داستان سکسی نگاه از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی نگاه


روبه روی آینه حموم وایساده بودم و با کف واسه خودم انواع و اقسام مدلارو رو موهام پیاده میکردم.بعد از هر مدل ژست آرایشگرا رو میگرفتم و صدای خنده من و اون فضای حموم رو پر میکرد.لذتی که از دیدن حرکاتم تو نگاهش بود بیشتر منو دلگرم حسه مهربون وجودش میکرد.
با کف شیطنت میکردم و کف رو میمالیدم به سینهام تا حالت سوتین بگیره.نگاه بی قرارش تک تک حرکاتمو شکار میکرد.برگشتم سمتش تا باجمله های کش دار و صدای نازکم بی قراریشو تشدید کنم،ولی انگشت اشارشو رو لبش گذاشت و با یکم اخم گفت:هیس…
دستشو سمتم دراز کرد.آروم توی فضای کوچیک حموم قدم برداشتم و دستمو تو دستاش گذاشتم.منو سمت خودش کشید وتقریبا پرتم کرد تو وان.
خنده بلند وپرنازی تحویل نگاه مست و خمارش دادم و آروم به لباش بوسه زدم.خواستم سرمو عقب بکشم که دستاش موهامو چنگ زد و با ولع وحرص نرمی لبامو اسیر لبای مشتاقش کرد.
دستامو دور گردنش حلقه کردم و از گردنش تا سینه هاش نوازش وار کشیدم.دستش موهامو رهاکرد و به سمت سینه هام رفت.چنگ زدن سینه هام حرکت خون رو تو رگام سریع کرد.آه آرومی بین لباش کشیدم و جوون کشداری شنیدم.لبشو از لبم جدا کرد . گردنم هدف بعدی بوسه های گرم و داغش بود.تنم گر گرفته بود وحس سفت شدن آلتش بین پاهام تحریکم میکرد.
دستای کفیش کمرمو میمالید.ازروی پاهاش کمی بلند شدم سرآلتشو روی قسمت مورد علاقش تنظیم کردم.
آروم آروم نشستم و از حس بودن قسمتی از وجودش توی خودم با لذت آه کشیدم و لبمو گاز گرفتم.با کمک دستاش که دور کمرم بود راحت تر بلند میشدم و مینشستم.
پیشینمو به پیشونیش چسبوندم و به مقاومتش واسه آه نکشیدن با شهوت نگاه کردم.
بین نفس زدنام گفتم:تا کی میخوای ساکت باشی؟
با گفتن این حرف حرکاتمو تند تر کردم.ناله آرومش باعث شد با پیروزی لبخند بزنم.همزمان با هم اوج گرفتیم و صدامون بالا رفت. داغ شدن بین پاهام ولرزش رونام بهم فهموند که ارضا شده از من و وجودم.
پیشینیمو جدا کردم از پیشونیش و لبای بی جونشو بوسیدم.لبخند بیحالی تحویلم داد.آب رو باز کردم و دماشو تنظیم کردم تا وان پرشه.
_ترمه؟
همونطور که کف روی سینمو که به کمرم مالیده شده بود و با آب تمیز میکردم بی تمرکز جواب دادم:جان؟
حرف نزدنش باعث شد رومو سمتش برگردونم.سئوالی نگاش کردم.لبشو با زبون ترکرد و حرفی رو زد که شنیدنش از زبون اون حس آرامش و خوشبختی رو به تک تک سلول های بدنم تزریق میکرد…
_تو عشق منی


نوشته: ترمه


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی اروتیک, عاشقی از سایت سکسی خفن ایران 69