داستان سکسی پورن دیدن با زندایی از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی پورن دیدن با زندایی


سلام دوستان عزیز اول از همه امیدوارم حالتون خوب باشه
دوم اینکه امیداورم هیچوقت سکس با آشناها و محارم براتون اتفاق نیفته چون واقعا عذاب بزرگیه هر لحظه استرس اینو دارین نکنه طرف مقابل به کسی چیزی بگه و خانواده بفهمن واقعا آبرو ریزی بزرگی میشه . چون خودم همچین تجربی تخمی و بدی رو دارم گفتم داستان خودم با زنداییم رو بنویسم که شما درس عبرت بگیرین.
خوب اول از همه اسم هارو مستعار میگم ولی مشخصات تقریبا واقعیه چون بعضیا یه جوری مینویسن قد طرف مقابل صدو هشتادو پنج واقعا فکر میکنم طرف متر دستش بوده اندازه گرفته.
من آرمینم و ۲۱ سالمه وزنم ۶۰ و قدم ۱۸۶ با یه هیکل تقریبا لاغر و فلت تک فرزندم و پدرم راننده ماشین سنگینه مادرم هم توی آرایشگاه سر کوچمون کار میکنه وضع مالی تقریبا خوبی هم داریم.
زندایی من اسمش لیلا هست و والیبال کار میکنه میشه گفت مربی هست ولی برای تفریح میره نه برای درآمد تقریبا ۳۰ سالشه با قد تقریبا ۱۸۰ الی ۱۹۰ قدش بلندتر از منه هیکل خوبی هم داره اما مثل بقیه پورن استار نیست سینه هاش سایز تقریبا ۵۰ الی ۶۰ هست و کوچیکه چهره خوب و خوشکلی داره و سعی میکنه همیشه به خودش برسه که از خواهرشوهراش جا نمونه تک عروس خانوادس و من یه دایی بیشتر ندارم بیشتر ترس و استرسم هم بعد از این جریان همینه چون اگر کسی بویی ببره کونم پاره میشه خیلی پشیمونم که چرا اون کارت حافظه لعنتی رو به من داد .
داستان برمیگرده به آذر ماه سال ۹۸ تاریخشو یادم نیست ولی بیستم اینا بود فکر کنم دعوت بودیم برای جشن تولد دختر داییم ثنا که ۶ سالش بود ما بودیم خانواده زندایی و خواهرهاش و خانواده دایی و خاله هام و شوهراشون مجلس رقص و بزنو بکوب نبود اما داییم یه سیستم سونی قدیمی داره از اینا که دوتا باند داره و نوار کاست هم میخوره یادمه برده بودش یه جایی و یه وسیله ای بسته بود روش که فلش و کارت Sd گوشی و AUX هم میخورد .
دایی کلید ماشینو به من داد و گفت برو فلش رو بکن بیار تا آهنگ بزارم بعد کیکو بیارن منم رفتم دیدم فلشی توی ماشین نبود تو داشبورد رو دیدم اونجا هم نبود برگشتم بالا گفتم نبود ، گفت مطمئنی ؟
گفتم اره میخوای خودتم برو یه نگاه بنداز ولی من گشتم نبود
گفت ای بابا چیکار کنیم پس؟
گفتم من تو ماشین AUX دارم میارم وصل میکنم رو گوشیم آهنگ دارم .
گفت باشه بدو برو سریع بیا .
منم رفتم آوردم وصل کردم آهنگای ریمیکس از ساسی داشتم پلی کردم خیلی هم خوب بود همه خوششون اومده بود زنداییم اومد گفت آرمین اینارو میتونی بریزی رو گوشی من ؟
گفتم اره ، و گوشیشو گرفتم شیرایت رو روشن کردم اما نمیدونم چرا پیداش نمیکرد فکر کنم شیریتش قدیمی بود برا این بود ، گفتم نمیشه زندایی پیدا نمیکنه .
رفت یه کارت Sd آورد که ظاهرا توی جعبه گوشیش بود برام عجیب بود چون خودمم یکی از اینا میزارم توی جعبه گوشیم چون گوشیم دو سیمه و به دوتا سیم کارتش هم نیاز دارم هر موقع میرم حموم سوپرا رو اونه میندازم رو گوشیم و میرم.
