داستان سکسی وقتی خواهرت دلش کیر میخواد از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

دانلود جدیدترین و شهوتناک ترین رمان و داستان های سکسی تابو, خواهر از سایت سکسی خفن 69

من از وقتی که یادم میاد همیشه چشام دنبال خواهرم بود،از اونجایی که خواهرم فرحناز همیشه تو خونه راحت لباس میپوشید و اهمیتی نمیداد که من خونم یا نه البته منو خواهرم تنها تو یه طبقه و پدر مادرمان در یه طبقه دیگه زندگی میکردیم و چون خواهرمم من رو مثل یه داداش سربزیر میدید برا همین زیاد اهمیت نمیداد که زیره بلوز کرست نمیبست و پستوناش باز بود و گاهی که آستین رکابی میپوشید دیگه من رو نابود میکرد گردی پستوناش و نوک پستونش که از زیره بلوز میزد بیرون و اکثرا دامنهای کوتاه میپوشید که پاهای سفیدش رو مینداخت بیرون و موقع نشستن و پاشدن وقتی شورتهای توری سفید پاش بود میشد پشمهای کسش رو هم دید ،تا اینکه یاد گرفتم موقعی که میره حمام میتونم از پنجره نور گیره اطاق خواب دیدش بزنم برا همین نردبونه خونمون رو از پایین اوردم بالا به هوای پاک کردن پنجره ها و تا مدتها وقتی خواهرم میرفت حموم و من از پنجره لخت شدنش رو میدیدم و یا وقتیکه پستوناش رو میشست و لای پاش رو کفی میکرد ، با دیدن بدن لخت و خیس خواهرم بدنم به رعشه میافتاد و دیگه نمیتونستم خودم رو کنترل کنم و گاهی همون بالای پنجره روی نردبون براش جق میزدم برای خودم باهاش حال میکردم . خلاصه من برای خودم با کس و پستونهای خواهرم یه دوران طلایی داشتم تا اینکه ازدواج کرد و من حسابی به شوهرش حسودیم میشد که نه به باری و نه به داری مفت مفت خواهرم رو از من گرفت و تنهایی میکردش خیلی دلم میخواست که یه بار داره خواهرم رو میکنه ببینم که چطوری میکنتش و زیره فشاره کیر اشک از چشماش در میاد وقتی که رو تخت خوابیده و لنگهاش رو باز کرده و شوهرش داره کسش رو لیس میزنه و وقتیکه کیرش رو تا دسته تو حلقش میکنه و بخوردش میده ،خلاصه دوست داشتم که تو این صحنه ها ببینمش از کرده شدنش لذت ببرم .

ولی فرحناز بعد از چهار سال از شوهرش جدا شد و برگشت خونمون و بعد از اونم خواهرم دوباره دیگه عروسی کرد ولی هر بار از شوهراش جدا شد البته برای اینکه بچه دار نمیشد زندگیشون به طلاق انجامید، والان خواهرم سی و شش سالش شده و شش ماهیه که تو خونه مثل سابق با ما زندگی میکنه و این منم که خوب میدونم تو این چند سال حسابی خواهرم از کیر سیراب شده و الان که شش ماهیه که برگشته خونه و یواش یواش دوباره دلش برای یه کیره کلفت تنگ میشه و من میتونم از این فرصت استفاده کنم .

من و فرح خیلی با هم ندار بودیم بخصوص از وقتی که دوباره برگشته بود خونه و حوصله هیچکس رو نداشت شبها ساعتهای با هم حرف میزدیم و گاهی من بهشمتلک میگفتم که دیگه هر کاری دلش بخواد میکنه چون دیگه راهش بازه و همه دنباله زنهای طلاق گرفته و بی شوهر میگردند. وگاهی بهش میگفتم که حیف خواهرمی واللا خودم باهات عروسی میکردم و خلاصه حسابی سر شوخی رو باهاش باز کرده بودم و اونم خوشش میومد و گاهی فکر میکردم که اون خوب میفهمه که من چی میخوام .

