داستان سکسی پسر کاراته کار فصل اول آغاز میوه ممنوعه از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی پسر کاراته کار فصل اول آغاز میوه ممنوعه اختصاصی سایت

پسر کاراته کار_ فصل اول_ آغاز میوه ممنوعه .بدون مطالعه مقدمه که قبل از این داستان نوشتم ممکنه گیج بشین از شرایط خودم تا بوجود امدن این حس تا … _ تابستان کلاس پنجم بود که یک مربی از شهر بزرگتر تو شهر ما برای اولین بار کلاس کاراته برگزار کرد پدرم سر شام گفت میخوام نامت رو بنویسم تا تابستان بری کاراته گفتم نه چون این کار رو دست درازی پدر به سه ماه ازادیم میدیدم بعد از مدتی اولین جلسه کاراته در باشگاه تازه تاسیس که یکی کوچک برای ورزشهای رزمی و یکی بزرگ و چند منظوره برای فوتسال بستکبال و غیره کارش رو شروع کرد و از انجایی که ما اون روز کاری نمیکردیم رفیقهام گفتن بچه ها بیایید بریم افتتاحیه باشگاه رزمی که میگن قراره با دست خالی سنگ و چوب بشکنن _ که رفتیم اون روز مربی از باشگاه اصلیش ده نفر رو اورده که همشون کمربند مشکی بودن برای اولین بار بود این همه ادم رو میدیم که لباس سفید خاص کیمونویی پوشیده بودن مثل سریالهای ژاپنی و مثل اونها خم میشدن و به هم احترام میکردن و با شکستن اجسام داد میزدن ودوباره به هم احترام میگذاشتن و میگفتن اوس بچه ها این احترام کردن زیادشون رو مخفیانه مسخره میکردن اخر نمایش مربی با بلندگو گفت کاراته یعنی احترام و گفتن اوس یعنی همه چیز کاراته بدون احترام معنی نمیده اصلا کاراته نیست و از این حرفها …من که حتی یه بار هم نخندیده بودم از این رفتار ها و بر عکس خوشم امده و منو مجذوب کرده و کلا یه جوری شده بودم همانجا عاشق رفتن به باشگاه کاراته شدم بعد از پایان این نمایش سریع رفتم مغازه گفتم میخوام برم کاراته خلاصه ثبت نام کردم از همان اول حس خاصی نسبت به این لباس داشتم با اینکه چیزی از امدن منی و این جور چیزها نمیدونستم چون مثل الان نیست بچه ها زود همه چیز رو میفهمن و گوشی دارن فرداش رفتیم مرکز استان تا لباس کاراته تهیه کنم که موقع خرید با اسرار بهترین جنس رو خریدم که از همه بچه های دیگه بهتر بود در همه چیز حتی فروشنده گفت شما تو سن رشد هستین تازه میخواهید کاراته رو شروع کنید نیازی نیست همچین لباسی بخرید شاید پشیمان شدی و جلسه بعد نرفتی ولی از انجایی که وضع مالیمون خوب بود با اسرار من پدرم خرید تو خونه بابام ناراحت بود و میگفت درسته مشکل مالی نداریم ولی پول دور ریختنو دوست نداره مثل باقیه بچه ها باش ولی وقتی دید با اون لباس خوابیدم چون خوشم میامد راضی شد خلاصه بگم همه بچه ها حسرت داشتن لباسم رو میخوردن برای همین با بزرگتر شدن و سالهای بعد هم با پول پس اندازم همیشه بهترین جنس رو میخریدم و تنها کسی بودم که چند دست لباس کاراته داشتم شاید الان کمی عادی باشه ولی اون موقع خیلی از دهه شصتی ها مخصوصا تو شهرهای کوچیکتر رنگ خرید لباس شخصی رو سالی یک بار میدیدن لباس مخصوص کاتا داشتم حتی بعدها دو بار امدم تهران برای خرید چون اون چیزی که میخواستم رو پیدا نکردم دوست داشتم و برام عادی شده بود فرد خاص و