خلاصه کارت حافظه رو داد به من و گفت بیا بنداز رو گوشیت ،گوشی من از اونجایی که پلمپ بود و یه سوزن میخواد تا از بالا باز شه و کارت حافظه بخوره گفتم نمیشه سوزن هم میخواد ،
(گوشی زندایی j7 یا j5 بود فکر میکنم) و سوزن نداشت رفت دوباره سراغ جعبه گوشیش یه چک کرد و اومد دوباره همون کارت حافظه رو داد بهم گفت رفتی خونه بریز برام دفعه بعدی که همو دیدیم برام بیار ، گفتم باشه و اون شب به خوبی و خوشی تموم شد دیر موقع بود اومدیم خونه فرداش یه کاری داشتم نرسیدم آهنگا رو بریزم براش پسفردا شب خودش پیام داد گفت آرمین آهنگارو ریختی ؟
گفتم نه الان میریزم بیکار بودم رفتم پای گوشی کارت حافظه رو انداختم رو گوشی و آهنگا رو کپی کردم .
همینطور که کارت حافظه رو گوشیم بود رفتم شام بخورم بعد که اومدم دیدم رفیقم پیام داده آرمین فلان کلیپ رو داری وسطش آهه بلندی میکشه شنونده کلا بگا میره؟
گفتم اره دارمش بزار برات میفرستم، رفتم تو گالری داشتم میگشتم که دیدم یه علامت new اومده توی پوشه جدید اونایی که گوشی سری اس سامسونگ دارن میدونن چی میگم .
باز کردم دیدم ۴ ، ۵ تا فیلم سوپر بود از اینا که کیفیت فوق العاده تخمی و بدی داره پنج شیش دقیقه هم بیشتر نبود هر کدومش ، همشم طرف داشتم کیر خودشو میمالید تو فیلم سکس نداشت خیلی، شوکه شدم یعنی زندایی هم سوپر میبینه؟ برای چی؟
اون که پیش دایی هست نیازی نداره؟
خندم هم گرفته بود به این سلیقه تخمیش تو فیلما .
فرداش پیام دادم تو اینستا زندایی ریختم آهنگارو هر وقت مسیرت گرفت بیا خونه ببر ، روز پنجشنبه بود اومد حدودا ساعت ۵ عصر ظاهرا والیبال بود قبلش .
سلام علیک کردم توی ماشین نشسته بود گفتم بیا تو اینجوری زشته و فلان و بسان گفت که خستشه و نمیاد منم کارت حافظه رو دادم با یه لحن خنده دار گفتم کیفیت فیلماشم خیلی بد بودا اذیت نمیشی؟
متوجه نشد چی میگم خندید و رفت خونشون یک ساعت بعد دیدم پیام داد تو اینستا با خنده که کارت sd رو اشتباه داده
وای آرمین ببخشید من اونشب چک کردم که اشتباهی نداده باشم ولی بازم اشتباه شد ، و کارت sd داییتو دادم .
(اینو بگم که لیلا کلا زن باحال و پایه ای هست از اون خشک و نچسب ها نیست منم استوری اینستام رو برای همه خانواده و فامیل هاید کردم بجز لیلا .نه اینکه تو استوری فیلم سوپر بزارم ولی استوری هایی که فهش و مثبت ۱۸ هست براش بازه همیشه هم ریپلای خنده میده به استوری هام)
منم با استیکر خنده گفتم اره تو که راست میگی دایی اینا رو میخواد چیکار اخه ؟ من خودم اینکارم مردا از اینا نمیبینن?
گفت پدسگ همشو هم رفتی دیدیا ؟
گفتم نه یکیشو دیدم عنم گرفت دیگه ندیدم .
گفت به هر حال ممنون بابت آهنگا زحمت دادم بهت
گفتم خواهش میکنم .
چت اون شب تموم شد و گذشت . از اون به بعد هروقت میدیدمش یه حسی داشتم یه حس خجالت اونم همینطور بود از قیافش معلوم بود ولی سلام علیک رو داشتیم .
تا اینکه گذشت و اسفند ماه پنجشنبه یا جمعه صبح بود که اومد خونمون با دخترش. منم خونه بودم دانشگاه هم تعطیل بود بخاطر کرونا .
شب قبل تا دیر موقع بیدار بودم و صبحم وقتی بیدار شدم ساعت ۱۱ اینا بود ،دیدم اومدن خونمون بابام هم که سر کار بود دایی هم در مغازه بود میوه تره باری داشت . مامانم خونه بود .
