا
دهنمو تا جایی که جا داشت باز کردم و گفتم آاا در عرض یک ثانیه کیر تو دهنم بود حتی اجازه نداد کامل دهنمو باز کنم . چشام از حدقه بیرون زده بود . سریع شروع کرد به بالا پایین شدن . سرمو با دستش نگه داشته بود تا سرم تکون نخوره. تند تند خودشو تکون میداد و کیرش میرفت بالا و باز می اومد پایین تا ته حلقم . صدا های عق مانندی از دهنم بیرون می اومد .
_ ای جااااااان! هیس ! فکر نکن اینجوری سر و صدا کنی کیرمو میارم بیرون از حلقت! ببین مانا تلمبه میزنم کیرمو بیارم بیرون ببینم اونجوری که میخام خیس نیست مجبورم دوباره حسابی تو دهنت بزازمش بالا پایین بشم تا خیسش کنیا. دختر خوبی باش! انقدر تکون نخور !
زیرش تکون میخوردم و با دستم دستشو گدفته بودم تا یهش نشون بدم دارم خفه میشم ولی توجهی نمیکرد و بالا پایین میشد.
با صدایی که به سختی واسه خودمم قابل شنیدن نبود گفتم سیاووووش ولی چون کیر تو دهنمو پر کرده بود خیلی نامفهوم از دهنم صدا بیرون می اومد .
تند تر تو دهنم تلمبه زد : جان سیاوش؟ کیر میخوای اره؟ هیس! انقدر سروصدا نکن خب دارم بهت کیر میدم دیگه! بخور . حسابی بخور تا سیرت کنه! مانا به والله دندونت مثل اون دفعه بخوره بهش همچین میزنمت صدا سگ بدی!
چند دقیقه تلمبه زد و من از شدت خفگی جشام سیاهی میرفت. در اخر چند ثانیه بددن حرکت کیرشو تا ته تو حلقم‌نگه داشت و روی صورتم نشست و خیلی یهویی از رو صورتم بلتد شد که کیرش در اوند از دهنم بیرون . قبل اینکه بخوام یه نفس بکشم کیرشو یکم روی صورتم کشید و رفت عقب ‌. شروع کردم به نفس بلند کشیدن و سرفه هام شروع شد . با کیر راست شده جلوم وایساد و گفت بمالش واسم مانا! تو همون بیحالی و خفگی که هنوز داشتم بی حال کیرشو گرفتم و اروم می مالیدم که داد زد : تندتر!
تندتر مالیدم که گفت بسه و من بیحال مثل جسد روی تخت افتادم. کیرش به شدت راست شده بود و تو حالت راست شدش کلفتیش بیشتر به چشمم می اومد . یه لیوان اب بهم داد که حالم بهتز شد
_سیااااوش نمیدونم چه مرگته چه اصراری داری این مدلی واست ساک بزنم هر بار تا مرز مرگ میرم و میام
دستی رو موهام کشید و گفت : ببخش قربونت برم من ندل دیگه ساک بهم حال نمیده. ببخشید عشقم
با صدای گرفته گفتم: خب اگه یه بار همینجوری که داری روی صورتم بالا پایین میشی نفسم بگیره بمیرم چی؟
اخمی کرد و گفت: دهنتو ببند دیگه زیاد داری چدت میگی مانا!
دست به سینه نشستم و با اخم اونور رو نگاه کردم . اومد پیشم نشست پیشونیمو بوسید و گفت: خببب حالا واسه اینکه از اون دل حوشگلت در بیارم میخوام اون کس قشنگت رو حسابی بخورم! بخواب رو تخت ببینم خانومم
_ نمیخام
_ بخواب دیگه! نمیدونی چقدر دلم هوس خوردن کستو کرده! قهر نکن دیگه امشب کلی کار داریم با هم قهر نکن نرین تو حالمون و شروع به خندیدن کرد .
روی کمرم خوابیدم. پاهامو از زانوهام گرفت و به شدت برد بالا . همیشه وقتی این‌کارو میکرد سوراخ کس و کونم کامل میزد بیرون و اونم شروع به خوردنشون میکرد.
_ آی یواش وحشی تا شدم از وسط!
_ هییییس چشاتو ببند حال کن چرا تو انقدر حرف میزنی دختر؟
پاهامو طوری بالا داده بود که زانو هام تا صورتم اومده بود . خیسی زبونشو روی کسم حس کردم و از خود بیخود شد . قهر از یادم رفت و آه کشیدم .
_ ای جانم تو که حسابی خیس کردی قربونت برم . الان خیس ترت میکنم!
و زبونشو محکم روی چوچولم کشید که من جووون بلندی گفتم
_ قربون اون جون گفتنت برم من! قربون اون کس خوشمزشت بشم!
شروع کرد به گاز گرفتن های کوچولو از کسم و من رو ابرا سیر میکردم . بلند ناله میکردم
_ ااااایییی سیاوش حسابی لیسش بزن! وااااای وااای همونجاست اونجا خیلی حال میده وقتی زبون میزنی!
_ فدات بشم من همه جاشو واست زبون میزنم خوشگلم
ناله هام شدت گرفت که یهو زبونشو از کسم کشید پایین و رفت روی سوراخ کونم که جیغ ارومی زدم و لبمو گاز گرفتم .
_ وای سوراخ کونشو ببین! اخه دختر من چه کونی بگام امشب ازت! تلافی این چند سال رو در میارم
با این حرفش باز ترس تو دلم افتاد ‌. شروع به خوردن کونم کرد . تف میزد به سوراخم و زبونشو توی سوراخم لول میکرد . بعد چند دقیقه روی تخت خوابید و من اروم روی صورتش نشستم . دماغش لای شیار کسم کشیده میشد و دهنشو به سوراخ کونم چسبونده بود و میک میزد. قبل اینکه آبم بیاد بلند شدم و آااااه بلندی کشیدم .