شیک پوش باشگاه و مورد توجه و تو چشم همه باشم و ضرباتم صدا بده کاراته کارها خوب میفهمن چی میگم مخصوصا که حس خاصی هم به کیمونو داشتم خلاصه باشگاه رفتنم شروع شد یاد گیریم عالی بود و بهترین کلاس و تو اون همه شاگرد سوگولی استاد شده خوشکل و ناز هم که بودم بیشتر استاد ازم خوشش میامد همه بچه ها برای اینکه خوشکل بودم از من خوششون میامد و با من خوب بودن ماه اول اصلا مبارزه نبود ولی بعدش شروع شد کنترلی ولی از مبارزه خوشم نمیامد ولی بر عکس از کاتا خیلی خوشم میامد و سریع یاد میگرفتم نحوه زدن درست و اصولی تکنیکها رو و از انجایی که همه تازه شروع کرده بودیم برای همین استاد به من میگفت به شاگردان تازه واردتر نحوه درست مشت و این چیزهای اولیه رو اموزش بدم کلاس بخاطر به هم نخوردن نظم در دو سانس یک و دو برگزار میشد و بزرگسالان بعد از ما تمرین میکردن بعضی روزها استاد به من میگفت سانس بعد هم باش تا استعداد منو بزنه تو سرشون با کاتا رفتنم که بزرگسالها ضعیفتر از سانس یک بودن تا براشون انگیزه بشه زودتر یاد بگیرن و این باعث خوشحالیه خانوادم شده بود دوره راهنمایی که شهوت شروع میشه ما هم تو مدرسه که سر نیمکت میشستیم هم دیگه رو دستمالی و کیرمون راست میشد برام جالب بود هر وقت خونه لباس کاراته میپوشیدم و تنها بودم کیرم راست میشد چون حسی خاصی داشتم به لباس کاراته تو این سال بود که یکی از همکلاسیهام گفت خود ارضایی میکنی گفتم یعنی چی گفت به کیرت انقدر دست میزنی تا ابت بیاد گفتم اره یه چیزی شبیه چسپ راضی میاد گفت نه یه چیزی شبیه شیر میاد گفتم نه برای من نمیشه که گفت میشه ولی خیلی باید دست بزنی تا بیاد منم تو تمرین خانگی وقتی لباس کاراته رو پوشیدم کیرم راست شد این کار رو کردم بلاخره امد و ترسیدم بعد از اون بود که یه رول بالاتر امدم ولی حتی فکر سکس با یه فرد دیگه رو اصلا نمیکردم و خط قرمز بود خلاصه اون سال و سال بعد هم که دوم راهنمایی بود رو بدون سکس با جق سپری کردم چند ماه از سوم راهنمایی گذشته بود که کمربند مشکیم رو گرفتم که باید سه سال براش تمرین کنی ولی زودتر از این مدت گرفتم چون تمام این مدت با عشق به باشگاه میرفتم و دو کمربند تشویقی و همچنین مقام در استان بخش کاتا اوردم و برام پرده قهرمانی تو شهرمون زدن. تو این حال و احوال بخاطر سنم شهوتم زیاد شده بود و غیر قابل کنترل داشت میشد . که با یکی از همکلاسهای جدیدم که چند ماهی وارد باشگاه شده بود صمیمی تر شدم همکلاسی بودیم ولی از من یک سال بزرگتر و پنج سانتی قدش بیشتر و کمی خوش تیپ _ با هم حرف رزمی میزدیم و اینکه ارزوشه مثل من باشه و میگفت خواب کمربند مشکی رو نمیبینه که من دارم . بعد مسابقات کاتا که مقام اورده و معروف شده بودم و رفتن بعضیها حالا من سمپای ( ارشد) کلاس سانس یک شده بودم و دست راست استاد در اموزش _ میرسیم به حرفهای منو دوست جدیدم بهش میگفتم تو چند ماه امدی ولی معلومه عاشق کاراته و مبارزه کردنی خونه هم تمرین میکنی و اون هم از تمریناتش تو خونه تعریف میکرد . از انجایی که عکس سوپر زیاد تو مدرسه بود و میدیدیم من به زنه هم توجه زیادی