داستان سکسی پسر کاراته کار فصل دوم _خواستن دوباره کیر از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی پسر کاراته کار فصل دوم _خواستن دوباره کیر اختصاصی سایت

پسر کاراته کار فصل دوم _خواستن دوباره کیر .> دیگه باکره نبودم و بعضی چیزها فرق کرده بود و علی هم رفتارش دیگه مثل قبل نبود البته در باشگاه چرا ولی تو مدرسه نه و خیلی صمیمی شده و راحت وقتی تنها بودیم به جای اسمم میگفت خوشکلم حس بدی به من میداد حس میکردم منو به چشم جنده خودش میبینه درسته تو سکس حقارت رو عاشقانه قبول کرده ولی تو محیط بیرون غرور داشتم و این رفتارش واقعا منو ناراحت میکرد که اینقدر محرم من شده از انجایی که منو کرده بود میترسیدم زیر قسم بزنه و ابروم رو ببره چیزی نمیگفتم و حرف رو عوض میکردم اون هم چون لذت کون زیباترین پسر مدرسه و شهر زیر زبونش رفته بود میخواست دوباره با هم باشیم ولی قبلش توافق کرده بودیم فقط همان یک بار_دیگه داشت شو رش رو در میاورد مثلا یه بار که با هم بودیم تو مدرسه یکی از بچه ها بهش گفت با بچه خوشکلا میگردی تا سر صحبت رو باز کنه وقتی که رفت علی به من گفت اینها نمیدونن کونت از چهرت هم خوشکلتره مخصوصا سوراخ صورتیت که بی همتا ست با این حرف منو بسیار عصبانی کرد به زور جلوی خودمو گرفتم و فهمید_ منم رفتم بعد از اون تو مدرسه باهاش خیلی سنگین شدم و میپیچوندمش ولی میترسیدم همین روزها منو بفروشه و زیر قسمش بزنه ولی هیچ وقت اتفاق نیافتاد با اینکه خودم هم بعضی وقتها میخواستم از روی شهوت مخصوصا که طعم زیبای کیر رو چشیده بودم ولی جلوی خودم رو میگرفتم با سرد شدن رابطه مون اون که فهمیده بود مشکل کار کجاست سعی میکرد خودش رو نزدیک کنه و دوباره اعتماد منو به دست بیاره برای همین دیگه از اون حرفها نمیزد و منو به اسم و احترام خطاب قرار میداد انگار که اصلا سکس نداشتیم این وضع یک ماه طول کشید و دوباره با هم خوب شدیم دیگه داشتم دوباره به این فکر میکردم که یه بار دیگه کون بدم که چی بشه این رفتارهام و از دست دادن همچین لذت بینهایتی این رو بگم که بعد از کون دادنم برام عادت شده بود هر وقت میخواستم خود ارضایی کنم خیار یا چیزی شبیه اون رو میکردم تو کونم و چشمام رو میبستم به یاد اون لحظه که منو داشت میکرد ابم رو میاوردم . با اینکه دوست داشتم دوباره بهم پیشنهاد بده ولی روم نمیشد حالا که اون پیشنهاد نمیده مثل جنده ها من این کار رو کنم از سکس ما یک ماه گذشته و من بی صبرانه منتظر پیشنهادش بودم چون شدیدا احتیاج به کیر واقعی داشتم حالا که طعم اون رو هم چشیده بودم انتظار واقعا سخت بود خیار و باقیه چیزها اصلا لذت کیر واقعی رو ندارن اونم در حالی که خودت باید همه کارها رو انجام بدی … و بلاخره این اتفاق که با تمام وجود منتظرش بودم تو تمرین باشگاه افتاد_ امد پیشم و کمک فنی تو کاتا خواست بعد از کمک کردن یه نوع خاص که بفهمم با حالت قرص و محکم که اصلا هم نیازی نبود چون باب نیست به من احترام کرد و به آرامی گفت اوس سمپای من (ارشد من) _منم رفتم تا به بچه های دیگه برسم ولی نیت اون رو گرفتم و چون منتظر این حرفش بودم بعد چند دقیقه بهش نزدیک شدم و گفتم باید بیشتر وقت بزاری و خونه هم تمرین کنی تا کاتا تو بهتر بشه حالا که قراره استاد ازمون کمربند سبز رو ازت بگیره که گفت تنهایی کسل کنندست کاش یک