داستان سکسی نهایت جندگی زنم (۴) از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی نهایت جندگی زنم (۴)


…قسمت قبل


۲۴


اوضاع همینطور میگذشت و زنم سر کارش پیش کامران میرفت و بعضی وقتا هم مشتری ماساژ قبول میکرد و دیگه قشنگ از لحاظ جنسی تامین بود. خلاصه چندوقت بود که دیگه کاری به کار هم نداشتیم. تا این که یه روز صادق دوست آرمین به گوشیم زنگ زد. من که هم تعجب کرده بودم هم ترسیده بودم جواب ندادم. چندبار پشت سر هم زنگ زد. ما که شمارمونو عوض کرده بودیم نمیدونم از کجا پیدامون کرده بود. بار اخر که جواب ندادم اس ام اس داد “اگه نمیخوای فیلمای خودت و زنت موقع ساک زدن پخش بشه جواب بده. ادرس خونتم دارم میام در خونت” من که دیگه واقعا ترسیده بودم این بار که زنگ زد جواب دادم. تا گوشیو برداشتم شروع کرد “کسکش حالا دیگه گوشی منو جواب نمیدی؟ بیام زنتو وسط خیابونتون بکنم؟” که من عذرخواهی کردم و گفتم گوشیم پیشم نبود. صادق خندید و گفت “اس ام اسمو که خوندی؟ فیلماتون همه دست منه کلشونو از آرمین گرفتم. دوست نداری که بفرستمشون واسه ننه بابات؟” که من گفتم “نه خواهش میکنم آقا صادق ما دوست قدیمی هستیم با هم، هرکاری شما بگید میکنیم” که خندید و گفت “حالا شد، افرین دوست قدیمی. به یاد قدیما زنتو فردا میاری به ادرسی که بهت میدم، تعمیرگاه یکی از بچه هاست. همه هم هستن. بهشون قول دادم یه جنده خوب مفتی میارم همگی باهم بکنیم مث فیلما، اگه ببینن تو هم هستی که دیگه حتما حشرشون میزنه بالا” من گفتم چشم و ادرسو گرفتم و قطع کرد. خیلی شرایط سختی بود. انگار کارای گذشتمون ولمون نمیکرد. وقتی به آیدا گفتم خیلی معمولی برخورد کرد و گفت “باشه اتفاقا دلم واسه صادق تنگ شده بود” همین فقط. منم دیدم خودش دوست داره دیگه حرفی نزدم.

فرداش زنم یه مانتو و شلوار استرچ تنگ و بدن نما پوشید و زیرشم فقط یه شرت سکسی بنفش پوشید و رفتیم به آدرسی که صادق داده بود. وقتی رسیدیم سه تا جوون گردن کلفت اول تعمیرگاه وایساده بودن. تا دیدن ما اومدیم تو رفتن کرکره ها رو کشیدن پایین و اومدن سمت ما و شروع کردن بدون توجه به من لاس زدن با زنم و مالیدنش. منم که دیگه حتی از بین هیکلای تنومند اونا نمیتونستم زنمو ببینم رفتم تو دفتر که صادق و اونی که فکر کنم صاحب تعمیرگاه بود نشسته بودن. سلام کردم و طرف سرشو تکون داد فقط. صادق همونطور که لم داده بود پاشو اورد بالا و گفت “بالاخره اومدی. بدو” من که انگار غریضی میدونستم باید چیکار کنم رفتم سر کفششو‌ بوس کردم. اونی که پشت میز نشسته بود با دیدن این صحنه از جاش پاشد اومد سمتم و یکی زد تو گوشم و بعد همینطور که با دستاش سینه و گردنمو از پشت گرفته بود و من تو هیکل بزرگش مثل گنجشک بودم گفت “دیوث بیغیرت زنتو اوردی کس بده خودتم نوکری میکنی؟ تو مردی آخه؟ جوری زنتو واست سرویس میکنیم که مشتری دائمی گاراژمون بشی” و صادق هم خندید. بعد با زانو زد در کونم و فرستادم بیرون. وقتی رسیدیم دیدیم شلوار زنمو دراوردن و فقط با یه تاپ و شرت وایساده. صادق رفت سمتش و گفت “به به آیدا خانوم خیلی وقت بود زیر کیر ما نیومده بودید” که آیدا خندید و گفت “سعادت نداشتیم آقا صادق، امروز تلافی کنید” که صادق تاپشو محکم با دست گرفت و ازش یه لب محکم گرفت. بعد تاپشو داد بالا و شروع کرد سینه هاشو خوردن. همونطور که سینه های زنمو میخورد آیدا نگاه کرد بهم و گفت “امروز بهترین پورن زندگیتو میبینی” که یکی از اون پسرای هیکلی از پشت چسبید بهش و صادق هم سینه هاشو محکمتر میخورد. آیدا زانو زد جلوی صادق و همونطور که کیرشو از شلوارش درمیاورد به بقیه گفت “کیراتونو دربیارید همه ببینم” و شروع کرد واسه صادق ساک زدن. همه کیراشونو که انصافا بزرگ هم بود دراوردن و آیدا بعد از این که یکم کیر صادقو خورد شروع کرد به نوبت واسشون ساک زدن. یکم کیر هرکدوم رو‌ میخورد و میرفت سراغ کیر نفر بعدی. یکیشون اون دستش که بیکار بود رو گرفت گذاشت رو کیرش و گفت “با دستتم کار کن جنده خانوم” که زنم گفت “جون من همیشه آرزوم بوده اینو تجربه کنم” و همینطور که کیر یکیشونو با یه دست نگه داشته بود و میخورد، با اون یکی دست واسه کیر اون یکی جق میزد.