میکردم که خوشحاله کیر تو کونشه و همچنین به کیر مرد زمانی که تو خونه لباس کاراته میپوشیدم و کیرم راست میشد به این عکسها بیشتر فکر و بعضی وقتها خودم رو جای زنه حس میکردم از انجایی که هم تو مدرسه علی رو میدیم و هم تو باشگاه با لباس کاراته و اینکه به من احترام میگذاشت و خودش بچه با ادبی بود و من هم بهش حس داشتم به سرم زد بهش بگم یه باری با هم تمرین کنیم و من کمکش کنم در اموزش کاتا و تو مدرسه بهش گفتم گفت از خداشه روش نمیشد به من بگه چون کمربندش قرمز بود و پیش خودش فکر میکرد با رد کردن حرفش توسط من خجالت زده میشه ولی با اون اصلا شوخی نداشتم حتی کلامی خلاصه قرار گذاشتیم و من رفتم خونشون که پشت خونه بغل انباری تمرین میکرد قبلش بهش گفته بودم تمرین باید با لباس کاراته باشه لباسها رو پوشیدیمو تمرین رو شروع و در حین تمرین یه دفعه دیدم از پشت بهم چسپید گفتم این چه کارییه گفت تو رو خدا منو ببخش فقط یه لحظه از روزی که امدم باشگاه ارزوم بود تورو تو لباس کاراته خاص قشنگت که چند برابر خوشکلترت هم کرده از پشت بگیرم و بهت بچسپونم اصلا اولین بار با دیدن تو با لباس کاراته در باشگاه تصمیم گرفتم بیام ثبت نام کنم منم که تعجب کرده بودم و خیلی از حرفش خوشم امد ولی به روی خودم نیاوردم و گفتم برای جبران منم باید این کار رو بکنم ولی اون دوست نداشت و خیلی کم هر چند باری که قشنگ از پشت بهم میچسپید میزاشت من یه لحظه اینکار رو بکنم ولی من از اینکه یکی منو از پشت بغل بگیره و بچسپونه بیشتر خوشم میامد تا من اینکار رو کنم ولی بروز نمیدادم برای غرور و همچنین میترسیدم به بچه ها بگه و ابروم بره چون من ارشد کلاس کاراته بودم و همه با احترام با من برخورد میکردن و ممکن بود همه چیز یک باره نابود بشه برای همین سعی میکردم با شهوت مقابله کنم تو همین بازیها در کمال پر رویی میخواست شلواره سمپای (ارشد)خودشو در بیاره نگذاشتم ولی کلی ازم خواهش کرد تا بزاره دستش رو وارد شلوار کاراته ام و کونم رو لمس کنه چون ارزوشه و من هم که قسم خوردن و خواهشش رو میشنیدم که میگفت تو رو خدا به کسی نمیگه راضی شدم گذاشتم و اون دستش رو کرد تو شلوار کاراته ام و کونم رو لمس کرد و میگفت اخ جون به ارزوم رسیدم و دوباره از پشت منو گرفت و کیرش رو به من فشار داد که من واقعا خوشم میامد ولی گفتم بسته دیگه ممکنه کسی بیاد ما رو بیبنه. تمرین که بهم خورده بود گفتم کار دارم باید برم و لباس عوض کردم و اونجا رو ترک ._ تا یک هفته تو باشگاه باهاش مثل یه پاییین رده و در مدرسه باهاش سرد بودم ولی تو همین مدت همش فکر اون لحظه های خوب رو میکردم بعد این مدت امد پیشم تو مدرسه و گفت ناراحتی از من گفتم نه پس چرا با من سرد شدی گفتم مشکلات خونه ست گفت اگه اینطوره پس دوباره بیا با هم تمرین کنیم و اصلا از اون کارها نمیکنم چون خیالم هم راحت شده بود به کسی نگفته و با گفتن اینکه شرایط و موقعیت اجتماعی منو درک میکنه منو خوشحال کرد و قلبم رو بدست اورد گفتم فردا بهت میگم کل شب داشتم به اون لحظه های اولین تمرینمون فکر میکردم و کیرم راست شده بود فردا تو مدرسه گفتم باشه