نفر وارد بود و کمکم میکرد و سرش رو پایین انداخته تا یه جوری خواهش حساب بشه و منظورش رو بهتر برسونه من گفتم اگه وقت کنم کمکت میکنم خبرش رو میدم بهت که انگار به خر تیتاپ بدی گفت ممنون سمپای فرداش تو مدرسه زنگ تفریح امد پیشم احتیاط رو چاشنی کرده و گفت اجازه دارم راجب اون موضوع باشگاه صحبت کنم گفتم اره چرا که نه و گفت اگه بشه وقت داری به من در کاتا کمک کنی ولی خونشون شلوغه منظورش این بود خالی نیست ولی خونه ما بیشتر مواقع خالی بود و میدونست بخاطر شاغل بودن پدر و مادرم هیچ کدام روزها نیستن فقط خواهر هام بودن که شیفت مقابلم میرفتن مدرسه و عملا همیشه خونه تنها بودم منم که دیگه واقعا کیر میخواستم گفتم بعد از مدرسه رفتی خونه و نهار خوردی بیا خونمون خوشحال شد موقع رفتن از مدرسه بهش گفتم با شرایط اون دفعه باید باشه بدون خنده یعنی کاراته ای و ژاپنی و هر چی اتفاق میفته و رفتار میشه از موقعی که وارد خونمون میشی تا خارج بین خودمون برای همیشه میمونه و همچنین رفتارمون بعد تمرین باید مثل همین چند روز گذشته بشه تا دلخوری و مشکلات قبلی پیش نیاد کلی معذرت خواهی کرد و گفت رو چشم حتما اینجور که گفتی خواهد شد میتونم یه چیز راجب سکس بگم گفتم فقط اینبار که گفت تصمیم داره با روش جدیدی منو بکنه خوشحال شدم ولی نشون ندادم منم گفتم حالا که اینجوره لحظه ورودت و تو محل تمرین برات سوپرایز دارم گفت چیه منم گفتم پر رو نشو تا همینجا بسه دیگه .قرارمون ساعت سه بود منم که شهوت این دیدار رو داشتم کاملا اماده و تو این یک ماه همش خیال پردازی کرده بودم برای همین دست به کار شدم و یه آینه بزرگ اوردم و تو مکان درست تنظیم و منتظر زنگ ایفون که زنگ خورد در رو باز کردم و گفتم پشتت در رو ببند و بیا داخل خونه وقتی امد من که با لباس کاراته منتظرش بودم با دیدنش مثل زنان ژاپنی تو سریالهای قدیمی که منتظر شوهرشون هستن دو زانو نشستم و خم شدم و دو دستم رو روی زمین روبروی سرم قرار دادم و بهش احترام کردم و گفتم ممنون که امدی از این حرکتم خیلی خوشش امد و گفت این کارت زیبا بود ممنون وقتی هم که آینه رو دید گفت وای اینم عالیه و رفت اتاق لباسهای کاراته اش رو پوشید من همچنان تو همان حالت نشسته منتظرش بودم بلاخره امد و اونم برای اینکه منو خوشحال کنه روبروم نشست و خم شد احترام کرد و گفت ممنون که دوباره به من فرصت دادید تا خودمو به شما صابت کنم سمپای(ارشد)و اجازه خواست تا شروع کنه و منم گفتم اوس بلند شدیم و من حالت یامه (ایستاده بدون تکون خوردن) گرفتم و اون امد از روبرو بهم چسپید و دستش رو دور کمرم حلقه کرد و ازم لب گرفت بعدش امد پایینتر و گردنم رو خورد و میک زد و منم بجای اه میگفتم اوس بعدش با دستهاش کیمونو رو بازتر و سرش رو به سینه هام چسپوند و شروع به خوردن هر دو سینه ام به نوبت کرد و یکی از دستهاش رو گذاشت روی لپ کونم و فشار میداد و میگفت همه چیزت عالی پسر کاراته کار خیلی خوشبختم که دوباره تونستم تو رو به دست بیارم و دست نگه داشت تا مرحله بعد رو شروع کنه و منم لباس کاراته ام رو مرتب کردم و این دفعه از پشت محکم بغلم گرفت و کیرش رو چسپوند و با اینکه هیچ مشکلی از صدای بلند نداشتیم ارام در گوشم گفت جوری امروز میکنمت پسر کاراته کار که دفعه بعد ازم خواهش کنی تا تو رو بکنم بعدش شلوارش رو دراورد دوباره از