داستان سکسی کات کردن از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی کات کردن


با درود فراوان خدمت دوستان عزیز
من چند سال پیش یه دوست دختر داشتم که خیلی علاقه بهمدیگه داشتیم وقصدمون ازدواج بود و به قولی عاشق هم بودیم(هرچندکه الان فهمیدم عشق سرابی بیش نیست و این چیزی که اسمشومیزاریم عشق شهوتی بیش نیس و بخاطره نبودن سکس براجوونای ایرانی پسر ودختر شهوتشون که میزنه بالا فکرمیکنن عاشق شدن و زرتی ازدواج میکنن و آخرشم طلاق و… )من قراربود با این خانوم ازدواج کنم که بنا به دلایلی نشد. بعد ازچند سال اینکه ازدواج کرده بود یبار بهم پیام داد که میخواستم حالتو بپرسم و ازاین حرفا… شروع این اس ام اس باعث شده رابطه سکسی دوساله ای بین ما سربگیره وبخاطر سکس خیلی کارای احمقانه کردیم. ازسکس توماشین و مالیدن تو پارک و سینما و…حتی یبار تو پارک ملت داشتیم باهم ورمیرفتیم که دوتا مامور بهمون گیردادن که من با کیر راست شده افتادم به خواهش والتماس که بیخیال ما بشن.
اولین سکس من واین خانوم برمیگرده به سال94.هی توپارک واینا باهاش ورمیرفتم ولی هروقت میگفتم بیام خونت مخالفت میکرد تا یبار قراربود ازصبح بریم بیرون وبگردیم .شوهرش ساعت 7میرفت سرکار.من نزدیک خونشون منتظرش بودم که اس داد گفت حس میکنم سرماخوردم بیرون نریم بیا بالا ولی اگه دست ازپاخطا کنی بار اول واخرته که میای خونم.وقتی رفتم بالا همون جلو در یکم بغلش کردم وبی جنبه بازی دراوردم که مثلا ناراحت شد منم دیگه ادامه ندادم وکلی باهم حرف زدیم وصبحانه خوردیم که بهش گفتم درحد همون پارک باهات بازی کنم که موافقت کرد ولی اینقدر باهاش ور رفتم که بخودمون که اومدیم دیدم هیچی تنمون نیست ودارم کیرمو میکشم رو کصش اونم هی میگفت مهردادجان بسه گناه داره .ایناروبایه حالت خیلی شهوتی میگفت.بهش گفتم یعنی نکنم تو؟میخوای همینجا تمومش کنم ؟که برگشت گفت اگه بیشتر ازاین جلو نمیری ادامه بده.به یه حدی رسیدیم دونفرمون که بدون اجازه گرفتن کیرمو کردم توکصش و تلمبه میزدم.بعد تموم شدن سکسمون وبعدازاینکه ازخونش رفتم بیرون تا چندروزجوابمونمیداد میگفت همش دارم گریه میکنم واحساس عذاب وجدان دارم واینا.ولی بعدش رابطمون طوری شد که واسه ده دقیقه هم شده منو میکشوندخونشکه سکس کنیم.مثلا میگفت بیا ببینمت ومرخصی بگیر بیا یه ربع توخیابون نزدیک خونمون وقتی که میرفتم کارمیکشیدبه خونه رفتن.خلاصه خیلی زندگی سکسی زیبایی داشتیم وبخاطر همینم رابطه و وابستگی شدیدی بینمون ایجادشده بود ولی متاسفانه یه یک ماهی کلا سرد رفتارکردباهام و بعدشم گفت دیگه نمیخوام ادامه بدیم گفتم چرا گفت ازبچم وشوهرم خجالت میکشم عذاب وجدان دارم واینا.منم یه مدت اوزیونش بودم وکلی اصراروخواهش ولی قبول نکرد که یبار گفتم برا بار اخر بیام خونت قبول کرد رفتم نشستیم حرف زدیم ولی هی میگفت خب دیگه برو. دیدم این دیگه بمن نمیده یکم بزور ازش لب گرفتم ولی اصلا تحریک نمیشد بدشم میومد که یهو گفت وقتی خوشم نمیاد چرا اینقدر پیله میکنی وخودتو کوچیک میکنی!همین حرفش باعث شد زیپ شلوارمو بکشم بالا و گفتم خداحافظ مارفتیم اونم ازخداخاسته قبول کرد. توتلگرامم بلاکم کرد.منم دیدم دیگه واقعا درست نیس اویزون باشم بیخیالش شدم.ولی کاش برگرده که لا اقل یباردیگه سکس کنیم.خیلی برام عجیبه زنی با اون حد ازشهوت چطور یهو ازم برید وبیخیالم شد.هرچی بود خیلی خوب بود.امیدوارم یه روزاس بده بگه سلام میخواستم حالتو بپرسم و…
درضمن واقعا فحش دادنتون منو ناراحت نمیکنه وهیچ اسیبی بهم نمیرسونه بافحش دادنتون فقط باعث ترویج فحاشی وخشونت میشین و خودتون میرین زیرسوال.نقدکنین ولی محترمانه.موید باشین


نوشته: مهرداد منتظر


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی زن شوهردار از سایت سکسی خفن ایران 69