داستان سکسی کونی آقا مجتبی از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

دانلود جدیدترین و شهوتناک ترین رمان و داستان های سکسی ارباب و برده, مرد میانسال , گی از سایت سکسی خفن 69

سلام دوستان . این داستان گی هست ، پس اگر علاقه ندارید نخونید لطفا ‌
حدود ۲۸ سالم بود . کمی لاغر و ضعیف اندام . نزدیک ۶۰ کیلو . تو رابطه هام نقش مفعول رو داشتم و بیشتر دوست داشتم به مردای بزرگ تر از خودم بدم . یه بار یکی از دوستای دانشگاهم که باهاش رابطه جنسی نداشتم و از هیچی خبر نداشت و میخواست برای گرفتن مدرکش بره دانشگاه که توی یه شهر دیگه بود . منم گفتم برای اینکه حال و هوام عوض بشه و یاد گذشته ها کنم گفتم باهات میام . اون موقع رابطه ثابتی نداشتم و هرزگاهی با یکی که پیدا میشد یه حالی می کردم . طبق عادت خودم رو تمیز کردم و بدنم رو شیو کردم . روز حرکت رفتم سر قرار . دیدم با یه ماشین دیگه هست . رفتم جلو و سوار شدم . با یه مرد حدود ۴۵ ساله بودکه پشت فرمون نشسته بود. سلام و احوال پرسی کردیم . اسمش مجتبی بود. بعدا بهم گفتم که از همکاراش هست و یه مدتی هست با خانومش دعوا کرده و اونم آوردم یکم حالش عوض شه . آدم با حالی بود . میگفت و میخندید . شوخ و سر حال بود . من اصلا حس سکسی نداشتم . گفتم یه سفر دو روزه معمولی هست . راه دور بود تقریبا . ما هم تفریح کنان میرفتیم. چند بار نگه داشتیم . کم کم رابطمون گرم شده بود مخصوصا که اون خیلی راحت بود . چند بار چشم تو چشم شدیدم احساس کردم یه جوری نگاه میکنه . یه مقدار سبیل داشت و صورتش رو تازه اصلاح کرده بود . یه پیرهن سفید تنش بود و که دکمه هاش رو تقریبا باز کرده بود یه زیر پوش رکابی سفید تنگ تنش بود که سینه هاش و پشمای سیاه و سفیدش از روش میزد بیرون . وسط راه من جلو نشستم و دوستم رفت عقب تقریبا خوابید . یه شلوار پارچه ای تنگ تقریبا تنگ تنش بود . هرزگاهی دستی به کیرش میکشید و جا به جاش میکرد . معلوم بود بعضی وقتا شق میکنه . حرف میزد و سوال های مختلف می کرد . هرزگاهی با شوخی سوال جنسی می کرد و می‌پرسید دوست دختر داری یا نه ، سکس میکنی یا نه . منم سر بالا جوابش رو میدادم . داشتم تحریک میشدم . احتمال نمیدادم اهل کون کردن باشه . چون فهمیده بودم زن داره و اهل کوس کردنه . ولی نگاه‌اش و حرف زدنش به شک انداخته بود منو . یه جا وسط جاده کنار چندتا درخت زد کنار و گفت بیا بریم پایین یه هوایی بخوریم . دوستم پشت ماشین خوابه خواب بود . رفتیم پایین همینجوری کنارش یکم راه رفتم رسید نزدیک درختا . هوا خوب بود و یکم باد داشت .