پشت بهم چسپید و کیرش رو روی شیار کونم از روی شلوار کاراته ام میکشید بعدش از روی شلوارم کیرش رو لای دو رانم گذاشت و بهم چسپید و گفت تو این یک ماه واقعا زجر کشیدم وقتی تو باشگاه با غرور با این لباس شیک راه میرفتی وقتی چشمم به کونت میافتاد دوست داشتم یه دستگاهی داشتم تا زمان رو متوقف کنم و همانجا کیرم رو به کونت بمالم و ابم رو بپاشم رو لباس کاراته ات با این کون قشنگ و لباس قشنگت فلانی رو هم فکر کنم جقی کردی چون زیاد دیدم به کونت خیره میشه و اسمش رو گفت که هم سن ما بود از این حرفش خوشم امد که تو باشگاه با لباس کاراته اینقدر سکسیم _ رفت عقب گفت سمپای اجازه میدید شلوارتون رو در بیارم که گفتم اوس با دیدن کونم گفت هزار سال هم به کونت نگاه کنم سیر نمیشم و افتاد به جون لپ کونم و اون رو میخورد بعد مدتی بلند شد و کیرش رو لای کونم گذاشت و چند بار عقب جلو کرد بعدش ازم خواست بشینم و حالت سگی بگیرم چاک کونم رو باز و چند لحظه ای به سوراخم خیره شد و گفت فدای این سوراخ قشنگ و صورتیت بشم پسر کاراته کار و کرم رو با انگشتش برداشت به سوراخم مالید و ارام یه بند انگشت و بعدش کل انگشتش رو فرو و شروع به بازی کردن کرد تا امادم کنه تو این مدت هم با حرفاش بیشتر منو تحریک میکرد و میگفت دوباره دارم این کون و سوراخ صورتیت رو برای کیرم اماده میکنم ولی نمیخواد زیاد امادت کنم چون پرده اش رو قبلا پاره کردم و تو الان یه کاراته کار کونی محسوب میشی اینو قبول داری که یه کاراته کار کونی هستی یه کاراته کار کمربند مشکی کونی درسته سمپای _ من گفتم اوس گفت خوبه مگه میشه یادت بره تاپ خوردن کمربند مشکیت زیر تلبمه هام رو این بار هم میخوام جوری بکنمت که با هر تلمبه کمربند مشکیت بخوره به سینت و جرت بدم دوست داری اینجوری که گفتم با شدت بکنمت من هم با اوس جواب مثبت دادم و گفت دیگه سوراخ صورتیت غنچه شده پس حالت کون دادنت رو بگیر و من هم در پوزیشن سگی کاملا اماده بودم و کیرش رو گذاشت لای کونم و چند بار در شیار کونم بالا و پایین کرد و زمانی که سعی کرد رو سوراخم تنظیم کنه وقتی روش قرار گرفت گفتم اوس که یعنی روی سوراخمه و اون گفت سمپای ممنون که دوباره قبول کردین من شاگرد مبتدی شما رو بکنم پس با تمام وجودم شما رو میکنم تا شما رو راضی کنم حالا اماده ای کمربند مشکی تا برای بار دوم توسط یه کمربند قرمز گاییدی شی منم که شهوت جلوی چشمام رو گرفته بود و کیرش که روی سوراخم منتظر اجازه من بود تا داخل شه با شهوت و صدای رسا گفتم اوسسس و اونم شروع به فشار اوردن کرد من هم خودم رو شل تا کیرش راحت بره تو کونم که بلاخره سر کیرش داخلم کونم شد گفتم کمی مکس کن و اون گفت تو یک کاراته کار کونی هستی و نیازی نیست ولی کمی صبر کرد و بعد دوباره فشار اورد و همه کیرش رو کرد تو کونم و بلاخره بعد از یک ماه انتظار دوباره لذت کیر واقعی رو تو کونم چشیدم چه حس بینهایت زیبا و قشنگی بود به خودم میگفتم چرا کون دادن یه پسر باید تو جامعه بد حساب بشه در حالی که بهتر از این حس وجود نداره که در این هنگام فاعلم گفت کاش استاد اینو میدید که برای بار دوم کیرم داخل کون بهترین شاگردش رفته کاش میدونست شاگرد کمربند مشکیش یه کاراته کار کونیه یه کاراته کار کونی _اهای پسر کاراته کار تلمبه زدن رو شرع کنم گفتم اوس و شروع کرد به گاییدنم و با هر سه