بلند شدم یه سلام علیک کردم و رفتم صبحانه بخورم. ثنا ظاهرا یه استخر خریده بود و ذوق داشت از اونجایی که خونه زندایی آپارتمانی بود حمامشون کوچیک بود و نمیشد استخر رو انجا آب کنه بازی کنه برا همین اومده بودن خونه ما عصرش هم لیلا کلاس والیبال داشت و ساعت ۳ ، ۴ باید میرفت ، ظاهرا سانس گرفته بودن با دوستاش بازی کنن.
ثنا رفته بود تو حموم مشغول آب بازی ،گوشی مامانم زنگ خورد با اینکه خونه تکونی داشتیم یه مشتری خیلی اسرار داشت که بیادو موهاشو رنگ بزنه ، مامانم عذر خواهی کرد از لیلا و گفت من باید برم اگه دیر اومدم شما نهار بخورین .
نیم ساعت گذشته بود از اونجایی که مشغول تغییر دکوراسیون بودیم تلوزیون رو جابجا کرده بودیم ولی سیم هاشو وصل نکرده بودیم و باید از روشنایی سیمش رو میاوردیم این سمت تا برسه به تلوزیون دردسر زیاد داشت خلاصه ،
لیلا که حوصلش سر رفته بود گفت تلوزیونم قطعه یه فیلمی ببینیم .
گفتم بیا من رو کامپیوتر فیلم دارم بزارم ببینیم ، رفتیم کامپیوترو روشن کردم ، اسم فیلم سهیلا شماره ۱۷ بود به گمونم ، من قبلا دیده بودم از یه کانال تلگرامی ، گفتم میخوای اینو ببینیم ؟
گفت چطوره فیلمش قشنگه؟
منم نمیدونم روی چه حسابی گفتم این حرف رو ،با پوزخند گفتم اره قشنگه ولی به پای فیلمای شما نمیرسه،
خودش غش کرده بود از خنده .
شروع کرد از فیلما گفتن که اونا برای داییت بود و فلان و بسان .
حرفشو قط کردم با خنده گفتم آخه مگه دایی همجنس بازه که اینجوری فیلم میبینه؟ من خودم اینکارم به من که نگو این حرفو.
(همه این حرفا با حالت خنده و شوخی بود)
گفت : من بگم غلط کردم ول میکنی ؟ اره اصلا مال خودم بود فیلما .
گفتم خوب دیگه دیدی درست حدس زدم ، بحسمون تموم شد و
فیلم سینمایی رو پلی کردم دو دقیقه نگذشته بود از فیلم گفت :
خوب پس اینکاره ای؟
+کدوم کاره؟ (با خنده)
_مامان باباتم میدونن؟
+نه فکر نمیکنم مگر اینکه تو بگی بهشون(با خنده)
_فیلمات کجا هستن حالا اگه روی کامپیوتره یه چند تا برام بریز خونه ما که نت خیلی ضعیفه فقط در همون حد میشه دانلود کرد.
(من یه کپی از همه فیلمایی که روی کارت حافظه دارم روی کامپیوتر هم دارم)
+حدس زدم برا اینترنت باشه وگرنه اینقدر هم بی سلیغه نیستی(برای خودشیرینی اینو گفتم).
_اره اینترنت خیلی ضعیفه خونمون .
+اره دارم روی کامپیوتره بده گوشیتو تا بریزم.
گوشیشو داد بهم کابل شارژر رو برداشتم وصل کردم به کامپیوتر و گوشیش .
باورم نمیشد دارم برای لیلا فیلم پورن میریزم ، وقتی پوشه فیلمارو باز کردم یکم شق کردم که با دستم کیرمو جابجا کردم مشخص نباشه اما چون شلوار راحتی بود یه نگا مینداخت مشخص بود که شق کردم ، گفتم همشو بریم؟
_نه گوشیم جا نداره هرکدوم خودت میدونی قشنگه بریز.
+باش
ریختم براش گوشیشو دادم بهش بقیه فیلمو پلی کردم ساعت حدوده یازدهو پنجاه دقیقه شده بود .
گفتم ثنا نمیخواد بیاد بیرون ؟
_نه اون ذوق داره حالا حالا نمیاد بیرون برا نهار میکشمش بیرون خودم.