ازش تشکر کردم: مرسیی عشقم خیلی وقت یود اینجوری حال نگرده یودم
چشمکی زد : حالا حال کردنات مونده بزار اون موقع از اقات تشکر کن
ته دلم خالی شد …
من و سیاوش رفتیم صورتمونو شستیم تا یکم سر حال بشیم و من از ترس نزدیک بود گریم بگیره . با نگرانی به کیر سیاوش نگاه میکردم. سیاوش زودتر از من از دستشویی بیرون رفت و من چند ثانیه بعد رفتم که با دیدن چیزایی که دست سیاوش بود رنگم بیشتر پرید. بات پلاگ هایی بود که با هم از یه پیج اینستا سفارش داده بودیم . اب دهنمو قورت دادم
یکیش یه چیز دراز بود که حالت گوی های به هم چسبیده داشت و یه سری دایره کوچیک مثل توپ پینگ پنگ به هم وصل بودن . یکیشم یه گوی کوچیک شیشه ای بود که نوکش نازک بود و یهو پهن میشد و قسمت پهنش ۷ ۸ سانت قطر داشت . تهشم یه دایره الماسی کوچیک قرمز رنگ بود . وقتی بات پلاگ ها رو عکسش رو دیده بودم انقدر وحشتناک به نظرم نمیرسیدن ولی الان میخواستم غش کنم از ترس .
_ بیا اینجا مانا!
نفس نفس میزد!
اروم رفتم جلو و در حالی که نگامو از بات پلاگا بر نمیداشتم با لکتت گفتم: سیاوش میشه اول کسم رو بکنی؟ من واقعا واسه کون اماده نیستم میترسم!
_ ترس نداره عشق من! مانای من! من کار سختو اول میکنم! کونت الان چند ساله چیزی توش نرفته باید کیر بخوره الان! اروم باش چرا انقدر استرس داری؟ بهت قول دادم مثل اون دفعه نکنم دیگه مگه اعتماد نداری بهم؟ سراغ کستم میرم ولی کونت مهم تره الان
چشام پر اشک شده بود . از تصور اون بات پلاگا تو سوراخ کوچیک کونم و بعد از اون کیر توی کونم بدنم میلرزید . یه لحظه به غلط کردن افتاده بودم
_ بیا مانا جان! بخواب که من دیگه طاقت ندارم! چیزی نیست عزیزم! خیلی اروم پیش میریم ! تا من‌اینجام از هیچی‌نترس!
با بغض رفتم و روی تخت دمر خوابیدم . یه نگاه به بات پلاگا کردم که تو دست سیاوش بود و یه نگاه به کیر سیاوش انداختم و به زور جلوی خودمو گرفتم که نزنم زیر گریه .
_خب خانوم کوچولوی من! چرا انقدر سفتی؟ پاهاتو باز کن قربونت برم اینجوری که سوراخ کونت اصلا معلوم نیست. و خندید و خم شد بوسه ای روی سرم گذاشت.
لبام از ترس و بغض میلرزید و به زور خودمو کنترل میکردم که گریه نکنم
همونجوری که پاهام روی زمین بود و بدنم روی تخت، یکم پاهامو باز کردم. سیاوش هووف ارومی کشید ، معلوم بود به زور داره خودشو نگه میداره تا عصبی نشه و گفت : بازتر کن مانا! نفسم! این ترس نداره که! میخوام فقط یکم سوراخت باز بشه با این بات پلاگ ها که بعدش بتونم کیرمو بکنم تو و دردت نیاد! باز کن !
بعد چند ثانیه که دید من باز نمیکنم پای سمت چپم رو با دستش گرفت و گذاشت روی تخت و گذاشت پای راستم روی زمین بمونه . با زانوش اروم ضربه ای به رون پای راستم زد که بیشتر بازش کنم . هیچی نمیگفتم چون اگه حرفی میزدم بغضم میترکید و گریم شروع میشد
بالشتی برداشت با یه دستش یکم منو به سمت بالا کشید و بالشت رو زیر شکمم گذاشت.
_ افرین! حالا شد! سوراخ کونت الان تازه اومد بیرون ! همینه! و ضربه ارومی روی کونم زد . اومد جلو و دستشو جلوی دهنم گرفت و گفت تف کن اینجا عشقم. که دید من چشام اشکیه و اروم گفت: هیششششش! اروم باش هیچی‌نیست! من اینجام !
روی دستش تف کردم و باز سرمو با بغض رو تخت گذاشتم . پایین تخت جلوی کونم زانو زد و دست تفیش رو به سوراخم کونم مالید . بعد سرشو نزدیک اورد و یه تف بزرگ روی سوراخ کونم انداخت و اونم روی سوراخ کونم مالید . یه انگشتشو اروم کرد تو کونم که فقط تکون ارومی خوردم .
بعد دو تا انگشتش رو داخل کرد که اروم نالیدم: آیی! نکن!!!
هیس! ساکت باش!
با تحکم صداش ساکت شدم و سرمو بیشتر تو روتختی فرو بردم تا اشکامو نبینه .
اون بات پلاگی که به صورت توپی های بهم چسبیده بود برداشت و اومد جلو . با یه دستش زیر چونمو گرفت و اکند سرشو اورد بالا و بات پلاگ رو به لبام جسبوند: خیسش کن قربونت برم
و داخل دهنم فرو کرد . یکم جلو عقبش کرد و در اورد . _ افرین!
دوباره رفت پایین تخت پیش کونم . سرمو بیشتر تو تخت فرو بردم و ملافه رو با دستم محکم‌مچاله کردم . با حس چسبیدن نوک بات پلاگ به سوراخم لرزی کل بدنمو گرفت و در عرض یک ثانیه یه حس عجیب و یکم‌دردناک گرفتم. سوراخم پر شد و اولین گوی وارد شد . بعد که کامل اولیش رفت تو حس خالی شدن گرفتم . _ آاخ سیاوش!