یه بار من یه فیلم عاشقانه کرایه کرده بودم و باهم میدیدیم،فرح پایین مبل نشسته بود و من رو مبل من دیونه شده بودم و کیرم حسابی راست شده بود وسطهای فیلم آروم موهای فرح رو نوازش میکردم و به گوشهاش دست میکشیدم و دستم رو بردم روی شونه هاش وبعد از چند لحظه خواهرم دستم رو گرفت و کشید روی پستوناش باورم نمیشد که خواهرم اینکار رو کرد تمام تنم لرزید و کیرم داشت منفجر میشد من خیلی آروم و با ترس و لرز شروع کردم به مالیدن پستونش و و با نوکشون بازی میکردم و گاهی پستونش رو تو مشتم محکم فشار میدادم تا دادش در میومد خلاصه این کار یک ربعی طول کشید و بلخره فرح دستم رو گرفت و کشید از رو مبل پایین و با دیدن کیرم که راست شده بود خندش گرفت و ولی من دیگه هیچی نمیفهمیدم سرش رو گرفتم تو دستام وشروع کردم به خوردن لبش و حسابی ماچش میکردم و زبونم رو کردم تو دهنش و اونم زبونش رو کرد تو دهن من و آروم آمدم و شروع کردم به خوردن گردنش و آمدم پایین تر و شروع کردم به خوردن پستونش هنوز باورم نمیشد که فرح بعد از این همه سال بلخره داره به من راه میده و تا کردنش دیگه وقت زیادی نمونده خلاصه خوابوندمش رو زمین و دوباره شروع کردم به خوردن پستوناش و با زبونم نوک پستونش رو لیس میزدم صدای نفس کشیدن خواهرم تغییر کرده بود داشت با شهوت نفس میکشید ، دیگه فیلم یادمون رفت و من دامن خواهرم رو زدم بالا و برای اولین بار لای پاش رو از نزدیک میدیدم که یه شورت توری سفید رنگ پاش بود و من اول یکم صورتم رو از رو شورتش به کسش مالیدم و بوسش کردم و با زبونم از رو شورتش کسش رو لیس زدم چند دقیقه ای کسش رو مالیدم تا بلخره شورتش رو کشیدم پایین داشتم دیونه میشدم کسش پره پشم بود و من عاشق کس های پشمالو هستم، یکم به کسش دست کشیدم و انگشتم رو لای چاک کسش بالا پایین کردم خواهرم داشت دیونه میشد و از کسش داشت آب میومد بیحال رو زمین بود و نفس نفس میزد که من هم شلوارم رو دراوردم و برای اولین بار فرح کیر خرکی من رو میدید من فکر نکنم که تا حالا یه همچین کیره کلفتی تو کسش رفته باشه ولی میدونستم که حسابی باهاش حال میکنه کیرم رو گذاشتم لای پاش و تو چاک کسش بالا پایین کردم و اول نوک کیرم رو کردم توکسش تا یکهو دردش نگیره و یا احیاناً کسش پاره بشه خلاصه بعد از چند لحظه دیگه طاقت نداشتم و کیرم رو تا دسته تو کسش فرو کردم و شروع کردم به تلمبه زدن با تمام قدرتم خواهرم صدای عربدش به هوا رفت و داشت از چشماش اشک میومد ولی من داشتم لذت میبردم کسش با چند تا شوهر هنوز تنگ بود و وقتی کیرم تو کسش عقب جلو میرفت، تو کسش خوب داغ بود، خواهرم داشت رو زمین به خودش میپیچید و من رو بیشتر حشری میکرد از کردنش سیر نمیشدم و براش تعریف کردم که همیشه دلم میخواست که بکنمش و قدیما از پنجره حموم نگاهش میکردم و براش جق میزدم و همیشه کردنش برام رویابود، و حتی زمانی که شوهر داشت دوست داشتم ببینم که اونها چطوری خواهرم را میکنند .