رفتیم کمی پشت درختا . یکم با کیرش بازی کرد و با گفت با اجازه من باید کمی خودم رو تخلیه کنم ‌ . بعد همنجوری که نصف بیشتر بدنش رو به من بود شروع کرد شلوارش رو پایین کشیدن . شلوارش رو تا زانو کشید پایین . یه شورت سفید تنگ اسلیپ پاش بود . انقدر قدیمی بود که نازک شده بود و همه بدنش از رو شورتش پیدا بود . بعد شورتش رو کشید پایین روی رونش و کیرش که شق شده بود پرید بیرون . به عمد و رو به من این کارو می کرد ‌ کیر خوش فورم و حدود ۱۶ سانتی میشد . پشمای کیرش هم تقریبا بلند بود و با موهای روی شکمش یکی شده بود. با یه دستش ته کیرش رو گرفت . بعد چند ثانیه شاشش اومد . من همینجوری داشتم نگاه میکردم . کیرش واقعا خوش فرم بود . بعد که تموم کرد شروع کرد کیرش رو تکون دادن و با تخماش بازی کردن . بعد شورتش رو کشید بالا . کیرش رو که کامل شق بود رو تو شورتشش جا به جا کرد و بعدشلوارش رو کشید بالا . با خنده یه نگاه به من کرد و گفت راحت شدم حالا بریم. و برگشتیم طرف ماشین . همش دو سه دقیقه بیشتر نشد . من کامل هنگ بودم و هیچی نمیگفتم . از خنده و نگاهش معلوم میشد که فهمیده ازش خوشم اومده . بقیه راه تقریبا به سکوت گذشت . هرزگاهی به هر بهانه ای دست میکشید روی رونم میگفت آب بده یا چطوری یا یه چیز بی ربطی می‌پرسید. منم حسابی حشری شده بود . تصویر کیرش از ذهنم نمی‌رفت. همش شق می کردم . مخصوصا که اونم به عمد هی با کیرش بازی میکرد و اینور و اونور می کرد . خلاصه رسیدیم شهر . رفتیم هتل و دوتا اتاق گرفتیم . اون گفت که شب عادت داره تنها باشه و از این حرفا . بعد شروع کردیم چرخ زدن و بالا پایین کردن شهر و غذا خوردن . حسابی خسته شده بودیم ولی آقا مجتبی اصرار داشت بیرون باشیم و مبگفت الان زوده . کم کم رفیقم خسته شد و گفت صبح باید زود پاشه و به کاراش برسه . آقا مجتبی هم بهش گفت تو برو ما هم میاییم. من هم خسته بودم ولی اون شروع کرد از طرف من حرف زدن و بالاخره قرار شد اون بره و ماهم موندیم . دوباره با هم تنها شدیم . هر وقت باهاش تنها میشدم جو عوض میشد . من حسابی ساکت میشدم و استرس و شهوت قفلم می کرد در عوض اون شوخ تر میشد و حرفا و شوخی های جنسی بیشتری می کرد . بعد ده پانزده دقیقه به ساعتش نگاه کرد و گفت بریم هتل . گفتم پس مگه نمی خواستین که بیرون باشین؟گفت چرا تو اتاق یه کاری دارم . بعد پاشدیم و راه افتادیم سمت هتل . هنوز مطمئن نبودم چی کار میخواد بکنه . آروم آروم رفتیتم و رسیدم هتل . اتاقامون تو یه طبقه بود و با کمی فاصله از هم . تو آسانسور گفت میتونی چند دقیقه بیایی تو اتاقم کمک کنی یه برنامه رو گوشیم نصب کنم . گفتم آره چی هست ؟ گفت بیا بهت میگم اسمش رو یادم نیست . رسیدیم تو طبقه خیلی آروم گفت فقط یولش الان همه خوابن . سریع رفت در اتاق رو باز کرد و رفتیم تو . اتاق کوچیکی بود با یه تخت و دستشویی یه میز و آینه . من کنار تخت وایستاده بودم . اونم یکی از لامپ ها رو روشن کرد . نور اتاق ملایم بود . رفت کنار جالباسی و شروع کرد لخت شدن شلوار و پیرهنش رو درآورد . بدنش خیلی برام جذاب بود . یکم مو پشم داشت . شورتش تنگ رفته بود لای کون و تخماش . کیرش کاملا شق شده بود و سرش کامل از رو شورتش معلوم بود ‌ کامل محو تماشای بدنش بودم . خودم رو باخته بودم و فقط منتظر بودم بهم دستور بده تا بهش بدم . اومد و خودش رو انداخت رو تخت و دراز کشید . گفت آخيش چه روز طولانی و باحالی بود بعد یه مدت هوایی عوض کردیم . در همین حال با یه دستش با کیرش بازی می کرد و به من نگاه می کرد . گفت چرا وایستادی بشین . نشستم کنار تختش . یکم نگاهم کرد گفت تو چرا اینجوری هستی ؟ راحت باش . بعد پاشد نشست و دست انداخت که تیشرتم رو در بیاره و گفت اینو دربیار بزار بدنت یه هوایی بخوره از صبح اینا تنت هست . تیشرتم رو کامل در آورد و انداخت پایین تخت. بعد همینجوری دستش رو کشید رو سینه و شکمم و رفت رو شلوارم و شروع کرد شلوارم رو باز کردن و گفت پاشو اینم در بیار پاشدم شلوارم رو کشید پایین رو زانوم . بعد من خودم شلوارم رو کامل درآوردم و . همینجوری نگاهم می کرد و گفت آفرین حالا شد . بعد دستم رو کشید و گفت حالا بیا بشین مثل دوتا مرد با هم صحبت کنیم . منو کشید کنار خودش رو تخت . منم یه شورت سفید تنگ سفید پام بود . تمام پا و شکمم رو شیو کرده بودم . کیرم کامل شق شده بود و سرش زده بود بیرون . همینجوری که داشت با شهوت نگاهم می کرد دست کشید روی زانوم تا لای پام و گفت ای شیطون چقدر صاف و صوف کردید خودت رو . داشت رونم رو میمالید و فشار میداد. حسابی شل شده بودم و وا داده بودم . دستش رو برد لای شورتم و کناره تخمم و پشمام رو مالید و گفت اوه اوه ببین اینجا رو چی کار کرده . بعد با دستش کیرم رو گرفت فشار داد ‌ یه آه آروم کشیدم. با خنده گفت اوه اوه چه حشریم هستی . دستش گرم بود و سفت . یا خنده بهم نگاه میکرد ‌و کیرم رو میمالید . چشمام نیمه بسته بود زیر دستش از شهوت میلرزیدم . کامل ول شده بودم و یواش آه میکشیدم . اون یکی دستشو آروم کرد زیر تخمم رفت سمت کونم و سوراخه کونم . همینطور با دو دست داشت میمالید . خودم کونم رو داده بودم بالا که دستش راحت تر برسه به سوراخم . انگشتش رسید به سوراخم . کشید رو سوراخم و گفت جووون چی ساختی چه دل دلی میکنه سوراخت معلومه خیلی بی تابه . بعد دو تا دستش رو کشید بیرون و شورتم رو از پام کشید بیرون و پرت کرد اونور اتاق . دیگه حشری و خشن داشت میشد . دوتا پاهام رو کشید بالا و فشار داد سمت سرم . زانوهام رسید به سرم . من تو حال خودم بودم که با حالت کمی تند و تشر گونه گفت پاهات رو همینجوری نگه دار . با دستم پاهام رو نگه داشتم . با سر رفت تو کونم ‌ همنجوری زبونش رو میکشید لای کونم . نگه میداشت روی سوراخم روی اون رو لیس میزد و با لب و زبونش میخورد و توفیش می کرد . منم فقط داشتم حال می کرد . بعد شروع کرد با یه انگشت تو کونم کردن ‌. بعد کم کم دوتا و رسید به سه تا که دیگه دردم اومد . همنطور که انگشتش تو کونم بود بهم نگاه کرد و با خنده گفت فهمیده بودم کونی هستی ولی فکر نمی کردم تا این حد این چه سوراخیه درست کردی برای خودت . انگشتش رو کشید بیرون اومد کنارم رو تخت دراز کشید و گفت