_ جان دلم؟ میبینی درد نداره عزیزم؟ این قطرش خیلی کمه تو فقط نفس عمیق بکش و به حرفم گوش بکن
و ببشتر فشار داد و گوی دوم رو واردم کرد . ترسیدم چیزی بگم و فقط لبمو محکم گاز گرفتم . درد خیلی زیادی نداشت ولی حس بدی میداد بهم . یه لحظه سوراخم باز تز میشد وقتی گوی کامل وارد نیشد دوباره بسته میشد و تو کونم حس پر بودن میکردم . تا ۵ تا گوی بات پلاگ رو واردم کرد و کم کم داشتم درد رو حس میکردم .‌ آییی سیاوش توروخدا دیگه بقیشو نکن تو! بسمه! آی سوراخم تیر میکشه سیاوش!
_ساکت باش تو تعیین نمیکنی چند تا بکنم تو سوراخت!
و ششمی رو وارد کردم که بغضم ترکید و شروع کردم به اروم اروم هق هق کردن .
_هیس گریه نکن مانا! باید تحملش کنی تا سوراخت باز بشه یکم! ببین دارم با مهربونی بهت میگما ولی به حرفم گوش نمیدی رو اعصابم بری جر واجرت میکنم فهمیدی؟
همونجور که با صدای اروم گریه میکردم سرمو تکون دادم و رومو بزگردوندم.
_ خب فعلا همین ۶ تا کافیته! میخوام درش بیارم اون یکی بات پلاگ رو بزارم تو کونت
خیلی اروم و با صدای لرزون از گریه گفتم :توروخدا اروم در بیار
یکم کشید بیرون که یکی از گوی ها از کونم اومد بیرون و حس خالی شدن و یه سوزش رو داشتم : آی! دردم میاد
_ صداتو ببر!
انقدر اینو محکم گفت که جدعت نکردم چیزی بگم دوباره . همینجوری که میکشید بیرون و دونه دونه اون توپی ها خارج میشدن من فقط با هر کدومشون که در نی اومدن جشامو روی هم فشار میدادم و لبمو گاز میگرفتم که چیزی نگم
بات پلاگ رو اونور گذاشت و با دو دستش لپای کونم رو باز کرد و لای سوراخمو نگاه کرد : خوبه! ولی باید بیشتر باز بشی هنوز خیلی خیلی تنگی .
شروع کردم به گریه: سیاوش بیشتر از این‌نمیخام توروخدا بیا بیخیالش شیم!
با خشم بهم نگاه کرد: دهنتو میبندی یا باید دوباره با کیرم خفت کنم؟ دارم به زور تحمل میکنم کتکت نزنما! رو اعصابم‌نرو مانآ! این کون باید اخر امروز کیر منو قورت بده انقدر گشاد بشه! خودم بازت میکنم!
_ اما تو به من قول دادی اذیتم نکنی!
بلند داد زد: اگه خفه شی و دو دیقه تحمل کنی تا اروم اروم بازت کنم اذیت نمیکنم!!!
از شنیدن دادش ترسیدم و گریم شدیدتر شد .
_پاتو دوباره باز کن میخام این یکی رو بکنم تو سوراخت
به اون یکی بات پلاگ نگاه کردم . وحشتناک بود . وقتی اکن یکی به اون قطر کم اون درد ک سوزش رو اخرش داشت این یکی میخواد چکارم کنه؟
با صدای ارومی گفتم: میشه اون یکی رو نکنی؟ درد میگیره خیلی!
اونم که یکم اروم شده بود گفت: تو دو دیقه تحمل کن درد نمیگیره! کیر من قراره بعد این بره تو کونت! حتما میخوای بگی اونم نکنم توش اره؟ بخواب مانا نمیخوام باهات دعوا کنم ناراحت بشی!
با گریه سرمو روی تخت کوبیدم و باز پاهامو باز کردم و یکیشو گذاشتم بالای تخت
نوک بات پلاگ رو گذاشت سر کونم .
_ مانا شروع کن تا ۳ بشمار با هر شماره یه نفس عمیق میکشی فهمیدی؟
سرمو اروم‌تکون دادم و با صدای گریونم گفتم : ۱ و نفس کشیدم
۲ …
و قبل اینکه بخوام ۳ رو بگم سیاوش بات پلاگ رو وارد کونم کرده بود! وقتی وارد شد تاره من ۳ رو گفتم که با جیغ بلندم یکی شد : سههههههههه!
آییییییی! سیاوش!
کل بات پلاک تو کونم بود و بدجور حس میکردم تو سوراخم پره!
شروع کردم به گریه کردن
سیاوش شروع کرد به بوسیدن رونام و بعد لای کسمو باز کرد و لیسی بهش زد و من همچنان گریه میکردم
_باید یهویی میکردم تو! اینجوری بهتر میتونی تحمل کنی فدات بشم
بات پلاگ رو از قسمت الماسش گرفت و کشید بیرون که همراه با بیرون اومدنش منم جیغی زدم و باز ولو شدم رو تخت
_ هیس هیس تمومش کن مانا! تموم شد دیگه! اروم باش !
دستشو روی بینیش گذاشت: میگم ساکت! تموم شد ! جلوی اینه قمبل شو ببین سوراخت یکم باز تر شده .قمبل کن .
به زحمت پاهامو تو شکمم جمع کردم و قمبل شدم . با چشای اشکی زل زدم به آینه پشت سرم سیاوش با دو تا دستش لپای کونمو باز کرد و سوراخم افتاد بیرون . نسبت به قبل باز تر شده بود و ذق ذق میکرد .