و اون گفت پس قرارمون جمعه اگه اشکال نداره گفتم اوکی و جمعه رفتم خونشون خوش و بش کردیم وارد شدم دیدم کسی نیست گفت همه رفتن و تنهاست نگو برای همین امروز رو روز تمرین انتخاب کرده منم که دوست داشتم از اون کارهای دفعه پیش بکنیم خوشحالتر شدم خلاصه لباسهای کاراته رو پوشیدیم شروع به نرمش تا گرم بشیم که دوباره به کونم دست زد مثلا از ناراحتی گفتم نکن ولی دوست داشتم اونم با زور دوباره از پشت بهم چسپید که من هم مقاومت چندانی انجام ندادم گفت اگه یک دقیقه تکون نخوری تا آخر تمرین اصلا بهت دست نمیزنم منم که میدونستم امکان نداره بتونه این کار کنه و جلوی خودش رو بگیره گفتم باشه و یک دقیقه با حالت یامه (ایستاده حالت سکون) تکون نخوردم تا هر کاری دوست داره انجام بده ولی از روی لباس _که اون هم از پشت بغلم کرد و سینه هام رو از روی لباس کاراته گرفت و کیرش رو میمالید به کونم واقعا داشتم لذت میبردم بعد دستش رو داخل شلوارم کرد که گفتم اگه یه نفر بیبینه بد میشه که اون هم گفت باشه چند ثانیه مونده در حالی که دو برابر وقتش گذشته بود ولی من خودمو زده بودم به خرییت گفت اون چند ثانیه بیا بریم انباری که من قبول کردم تو این مدت فقط داشت اعتماد سازی میکرد و قسم میخورد به کسی نمیگه و اون چند ثانیه رو اغاز کرد ولی گستاختر شده بود و ازم خواست تا سوراخم رو لمس کنه منم مثلا با ناراحتی گفتم باشه ولی اون لحظه ها داشتم حال میکردم حالا که رفته بودیم داخل و نور هم کم بود من حس امنیت بیشتری از دیده نشدن داشتم و خجالتم هم کم شده بود اونم گفت خم شو و شلوارم و شورتم رو خواست کامل در بیاره که نگذاشتم و تا زانو کشید پایین لای کونم رو باز کرد و با انگشتش سوراخم رو حس میکرد که واقعا خوشم میامد و چیزی نمیگفتم بعد اب دهنش رو ریخت رو انگشتش و لبه های سوراخم رو میمالید من حس عجیب و شهوتی پیدا کردم و از لذت دیگه زمان رو هم تذکر ندادم دقایقی این کار رو داشت ادامه میداد که گفتم خسته شدم اون هم با هزار خواهش گفت خوب بشین و حالت سگی بگیر و من هم مثلا با ناراحتی و ناچار این حالت شدم ولی از خدام بود دوباره افتاد به جون سوراخم با انگشت یه بند انگشت داخل کرد گفتم اوه دردم گرفت گفت الان میام مثل برق رفت وازلین اورد حالا دیگه مشکلی نبود و کل انگشت رو کرد و بازی میداد با این کارش واقعا داشتم حال میکردم وسوراخم کمی باز شده بود یه دفعه دیدم دستش رو بیرون اورد و شلوارش رو پایین و کیرش رو لای کونم کرد گفتم نه نمیزارم خواستم بلند شم که منو گرفت کلی قسمم داد فقط بزارم لاش بمونه که من هم چون داشتم حال میکردم قبول کردم و کیرش رو لای کونم گذاشت که حس خوب و عالیی داشت گرم و نرم ولی هدفش سوراخم بود برای همین روی سوراخم بالا پایین میکشید تا با تماس کیرش به سوراخم خوب من تحریک و قبول کنم درخواست اصلیشو واقعا دوست داشتم کار رو تمام کنه ولی میترسیدم و بهش اعتماد کامل نداشتم یکی دو بار خواست حل بده ولی من با تکنیک نگذاشتم چون واقعا از اینکه ابروم بره که سوراخی دادم و لقب کونی بگیرم میترسیدم خلاصه با ناراحتیه قلبی گفتم پر رو نشو بسته دیگه