داستان سکسی کردن دختر پرروی همسایه از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی کردن دختر پرروی همسایه


سلام امین هستم 16سالمه قدم یک هفتاد وزنم شست پنج هیکل خوبی دارم چشمام سبزه پوستمم سبزه است اینارو نوشتم یه بیو خودم معرفی کنم داستان قبلیم(گی منو دوستم تو اردوگاه)داستان نویسیم خوب نیست پس انتظار ندارم بهم شعر نگید خب میرم سر داستان:ما چند وقتی بود وضع اقتصادیمون بهم ریخته بود مجبور شدیم خونمون کرایه بدیم و خودمون بریم اجاره نشینی به زور با پول کم رهن یه جایی پیدا کردیم چون خونه خودمون که به رهن داده بودیم پولش یه جا دادیم جای قرض اینا و یه مقدر کم مونده بود واسمون خلاصه تو این خونه که رفتیم صاحب خونه طبقه پایین مینشست و ما طبقه بالا اوایل خوب بود ولی
کم کم بچه هاش میومدن خونمون یه دختر داشت اسمش سمیه بود13سالش بود اولاش منو ازیت میکرد و من حرفی نمیزدم بعدش فهمیدم که میگه دوست دارم این کسشعرا کودکانش منم ادم اینجوری نبودم که چشم به یه بچه داشته باشم و بی اعتناش میکردم اونم هی منو ازیت میکرد و من به خاطر اینکه صاحب خونه تو اون وضعیت مارو بیرون نندازه حرفی نمیزدم یه روز واقعا ازیتم کرد خودش و داداش اسم داداش حسین بود و اونم چهارده سالش بود خیلی اعصابم خورد شد نه به خاطر ازیت هایی که ازم میکردن بلکه به خاطر اینکه گفتن هر وقت بخوایم میندازیمتون بیرون این حرف منو از درون داغون کرد لعنت به فقر لعنت به این وضعیت بد که این اینطوری رفتار کنه باهام منم گذشتم حرفی نزدم فرداش دوباره اومد منم دیگه از درون خورد شده بودم چون جلو دوستام این حرف بهم زدن پیش خودم گفتم این که میخواد بده چرا نکنمش شیطونیم گل کرد باز اومد اذیت کنه اما من بغلش کردم شدم چیزی که میخواست اونم میگفت ولم کن گفتم تو عشقمی خلاصه این از خداش بود مامانم اینا طبقه پایین بودن و این فقط اومده بیاد بالا منو ازیت کنه منم بوسش میکردم تو بغلم اینم هی ناز میکرد شیطون دیگه بهم غلبه کرد:کیرم سیخ شده بود دست اروم اوردم لای کسش دیدم تکون خورد پرید اون ور گفت نکن گفتم بیا یه بازی و همون روش قدیمی گول زدن بچه ها رو روش اجرا کردم کیرم دراوردم دادم دستش گفتم بگیرش اولش ناز میکرد بعدش خودش میمالیدش گفتم بزارش دهنت گفت نه گفتم مگه نمیخوای عشقت باشم زن شوهرا از اینکارا میکنن وقتی کیرم گزاشت دهنش انگار اتیش گرفته بودم چقدر حال میداد ساک که بلد نبود فقط تو دهنش بود گفتم بسه میخوام یه کاری کنم شلوارتو در بیار گفت نمیشه اینا گفتم تو دیگه عشقمی اروم یه بوس از لبش کردم خرش کردم شلوارش در اورد شرت پاش نبود چه کص کوچولو صورتی داشت چه سوراخی کونی داشت بدون مو گفتم خوابوندمش گفت میخوای چیکار کنی گفتم نترس میخوام یه کاری کنم که همیشه مال هم بشیم از رو کمد کرم برداشتم زدم به سوراخ کونش اروم کیرم فشار دادم توش نمیرفت خیلی تنگ بود به زور کردمش تو که یهو داد کشید جلو دهنش گرفتم نشستم اون موقع که بلند شد کیرم تو سوراخش بود وقتی بلند شد من سریع نشوندمش کیرم تا اخر رفت توش کیرم داشت میترکید واقعا توصیف ناپذیر بود خیلی داغ تو حس بودم دستم تو دهنش بود دیدم داره گریه میکنه میگه درارش اینجا دیگه بد جنسیم گل کرد گفتم عیب نداره الان تموم میشه اصلا بلد نبودم بکنم فقط چند بار عقب جلو کردم استرسم داشتم که یه وقت مامانم نیاد که دیدم ابم داره میاد سریع دراوردمش با دست جق زدم ابم اومد ریخت رو دیوار با شدت یکمش ریختم رو صورتش که خورد رو لباسش دیدم داره گریه میکنه با اینکه چند تا تلمبه زده بودم اما دیدم واقعا گشاد شده میگفت میسوزه به هزار دوز کلک گولش زدم که چیزی نیست به کسی چیزی نگو اینا تو عشق منی شلوارش پاش کردم ابم از رو لباس صورت دیوار پاک کردم خودم شلوار سریع کشیدم بالا فرستادمش بره پایین دیدم مامانش اصلا حواسش نبوده این پیش منه مشغول صحبت با مامانمه از اون روز دختره هی میاد تهدیدم میکنه اگه کاری که میخواد نکنم میره به مامانش میگه منم نمیدونم چیکار کنم الانم که این مینویسم واقعا پشیمونم فقط همین یه بار این اتفاق افتاد دیگه دفعه بعدی در کار نبودم الانم هرچی این بخواد باید انجام بودم نمیدونم چیکار کنم در اخر باید بگم معذرت بد نوشتم لطفن کم تر بهم کسشعر بگید هرچی هم بگید مشکلی نیست همین که نظر میدید کافیه درضمن هیچ وقت به یه بچه‌ رو ندید که بدبخت میشید…


نوشته: امین


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی دختر همسایه از سایت سکسی خفن ایران 69