_ بیا بشین رو پام ببینم
روی پای سیاوش نشستم و زل زدم‌ به چشاش
_ گریه نکن اینجوری! اینجوری میکنی که من دلم‌نمیاد کیرمو بکنم تو کونت! نکن دختر! و بوسه ای روی شقیقم زد و سرمو گذاشت روی شونش. هنوز داشتم هق هق میکردم .
_ تموم شد دیگه بیخودی گریه نکن! پاشو اصلا لباساتو تنت کن بگیر بخواب استراحت کن اصلا دیگه بیخیال نمیکنمت! تحملشو نداری
سرمو از شونش برداشتم و گفتم : نه نه! تا اینجاش اومدم بقیشم بریم! بالاخره باید یه روزی بدم بهت دیگه
با نوک انگشتاش اشکمو پاک کرد: اخه تو نمیزاری که! منم دلم نمیاد این مدلی ! دوست ندارم به اجبار باشه مثل اون دفعه
از روی پاش بلند شدم و سریع دفتم روی تخت یه جوری قمبل کردم که کس و کونم کامل افتاد بیرون و بهش گفتم: بیا سیاوش میخوام همین امروز انجامش بدم!
سیاوش اومد لبمو بوسید و رفت پشتم.
دستمو جلوی دهنم گذاشتم تا جیغ نزنم
و کیر سیاوش رو حس کردم که اروم اروم داره واردم میشه
صورتمو از درد جمع کردم و شروع کردم به گریه کردن.

_ باز داری گریه میکنی که مانا! هنوز نصفشم تو نرفته! در بیارم بیرون؟
سرم به نشونه منفی تکون دادم و سیاوش یهویی خودشو انداخت روم . در عرض یک ثانیه من روی تخت پهن شدم و سیاوش روم افتاد و کیرش تا ته وارد کونم شد . فریاد بلندی از درد زدم و بعدش سریع گریه هام شروع شد . بین گریه داد میزدم . سیاوش تو همون حالت نگه داشته بود و چسبیده بود بهم و نمیزاشت تکون بخورم و دستشو برده بود عقب و کسمو از پشت میمالید.
سرشو به سرم چسبونده بود و لباشو روی صورتم میکشید و هر چند ثانیه بوسم میکرد .
درد زیادی داشتم و سوراخ کونم انگار که چاقو زده باشن میسوخت. دست سیاوش رو تو دستم گرفته بودم و گریه میکردم.
_ شل کن عزیزم. هیس! چیزی نیست کامل رفته تو . تو فقط چون سفت گرفتی درد داری . میخوام تلمبه بزنم مانا شل کن خودتو .
و من اصلا درست نمی فهمیدم چی میگه و گریه میکردم.
دید شل نمیکنم با دست یه ضربه به کونم زد و بعد شروع کرد به مالیدن کسم . کسمو تند تند میمالید و همزمان لباشو به صورت من چسبونده بود و کیرشو تک همون حالت تو کونم نگه داشت . وقتی کسمو مالید یکم شل شدم و وسط گریه هام اه و ناله میکردم .
قبل اینکه دوباره خودمو سفت کنم از روم پاشد و کیرشو تا سرش بیرون کشید که نفسم رفت و آخ بلندی گفتم. بعد دوباره خوابید روم و گریه من بیشتر شد . همونجوری که خودشو روم انداخته بود تا تکون نخورم داشت تلمبه میزد و با هر بیرون رفتن کیرش و دوباره وارد شدن داد میزدم و هی میحواستم فقط زودتر تموم بشه .
بلند نفس میزد صدای نفس تفس زدتش با گریه من قاطی شده بود
_ وای مانا خیلی تنگی . خودتم سفت میکنی تنگ تر میشی ‌. شل کن عزیزم بزار خودتم لذت ببری .
و به تلمبه زدنش ادانه داد . بیحال روی تخت افتاده بودم و هق هق میکردم.
بعد چند دقیقه کیرشو کشید بیرون ک من سریع دستمو روی سوراخ کونم گذاشتم و با گریه شروع کردم به مالیدنش. دستن که میزدم شدیدا میسوخت .سیاوش دستمو برداشت بوسه ای روش زد و خودش شروع کرد به مالیدن سوراخم : جانم . هیچی نیست عزیزم بهتر میشی الان ‌. ببخشید اکه اذیت شدی به خدا خیلی سفت میگیری خودتو ‌. دیدی اولش با بات پلاگ بازت کردم زاحت تر تونستیم کیرمو بکنیم تو کونت؟ دیدی هیچی نیست؟ هیس گریه نکن .
برم گردوند و پاهامو داد بالا . سرشو پایین اورد و شروع کرد به خوردن کسم .
_ الان کس خوشگلتو میخورم درد یادت بره ‌‌. قربونت برم من
بین گریه هام ناله میکردم . موهای سیاوشو تو مشتم گرفته بودم و سرشو به کسم فشار میدادم . نفسای گرمش که به کسم میخورد حس میکردم الانه که از حال برم .
_ خب عزیزم بیا بشین رو کیرم یه ذره بکنم تو کست تا کونت دردش اروم بشه . نترس عشقم. کستو قبلا هم افتتاح کردم دیگه ! اذیت نمیشی الان
و خولبید روی تخت
رفت بالای سرش و سعی کردم نوک کیرشو با کسم تنظیم کنم . کسم از تف سیاوش خیس خیس بود و حسابی لیز شده بود .
سیاوش کیرشو با دست گرفته بود و یه دستشم دور کمر من بود. _اروم بیا پایین خوشگلم. نترس اکه دردت گرفت سریع میری بالا در میاد از کست ‌.
تا یه تکون کوچیک میخوردم سوراخ کونم درد میگرفت ‌. حس میکردم گشاد شده و هوا میرفت توش .