یکم بعد صادق که کامل کامل لخت شده بود زنمو بلند کرد و از پشت تاپشو دراورد و محکم کونشو اسپنک کرد و گاز گرفت. بعد شرت بنفششو دراورد و زنمو لخت لخت کرد. زنم بدون این که حرفی بزنه نشست جلوش و شروع کرد به کیر صادق و رئیس تعمیرگاه دوتایی سرویس دادن. اونای دیگه اون پشت وایساده بودن و کیراشونو میمالوندن و نگاه میکردن. صادق گفت “حال میکنی بیناموس؟ دلت واسه کیر خوردن زنت تنگ شده بود یا هنوز جندست زنت؟” که من گفتم “زنم هنوزم جندست اقا صادق” که صادق حشری شد و کیرشو تا ته کرد تو حلقش و بهش گفت “تا حالا کیری بزرگتر از این خوردی؟” که زنم بعد این که کیر خورد ته حلقش و سریع از دهنش دراوردش با چشمای پر از اشک گفت “نه عشقم کیر تو بزرگترینه” که صادق حشری شد و بلندش کرد چسبوندش به ماشینی که رو چال تعمیرگاه بود و کیرشو هل داد تو کسش. زنم یه جیغی کشید و صادق شروع کرد تلمبه زدن. اونای دیگه که انگار داشتن پورن زنده میدیدن وایساده بودن و جق میزدن. صادق محکم با دست میزد در کون زنم و تو کونش تلمبه میزد که باعث شده بود کونش سرخ سرخ بشه. یکم بعد جاشو داد به یکی از اون پسرا و اون اومد شروع کرد کردن. اونم یکم که کرد جاشو با رئیس تعمیرگاه عوض کرد. اون با کیر کلفتش جوری تلمبه میزد که زنم میخورد تو کاپوت ماشین. من رفتم جلوی زنم وایسادم و دستاشو گرفتم تا نذارم دردش بیاد. همونطور که زنم محکم منو گرفته بود رئیسه تو کسش تلمبه میزد. من سر یکی از سینه هاشو نیشگون گرفتم که رئیسه با عصبانیت زد رو دستم و گفت “دست خر کوتاه کسکش” و همه خندیدن. بعد یکم جاشو با یکی از پسرا عوض کرد و اون اومد شروع کرد کردن. اون یکی که اومد دیگه زنم که خسته شده بود سریع برگشت و برای این که کسشو نکنه زانو زد و نشست کیرشو خورد.

بعد صادق اومد کونشو دودستی گرفت و با بازوهای قویش زنمو بلند کرد و خوابوند رو کاپوت ماشین و کیرشو از جلو کرد تو کسش. به منم گفتم “پاهای زنتو بالا نگه دار کسکش” و بعد همینطور که زنمو میکرد گفت “بچه ها بیکار واینسید دوتاتون بیایید ارشیا رو بکنید اینم خوب کیر میخوره کون بدی هم نداره” زنم که با این حرف خیلی حشری شده بود شروع کرد کسشو مالیدن و قربون صدقه مردونگی صادق رفتن. دوتا از جوونا اومدن سراغ من و به زور لباسامو دراوردن و دولام کردن و یکیشون کیرشو کرد تو دهنم و اون یکی هم کیرشو گذاشت لای پاهام. زنم هم جلوم داشت واسه رئیس تعمیرگاه ساک میزد. وقتی منو تو اون وضعیت دید گفت جوووووونننننن و رفت زیر خایه های رئیسه و شروع کرد خایه ها و سوراخ کونشو خوردن. اون پسره که پشت بود کیرشو از لاپام دراورد و گذاشت در سوراخ کونم و قبل از این که بتونم حرفی بزنم کرد تو کونم. با یه حرکت تا ته رفت تو کونم. نفسم بند اومده بود و داشتم التماس میکردم بکشه بیرون و همه از جمله زنم داشتن میخندیدن. طرف گفت “ادا تنگا رو درنیار کونی اینقد گشاد بودی که با یه حرکت رفت تو” و شروع کرد تو کونم تلمبه زدن. اون یکی هم دوباره کیرشو کرد تو دهنم. زنم اونجا داشت به اون یکی جوونه کس میداد که طرف آبش اومد و خالی کرد تو کسش. صادق اومد بهش گفت “دهنتو گاییدم حمید ما میخواهیم این کسو بکنیم خب” و بعد به من گفت برم کس زنمو تمیز کنم واسش. اون دوتا منو ول کردن و رفتم کسشو قشنگ خوردم. آیدا بهم گفت “زبونتو نشونشون بده” و منم زبونمو که آب پسره روش بود نشونشون دادم که همه خندیدن و رئیس تعمیرگاه اومد زد بهم انداختم کنار و در حالی که کیرشو میکرد تو کس زنم بهم گفت “حالمو به هم میزنی کثافت. واقعا که به کسکشی تو ندیدم، اند همه بیغیرتایی”

