داستان سکسی مهتاب و دوست پسر حشری از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی مهتاب و دوست پسر حشری


سلام من یک دختر ۲۳ ساله هستم اسم هارو عوض میکنم که شناسایی نشه اسم من مهتابه من سال اول دانشگاه تو به اکیپی بودم که تو اون اکیپ با یه پسری به اسم علی آشنا شدم هرچی بیشتر می‌گذشت علی خودشو بیشتر بمن نزدیک میکرد تا اینکه بهم پیشنهاد دوستی داد منم که تا اونموقع دوست پسر نداشتم حدودا یه ماهی فکر کردم تا قبولش کردم همینجوری با هم رل بودیم .اولین قضیه ما این بود که من رفتم خونشون و در حد بالا تنه لخت شدم و اون سینه هامو خورد اهان اینم بگم من قدم ۱۶۰ و وزنم ۵۰ بود گذشت و ما در همین حد رابطه داشتیم تا اینکه من از ترس اینکه کات نکنه باهام اجازه میدادم به کسم دست بزنه . و ارضام کنه.
مثلا یه روز توی پله های اضطراری دانشگاه منو چسبوند گوشه دیوار دستشو کرد تو شرتم لبامو با لباش سفت چسبید و با اون یکی دستش دستامو محکم گرفت و شروع کرد مالیدن کسم و منی که تا اونموقع تجربه جنسی نداشتم تو اوج لذت بودم اینم بهتون بگم من به شدت سروصدا دارم و حتی با انگشت کردن هم کلی اه و ناله میکنم گذشت و روابط ما در این حد بود تا اینکه یه روز قرار شد برم خونشون و منم مثل همیشه فکر میکردم قضیه به همون انگشت قراره ختم بشه.خونشون تو یه برج بود من رفتم خونشون و نشستیم باهم دیگه و یکم برام آب آورد. بعد گفت بیا بریم تو اتاقم رفتیم تو اتاقش نشستم لب تختش گفت مهتاب گفتم جانم گفت دلت میخواد یکم هیجان بدیم به رابطمون گفتم چجوری گفت هرچی من میگم انجام بده قول میدم بهت خوش بگذره گفتم باشه .اومد نزدیکم و شروع کرد لبامو بوسیدن. از لبه تخت بلندم کرد و بلوز و سوتینمو درآورد و همچنان که لبامو می‌خورد سینه هامو محکم می‌مالید. هرچی بیشتر سینه هامو می‌مالید من حس میکردم بیشتر خیس شدم.کم کم دستشو برد دور کمرم و منو چسبوند به خودش و شروع کرد لیسیدن گردنم.من کاملا کیرشو که سفت شده بود حس میکردم. یکم که گردنمو خورد ازم جدا شد و دستشو برد سمت شلوارم.شلوارم و از پام درآورد من یه شرت توری که خودش برام خریده بود پوشیده بودم. اروم از روی شرت کسم می‌مالید یکم که گذشت و من کاملا خیس شده بودم هلم داد روی تخت .گفت هرچی من بگم انجام میدی؟گفتم اره گفت دستاتو ببر بالا دستامو بردم بالا با شالم دستامو بست به تختش .بعد چسب پهن آورد و دهنمم بست.یکم ترسیده بودم خودش همه لباساشو درآورد و اومد سمت پاهام پاهامو از هم باز کرد و وسط کسم باز کرد زبونشو گذاشت وسط کسم اول آروم آروم لیس میزد و من شروع کرده بودم آه و ناله کردن.کم کم سرعت لیس زدنشو زیاد میکرد و من حس میکردم دارم آتیش میگیرم دستام بسته بود و هیچکاری نمیتونستم بکنم .یکم که گذشت همزمان که کسم لیس میزد انگشتشو فرو کرد تو کسم حس خیلی خوبی داشت درد همراه با لذت .آروم انگشتشو عقب جلو میکرد یکم که کسم جا باز کرد دوتا انگشتشو کرد توی کسم و یکم که گذشت سه تا انگشت.واقعا دیگه کسم جا نداشت و با اینکه دهنمو با چسب بسته بود صدام کل خونه رو برداشته بود .یهو عقب رفت و من تو اوج لذت بودم دهنمو باز کرد گفت دیگه کاری باهات ندارم با لحن درمونده گفتم چرا .گفت اینطوری فقط تو لذت میبری من چی؟گفتم باشه چیکار کنم گفت کیرم بخور گفتم باشه اومد جلو صورتم و کیرشو گذاشت تو دهنم و شروع کرد تو دهنم تلمبه زدن ‌. خیلی طول کشید تا آبش اومد وقتی آبش اومد آبش ریخت رو صورتم.
گفت میدونی حالا میخوام چیکار کنم گفتم چیکار گفت بریم باهم حموم.نمیخواستم برم اما گفت قرار شد هرچی من بگم بگی باشه.قبول کردم.رفتیم تو حموم اول دوش رو باز کرد و رفتیم زیر دوش بعدش منو تکیه داد به دیوار پاهامو برد بالا و شروع کردم همزمان هم کسم خوردن و هم انگشت کردن اون لذت بودم صدای ناله هام کل حموم برداشته بود . که یه دفعه با دوتا دستش زیر کونمو گرفت و کیرشو کرد تو کسم.چنان جیغی کشیدم که گوشای خودم سوت کشید .ترسیده بودم و زدم زیر گریه اما اون به کار خودش ادامه داد .و محکم شروع کرد به تلمبه زدن.درد و ترس با لذت همراه شده بود و فقط میتونستم ناله کنم بع چند دقیقه ارضا شد و بعد که کارش تموم شد شروع کرد بدن منو شستن.از حموم دراومدیم و من هیچی نمیتونستم بگم.موهامو خشک‌کرد لباسامو پوشوند و اسنپ گرفت و منو فرستاد خونه.البته بعد از ۵ ماه کات کردیم.و الان ازش متنفرم


نوشته: مهتاب


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی دانشجویی, دوست پسر از سایت سکسی خفن ایران 69