تلمبه که به زبان ژاپنی میشمرد یه کیا (فریاد زدن)میگفت واون تلمبه سوم رو محکمتر میزد و کمربند مشکیم قشنگ تاپ میخورد و با دیدن این تو اینه میگفت نگاه کن سمپای به قولم عمل کردم بیبین کمربند مشکیت چه تکونی میخوره خوشت میاد اینجوری دارم میکنمت با خوشحالی گفتم اوس و برای تحریک بیشترم گفت امروز کونت رو جر میدم و لباس سفید کارتت رو قرمز میکنم با خونت و تو هم باید جلسه بعد لباس کاراته خونیت رو بپوشی و وارد دوجو(باشگاه کاراته) شی فهمیدی پسر کاراته کار از شهوت که بی اختیارم کرده بود و تو اسمانها بودم از لذت کون دادن عاشقانه با تمام وجودم گفتم اوسسس _ و هم زمان با تلمبه زدن ازم سوال کرد اگه استاد اینجا بود کمربند سبزم رو بهم میداد با این لیاقتم درسته منم برای تایید گفتم اوس و اون شدیدتر تلمبه زد و گفت حالا چی باید تشویقی بهم بده درسته که بازم گفتم اوس _اون که از گاییدنم به شدت به خودش افتخار میکرد گفت قبول داری که افتخار همه کمربند قرمزها و شاگردان مبتدی ام که تونسته ارشد کلاس کاراته اش رو بکنه و تبدیلش کنه به یه کونیه تمام عیار که حرف نزدم و اون کیرش رو بیرون کشید و دوباره با فشار کرد تو کونم که یعنی جواب میخواد منم با صدای بلند گفتم اوسسس و دو طرف کمربند مشکیم رو گرفت و به من گفت تو اینه نگاه کن چطور دارم میکنمت و بجای اینکه خودش جلو عقب کنه با دستش کمربند مشکیم رو میکشید سمت خودش و کونم میرفت رو کیرش و به من میگفت بکش بیرون و اون دوباره منو با کمک کمربند خودم میکشید سمت کیرش و من داشتم تو اینه این صحنه زیبا رو میدیدم و شهوتم رو بیشتر میکرد گفت جلسه بعد یادت باشه چطور با کمک کمربند مشکی گلدوزی شده ژاپنیت داشتم تو رو جر میدادم یادت میمونه سمپای_ منم که تو آسمانها بودم از شهوت بلند گفتم اوسسس و چند تا تلمبه دیگه اینجوری زد و دست نگه داشت از قندان رو میز یه قند کوچک برداشت و گذاشت دهنش و خورد کرد بعد تف کرد رو کیرش و دوباره کیرش رو گذاشت رو سوراخم گفتم چرا اینکار رو کردی گفت با این کار سوراخت به خارش میافته و دوست داری بیشتر و همیشه کون بدی دوست داری یه کاراته کار جنده باشی و همیشه بکنمت با این کار سوراخت از این به بعد معتاد کیر میشه و منم که شهوتم بالا بود و با خودم میگفتم کون دادن زیباترین لذت دنیاست و من باید همیشه این لذت رو بچشم گفتم اوس لطفا منو یه کاراته کار جنده کن و اون تمام کیرش رو با یه فشار داخل کونم کرد و سریع شروع به تلمبه زدن کرد یه حالت ضبری احساس کردم که خوب نبود ولی بعدش عادی شد و دوست داشتم بیشتر تلمبه بزنه و اون با تلمه زدن گفت حالا کاراته کار کمربند مشکی جندت کردم سمپای از این به بعد برای خارش کونت همیشه باید به من کون بدی دوست داری منم عاشقانه گفتم اوسسس و تلمبه زدن رو متوقف و گفت میخوام برای بار اول از جلو بکنمت برگشتم دو تا پاهام رو گذاشتم رو شونه هاش و کیرش رو تنظیم کرد وقتی روی سوراخم شد گفتم اوس و اونم با فشار داد تو کونم این حالت کیرش انگار چند سانتی متر بزرگتر شده چون حجم کیر بیشتری احساس میکردم گفت تا دسته کیرم رو کردم تو کونت پسر کاراته کار خوشت میاد و شروع به تلمبه زدن کرد تو این پوزیشن چشم تو چشم بودیم و با نگاه به هم هر دو خوشحال از کاری که دیگری داره انجام میده و رضایت تو چهره مون اوج میزد گفت خوب دارم سمپای