و شلوار رو بالا کشیدم و امدم لباس عوض کردم و اونجا رو ترک و نتونست ترتیبم رو بده وقتی امدم خونه ناراحت بودم که چرا نگذاشتم منو بکنه و از شهوت رفتم یخچال و یه خیار برداشتم امدم اتاقم در رو قفل و لباس کاراته پوشیدم و مقداری کرم روی سوراخم و خیار مالیدم و برای بار اول تو زندگیم جسمی غیر از انگشت اون رو وارد کونم کردم و به یادش که مثلا منو داره میکنه چشمم رو بستم و خیار رو جلو عقب میبردم واقعا حسش عالی بود ولی خیار سفت و بی روح و نمیتونست حس کیر واقعی که از گوشت و نرم و گرمه رو انتقال بده تو شرایطی که خودت داری اینکار رو میکنی ولی بازم عالی بود و ابم امد و شهوتم فروکش کرد به خودم گفتم خوب شد نگذاشتم بکنه تا ابروم در خطر قرار بگیره .فرداش و روزهای بعدش تو مدرسه همه چیز عادی و از قرار دهنش سفت بود و با اوج گیری شهوت دوباره دوست داشتم با اون تمرین کنم دیگه ازرفیق تمرینیم خوشم امده بود چون هیچ وقت راجب اون تمرینات خصوصی مون تو مدرسه یا باشگاه با من حرف نمیزد اصلا به روی خودش هم نمیاورد که با این اخلاقش منو دلبسته خودش کرده بود و با خودم میگفتم پس اگه بهش بدم هم شرایط میتونه عادی باشه و ابروم رو نمیبره و با این امید دادنها به خود دیگه تصمیم رو گرفته بودم باید در تمرین شخصی جلسه بعد منو تبدیل میکرد به پسر کاراته کار کونی با گفتنش به خودم هم شهوتی میشدم.بعد چند روز قرار تمرین گذاشتیم در خانه ما بهش گفتم لباس کاراته بیاره و روز قبلش از حسم نسبت به خود کاراته و پوشیدن لباسش که شهوتم رو زیاد میکنه با اون صحبت کردم و روز قبل تمرین هم بهش گفته بودم به شرطی قبول میکنم کارم رو تمام کنی که قسم بخوری بین خودمون باشه و بعد ازاین کار پیش بچه های دیگه به من کوچیکترین تیکه نندازی و درخواست دوباره نکنی و تو سکس هم کاراته رو دخالت بدیم و از اصطلاحات کاراته در انجام کار استفاده کنیم و مقامت تو کاراته رو بدونی که من کمربند مشکی و ارشد تو هستم و تو یه مبتدی کمربند قرمزی تا من شهوتم بالا باشه که اون هم با خوشحالی قبول کرد بلاخره روزش رسید و اون امد خونمون تا تمرین کنیم بعد از پوشیدن لباس کاراته در حیاط با اینکه میدونستم برای چه اینجا هستیم گفتم کمی حرکات کششی انجام بدیم که امد منو بغل کرد و گفت دیگه خودتم میدونی تمرین کاراته علکیه پس بهتره وقت رو هدر ندیم گفتم خوب پس بریم داخل خونه تا اونجا تمرین کنیم حالا تو محیط داخل خونمون هم امنیت تمام داشتیم هم نور عالی بهم با لحن سریع و جسورانه ای گفت تا دقایقی دیگه قراره تو رو تو همین لباس زیبای کاراته ات بکنم بچه خوشکل . منم که واقعا تصمیم به دادن گرفته بودم چیزی نگفتم از انجایی که میدونستم دیگه غرور معنی نمیده برای من با اتفاقاتی که در چند دقیقه اینده خواهد افتاد و مهمتر از همه اینجا بودنم در این لحظه با خواسته قلبی بوده برای همین تصمیم گرفته بودم با شنیدن این حرفها نه تنها ناراحت نشم بلکه بیشتر حال کنم _ از انجایی که قرار بود کاراته ای رفتار کنیم روبروی هم قرار گرفتیم و به هم احترام کردیم و با گفتن اوس من حالت یامه گرفتم(ایستاده حالت سکون) اون