اروم روی کیر سیاوش نشستم و پایین تر رفتم .
یه لحظه یه لرزی به تنم افتاد ‌. سر کیرش تو کسم بود . تا کلاهکش داخلم رفته بود . درد نداشتم ولی از ترس میلرزیدم ‌.
_ افرین دختر خوب ! ببین اروم انجامش میدیم چقدر راحتی! بیا پایین تر اروم عشقم . نترس من اینجام هواتو دارم
خودمو فشار دادم و پایین تر رفتم . ۲ ۳ سانت پایین تر از کلاهکش داخلم رفته بود . آه بلندی کشیدم و خواستم برم پایین تر که یهو با درد که تو کل کس و شکمم پیچید جیغی زدم و سریع از کیر سیاوش بلند شدم . سیاوش با بی حوصلگی نگاهشو به اطراف چرخوند و بعد دستشو روی صورتش کشید . لبمو گاز گرفتم . دست خودم نبود تت یه فشاد کوچیک می اومد یا درد میگرفت نمیتونستم ادامه بدم.
_سیاوش ببخشید.
_ کیرم خوابید به خدا مانا! قربونت برم دو ساله کیر تو کست نرفته طبیعیه یه لحظه دردت بیاد دیگه! ای باباااااا
و شروع کرد به مالیدن کیرش تا بیشتر نخوابه .
با اخم بهم نگاه کرد و گفت بیا بخواب روی تخت پاهاتو باز کن خودم میکنم تو.
با ترس یه نگاه به تخت کردم یه نگاه به سیاوش
که سیاوش سدم داد زد: بدو بیا دیگه خسته شدم!
رفتم و رو تخت به کمرم خوابیدم . پاهامو باز کردم و سیاوش وسط پاهام جا گرفت. بغص گلومو گرفته بود . شروع کرد به مالیدن چوچولم. تو چشاش نگاه نمیکردم و چشمو به کیرش دوختم . نوک کیرشو هل داد تو کوسم و در عرض یک ثانیه ۵ سانت از کیرش داخلم بود . دوباره یه سوزش گرفتم و یه تکون سریع خوردم که با دست نگهم داشت : تکون نخور! تکون بخوری محکم‌میکنم تو! عصبانیم نکن
یه دستمو تو دستش گرفت و با اون دستش شروع کرد به هل دادن کیرش تا ادامشم داخلم بشه . دستشو محکم فشاد میدادم ولی جرعت نمیکردم که چیزی بگم یا جیغ بزنم . کل کیرش رو داخل کرد و من فقط اروم اشک میریختم . حس میکردم کسم کاملا پر شده . دردش از کونم خیلی خیلی کمتر بود ولی بازم دردناک بود .
سیاوش روم خوابید و شروع کرد به لب گرفتن. کیرش تا ته داخل بود و داغی کیرشو داخل کسم حس میکردم. بعد اروم لباشو از روی لبامو پایین کشید و چونمو بوسید . رفت پایین تر و شروع کرد به خوردن گردنم . شروع کردم به ناله کردن ‌. تا دید من یکم اروم شدم شروع کرد به تلمبه زدن . کیرش تو کسم جلو عقب می شد .
_ جاااانم . نمیدونی چقدر دلم واسه کست تنگ شده بود دختر . همونطوری که کیرش تا ته داخل بود چوچولمو تند تند میمالید و من لذت رد همراه با درد تجربه میکردم . دست سیاوش رو طوری فشار میدادم که دستش قرمز شده بود . یه لحظه سریع کیرشو بیرون کشید و تا من اومدم یه نفس بکشم یهو دیدم خیلی وحشیانه پاهامو داد بالا
_ سیاوش جکار میکنی؟
قبل اینکه به خودم بیام کیرش دوباره تا ته توی کسم بود . چون انتظارشو نداشتم داد بلندی زدم و شروع کردم به گریه . پاهامو طوری بالا داده بود که فقط زانوهامو می دیدم که تا صورتم اومدن . کیر سیاوش رو حس کردم که داره تند بالا پایین میشه تو کسم و فریاد زدم ‌.
_ جوووون اینجوری چقدر تنگ تری مانا! تفصیر خودته دیگه انقدر لجبازی میکنی نمیزاری ازت لذت ببرم!
و جوابش فقط گریه های من بود . با گریه گفتم: سیاوش اینجوری خیلی دردم میاد . توروخدا. کمرمم دازه میشکنه . نکن سیاوش. آییییییی
که با صدای داد سیاوش دهنمو بستم : خفه شووووو!
یهو دیدم کیرش از کسم بیرون کشیده شد و سوراخ کونم اتیش گرفت. چنان جیغی زدم که خودمم وحشت کردم سیاوش یه لحظه با تعجب نگام کرد و بعد چند ثانیه یهو از عصبانیت قرمز شد و قبل اینکه کاری کنم یه سیلی محکم تو گوشم خورد. شروع کردم به بلند گریه کردن که دستشو روی دهتم گذاشت و محکم فشار داد . _ خفه خون بگیر! فقط خفه خون بگیر!
شروع کرد به تلنبه زدن تو کونم و من انقدد درد حس میکردم که صدای جیغای بلندحتی از زیر دستشم که محکم روی دهتم فشار میداد شنیده میشد. اشکام کل صورتمو خیس کرده بود ‌‌.