اون دوتا دوباره اومدن منو بردن و شروع کردن تو دهن و کونم تلمبه زدن. رئیسه تو کسش تلمبه میزد که صادق اومد‌ کرد تو دهنش و دوتایی میگاییدنش. یکم بعد اون پشتیه کونمو محکم گرفت و شروع کرد وحشیانه تلمبه زدن و بعد حس کردم کونم داغ شد. فهمیدم همه ابشو خالی کرده تو کونم. صادق هم آبشو ریخت تو دهن زنم. رئیسه که اینو دید انگار دلش خواست و آیدا رو نشوند رو زانوهاش و ابشو ریخت رو صورتش و گردنش و بعد کیرشو کرد تو دهنش و گذاشت بمونه. یکم بعد کیرشو کشید بیرون و در حالی که بهم پوزخند میزد رفت با صادق زد قدش و یه نوشابه باز کرد خورد. زنم همونطور با آبی که روی صورت و گردنش ریخته بودن نشسته بود اون وسط. من بلند شدم و بدون این که کسی بهم بگه رفتم ازش لب گرفتم و گردنشو کامل لیس زدم. یکی از پسرا داد زد “پشر دهنتو گاییدم چقدر تو کونی هستی آخه” و بقیه هم خندیدن. زنم ازم یه لب طولانی دیگه گرفت و بعد پاشد و همینطور که لباساشو میپوشید از صادق پرسید “راستی از آرمین چه خبر؟ فکر میکردم اونم امروز باشه” که صادق خندید و گفت “آرمین چندماهیه با یه بیوه پولدار ازدواج کرده و الان میلیاردره و دیگه طرف ما نمیاد” آیدا گفت “جدی؟ پس باید ارشیا رو بفرستم بره تو شرکتش استخدام شه” که صادق خندید و اومد زد در کونم و گفت “اگه بخواد میگم آقا جابر همینجا استخدامش کنه که به بچه ها سرویس بده” که رئیسه که همون جابر بود انگار گفت “فقط به شرطی که زنشم بیاد. میخواهیم چیکار این کونی رو تنها” و همه خندیدن. یکم خستگی در کردیم و صادق شماره جدید آیدا رو از خودش گرفت و فیلما رو جلوی خودش پاک کرد و رفتیم. موقع رفتن مثل احمقا گفتم “آقا صادق ممنونم که فیلما رو پاک کردید” که آیدا گفت “صادق جون عشق منه اصلا بدون فیلم و تهدید هم میومدم بهش میدادم هرچقدر میخواست” که صادق خندید و دستشو کشید رو سرم و گفت “حالا کار دارم باهاتون غصه نخور” و از زنم یه لب محکم گرفت و زد در کونش و اومدیم بیرون.