خودمو میکنم ازم راضی هستی سمپای عاشقانه با تمام وجودم گفتم اوس تو این حالت واقعا داشتم تو اسمانها پرواز میکردم و بکنم رو با لباس کاراته که فانتزیه رویایی منه میدیدم که چطور عقب و جلو میره و با تلمبه هاش داره منو به شدت جر میده اون سر کمربند مشکیم رو گذاشت دهنم و گفت میدونم غرورت به عنوان یه کمربند مشکی اجازه نمیده زیر کیر یه کمربند قرمز گریه کنی میتونی از درد این رو گاز بگیری و گریه کنی اینجوری صدای گریه ات در نمیاد که البته برای من فقط لذت بود ولی برای شهوت بیشتر این کار رو کردم و زوزه میکشیدم و اون هم بیشتر تحریک میشد و محکمتر تلمبه میزد واقعا به شدت داشتم گاییده میشدم که در این لحظه گفت ابش داره میاد و کیرش رو دراورد و اینبار بجای لباس روی نوشته های ژاپنی روی کمربند مشکیم خالی کرد و اب کیرش رو با دستش قشنگ جذب اون کرد گفتم این دیگه چه کاریه گفت جلسه بعد این رو تو باشگاه تو کمرت میبینم و به خودم افتخار میکنم که تو رو گاییدم سمپای منم برای تشکر بابت اینکه عالی منو گاییده بود قبول کردم.بر خلاف دفعه پیش خواستم ابم بیاد و اون انگشت کرد تو کونم و با دست دیگش دستی برام زد تا ابم بیاد واقعا این حالت خیلی حال میده که هم زمان دو طرفت درگیره و خودت هم بدون انجام کاری فقط لذت میبری که از شدت لذت این کار ابم سریع امد انگشتش که داخل کونم بود موقع امدن ابم گفت وای چه نبضی میزنه سوراخ صورتیت سمپای چون با هر فوران ابم ماهیچه های سوراخم سفت میشدن و اون خوب احساسش میکرد خلاصه خیلی حال داد ابم که روی دستش ریخته بود رو روی لباسم مالید . بعدش کلی تشکر و بلند شد رفت دستشویی خودش رو تمیز کرد و رفت خونه شون منم رفتم حمام و لباس کاراته رو شستم و طبق قرار کمربند رو نشستم تا جلسه بعد اون رو ببندم ولی یه چیزی تغییر کرده بود و اون خارش سوراخ کونم بود که با قند خورد شده روش خراش افتاده و باعث میشد هر چند وقت یه بار دستم رو ببرم و سوراخ کونم رو بخارونم فرداش تو مدرسه هم به شدت میخارید بعضی وقتها هم چون بد بود مکان و نمیتونستم بخارونم واقعا اذیت میشدم تو زنگ تفریح بهش گفتم سوراخم برای اون کارش خیلی خارش میکنه واون گفت همیشه نیست ولی سوراخ صورتیت برای راحت شدن نیاز دوباره به کیر داره که واقعا راست میگفت دوست داشتم منو بکنه و به جای دستم این خارش رو یه کیر رفع کنه و برام قشنگ بخارونه بعد مدرسه غروب باید میرفتیم باشگاه تصمیم گرفتم تو باشگاه بهش بگم فرداش هم منو بکنه غروب همان روز رفتیم باشگاه و من هم کمربند مشکیم اغشته به اب کیر اون رو بستم و وارد دوجو شدم و امد نزدیک و به کمربند مشکیم نگاه کرد که ابش قشنگ روی نوشته های ژاپنیش معلوم بود لبخندی از رضایت و افتخار زد و احترام کرد من هم لبخندی زدم و گفتم فردا هم اگه دوست داری باید تمرین کنیم که گفت حتما سمپای خوشحالم ازم راضی هستید و بعدش تمرین اون روز رو شروع کردیم با خارش کونی که داشتم و باقی شاگردان که نمیدونستن ارشد کلاسشون دیروز برای بار دوم عاشقانه با تمام وجودش کون داده و به شدت هم گاییده شده و سوراخش هم الان بدجوری میخاره و به شدت تشنه دوباره کیر هستش _پایان فصل دوم اوس .

نویسنده: پسر کاراته کار

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی گی ,کاراته ,ورزش , کیمونو , فانتزی از سایت سکسی خفن ایران 69