هنوز از سیلی که تو گوشم خورده بود شوک بودم و از کاری که کرده بود . تو همون حالت با گریه دستشو گاز گرفتم که دوباره سیلی محکمی به گوشم خورد : آدم‌نمیشی نه مانا؟ حتما باید کتک بزنم؟ اینا رو با داد گفت و بعد سرعت تلنبه زدنشو زیادتر کرد . فقط جیغ میزدم و خودمو تکون میدادم تا بتونم بیام بیرون از زیرش ولی اون پاهامو تو همون حالت که داده بود بالا محکم نگه داشته بود و با کیرش روی کونم نشستع بود و بالا پایین میشد . هیچ جوره راه فدار نداشتم. انقدر جیغ زدم که بیحال شده بودم و با هر تلمبه فقط اه میکشیدم . کیرشو با دست گرفت و از کونم کشید بیرون و سریع کرد تو کسم . دوباره در اورد و کرد تو کونم . حتی دیگه تلمبه نمیزد توشون فقط فشار میداد تو کونم بعد از ۱ ثانیه نیاورد بیرون و میکرد تو کسم و اینکارو تکرار میکرد . حس میکردم هم کونم هم کسم جر خوردن . از شدت درد و بیحالی چشامو بستم و فقط بی صدا گریه میکردم . کمرم داشت میشکست ‌. دوباره کرد تو کونم و دیگه در نیاورد و شروع کرد تند تند تلمبه زدن . با نهایت سرعتش تلنبه میزد و من زیرش داشتم جون میدادم. با تلمبه زدنش بلند داد میزد . نمیدونم چند دقیقه گذشته بود که یهو بلند شد و کیرش اومد بیرون ‌.که یهو آب منم اومد وداد بلندی زدم. با بیرون کشیدن کیرش سوزش شدیدی رو حس کردم و هق هق کردم چشمم افتاد به کیرش که سرش خونی بود وحشت کردم .شروع کردم به بلند گزیه کردن : خیلی آشغالی سیاوش ! حالم ازت بهم میخوره! عوضی وحشی! نمیتونی دو دیقه اروم سکس کنی؟
و با درد خم شدم و کون و کسمو تو اینه چک کردم . اشکام بند نمی اومد . سوراخم اندازه قطر کیر سیاوش گشاد شده بود و خونی بود . کسم دل دل میزد و گشاد شده بود . و چون ابم اومده بود خیس خیس بود. به معنای واقعی جر خورده بودم. سیاوش خون روی کیرشو با دستمال پاک کرد و اومد جلو گفت : سریع بخواب رو تخت. آبم نیومده هنوز
با دست هلش دادم اونور و جیغ زدم: آشغال وحشی جر واجرم کردی بازم میخوای بکنی . مگه من چقدر جون دارم؟ تازه کتکم زدی ! حالمو بهم میزنی سیاوش با این وحشی بازیات
که یهو دیدم با دستش چسبید به موهام و همونجوری که موهامو کشید خم شد تو صورتم و داد زد: بهت گفتم این کون باید تا شب طوری گشاد بشه که کیر منو قورت بده . تو این ۴ سال کی اذیتت کردم ؟ به خاطر ترس مسخرت هیچ کاری نکردم تا خودت اماده باشی! اصلا دوست داشتم جرش بدم! کونت کست همه چیت مال منه! برو خدارو شکر کن دلم واست سوخت کون و کستو یکی نکردم یکم دیگه پررو بازی در بیاری یه کار میکنم صدای داد هات تا اون سر دنیا بره! شیرفهم شد؟
جیغ میزدم و میخواستم‌موهامو از دستش بیرون بیارم : اآاااااااخ سیاوش غلط کردم ول کن موهامو کندی!!! ول کنننننن میگم!
با موهام منو کشید و باز پرت کرد رو تخت و قبل اینکه پاشم و فرار کنم اوند یه دونه خوابوند تو گوشم و نگهم داشت.داد بلندی زدم .
سیاوش همونطور که با دست نگهم داشته بود گفت: که پس کونت جر خورده اره؟ حقته! دختری مثل تو که نمیدونه چجوری باید بهم احترام بزاره باید کس و کونش یکی بشه! ببین مانا بلایی سرت میارم که هیچوقت یادت نره! سرمو بیرون ازتخت گذاشت و با کیرش روی صورتم نشست .
_ نههههه نهههه سیاوش گوه خوردم! غلط کردم
و شروع کردم به گریه کردن
تخماشو روی دهنم گذاشت و گفت حسابی میک بزن! جفت تخمامو میخوری مانا!
از همون زیر شروع کردم با گریه به میک زدن تخماش . حاضر بودم تا صبح تخم میک بزنم ولی تو اون حالت کیرشو تو دهنم نکنه.
_ افرین میک بزنننن! تو باید ۲۴ ساعته کیر و تخم من تو دهنت باشه که صداتو ببری بفهمی باید چجوری با من حرف بزنی! ازدواجم کنیم میخوای اینجوری حرف بزنی اره؟ گوه میخوری تو! اگه حرفامو گوش میدادی مجبور نبودم اینجوزی جر وا جرت کنم .
بعد خم شد و لای پامو باز کرد : ببین چجوری جرت دادم! کس و کونتو ببین !
و بعد سیلی محکمی به لای پام زد که جیغ زدم زیر تخماش .
داد زد : چی شدددددد؟ نگفتم خفه خون بگیر؟
و سریع سرمو گرفت و کیرشو کرد تو حلقم . چشام از حدقه زد بیرون . _ تو حتی لیاقت نداری تخمم رو بزارم‌تو دهنت . باید قشنگ کیر تو دهنت بره تا ساکت بمونی! حالا بهت می فهمونو شروع کرد به پایین و بالا دفتن . کیر بزرگش تو دهنم بالا پایین میشد و من اون زیر اوق میزدم. صدای شلپ شلوپ تخماش که با هر بالا پایین رفتنش تو سر و صورتم میخورد داشت اذیتم‌میکرد.
_ ببین مانا کیرمو در بیارم خیسه خیس باید باشه ها خودت میدونی! و گرنه واقعا کس و کونت رو یکی میکنم دلمم نمیسوزه واست!
و سرعت بالا پایین کردنشو بیشتر کرد .
