داستان سکسی هیزی در كودكی از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی هیزی در كودكی

من تا حالا داستان ننوشتم و این اولین داستان منه ،اسمم مهدیه ١٨ سالمه از اصفهان
خلاصه بریم سراغ داستان ،من بچه كه بودم یعنی حدود ٧،٨،٩سالگیم خالم كه میرفت باشگاه منم میبرد كه با پسر مربیه باشگاه بازی میكردیمو اصلا هم حالیم نبود كه توی چه بهشتی میرفتم ،ما چون اون موقع بچه بودیم روبروی قسمت رخت كن روی یه میز میشستیم و سرگرم میشدیم یه روز كه فك كنم روزای سوم چهارم بود كه میرفتم اونجا خب ما هم بچه بودیم كسی اصن به ما كاری نداشت ،یه دختره بود تو باشگاه اسمش نسترن بود خیلی هم خوشگل بود یادمه هنوز ،اومد داخل رختكن دقیقا به فاصله ٣متری من ،كیفشو گزاشت زمین مانتوشو در اورد یه تاپ هم زیرش پوشیده بود تا اونا در اورد من برا اولین بار پستون د
یدم وایییی كه چقدر بزرگ و سفید بودن نوك هاشونم كمی سیاه بود ولی یادمه خیلی سفید بودن ،بعدش هم یه نیم تنه باشگاهی تنش كرد و با یه شرت فیتنس تنگ كه تا وسطای رونش بود اومد رفت داخل باشگاه،ما هم كه چیزی حالیمون نمیشد ،از دیدن این صحنه ها كم كم دیدم دارم لذت میبرم دیگه همیشه كار من این شده بود میشستم همونجا و فقط زل میزدم به دخترا و زنایی كه میان رخت كن لباس عوض كنن وایی هنوز كه یاد اون روزا میوفتم كیرم راس راس میشه ،یه بار دیگه هم یه زنه جلوی من شرتشو عوض كرد كه تا دیدم كس لاپاشه ،البته اون موقع بچه بودیم فك میكردیم زنا هم كیر دارن ،با دیدن اون صحنه حسابی ترسیدم و بلند شدم بدو بدو رفتم پیش خالم وسط باشگاهو بهش گفتم اون خانومه دودول نداشت بعدم با كلی خنده ردم كرد رفتم و بعدا برام توضیح داد فقط مردان كه اینو دازن و خانوما اوناشون داخله ???خلاصه كودكی ما با كمك خالمون با كلی حیزی و حولی گذشت اخ كه چه دورانی بود كاش الان میتونستم برم درباره
مرسی كه وقت گزاشتین ببخشید اگه بكن بكن نداشت ایشالا تو داستان های بعدیم از اولین سكسمم براتون مینویسم

نوشته: كس میخوام?✋?

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی خاطرات کودکی, هیزی از سایت سکسی خفن ایران 69

منبع: شهوانی