هم یه دور به ارامی دورم چرخید و منو برانداز میکرد و بلاخره از پشت منو محکم با تمام وجودش بغل گرفت و سینه هامو فشار داد و گردنم رو یک دقیقه میک زد بعدش رفت سراغ شلوارم و اون رو پایین کشید با دیدن کونم تو نور کافی گفت خدای من چه کونه صاف بدون حتی یک لک یا جوشی داری اگه اون روز تو انباری میدیم این صحنه رو به خدا با زور چاقو هم که شده نمیگذاشتم بری و بلافاصله دو زانو نشست هر دو طرف کونم رو چند بار بوسید و لیس و بعد میک زد ازم خواست بشینم و حالت سگی بگیرم منم بدون هیچ حرفی انجام دادم گفت عجب کونی داره این کاراته کار کمربند مشکی قراره این کونو بکنم و با دو دستش لای کونم رو باز کرد و با دیدن سوراخم گفت وای دارم دیونه میشم لعنتی چه سوراخ صورتی و قشنگی داری اوففففف دخترها همچین سوراخ خوش رنگی ندارن تو فیلم سوپرها هم همچین سوراخی ندیدم این سوراخ صورتی قشنگ رو باید برای کیرم امادش کنم امروز روز جشنه منه و با انگشتش مقداری کرم برداشت و روی سوراخم مالید با کرم مالوندن اطراف سوراخم دیگه میدونستم چیزی نمانده کارم تمام بشه و تبدیل به کاراته کار کونی بشم که البته خودم هم با تمام وجود عاشقانه میخواستم _ اونم شلوارش رو دراورد ولی لباس و کمربند کاراته هر دوتامون بسته بود که من اینجوری دوست داشتم تازه شرط احتیاط هم بود تا اگه کسی امد سریع شلوار رو بپوشیم فیلم سکسی زیاد دیده و حرفه ای رفتار میکرد و کاملا وارد بود بعد از نوازش و کرم مالی لبه سوراخم یک انگشت رو کرد داخل کونم و بازی میداد بعد از مدتی به دو انگشت تبدیل کرد من هم با تمام وجود داشتم لذت میبردم مخصوصا با حرفاش که قربون صدقه خودم و کونم میرفت و میگفت هنوز باورم نمیشه تو رو بدست اوردم _ ارشد کلاس کاراته مون چه سوراخ صورتیه داره ما خبر نداشتیم وای قراره یه کاراته کار رو برای بار اول بکنم و کونیش کنم . خوب دارم امادت میکنم پسر کاراته کار من ارزش این لحظه و کونت رو میدونم چقدر زیاده این کون و سوراخ یه کمربند مشکی و ارشد کلاس کاراته ست که زیر دست منه منم برای تشکر از این حرفش گفتم اوس. اونم خوشش امد و دوباره ادامه داد و گفت وای قراره تا چند لحظه دیگه سمپای ( ارشد کلاس کاراته) خودمو بکنم چه افتخاری بزرگی به من دادید سمپای و قبول کردید که یه شاگرد مبتدی شما رو بکنه واقعا قدردانم. استاد کاش بود و این لحظه تاریخیه منو میدید که شاگرد مبتدیه کمربند قرمزش میخواد شایستگیش رو نشون بده و یه کمربند مشکی رو بکنه _ وای سمپای سوراخ صورتی تون چه غنچه ای شده دیگه امادست خوب منو گشاد کرده بود بعد انگشتش رو دراورد و گفت اماده ای تو رو تبدیل کنم به پسر کاراته کار کونی منم با عشق گفتم اوس و به حالت سگی اماده بودم و اون کیرش رو لای کونم گذاشت و تو شیار کونم بالا و پایین میکشید و گفت سمپای کیرم روبروی سوراخت شد بگو منم گفتم اوس که یعنی روی سوراخمه اون هم با گفتن اوس فشار دادن رو شروع کرد و گفت تو هم کمک کن که من خودمو شل تر کردم و یه تکون دادم و سر کیرش وارد کونم شد بلی در این لحظه تاریخی من تبدیل شدم به پسر کاراته کار که در لباس کاراته کونی