با این حرفهای من فرح حشری تر شده بود ،فرح داشت زیره کیرم زجر میکشید و خیلی درد داشت من واقعا کیرم کلفت بود برا همین بهش گفتم که اگه دلش میخواد یکم استراحت کنه ولی با ولع میگفت که نه هنوز جا دارم فشار بده تو و ادامه بده از دردش دارم لذت میبرم با گفتن این حرفش دیگه من رو حشری تر کرد و دوست داشتم دیگه زیره کیرم نابودش کنم به وحشی ترین روش داشتم که میکردمش وتن و بدنش رو میمالوندم و اب کسش رو به تنش میمالیدم یه سکس کثیف و لذت بخش، داشتم از اه نالش بیشتر لذت میبردم خلاصه بعد از پانزده دقیقه کیرم رو از کسش بیرون کشیدم و اروم جلو سوراخ کونش مالیدم ولی فقط میگفت که دوباره بکن توش من اروم نوک کیرم را کردم تو سوراخ کونش و اون شروع کرد به قر دادن کونش میدونستم دلش میخواد که بکنم توش و حتما بار اولش نیست که یکی کونش میگذاره خیلی اروم فشار دادم تو وخواهرم صورتش سرخ شده بود اون به حالت سگی بود و من دوباره فشار دادم و اینبار تا دسته کیرم تو کونش بود موهاش رو از پشت گرفتم تو مشتم و کشیدم و صورتش رو به سمت من چرخوند ،خواهرم صورتش سرخ شده بود وداشت از چشماش اشک میومدولی میگفت سفت تر زورتو بهم نشون بده با این حرفهاش میخواستم جرش بدم هنوز داشتم از کون میکردمش و با یه دستم کسش رو که خیس بود از اب کسش میمالوندم انگشتام رو کرده بودم توکسش دیگه زده بود به سیم اخر وهی میگفت که من و جر بده دلم میخواد امشب تا صبح کیرت تو کس و کونم باشه بهم گفت که کیرم رو از کونش بکشم بیرون و چرخید بسمت من و شروع کرد به خوردن کیرم و با تخمام بازی میکرد از چشماش شهوت میبارید مثل اینکه به یه جنده پول اضافی بدی که از خوشحالی همه کاری برات میکنه ،اب کیرم از کنار لباش بیرون امده بود و همونجور داشت کیرم رو میخورد شاید گاهی کیرم تا توحلقش میرفت و ابش میپرید تو گلوش،بلخره بعد از چند دقیقه رو زمین خوابید و نشستم رو سینش و کیرم رو لای پستوناش گذاشتم که یه لبخندی زد و من با خنده گفتم نه میخوام بکنم دوباره تو حلقت خلاصه از لای پستونش در اوردم و کیرم رو بردم جلو دهنش یکم آبش رو پاک کرد ودوباره شروع کرد به خوردن کیرم با خنده بهش گفتم خیلی خوب میخوردی که یه وشگون از پام گرفت بعد از یکم که کیرم رو خورد از دهنش در اوردم و چرخیدم تا منم کسش رو بخورم و اونم کیره منو داشت میخورد یه ده دقیقه ای من از کسش و اون کیره منو میخورد آروم بدنش رو میمالوندم داشت از کسش آب میومد من حسابی حشری شده بود دوباره کیرم رو از دهنش در اوردم و کردم تو کسش اینبار با تمام قدرتم میکردمش و پستوناش داشت بالا پایین میشد پاهاش رو تا کنار صورتش دادم بالا و همونجوری میکردمش دوباره از چشماش داشت اشک میومد کیرم رو با تمام قدرت تو کسش میکردم پستوناش رو گرفتم تو دستم و شروع کردم به خوردنشون خواهرم داشت زیره درد کیرم زوزه میکشید ولی میگفت ادامه بده تمام تنش قرمز شده بود بلخره من کیرم رو از تو کسش بیرون کشیدم و آبش رو پاشیدم رو تنش وکنارش دراز کشیدم خواهرم کیرم رو گرفت تو دستش و بعد شروع کرد با تخمام بازی کردن یه حال و هوای دیگه بهم دادو بهم گفت که خیلی خوشحالم تو منو داری میکنی نوش جونت تر موقع دلت خواست بیا بکن توش تو برای همیشه مال منی داشتم لذت میبردم دوباره کیرم راست شد یه یکساعتی کناره هم بودیم که من دوباره هوس کردنش رو کردم و دوباره یه دل سیر کردمش والان شش ماه از اولین باری که کردمش گذشته و من تا حالا شاید بیشتر از سیصد بار کردمش و مارکارهامون رو انجام دادیم که به خارج مهاجرت کنیم .
البته کردنامو بعدا براتون مینویسم .

نوشته: داداشی

متن داستان سکسی وقتی خواهرت دلش کیر میخواد