داستان سکسی مومن قبل ازدواج و سکس های بیشمار بعد از ازدواج (۱) از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی مومن قبل ازدواج و سکس های بیشمار بعد از ازدواج (۱)


سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب خوش باشید عید 1400 مبارک باشه ، اسمها مستعار هستن ، امیر 40 ساله از شهریار هستم قدم 178 وزنم 87 کیلو کیرمم کوچیکه چهارده سانته میخوام بخشی از زندگیمو براتون تعریف کنم که بهم کمک بشه ، ممنونم از همه دوستان ،
قبل از ازدواجم با همسرم دو سه باری به چند تا دختر ناخنک زده بودم ولی سکس نکرده بودم ، زمان دبیرستان بخاطر فقر مالی شروع کردم به کار کردن و کمک به پدرم ، صبح دبیرستان و شب هم یک شرکت پرسکاری بود اونجا کار میکردم .
بزور دانشگاه رشته مدیریت قبول شدم و در همین زمان با دختری بنام فرشته اشنا شدم که ازمن هفت سال کوچکتر بود .
بعداز اشنایی چند باری با ماشین قسطی پدرم تا سر کوچشون بردم و تو جاهای خلوت کنار هم بودیم اما راستش انقدر خجالتی بودم که فقط باهاش دست میدادم تا اینکه بند و بساط خواستگاری و نامزدی من راه افتاد و منم بخاطر خانوادم فرشته رو که خیلی دوستش داشتم ولش کردم اما اون میدونست چطوری پیدام کنه و ادرسهای کاملی از من داشت .
سه سال از ازدواج من و همسر نازنینم میگذشت تو این سه سال همسر سرد مزاج من بخاطر سکس دعواها و قهرهای طولانی داشت و اصلا بهم پا نمیداد میگفت دوهفته یکبار بسه و بخاطر همینکاراش کم کم بفکر جایگزین افتادم اما چه کسی ، کسیو نداشتم در همین روزها دخترم بدنیا اومد کلا زندگی ما عوض شد ولی سکس ما همچنان سرد بود .
سال چهارم زمانی که بچه من یک سالش بود فرشته با من تماس گرفت و از شوهرش صحبت کرد برام و ازم کمک خواست که بتونم زندگیشو روبراه کنم اماشوهرش بیشتر از اونی که بهم گفته بود ازارش میداد و کتکش میزد یک دختر یکساله هم فرشته داشت خانواده شوهرش اصلا بهش اهمیت نمیدادن و کم کم رفت و امد من در نبود شوهرش شروع و زیاد شد .
دفعه سوم بود که میرفتم یک دامن مشکی پوشیده بود با یک تاپ بلند استین سه ربع اونروز وقتی لب تو لب شدیم گفتش اصلا از سکس خوشش نمیاد و شوهرش طوری با اون سکس میکنه که تا سه روز درد داره و موقع ادرار سوزش میگیره ، خلاصه لب تو لب شدیم با دستم لاله گوشش مالیدم حس کردم خوشش اومد که وسط لب گرفتن خودش کشید عقب گفت دیگه بسه امیر بسه منم لاله گوشش شروع به مکیدن کردم و دستم گذاشتم روی سینش مقاومت چندانی نمیکرد جفتمون داغ گرده بودیم سینه هاشو بشدت میمالیدم خیلی حشری شده بود سوتین سفید پوشیده بود سینه هاش تو سن 20 سالگی 85 بود چون بعدا براش سوتین خریدم متوجه سایزش شدم وگرنه انقدر داغ بودم که اصلا نمیفهمیدم چکار دارم میکنم زن شوهردارچیزی که برام ممنوع بودش حالا کنارش داشتم دیوانه وار سینه هاشو میخوردم ، دستمو بردم از روی دامنش کوسشو بمالم حس کردم زیر دامن هیچی نداره روی مبل سه نفره سرمو بردم لای پاش گفت کثیفه با یک لبخند گفتم مهم نیست پاهاشو وا کردم شروع کردم به لیس زدن نه تنها تنگ و کوچیک و صورتی نبود بلکه سفید و تپل و ابدار بود هرچی میخوردم بیشتر ابش میومد سرشو تکیه داده بود به پشتی مبل و فقط اه اه اه اه میکرد و ای ای ای ایییی میگفت منم داستان خونده بودم منتظر بودم بگه پاشو کیرتو بکن توش دیدم نخیر اصلا خبری از این حرفا نبود خودم پاشدم کیرمو فرستادم تو کوس گشادش دقیقا شیش دقیقه تلمبه زدم فقط ایییییی میگفت هیچ حرفی نمیزد شیش دقیقه تلمبه زدم و ابمو ریختم تو کوسش خواستم بغلش کنم ولی گفت درش نیار تکون نخور ده دقیقه تو همن حالت موندم دستامو پاهام کرخت شدن اخرش گفت دربیار دراوردم کیرمو گرفت دستش کمی مالید و بعد نشستیم اومد کنارم سرشو گذاشت روی شونم گفت ممنونم خیلی وقت بود سکس نداشتم با شوهرم منم ازش تشکر کردم چایی خوردیم و اومدم دیگه اس بازیمون شروع شد و فرشته بهم گفتش که سکس باتو لذت بیشتری بهم میده تا شوهرم .
بعد از چند روز فرشته بهم گفت که یکبار دیگه سکس کنیم و من رفتم خونشون ، اینبار تا رسیدم لبامون رفت توهم
… منتظر ادامه سرگذشت ما باشید من الان چهل سالمه از شانزده سالگی با فرشته دوست بودم اما الان …


ادامه…


نوشته: R&p

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی دوست دختر, خیانت , زن شوهردار از سایت سکسی خفن ایران 69