چند دقیقه گذشت دیدم توجهی به فیلم نداره ، من رفتم یه چیزی بیارم بخوریم . وقتی برگشتم دیدم داره فیلمارو که براش ریختم چک میکنه؟
نشستم پیشش سریع از فیلما رفت بیرون گفتم بیا تخمه بشکن.
_ممنون.
+فیلما خوب بودن پسندیدی؟ (با خنده)
_مزاحم میشی نمیزاری ببینم چجورین(با خنده)
+نگران نباش از من هر کی فیلم گرفته راضی بوده(بازم با خنده)
زد زیر خنده و گفت ساقی فیلم پورن هم هستی پس؟
+نه بابا شوخی کردم. پلی کن ببینم کدومارو ریختم برات(مثلا ن نمیدونم)
_مگه خودت نمیدونی کدومو ریختی؟
+نه مگه تو دیدی من فیلمارو پلی کنم رو مانیتور؟
گفت نه . مهم نیست حالا بعدا چک میکنم خودم میبینم .
+هر جور راحتی.
اینو که گفت یکم بهم بر خورد چون با وجود اصراری که کردم منو کیرم کرد با نه گفتنش و دیگه چیزی نگفتم.البته حقم داشت بنده خدا.
(کل این صحبتا در عرض چند دقیقه شد )
چند دقیقه بعد دیدم ، گوشیشو درآورد و گفت اوکی حالا که ناراحت شدی بیا ببینم اگه نپسندیدم یکی دیگه برام بریز .
کیر منم همون لحظه عین ترمز دستی کشید بالا . ولی از اونجایی که روی تخت نشسته بودیم و داشتیم فیلم سینمایی رو میدیدیم بالشتم روی تخت بود و گذاشتمش روی پام چهارزانو زدم و یکم نزدیکتر شدم به لیلا .
فیلم اول رو پلی کرد حدود ۴۰ دقیقه بود از بنگ بروس. گفت :
_اوووو چقدر زیاده؟
+همینجوری خوبه دیگه نه اون پنج شیش دقیقه ای هایی که تو داری.
داشتیم میدیدیم منم ضربان قلبم داشت از گلوم میزد بیرون و حشری شده بودم اما سعی میکردم با تخمه شکوندن عادی جلوه بدم و استرسم رو کم کنم دودقیقه ای از فیلم گذشت گفتم بزن جلو تر قشنگ تره.
وقتی اینو گفتم تو چشاش نگاه کردم معلوم بود اونم خمار شده .
هیچی نگفت و زد جلوتر .
اونجایی که زد دقیقا مرده تا ته کرده بود تو کس زنه و لنگلش تو هوا بود ، همزمان یه نگاه به هم کردیم و خندیدیم. گفتم اینجاش خیلی خوبه خودم زدم جلوتر.
اونم با اوهوم گفتنش تایید کرد حرفمو .
پنج دقیقه ای گذشته بود منم خیلی زده بودم بالا اینو تو چشمای لیلا هم میدیدم ، خیلی با استرس و ترس دستمو انداختم رو شونش و اونم چیزی نگفت داشتیم بقیشو میدیدم منم با اون دستم بالشتو برداشتم از روی کیرم و پاهامو جمع تر کردم که خیلی جلوه نده خودشو.
لیلا هم داشت همراهی میکرد و هیچی نمیگفت ، یه لحظه یاد داییم افتادم که اگر بفهمه چه افتضاحی به بار میاد اما کیرم سریع تر از مغزم بود متاسفانه ، یه صحنه ای رو آورد که دو طرف ۶۹ خوابیده بودن و داشتن مال همو میخوردن زوم کرد روی کس زنه که مرده داشت میخورد حشرم صد برابر شد با دستم که روی شونش بود اون یکی دست گوشتیشو فشار دادم محکم ، همزمان لیلا هم دستشو گذاشت روی رونم یه نگاه به هم انداختیم چشاش داد میزد که خمار شده و اون پوزیشنو هوس کرده ، وقتی چشمامون به هم افتاد دیگه کنترل مغز دست من نبود و این حشر بود که منو لیلا رو کنترل میکرد . خیلی آروم چشمامو بستم و لبامو نزدیک به صورتش کردم اونم لباشو گذاشت روی لبای من و شروع کردیم به لب گرفتن ، یه لحظه استاپ کرد لب گرفتن رو ، و روی گوشیش همون صحنه ۶۹ رو آورد و دوباره لباشو گذاشت روی لبام ، گوشیش رو گذاشت کنار و با یکی از دستاش که روی رونم بود رفت به سمت کیرم و اونو مالید ، اونیکی دستش رو هم گرفت زیر چونم و داشت لب میگرفت چه حس خوبی بود ، من اون دستم که انداخته بودم روی شونش رو نزدیک سینه هاش کردم و خیلی آروم سر سینه راستشو لمس کردم یه آه ریز کشید وقتی لباش روی لبام بود .
