داستان سکسی من یک زنم، جنسم از خاک، کمی هم آتش از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی من یک زنم، جنسم از خاک، کمی هم آتش


من یک زنم ، جنسم خاک و کمی هم آتش… مرا نوازش کن و روی خاکی ام را ببین … لمس کن تن مرا.، برجستگی های تنم را زیر گرمای دستانت ب بازی بگیر، دستانت را آنگونه ک کودکان را نوازش میکنی بر پاهای من بکش ، آرامتر از نوک انگشتان پا آرام بالا بیا مچ پایم را قلقلک بده ، قوزک پایم را ضربه بزن،آرام دستان نوازشگرت را بالاتر بیاورچاله ی پشت زانویم را نِشگون بگیر ، مایوس نشو قسمت های سختش را گذراندی بالاتر از این سرانگشتان گرمت ، کمی در پوستم فرو می رود… ب قسمتی رسیده ای ک پرقو رویش نمی شود در مقابل آن ادعای نرمی کند، کمی وحشی باش نرمی باسن های یک زن خشونت دستان یک مرد را می طلبد، مکث میکنی ب باسن های من ک میرسی به وضوح ضربان قلب یاغی ات را حس می کنم… دستانت تب می کنند …فشار دستانت را بیشتر حس میکنم، قلبم گرم میشود، از باسن های یک زن نمیتوانی بگذری ، گرمای لب هایت روی باسن هایم همانند انداختن کبریت در گالن بنزین است… گُر میگیرم دستانت روی تب باسن هایم مارگونه میخزند، بالاتر بیا ، کمر یک زن مظهر زیبایی است.
وقتی کمرم را میمالی بیشتر خود را به تو می سپارم بالاتر بیا از پشت گردن مرا بگیر برگردان ،، چه جنگی می شود بین لب های داغ و آتشین ما،، دستانت دیوانه وار تنم را در بر میگیرند… از گردن پایین میایی… بگو چ میبینی؟؟
زیباترین خلقت آفریدگارت را خوب تماشا کن ، سینه ها ی یک زن تحریک می کنند… ببین سینه های مرا و چنگ بزن همچون نوزاد ک سینه مادرش را ب دهان میگیرد سینه های بلوری و سپید مرا به دهان بگیر… هر لحظه ک داغ تر میشوی دیگر نشانی از نوزاد بی آزاری در تو نمیبینم همچون یک گرگ وحشی ک بره ای بی دفاع را ب دندان گرفته سینه هایم را گاز میگیری ، پایین تر بیا یک حوض کوچک ک انگشت سبابه ات را ب شوخی در آن فرو‌میکنی … میخندی ، میگویی : انقد تازه است ک انگار تازه بندش(ناف) را بریده اند… قلقکم میشود… حشری کننده میخندم و لبم را گاز میگیرم … تمام تنت روی تمام تنم می افتد … مثل یک مشت زن ک روی حریفش افتاده… جسمی سخت و محکم بین پاهایام فشار می آورد… انقدر عجول نباش…لحظات عاشقانه مان را خراب نکن …نمی توانم کنترلت کنم …مرا تسلیم خود کردی ،، وحشیانه جامه ام را دریدی …تنها حجاب من شورت توری و سفیدیست ک از زیر آن منظره ی ک…سم خودنمایی میکند …زبان لزجت را از روی شورت ب ک…سم میکشی… از ته دل آه میگویم و گویی این آه تورا میسوزاند نفس هایم عمیق شده و ب شماره افتاده اند … یک…دو…سه…
تنها حجاب را پایین میکشی ب چشمان خمارم نگاه میکنی سریع تر از پلک زدن لباس هایت را پرت میکنی …صدای عشق بازی…صدای جیر جیر فنر های تخت چوبی…دو تن یکی زیبا و پر از برجستگی .‌سفید و بلوری و خواستنی… و دیگری قوی و محکم و استوار …حتی محکم تر از کوه… آرام پاهایم را باز کن …با کی…رت… ک…سم را نوازش کن…آه …اوم… این چیزیه ک ی زن رو از خود بیخود میکنه زبانت را روی ک…سم حس میکنم کاملا خیس شده ترکیبی از لزجی ک…سم و آب دهانت چ مخلوط زیبایی ک…سم لیز شده لیز تر از یخ های یک زمستان سرد… انگار ک در جه ی گاز رو تنظیم کنی ک…یرت رو دم ک…سم بالا و پایین میکنی… بیشتر از این مرا در خماری نگذار… میخوام تمام حجمش را در خودم احساس کنم… میخوام وحشیانه چنگم بزنی لب های هم را می مکیم و با اولین فشار کل جانم گُر میگیرد…حالا تماشا کن روی آتشین مرا… در دنیای خود بی توجه ب آه و ناله های پر از هوس من ک…یرت را در ک…سم حرکت میدهی… یک حرکت ب داخل …ب بیرون…باز ب داخل باز بیرون… و این مدام تکرار میشود…ناله میزنی…بدن ظریف زنانه ام زیر تن زمخت مردانه ات کم آورده… با هر حرکت تمام تنت نیز در حال رفت و آمد است… ب من بگو ک سکس زیباترین تجلی گاه دو عاشق است، زیباترین بعد وجودی آفرینش… دوست ندارم اما از لرزش تنت حس می کنم ب آخر این درام نزدیک شده ایم گرمای لذت بخشی در خودم حس می کنم و همزمان خالی میشوم خالی از نیرو و خالی هوس… چ هوس برانگیز و لذت بخش… برای بار آخر لبانت را ب من بچسبان…
آری من یک زنم یک رویم خاک و یک رویم آتش…


نوشته: lovely _grl


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی اروتیک از سایت سکسی خفن ایران 69