شد در این لحظه گفت سر کیرم رفت داخل کون سوگلی استاد هنوز نیمه کونی هستی پسر کاراته کار امادگیت رو برای راند بعدی اعلام کن تا تو رو تبدیل کنم به یک کاراته کار کونی واقعی منم با تمام وجود میدونستم این لحظه ها تاریخیه و تا ابد در ذهن من میمونه ( شب قبلش این لحظه رو تصور و خیال پردازی کرده بودم) برای همین با کمکی که از مبل در تعادل داشتم با دو دستم دو طرف کمربند مشکی ام که ژاپنی گلدوزی شده بود رو گرفتم و گفتم اوس و اون هم تمام کیرش رو با یه فشار اهسته و پیوسته کرد کونم و اونم گفت اوسسس سمپای من( ارشد من ).با اینکه بار اولم بود ولی دردی نکشیدم گفت حالا یه پسر کاراته کار کمربند مشکیه کونی شدی کاراته کار کونی کاراته کار کونی کاراته کار کونی میفهمی چی میگم میفهمی منم برای تایید گفتم اوس حالا خودت رو اماده کن برای تلمبه های یه کمربند قرمز که میخواد ارزشش رو به ارشد کلاس کاراته اش بیشتر نشون بده اماده ای کاراته کار کونی گفتم اوس و اهسته شروع به تلمبه زدن کرد و در حین این کار همزمان شروع به حرفهای تحریک کننده و میگفت بعد از این هر وقت لباس کاراته رو میپوشی یا میبینی من رو باید به یاد بیاری که تو رو تو لباس کاراته کردم یادت باشه پسر کاراته کار تو لباس کاراته کونی شدی و منه کمربند قرمز تو کمربند مشکی رو کونی کردم فهمیدی. و همچنان تلمبه میزد منم به این حرفها به نشانه تایید میگفتم اوس اوس و اون هم جسور تر میشد و محکم تر تلمبه میزد من با تلمبه هاش دیگه تو اسمانها بودم و تو ذهنم میگفتم چرا زودتر کونی نشدم و این همه لذت رو زودتر نچشیدم و حرفهاش که بیشتر تحریکم میکرد و دوست داشتم این کیر تا همیشه داخل کونم بمونه اون اصلا کم نمیاورد و به این حرفاش ادامه میداد و میگفت استاد میدونه کمربند مشکیش الان داره با لباس کاراته کون میده و زیر کیر من داره جر میخوره استاد شاگرد ارشد تو یه کاراته کار کونیه بیا بیبین بیا بیبین که چطور کمربند مشکیش از شدت تلمبه های من چه تکانی میخوره و همچنان تلمبه میزد و منم میگفتم اوس تو اسمانها بودم که کیرش رو دراورد گفت ابش داشت میامد بی احترامی به این کون قشنگه که زود تمام بشه باید بیشتر بکنمت با اینکه دوست داشتم کیرش باشه تو کونم ولی رابطه بیشتر بهتر بود اون هم بیکار ننشست و با دو دستش لوپ کونم رو باز کرد و گفت وای نگاه کن سوراخ صورتیه سمپای چی گشاد شده یا بهتره بگم چه گشادش کردم و دو تا انگشتش رو کرد تو کونم و گفت الان گشادترتم میکنم کمی صبر کن تا راند بعدی و در حالتی که دو انگشتش داخل کونم بود پرسید آهای کمربند مشکی از کرده شدنت توسط شاگرد مبتدی کمربند قرمز راضی هستی منم برای تایید گفتم اوس گفت نشنیدم بلندتر بگو که من بلندتر گفتم اوس که دوباره گفت چیییییی و انگشتش رو داخل سوراخم بیشتر فشار داد و من خیلی محکم و کشیده گفتم اوسسسسسسسسسس گفت حالا شد از یه کمربند مشکی همچین انتظاری میره حالا دوباره قشنگ دولا شو که کیر من بره تو کونت و به سوراخ قشنگ و صورتیت یه حال اساسی بده _منم اماده شدم و کیرش رو گذاشت لای کونم و وقتی رو سوراخم تنظیم شد گفتم اوس که