بعد چند دقیقه از رو صورتم بلند شد و من فقط تا تونستم نفس کشیدم . بهش نگاه نمیکردم . حالم از وحشی بازی هاش بهم‌میخورد . اکه من با این مرد ازدواج میکردم قراره همیشه این بلاها رو سرم بیاره؟ الان که دوستیم تونستم ۴ سال در برم از دستش موقع ازدواج که نمیتونم!
از اون جایی که میدونست عمرا ابشو بخورم( هیچوقت ابشو نخوردم ) گفت : زود باش زانو بزن جلوم.
با عصبانیت و ناراحتی و چشای اشکیم رفتم جلوش زانو زدم .
_ زود باش ابمو بیار . ابم‌نیاد باز کیرمو تو کونت بایدبکنما! یا اینکه باید باز بخوابی کیرمو بزارم تو دهنت! دستتو کانل میکنی تو دهنت و کیرمو میمالی تا وقتی که ابم بیاد!
با ترس کیرشو تو دستم‌گرفتم . دست به سینه وایساده بود و نگام میکرد . بهش نیم نگاهی انداختم و دستمو تفی کردم . شروع کردم به مالیدن کیرش . آه میکشید . تند تند میمالیدم و هر چند ثانیه یه بار دستمو تو حلقم میکردم و وقتی در میاوردم عقم نیگرفت . و با دست خیسم کیرش میمالیدم و بعد تخماشو میمالیدم .
_ به چشام نگا کن کارتو انجام بده مانا! سرت بالا!
‌با اینکه اصلا دلم‌نمیخواست حتی تو صورتش نگاه کنم مجبورا زل زدم‌به چشاش و کیرشو میمالیدم .
همونجوری که چشام تو چشاش بود دستمو سعی کردم دوباره کامل بکنم تو دهنم و باز وقتی در اوردم حالم بد شد و چشام پر اشک شد. شروع کردم با دست خیسم کیرشو مالیدن . انگار دلش سوخت که دستشو اروم روی موهام کشید و اشکامو با نوک انگشت پاک کرد . تند تر مالیدم که شروع کرد به اه و ناله ‌‌‌.
_ آخ جااان بمالش حسابی! دارم میام مانا تند تر بماااال
با نهایت سرعتی که داشتم میمالیدم طوری که مچ دستم درد گرفته بود . که یک دفعه سیاوش خیلی بلند داد زد : جوووووووووووووون
و یهو نوک کیرشو طرف سینه هام‌گرفت و ارضا شد . سینه هام پر اب کیر شد و به سمت شکمم سر خوردن . حالم داشت بد میشد . اصلا این کارشو دوست نداشتم ولی بهتر از این بود توی دهنم بریزه واسه همین همیشه تو این ۴ سال بعد ساک زدن اینکارو میکرد . سیاوش بیحال و نفس نفس زنان روی تخت افتاد . تند تند نفس میزد و به سقف زل زده بود.
با ناراحتی از جام بلند شدم و بدون اینکه نگاش کنم رفتم تو حموم . آب رو باز کردم و شروع کردم به دوش گرفتن . کل بدنم درد میکرد . سوراخ کون و کسم به خصوص کونم شدیدا تیرمیکشید و با یه تکون خوردنم‌میسوخت. یه طرف صورتم به خاطر سیلی هایی که زده بود سرخ بود ‌. حالم از سکس وحشیانه بهم میخوره . دوست دارم عشقم اروم منو تو بغلش بگیره و بدون هیچ درد و هیچ خشونتی همدیگه رو ارضا کنیم. کاش سیاوش اینجوری بود… کاش یکم اروم رفتار میکرد تو سکس . کاش وقتی کیرشو تو گونم میکرد طوری اروم و بی عجله بود که اصلا درد حس نمیکردم. شروع کردم به گریه و دستمو روی دهنم‌گذاشتم تا صدام بیرون نره.
بعد جند دقیقه دیدم در حموم باز شد و سیاوش اومد تو حموم . نگامو ازش گرفتم و به دیوارای حموم دوختم . ابو بیشتر باز کردم و یه طوری وانمود کردم که انگار دارم خودمو میشورم و حضورش واسم مهم‌نیست.
زل زده بود بهم
_خانوم خوشگلم
با صدای ارومش دلم ریخت . حیف که عاشق این مرد وحشی بودم وگرنه یه لحظه هم این مدل سکس رو تحمل نمیکردم .
وقتی دید جواب نمیدم یه قدم جلوتر اومد: حوابمو نمیدی عشقم؟
همیشه عادتش بود . تو این ۴ سال هر وقت اونجوری منو وحشیانه میخوابوند و کیر تو دهنم میکرد ، یا اون ۲ باری که از جلو منو کرد یا دیشب که سکس داشتیم … همیشه بعد وحشی بازیاش می اومد ناز کشیدن ولی چه فایده . کاش من ناز میکردم ولی واقعا حالم از مدل کردنش بهم میخورد و اذیت میشدم . میدونستم دست خودش نیست و موقع سکس وحشی و خشن میشه و عشقبازی حالیش نیست ، چون مواقع عادی که سکس نمیکردیم یا بیرون پیش هم بودیم به شدت مهربون بود و مثل عاشقا رفتار میکرد ولی نوقع سکس ۱۸۰ درجه عوض میشد
نیم‌نگاهی بهش انداختم و سریع اونور رو نگاه کردم : برو بیرون درم ببند سیاوش سرده…
_خب خودم الان میام بغلت میکنم تا گرمت شه
_ سیاوش نیا جلو حداقل بزار دوش گرفتنم اروم‌ و بدون اذیت باشه
_ قربونت برم من… خب منم میخوام دوش بگیرم دیگه . چه عیبی داره دوتایی ؟
و در حمومو بست : بیا درم بستم که عشقم سردش نشه
صدامو یکم بالا بردم: سیاوش برو بیرون من چند دیقه دیگه کارم‌تمومه میام بیرون بعد تو دوش میگیری . برو حال ندارم بحث کنم
انگار داشتم با دیوار حرف میزددم. اومد زیر دوش و از پشت چسبید بهم . سرشو از پشت رو شونم گذاشت و گونمو بوسید و اروم‌زمزمه کرد : نمیخام برم…
هیچی نگفتم و سعی کردم خودمو از بغلش بکشم بیرون
آبو داغ تر کردم که شاید بیخیال بشه و بره از زیر دوش کنار ولی خیلی پررو سر جاش وایساده بود. با بی حوصلگی به نگاهی بهش انداختم و بیخیالش شدم . دوباره بغلم کرد .