زود باش برو پایین بخورش. پاشدم رفتم لای پاش و شروع کردم کیرش رو ساک زدن . از سرش تا ته کیرش رو لیس میزدم . همینطور زبونم رو میکشیدم رو کیرش و سر کیرش . حسابی حشری شده بودم . بعد شروع کردم با لب و زبونم ساک زدن براش . تقریبا همه کیرش رو دادم تو حلقم . سرم رو فشار میداد رو کیرش. هر کاری که بلد بودم رو انجام می‌دادم تا بهش حال بدم . اونم آه و اوهش حسابی بلند شده بود و داشت حال می کرد. یهو دست انداخت و با دوستش سرم رو گرفت کشید بالا نزدیک صورتش بعد شروع کرد لبم رو خوردن . من دوست نداشتم لب دادن رو ولی نمیشد کاریش کرد . خودم رو گذاشته بودم در اختیارش . میدونستم کوچک ترین مقاومتی عصبانیش میکنه . کیرش رو گذاشته بود لای پام و داشت با انگشتش با کونم و سوراخم بازی می کرد و همزمان زبونش رو تو دهنم میچرخوند . بالاخره بعد چند دقیقه دهنم رو ول کرد و پاشد رفت پشتم . دوباره یکم کونم رو خورد و تف مالیش کرد . بعد گفت قنبل کن . کونم رو دادم بالا . خودش یکم زاویه دست و پاهام رو درست کرد . بعد کیرش رو گذاشت رو سوراخم و آروم فشار داد تو . یه درد زیادی کونم گرفت خودم رو کشیدم جلو . کیرش رو درآورد و شروع کرد با انگشت رو سوراخم رو مالیدن و لیس زدن . یکم گذشت گفت دردش افتاد گفتم بله . دوباره کیرش رو گذاشت رو سوراخم و فشار داد تو .خیلی حرفه ای و کار بلد بود . اینبار دردش خیلی کمتر بود . خیلی آروم عقب جلو می کرد و هر بار کمی بیشتر فشار میداد تو . هرزگاهی نگه میداشت و تف از بالا مینداخت رو کیرش و سوراخه من . کم کم زبری پشمای کیرش رو روی کونم حس کردم . گفت جووون تا ته جاش دادی آفرین. مسلط و آروم تلمبه میزد . داغ کرده بود و عرق میریخت . من گرمی کیرش رو توی دل و رودم احساس می‌کردم . دستای گرم و محکمش رو گذاشته بود روی شونه هام و فشار میداد. حالت داگی رو تخت بودم اونم نیم خیز پشتم داشت تلمبه میزد . تمام لباسام پخش شده بود کف اتاق . شورتم افتاده بود دم در رو کفش ها . یه نور ملایم و کمی تو اتاق بود دیگه داشت محکم و وحشیانه میزد . بدنه درشت و مردونش تو آینه مشخص بود. حالا صدای آه و اوه اون بلند شده بود .دیگه از شوخی و خنده خبری نبود . خودم رو محکم گرفته بودم که نیوفتم ‌ ‌ خودش رو چسبوند بهم و شروع کرد محکم تلمبه زدن آه بلند کشیدن و لرزیدن پشتم . فهمیدم آبش اومده . همینطور که نفس نفس میزد آروم خوابید پشتم . منم آروم باهاش خوابیدم رو تخت . حالا من خوابیده بودم رو شکمم و اونم خوابیده بود رو کمرم . دهنش کنار گوشم بود و داشت نفس نفس میزد. کیرش هنوز تو کونم بود ولی داشت میخوابید . کمی گذشت آروم شد . نفسش جا اومد . دوباره شد همون مرد سابق . خودش رو از پشتم بلند کرد. کیرش از کونم اومد بیرون ‌ کنارم رو تخت دراز کشید . یکم همنجوری دراز کشیدیم . بعد گفت برو بگیر بخواب تا اون نفهمیده . معلوم بود دیگه حوصله نداره . پاشدم رفتم لباسام رو پوشیدم و رفتم