یعنی روی سوراخمه و اون این بار با یه حرکت اهسته تمام کیرش رو فرو کرد و از خوشحالی و شهوت که دوباره کیر رفته تو کونم با صدای کشیده گفتم اوسسسسسس و تلمبه زدن رو شروع و منو دوباره برد به آسمانها با کردن و حرفاش بعد مدت کوتاهی گفت که داره ابش میاد گفتم داخل نریزی که گفت باشه پس عقده ام رو خالی میکنم روی لباس کارتت که اینقدر به ما فخر میفروشی و همیشه پوزش رو میدی و کیرش رو کشید بیرون و منو برگردوند ابش همچون تفنگ اب پاش در چند شلیک پاشید رو لباس کاراته ام عجب صحنه قشنگی بود که منی یک نفر دیگه رو میدیدم حجم منی اون زیاد بود دو برابر برای من بعدش باقیه ابش رو از لوله کیرش خارج کرد و به لباسم مالید و گفت بهترین روز زندگیش بود که تونسته ترتیب منو با این خوشکلی بده و به کیرش افتخار میکنه که همچین کار بزرگی کرده و باید تو تاریخ براش بنویسن منم حرفی نزدم ولی بعدش ازم معذرت خواهی کرد که حرفاش طبق قرار فقط برای تحریک بوده همین و بس و ازم ممنونه ولی به خودم میگفتم حرفاش بدون دروغ بود من باید با این موضوع کنار میامدم که از این به بعد دنیا برای من جور دیگه ای خواهد بود چون زیر کیر رفته بودم اونم نه به زور و ناخواسته بلکه با عشق و تمام وجودم بلی حقیقت این بود که از این به بعد دنیا یه پسر کاراته کار داره که عاشق اینه تو لباس کاراته کون بده هنوز قسمت شکم لباس کاراته ام خیس بود با قطره های پاشیده شده منی اون که گفت یه خواهش داره گفتم چیه گفت رابطه به پیشنهاد تو و البته دوست داشتن خودش با قوانین اصطلاحات کاراته بوده برای تحریک بیشتر حالا تو هم یک کار برام بکن و اون اینه دوست داره همین لباسم رو بدون انکه بشورم در جلسه بعد تو باشگاه بپوشم گفتم جاش نمیمونه گفت اگه هم بمونه کسی شک نمیکنه اب کیر باشه قبول کردم.. جلسه بعد تو باشگاه من با لباس گرانقیمت کاراته ام که همیشه به بچه های دیگه بابت خود لباس و خوش پوشی خودم فخر میفروختم با لکه ای که جای اب کیر بود و روش خودنمایی میکرد وارد کلاس شدم چشمم به فاعلم افتاد که داره نزدیک میشه با دیدن لکه روی لباسم گفت به ارشد کلاس کاراته ام افتخار میکنم و با گفتن اوس احترام کرد و به بچه های دیگه ملحق شد تا پشت من دقایقی دیگه به دویدن بپردازه اون روز حس قشنگی در تمرین داشتم لباس کاراته ای رو تن داشتم که دیروز با اون کونی شده بودم و لکه روی لباسم هم اب کیر بکنه منه از نظر اون ماجرا بسیار شیرینتر بود چون که ارشد کمربند مشکیه کلاس کاراته شون که بچه ها همه ازش حساب میبردن و بهش احترام میزاشتن رو دیروز گاییده و کونی کرده بود و اون لکه روی لباس ارشد هم جای اب کیرشه و با دیدنش خوشحال و احساس غرور و افتخار میکرد اون تمرین برای هر دو یه بوی دیگه داشت و بچه هایی که نمیدونستن و حتی فکرش رو هم نمیکردن دیروز ارشد خوشکلشون کونی شده تو همین لباس کاراته ای که تن داره و اون لکه روی لباسش هم اسر بجا مانده اب کیر بکنشه… پایان فصل یکم اوس

نوشته : پسر کاراته کار

 

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی گی فانتزیکاراته کیمونو از سایت سکسی خفن ایران 69