با دست چپم هم داشتم با گوشاش بازی میکردم توی همون حالت زاویه گرفتیم و رو به من افتادیم روی تخت طوری که اون افتاده بود روی من و سنگینی سینه هاش رو روی بدنم حس میکردم .
با دوتا دستم سرش رو روی لب هام گرفته بودم و نمیزاشتم جدا شه پنج دقیقه ای همینجوری لب گرفتیم که دیدم بلند شد و لباسش رو درآورد میتونستم سنگینی کونش رو روی کیرم حس کنم همچنین قطره های منی که قبل از سکس میاد رو روی شورتم حس میکردم .
لباسشو در آورد ، دیدم از زیر تیشرت من گرفت و به همون حالت که خوابیده بودم تیشرتمو درآورد ، بوی عرق توی اتاقم پیچیده بود واقعا بوی خوبی بود که خیلی جفتمونو حشری کرده بود ، گفتم سوتینتم در بیار دیگه ،
چیزی نگف و در آورد ایندفعه من بلند شدم و اونو خوابوندم روی تخت یکم ازش لب گرفتم و بعد سمت گوشاش رو خوردم طوری که گوشوارش رو توی دهنم حس میکردم با زبون یکم بازیش دادم و اومدم به سمت گردنش همینجوری زبونمو کشیدم تا بیاد برسه به سینه هاش ، همزمان وقتی داشتم سینه هاش رو میمالیدم سر زبونمو گذاشتم روی نوک سینش و با چشمام به اون نگاه میکردم سفیدی چشماش معلوم بود و کاملا حشری شده بود ،
همین جا بود که ثنا صدا زد مامان عروسکمو بده.
ظاهرا یه عروسک توی کیفش بود بلند شد لباسش رو گرفت روی سینش و رفت عروسکو داد بهش گفتم درو از پشت قفل کن .
وقتی اومد من شلوارمو درآورده بودم و شورت پام بود و کیرم نمایان میکرد خودشو اونم لباسش روی سینش نبود و این داشت منو دیونه میکرد همچنین آرایش به هم ریختش و رژ لبی که از بس خورده بودم، مزش زیر زبونم بود .
وقتی وارد شد بلند شدم و یه بوسه از لب هاش زدم یکم قدش از من بلندتر بود دو سه سانت ،برا همین روی پنجه پام وایسادم تقریبا همینجوری خودش عقب عقب رفت به سمت دیوار و وقتی خورد به دیوار اومدم پایینتر و شلوار جینشو از پاش درآوردم به سختی الان جفتمون فقط شرت پامون بود ،وقتی کامل شلوارش رو آوردم پایین روی زانو هام وایساده بودم و فیس تو فیس کسش بودم با اینکه شورت پاش بود اما انگار ورم کرده بود کسش یا مدلش بود نمیدونم از زیر شورت خودشو نشون میداد .
شورتو زدم کنار ولی از پاش درنیاوردم همون حالت یه زبون از پایین تا بالای کسش کشیدم ، یه آه نسبتا بلند کشید ، کسش عرق کرده بود و یکم لزج شده بود مزه شوری میداد ولی خوب بود ،
دو سه دقیقه همون حالت کسش رو میخوردم و اونم دستاشو گذاشته بود روی سرم و هل میداد به سمت کسش.
بعد بلند شدم با خنده و چشمای خمار خمار گفتم خیلی طعمش خوبه و از سرم گرفت و گذاشت روی لب هاش و اون مزه رو به خودشم انتقال داد.