تو اتاقم ‌ خودم رو خالی کردم تو دستشویی و شستم و خوابیدم . صبح رفیقم گفت من میرم شماها اتاق ها رو تحویل بدین و بیایین سر قرار . بعد رفت ‌ من دوباره دراز کشیدم چون دو سه ساعت وقت داشتیم . کونم هنوز باز بود جای کیر مجتبی دل دل می کرد . تو خواب و بیداری بودم که دیدم در میزنن . رفتم پشت در گفتم کیه . گفت منم مجتبی . در باز کردم اومد تو . من یه لباس خواب تنم بود . میدونستم میخواد دوباره بکنه . منم بدم نمیومد .دیشب آبم نیومده بود و هنوز حشری بودم . من هنوز خواب آلود بودم ولی اون سرحال بود . رفتم رو تخت نشستم. اون سریع لخت شد‌. نگاهش می کردم . بدن تو پر و کمی پشمالویی داشت کیرش شق شق بود . اومد تو بغلم . هموجوری که جلوم وایستاده بود براش یکم ساک زدم . دهنم خشک بود. بعد دوباره سرم رو گرفت و شروع کرد ازم لب گرفتن . بعد حولم داد عقب روی تخت افتادم رو کمرم . شلوارم رو کشید پایین پرت کرد کنار بعد شورتم رو کشید پایین رو پرت کرد . دوباره پاهام رو داد هوا رفت سراغ کونم . یکم لیس زد و گفت ببین چه بازش کردم لبه هاش چه بادی کرده کلفت شده . بعد پاشد و تو همون حالت کیرش رو گذاشت رو سوراخم و فشار داد تو . کونم باز بود و مقاومتی نمی کرد . با درد کمی همه کیرش رفت توم . پاهام رو رسونده بود به سرم و کیرش رو ته کرده بود تو . صورتش جلوم بود و داشت تلمبه میزد منم آروم آه میکشیدم که دوباره شروع کرد لب گرفتن . من شروع کردم برای خودم جق زدن . داشتم حسابی حال می کرد . یه دستم رو سینه و شکمش بود و یه دستم رو کیر خووم . نمیخواستم زودتر از اون آبم بیاد . صبر کردم آبش بیاد . بعد چند دقیقه تلمبه ها و نفسش تند تر شد هرزگاهی لبم رو ول می کرد سرش رو میکشید عقب و دوباره میومد لب گرفتن .با شهوت گفت جووون کونیه خودم شدی دیگه آره ؟ . گفتم آره يه جووون بلند کشید و لبش رو گذاشت رو لبم . فهمیدم داره آبش میاد منم شروع کردم همزمان برای خودم جق زدن . یه آه بلند و طولانی کشید و آبش اومد و پاشید تو کونم . منم داشتم تند تند برای خودم میزدم .همینطور آه کشید و یواش یواش آروم شد . فهمید آبم داره میاد کیرش رو تو کونم نگه داشت و کمی عقب جلو کرد. با خنده نگاهم میکرد. آبم پاشید رو شکم و سینه خودم . کیرش رو کشید بیرون . پاهام ولو شد رو تخت . لای پام نشسته بود و کیرش که داشت میخوابید رو تکون میداد و آب کیرش رو خالی می کرد. یکم نفس هر دو مون جا اومد . پاشد رفت لباساش رو پوشید و گفت اینجا رو تمیز کن تحویل بده بیا پایین من پایینم . منم خودم و اتاق رو تمیز کردم و رفتم پایین و اتاق رو تحویل دادم . تو راه برگشت هر دومون خواب بودیم و دوستم رانندگی می کرد . می‌پرسید مگه شما تا کی بیرون بودید که انقدر خسته اید . آقا مجتبی هم با شوخی طنز جمعش می کرد. تو راه برگشتم کیرم هنوز شق بود. از اون روز یه بکن ثابت و خوب پیدا کردم .

نوشته: رضا

 

متن داستان سکسی کونی آقا مجتبی