تاکسی دربست گرفتیم برگردیم خونه. وقتی نشستیم تو تاکسی راننده یه مرد مسن بود که با وجود سن بالاش ولی خیلی هیز بود و از هر فرصتی واسه دید زدن زنم استفاده میکرد. یکم که گذشت دیدم زنم یکی از دکمه های مانتوش رو باز کرد و گفت “چقد گرم شده” منم گفتم “آره هوا رو به گرمیه” آیدا خندید و گفت “نه من داغم هنوز” من که انتظار نداشتم اینو جلوی راننده بگه اومدم جمعش کنم و گفتم “هنوزم تب داری؟” که زنم نگاه کرد بهم و با دست زد روی رونم که بهم علامت بده و گفت “نه توممم داغههه” راننده از آینه بهمون نگاه کرد و سرشو انداخت پایین و خندید. من با چشم بهش اشاره کردم که بس کنه که مثل جنده ها خندید و به راننده گفت “آقا شما بگید، به نظرتون داغ نشده؟” که راننده خندید و گفت “چرا خانوم منم مث شما داغم همیشه” که زنم گفت “شوهر من که همیشه سرده” راننده با پررویی بهم نگاه کرد و گفت “عمو من دوای دردتو میدونم. از این چیزای شیمیایی نخور. من خودم همیشه ماست و دوغ محلی میخورم با روغن حیوانی” که قبل این که من حرفی بزنم زنم گفت “ماشالا. همین چیزای طبیعی رو خوردید که اینقد سرپایید تو این سن و سال” پیرمرده خندید و یه نگاه هیزی از آینه به زنم کرد و گفت “کجاشو دیدی، عین جوون بیس سالم” که زنم رو به من کرد و بلند گفت “یاد بگیر آقا ارشیا، دود از کنده بلند میشه” من که نمیدونستم چی بگم سرمو انداختم پایین فقط. راننده که پرروتر شده بود گفت “من مث تو و شوهرت خیلی دیدم. بذار وایسم بیا بشین جلو یادش بدیم” زنم هم فقط خندید. طرف تو یه کوچه خلوت زد کنار و آیدا لپ منو بوس کرد و رفت جلو نشست. به محض بسته شدن در طرف دستشو کرد تو مانتوی آیدا و شروع کرد مالوندن سینه هاش. آیدا خندید و گفت “وحشی مانتومو پاره میکنی” مرده هم همینطور که دکمه هاشو باز میکرد گفت “اینقد بزرگن که نمیتونم صبر کنم” و بعد شروع کرد خوردنشون.

یکم که گذشت انگار فهمید بد جایی وایسادیم و راه افتاد. همینطور که از کوچه میومدیم بیرون با یه دست شلوارشو کشید پایین و کیرش که انصافا بزرگ و قشنگ بود افتاد بیرون. زنم خوابید رو کیرش و گفت “جون چه کیری داره ارشیا ببین” و شروع کرد بوسیدنش. همینطور که زنم کیرشو میبوسید از آینه نگاه کرد و گفت “من همسن تو که بودم هرروز رو یکی خوابیده بودم. حالا تو نشستی اون عقب من و زنتو نگاه میکنی؟ حداقل نگاه کن درست یاد بگیر مرد بودن چطوریه” و سر آیدا رو گرفت و با یه دست کیرشو جا داد تو دهنش و با دست دیگش فرمونو نگه داشته بود. موقعی که زنم واسش ساک میزد کونشو بلند میکرد تا کیرش بیشتر بره تو حلقش و اون دستشو برده بود‌ زیر مانتوش و کمرشو میمالید. بعد از چند دقیقه آبش که داشت میومد زد کنار و تو دهن زنم ارضا شد. زنم همونطور که آب ریخته بود رو صورت و لباش بهش لبخند زد و گفت جون. اونم سرشو بوسید و گفت “جون بیست سالی بود فک کنم که اینطور نیومده بودم” زنم یه دستمال برداشت و همونطور که صورتشو پاک میکرد گفت “نوش جونت کیرت خیلی خوبه” که برگشت به من گفت “چطور بود بیناموس؟” من با صدای گرفته گفتم “خوب بود” که خندید و گفت “دفعه بعدی تو تخت خودت میکنمش” همینطور که شلوارشو نکشیده بود بالا ما رو تا در خونه رسوند و تو راه هم کلی با زنم از چیزای مختلف حرف زدن. وقتی رسیدیم و خواستیم پیاده شیم آیدا گفت “کرایه آقا رو نمیخوای بدی؟” من یکم بهش با عصبانیت نگاه کردم و هیچی نگفتم. مرده گفت “راست میگه فک کردی من مفتی کار میکنم؟” من که نمیخواستم بیشتر تحقیرم کنه گفتم “چقد میشه؟” که گفت “دویست هزار تومن” دویست اون موقع پول تقریبا زیادی بود. گفتم “چجوری حساب کردی؟” که گفت “این همه دور زدیم و تماشا کردی، حالا میخوای پولشو ندی؟” که آیدا گفت “ارشیا داری آبرومو میبری. زود پول آقا رو بهش بده” منم هیچی نگفتم و دادم. وقتی رفتیم تو خونه بهش گفتم “تو که اون همه کس داده بودی و ارضا شده بودی قبلش، این دیگه چی بود؟” که بازم مث همیشه مث جنده ها خندید و گفت “دوست داشتم بیشتر خورد شی. امروز فهمیدم به خاطر گردن کلفت بودن آدمایی مثل صادق و دوستاش نیست که اجازه میدی منو بکنن، یه پیرمرد زپرتی هم میتونه زنتو جلوت بکنه” و رفت تو اتاق. من موندم و فکرای تو سرم.

نوشته: ارشیا

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی همسر, بیغیرتی, دنباله دار از سایت سکسی خفن ایران 69