داستان سکسی کون دادنم به پسر غریبه از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی کون دادنم به پسر غریبه

سلام
این داستان واقعیست، سال 95 در خرمشهر پیش خوونه داییم بودم و داییم در کشتی تجاری که هر ماهی یکی یا دوبار به خوونه پیش زن بچه اش میاد و من به خاط این که زنش تنها نباشه بعضی وقتا میام پیششون البته با اجازه داییم یا خودش بهم زنگ میزنه خلاصه این بگم من بیشتر دوست دارم کون بدم گفتم این بهترین فرصت هستش در شهر غریبه اگه به کسی بدم کس منو نمی شناسه ، اسمم امیر هستش قد 175 وزنم 80 رنگ پوستم سفید و کون خووش فرمی دارم من قبلن تجربه کون دادن دارم و چند بار دادم و خیلی وقته دوست دارم بدم ولی شرایطش مهیا نمیشه بالاخره تصمیم گرفتم هر جوری شده به کسی بدم البته نا گفته نمونه زن داییم اسمش زینب هستش یه زن خوشکل و با اندام زیبای که داره توی این مدت ها که پیشش بودم متوجه رفتارش شدم و فهمیدم باکسی دیگه هست بعدن در رابطش می نویسم ، یک روز خیلی حشری شدم و با خودم کلنجار می رفتم با کی شروع کنم و چطوری امروز بدم زن داییم بهم گفت امیر جان غروب امدی نون برامون بگیر گفتم باشه حتما می گیرم موقعی که نون گرفتم داشتم میومدم سمت خوونه یه دفعه چشم خورد به یه پسر جوانی که داره درمغازه رو رنگ آمیزی می کنه کیرش از روی شلوار مشخص بود درشت و شلوار تنگ و بارچه ای تنش بودخلاصه به پسره نگاهی کردک گفتم هر جور شده راضیش کنم رفتم طرف پسره سلام کردم و گفتم ببخشید در و پنچره خونمون رنگ می خوام بزنم میشه یه وقت برامون بزاری رنگ آمیزی کنی گفت باشه و کجا گفتم خوونموم سمت فردوسی همان بازار ته لنجی هستش گفتم باشه شماره تلفنش گرفتم رفتم سمت خوونه توی را داشتم پیاده روی میکردم بهش زن زدم گفت شما گفتم همون پسره که گفتم در و پنجره خونمون رنگ بزنی گفت خب گفتمش حقیقتش من از تو خوشم امد و دوست دارم رابطه با شما برقرار کنم ایشون سریع گفت مفعول یا فاعل هستی تا این گفت خوشحال شدم گفتم این کارست و به هدفم نزدیک شدم اولش گفتم دو طرفه ام پسره گفت نه من فقط فاعلم دیگه قطع کرد خودش منم تو دلم عروسی بود سریع رفتم نونا را دادم به زن دایی و برگشتم سمت پسره هوای تاریک شده مشغول رنگ آمیزی بود مغازشون کار شون ساخت کمد دیواری بوده پسره منو دید یه لب خنده ای کرد گفت برگشتی گفتش قبول کردم امدم گفت من فقط فاعلم گفتم باشه خواست ببینه قصه واقعی هستشمنو کشوند پشت مغازه که توی دید عموم نباشه گفت بیا کیرمو بگیر منم امدم کیرشو از روی شلوار دستمالی کردم گفت کیرمو درار منم زیبشو باز کردم و کیرشودر آوردم گفت برام ساک بزن گفتش برو در مغازه را بببند رفت در مغازه رو بست گفت سریع برام ساک بزن صاحب مغازه شاید راه برسه منم تمام کیرشو تو دهنم گذاشتم و تخمه اش براش لیس زدم و آب کیرشو توی دهنم خالی کرد وسریع تموم کردم ورفتم و آخر شب بهش پیام دادم و خودش کلی خوشحال بهم گفت میخوام بکنمت و دوست دارم دونفره با دوستم تا صبح بکنمت گفتم بزار اول به تو کون بدم و بعد ن ببینم چی مشه خلاصه یه شب دیگه پسره زنگ زد گفت مکان آماده است تقریبا ساعت 7 هوا تاریک بوده گفتمش کجا گفت خونمون گفتم نه بعدش گفت بالای پشت بوم خونمون میبرمت همون جا کار خودمون انجام میدیم قبول کردم خونشون طرفای منطقه به اسم مولوی بوده منو با موتورسیکتش سوار کرد برد طرف خونشون گفت همن جا دم در بمون تا موتورشو گذاشت داخل حیاط خوونه گفت بیا داخل اروم بدون سر وصدا رو راه پله رفتم تو پشت بموم و گفت بکش پایین شلوارت من سریع کشیدم و براش ساک حسابی زدم و براش قمبل کردم وکیرشو و کونمو خیسش کردم و آروم کیرشو گذاشت توی سوراخ کونمو تا ته فرو کرد وعقب و جلو می کرد و حسابی منو کرد و آبشو توی کونم خالی کرد و احساس خوبی بود برام کارمون که تموم شد سریع امدیم پایین و منو رسوند به جایی که سوار کرد البته قرار بود زن داییم براش جور کنم وبا زن داییم صحبت کردم ایشونم قبول کرد ولی گوشیم افتاد توی فاضلاب دیگه شماره پسره را نداشتم وبعدش خطم درست نکردم همین جوری خامووش موند
خیلی دوست دارم با این پسره دوبار بهش کون بدم ولی دیگه نشد گفتم این داستان اینجا بنویسم شاید این داستان بخونه و ارتباط جدیدی با آن پسره برقراربشه.

نوشته: امیر

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی گی از سایت سکسی خفن ایران 69