داستان سکسی کون دادن آرمین در مدرسه از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی کون دادن آرمین در مدرسه


سلام خدمت شما من آرمین هستم ۱۹سالمه از یکی از شهرهای شمالی ایران هستم. قدم ۱۷۰ و وزنم ۷۶کیلوعه هیکل سفید و گوشتی دارم با یه کون تپل که از روی شلوار همه رو دیوونه خودش میکنه.
من همیشه به خاطر کون سفید و بدن تپلم تو مدرسه دستمالی میشم هر کدوم از همکلاسیام اگه یه فرصت براشون پیش میومد باهام ور میرفتن و انگشتم میکردن منم از ترسم هیچی بهشون نمیگفتم البته ناگفته نماند خودمم لذت میبردم. یه بار یادمه سر کلاس یکی از بچه ها که کنارم نشسته بود دستشو یواش آورد رو سینم و نوک سینمو با سینه های تپلم میمالید ما هم ته کلاس بودیم یه صندلی مونده به آخر همه حواسشون به درس بود اما اون داشت ادامه میداد و به تخمشم نبود کم کم رونمو مالید و دستشو برد عقب یواش انگشتم کرد و منم بهش اعتراض کردم و اونم دیگه بهش برخورد و انجام نداد. گذشت تا اینکه چند روز بعدش دبیرمون چند دقیقه آخر رو درسو تموم کرد و گفت استراحت کنید منم سرمو رو میز گذاشتم که یکم استراحت کنم همه غرق صحبت و خندیدن بودن. حس کردم یه چیزی داره روی کونم حرکت میکنه دیدم بله محسن یکی از بچه های شر کلاس که همه ازش حساب میبردن از پشت دستشو زیر نیمکت آورده و داره کونمو میماله منم ترسیدم هیچی نگفتم اونم فهمید که هیچی نمیگم راحت ادامه داد هیچکس حواسش نبود تازه من ردیف یکی مونده به آخر بودم اونم آخر کلاس و پشتم بود. یکم با زور خودش شلوارمو داد پایین و اون روز من شورت نپوشیده بودم دیدم مدادشو گرفت دستش و یکم تف زد قدش و فشار داد توی کونم و اونم هی مدادشو عقب و جلو میکرد منم داشتم لذت میبررم و خوشم اومده بود اونم فهمیده بود. سرمو روی میز گذاشتم و چشمامو بسته بودم خیلی ماهر بود یکم که کونم جا باز کرد با انگشتش این دفعه تو کونم تلمبه میزد منم داشت آبم میومد که زنگ تفریح خورد. خودمونو جمع و جور کردیم و رفتیم بیرون دیدم اومد پیشم گفت خوشت اومد کونی؟ منم بهم بر خورد گفتم این چه طرز صحبت کردنه گفت گوه زیادی نخور بچه کونی خودم دیدن چطور داشتی لذت میبردی اگه میتونستی حتی مثل جنده ها آه و ناله هم میکردی زد در کونم و یه چشمک زد و گفت تازه این مداد و انگشتم بود هنوز سالارمو ندیدی اونو تو کونت حس کنی از لذت غش میکنی و خندید و رفت منم تحت تاثیر حرفاش قرار گرفتم. اون روزم گذشت. فردای اون روز زنگ اولش هم مثل دیروز سر کلاس چندباری انگشتم کرد منم حشری شده بودم زنگ بعدیش ورزش داشتیم وقتی زنگ خورد توی گوشم آروم گفت تو یه بهونه بیار بگو نمیتونم و مریضمو اینا منم میرم بیست دقیقه بعدش میام اگه هردمون نریم شک میکنن گفتم چرا نریم ورزش گفت کصخل امروز میخوایم با هم حال کنیم و منم میخوام اون کون ژله‌ای رو فتح کنم خندید و رفت منم پیش خودم گفتم کار کونم تمومه. هرکاری رو گفت انجام دادم و رفتم پیش دبیر تربیت بدنیمون و بزور قانعش کردم و گفتم یکم ناخوش احوالم و احساس تب دارم اونم گفت باشه اومدم تو کلاس و منتظر بودم بعد حدود بیست دقیقه دیدم در کلاس باز شد و محسن اومد داخل و گفت سلام عروس خانوم منم گفتم بیا سریع انجامش بدیم و تمومش کنیم گفت نترس بابا بعد یهو شلوار و شورتشو کشید پایین و دیدم یه کیر کلفت و تیره تقریبا ۱۸سانتی و رگدار داره اصلا بهش نمیخورد همچین کیری داشته باشه گفت بخورش منم کیرشو که دیدم حسابی حشری شدم رفتم سراغ کیرش و لیسش میزدم و حسابی براش ساک زدم و تخماشو میخوردم اونم همش آه و ناله میکرد و دستش تو موهام بود و سرمو به سمت کیرش میبرد و یه آه بلند زد و گفت بسه بلند شو و دستاتو بزار رو میز منم اینکار رو کردم و بهش گفتم یواش تر الان میشنون بدبخت میشیم که گفت به تخمم من باید امروز این کون سفیدو جرش بدم و شلوار و شورتمو کشید پایین وقتی چشمش به کونم خورد یه جووون بلند گفت و سرشو تو کونم برد و یه بو کشید گفت چه خوشبوعه یدونه مو هن نداره کون تپل من این همه مدت چه لعبتی بودی و خبر نداشتم بعد سوراخمو لیس میزد منم داشتم روانی میشدم از شدت لذت بعدش بلند شد و یه تف به کیرش زد و گذاشت روی سوراخم و یواش یواش فرستاد داخل خیلی محتاط و حرفه ای بود انگار این اولین کونی نیست که کرده منم یکم درد داشتم اما اون خوب کارشو بلد بود از پشت دستشو آورد رو سینم و با سینه هام بازی میکرد و بعدش سرعت تلمبه هاشو زیاد کرد منم داشتم حسابی حال میکرد اونم مدام فحشم میداد و میگفت تو که اینقدر هوس کیر داشتی چرا اونقدر ناز میکردی و عشوه میومدی کونی جان منم اصلا تو حال خودم نبود یکم که گذشت سرعت تلمبه هاش زیاد شد آب من اومد و یکم ازش ریخت روی میز اونم یهو یه نعره کشید آبشو توم خالی کرد وقتی کارش تموم شد گفت مرسی که حال دادی کونی هروقت اوبت زد بالا ما در خدمتیم با کف دستش زد روی کونم و یه بوس از لپم کرد و شلوار و شورتشو کشید بالا و رفت منم خودمو جمع کردم با یه کاغذ یکم آب کیری که روی میز ریخته بود و جمع کردم و رفتم دستشویی که کونمو بشورم و آبش از کونم خارج شد.
اینم یه تجربه عالی بود از من دوستتون دارم. بای


نوشته: آرمین


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی همکلاسی, خاطرات نوجوانی, گی از سایت سکسی خفن ایران 69