سعی کردم واکنشی نشون ندم .
_ خانوم کوچولوی من قهر شده باهام؟؟؟
و خندید
بی حوصله تر و خسته تر از این بودم که وحشی بازیاشو یاداوری کنم و بگم قهر نیستم فقط طاقت اینکاراشو ندارم‌.
یهو دستشو حس کردم دور سینه هام و شروع کرد به مالیدنشون. همزمان گردنمو میک میزد. چشامو ناخوداگاه بستم
_ببخشید عشقم . ببخشید اگه اذیت شدی
چیزی نگفتم
چند دقیقه تو همون حالت داشت سینه هامو میمالید و گردنمو میخورد تا اینکه گفتم: ول کن میخوام برم بیرون !
_اع کجا؟ به این زودی؟ مثلا اومدیم حموم دو نفره
_با اخم نگاش کردم: من واست دعوت نامه نفرستادم که بیای خودت یهو اومدی وسط حموم!
_ حالا عب نداره عشقم . بیا تو بغلم .
و به زور منو کشید تو بغلش و سرمو به سینش چسبوند . چونشو روی سرم گذاشت . بعد چند دقیقه ارومتر شدم و دستامو اروم دور کمرش حلقه کردم .
اروم صدام کرد: مانا؟؟
_بله؟
_ببین عشقم واسه اینکه کونت دیگه باز بمونه و دفعه بعدی نثل الان درد نکشی باید اجازه بدی بات پلاگه رو بزارم چند ساعت تو کونت بمونه
با اخم سرشو از سینش برداشتم و زل زدم یهش که سریع گفت : البته اگه خودت بخوای! مجبورت نمیکنم قربونت برم . واسه خودت میگم که دفعه بعدی کارمون راحت تر باشه
با لحن بدی گفتم : کارمون وقتی راحت میشه که تو انقدر وحشی بازی در نیاری که انگار با دشمنت داری سکس میکنی
لباشو روی لبام گذاشت و شروع کرد به خوردنشون ‌. با بی میلی همراهیش کردم
لباشو ازم جدا کرد و گفت: به هر حال اکه تو بگی نه من که به زور نمیکنم توی کونت بات پلاگ رو . ولی واست خوبه . قول میدم اروم بکنمش تو . تو الان گشاد تر شدی دیگه درد نداره که
_ باشه ولی خیلی اروم .
_ چشم عزیزم
از حموم اومدیم بیرون و یکم که خودمو خشک کردم از توی کیفم لباسای تمیزمو در اوردم و پوشیدم . یه تاپ نازک و یه شورت که تا بالای رونام بود . سیاوش لباساشو تنش کرده بود و روی مبل نشسته بود ‌. به بات پلاگ دستش نگاه کردم . با خودم گفتم الان دیگه دردم نمیگیره
_ بیا بخواب عشقم ۲ دیقه بیشتر طول نمیکشه ‌.
و با دستش به پاهاش اشاره کرد که یعنی روی پاش بخوابم . رفتم جلو و شورتم رو تا زانو هام دادم پایین و دمر روی پاش خوابیدم . نگران بودم .
_ عشقم با دستت یکم لای کونتو باز کن
دستمو بردم عقب و تا جایی که می تونستم باز کردم .
سیاوش دو تا انگشتو تو دهنم کرده بود و بعد که حسابی تفی شد مالید به سوراخ کونم . با دقت بات پلاگو دستش گرفت و حس کردم نوک بات پلاگ داره به کونم فشار میاره . اومدم اماده بشم واسه یه درد شدید و جیغ زدن که یهو یه حس وارد شدن تو کونم رو گرفتم و یه لحظه یه درد کوچیکی سوراخم رو پر کرد که تو اونوچند ثانیه که بلات پلاگ داشت اروم اروم وارد کونم میشد اروم ناله کردم: آااااخ
_ تموم شد عزیز دلم . توشه الان
اروم‌بلند شدم و جلوی اینه خم شدم . کامل تو بود و فقط قسمت تهش که الماسی بود مشخص بود . راه رفتن و نشستن باهاش یکم واسم سخت بود انگار حس سفتی و پری داشتم ولی دردناک نبود .
بعد ۱ ساعت با غر غر از سیاوش که داشت تلویزیون تماشا میکرد خواستم درش بیاره: سیاوش بسه دیگه به اندازه کافی جا باز کرد میشه دیگه درش بیاریم؟
_ نه مانا اون تا چند ساعت باید داخلت بمونه موقعش شد قبل خواب خودم در میارم

و حدود ۳ ۴ ساعت بعد که خواستم بخوابیم از کونم در اورد که وقتی به سوراخم نگاه کردم دیدم همونجوری شکل بات پلاگ گشاد مونده .
بعدش تا صبح با هم خوابیدم و صبح منو برد خونه خودمون .

امیدوارم خوشتون اومده باشه دوست دارم نظرتونو بدونم

نوشته: مانا

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی آنال, دوست پسر, هاردکور از سایت سکسی خفن ایران 69