از شورتم گرفت و کشید پایین کیر منم خیلی سفت و محکم شده بود و زاویه دار نمیشد خیلی در حد ۳۰ الی ۳۵ درجه میشد برای ساک زدن ، بر خلاف تصور من که انتظار داشتم اونم ساک بزنه برام این کارو نکرد و فقط یکم با زبونش کلاهک کیرمو بازی داد و در همون حد دو سه بار کرد توی دهنش ، گفتم بخور یکم ، گفت بدم میاد و این تنگ بازیا ، یکم با دهنش تف کرد روی کیرم و با دستش مالید تا خیس بشه بقیه دست خیسش رو هم کشید به کس خودش تا دستش خشک بشه رفت خوابید روی تخت من و منم رفتم پیشش یه نگاه به ساعت انداختم دیدم دوازدهو چهل دقیقس از ترس اینکه مامانم زودتر بیاد در اتاق خودم رو هم قفل کردم که وقت برای لباس پوشیدن داشته باشیم.
دوباره اومدم پیشش صورتمو بردم پیش کسش و هر چی تف بود روش خالی کردم و یکم با دستم مالیدم لیلا هم حسابی حشری شده بود و وقتی میمالیدم میگفت بسه دیگه بکن .
منم سر کیرمو گذاشتم روی کسش یه نگاه کردم به چهرش و خیلی آروم کردم توش خیلی تنگ نبود ولی معلوم بود خیلی حشری شده با عقب جلو شدن من آهو ناله اونم بالا میرفت از اونجایی که نیم ساعت بود داشتم از حشر میمردم میدونستم خیلی دوم نمیارم و آبم زود میاد ، یه پنج دقیقه ای عقب جلو کردم حس کردم که لیلا لرزید و ارضا شد منم حشرم بیشتر شد همینجور داشتم عقب جلو میکردم که دو سه دقیقه بعدش احساس کردم آبم داره میاد و کشیدم بیرون یکم جق زدم ریختم روی شکمش یخورده هم ریخت روی تخت که بعدا تمیزش کردم با دستمال تمیز کردم لیلا رو معلوم بود که راحت شده بلند شد و یه بوسه از لبم کرد . منم گفتم مرسی خیلی وقت بود نکرده بودم (با اینکه اصلا تا حالا سکس نداشتم)بجز یه دفعه که اونم اگر خواستید بعدا مینویسم.
گفت:مگه قبلا هم با کسی رابطه داشتی؟
منم که خیلی استرس گرفته بودم بخاطر این کار با زندایی ، آب دهنمو غورت دادمو گفتم اره (با لبخند)
گفت : اره ارواح عمت دو دقیقه ای ارضا شدی؟
گفتم : نه خیلی تو خودتو کنترل کردی و ارضا نشدی؟
گفت: من که ارضا نشدم ، زد زیرش .
گفتم: آره میدونم عمم بود زیر من لرزید و محکم دستامو فشار داد.
کوتاه اومد بلاخره و لباسامونو پوشیدیم رفت به بهانه ثنا تو حموم خودشو شست اومد بیرون .
منم دراز به دراز افتاده بودم روی تخت و استرس اینکه کسی بفهمه داشت دیونم میکرد.
اومد گفت هنوز که افتادی اینجا پاشو برو این دستمال هارو گمو گور کن الان مامانت میاد ،
بهش گفتم خیلی نگرانم که کسی بفهمی اومد نشست پیشم گفت کسی بجز منو تو نمیدونه دهن من که قرصه تو هم امروزو فراموش کن .
نهار رو کشیدیم و به مامانم زنگ زدم ظاهرا مشتری گیرش اومده بود باز دوباره گفت همکارش هم نیست دیر میاد خونه،
لیلا و ثنا رفتن بعد از نهار والیبال ، منم رفتم یه دوش گرفتم و گرفتم خوابیدم ،
.
الان تقریبا یک سال گذشته از اون روز اما من هنوز استرس اینو دارم که کسی بفهمی وقتی داییم بهم زنگ میزنه یا به خونه زنگ میزنه تخمام میاد تو گلوم .
از کاری کردم هم پشیمونم واقعا و امیدوارم هیچکس با نزدیکان خودش و آشناها سکس ی نداشته باشه که بخواد اونو از بقیه پنهون کنه.
دوسدار همه شما عزیزان ببخشید اگر غلط املایی یا کمو کسری بود.


نوشته: آرمین


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی اولین سکس, زندایی از سایت سکسی خفن ایران 69