داستان سکسی من بی غیرت و جوراب زنم از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی من بی غیرت و جوراب زنم


سلام من سامان ۲۵ سالمه و الان ۲ساله ازدواج کردم با دختری به اسم ندا.
من ۳تا فتیش بد دارم یکی جوراب مچیه که بیش از اندازه تحریکم می کنه و اون یکی بی غیرتیمه و از همه بد تر عاشق کون دادنم.
داستان آشنایی منو ندا بر می گرده به دانشگاه که همکلاس بودیم و اونموقع ندا با یکی مدت زیادی بود تو رابطه بود. ما تقریبا از اول دانشگاه همو می شناختیم و ندا بدون اینکه به دوست پسرش بگه با من زیاد میومد سفره خونه.
خب این بهترین فرصت بود که من جوراباشو ببینم ولی خیلی دوست داشتم بهشون دست بزنم .یه بار من پیرن شلوار قرمز پوشیده بودم و جورابای ندا هم قرمز بود وقتی داشتم صحبت می کردم ندا هی به جوراباش نگاه می کرد گفتم چیزی شده گفت سامان می خوای جورابای منو بپوشی با لباست خیلی ست می شه منم که دنبال فرصت بودم کش جورابشو کشیدم و گفتم اینارو می گی دیدم چیزی نگفت اون روز چند بار دیگه هم این کارو کردم ولی دفه ی بعد که همو دیدیم نذاشت اینکارو انجام بدم گفت خوشش نمیاد.
بعد یه مدت که گذشت مثلا ۱سال از این موضوع یه روز که خواستیم بریم بیرون ندا برگشت گفت سامان جونم کجایی بیا بریم می خوام جوراب بخرم هیچی ندارم. گفتم بریم وقتی اومد دیدم یه ساپورت کوتاه با یه مانتوی جلو باز پوشیده ندا معمولا با لباسای معمولی می گشت ولی اونروز غوغا کرده بود. هیچی رفتیم یه جفت جوراب مشکی با سلیقه ی مشترک خریدیم و پوشید با اون کتونی های مشکیش. خلاصه من فهمیدم که بهم زده بخاطر من و یه دل نه صد دل عاشق من بوده البته که من بیشتر.
بعد ۲سال دوستی بالاخره ازدواج کردیم و جونمون برای هم در می رفت همیشه به من می گفت تو منو آزاد می زاری ولی علی همیشه منو محدود می کرد.
بخاطر من هیچوقت بدون جوراب نبود حتی توی خواب یا حتی حموم.من همیشه به شوخی صداش می کردم جنده می گفتم تو به استادا دادی نمره گرفتی اینم خوشش می اومد و بهم می گفت عاشقتم بی غیرتم تو هم کون دادی به استادا نمره گرفتی حرفا شوخی بود ولی دوست داشتم به واقعیت تبدیل شه. بعد یه تایمی انقد گفتم تا دیگه تصمیم گرفتیم واقعا اینکارو انجام بدیم اما به کی اعتماد کنیم!؟ ندا بی غیرتیمو فهمید گفت دوست داره. خیلی هم دلش می خواد تحقیر بشه تا حد گریه.
من گفتم بیا این دست فروش جورابه خوبه یه مرد لاغر سیاه و کچل و کثیف اونم گفت باشه.
رفتیم سمتش و سلام کردم یه جفت جورابی که مثلش پای ندا بودو پرسیدم چنده گفت ۵ تومن گفتم بیا دیدی ما اینو خریدیم ۱۲ تومن بعد ندا گفت خب این جنسش بهتره کش جورابشو کشیدم گفتم نه همینه بعد به یارو گفتم آقا این کش جوراب خانوممو بگیر ببین اینا فرقی دارند یارو هم گرفت گفت نه تازه برای من بهتره بعد ندا گفت بزار پام کنم ببینم تا کفششو درآورد گفتم اوف جورابات چه بویی می ده اه اه ندا گفت نه اصلا هم بو نمی ده آقا جورابای من بو می ده!؟ بعد پاشو با جوراب کرد توی دماغ یارو اونم خیلی پررو گفت بو می ده ولی بوی خوب پا ی خانوما که بوی بد نمی ده آقا. منم گفتم پس پاشو یه ساعت بیا خونه ی ما بشین زیر پاش ببینم زیر جورابش تحمل می کنی.اونم گفت باشه و اومد خونمون. ندا مانتو و شالشو دآورد با یه ساپورت و تاپ و جوراب مچی مشکی که یکم بالای قوزکش بود (به سلیقه من) نشست یارو هم رفت کف جورابش خوابید بعد ۵ دیقه دیدم داره لیس می زنه کف پاشو ندا خندید گفت آقا چیکار می کنی یارو هی می گفت وایی جوراباشو وای. بعد یهو پاشو کشید ندا خورد زمین بعد تاپشو زد بالا سینه هاشو خورد بعدش شروع کرد لب گرفتن از ندا با اون دندونای زردش که ندا می گفت چه بوی سیگاری می داد. منم انگار نه انگار اونجا بودم یارو اصلا نمی دید منو. بعد شروع کرد بازوی ندارو گاز محکم گرفت ندا داد زد یارو گفت خفه شو جنده پتیاره تف کرد توی صورته ندا گف خفه شو ندا تا اومد حرف بزنه دو تا کشیده زد بهش دیگه گریش داشت در میومد یارو یه نگاه به من کرد گفت مشکلی داری؟ گفتم راحت باش بعد زیر لب بهم گفت کیرم تو کس زن جندت . شروع کرد تمام لباسای ندارو در آورد به جز جورابش بعد انگشتاشو کرد تو کس ندا که ناخناشم بلندم بود تمام کسشو زخم کرده بود با یه دست دیگش کش جورابشو کشید آورد بالا گفت جورابتو پاره کنم هان پارش کنم ؟ بعد هر چی با حرص تر می گفت دستشو بیشتر توی کس ندا فشار می داد ندا هم جیغش رفته هوا یهو آب ندا اومد تمام آرایش با اشکش پاک شده بود. بعد شلوارشو تا نیمه داد پایین اوه اوه چه کیری داشت ۲۰سانتی بود کرد توی کس ندا که خیلی هم خیس شده بود محکم طوری که ندا از جاش پرید طرفم سریع لبرو گرفت ازش و شروع کرد تمام سینه های ندارو گاز گرفت ندا یه جا بلند جیغ زد گفت خف شو یه سیلی توی صورت ندا زد بعد به مدت ۲ دقیقه فکر کنم تقریبا تا آبش بیاد فقط چک می زد توی صورت ندا طوری که لب ندا پاره شده بود. بعد آبشو ریخت تو کس زنمو گفت واقعا خانوم کسی داری قدرشو بدون بعدش رفت.
من سریع رفتم ندارو بغل کردم خیس خالی بود ازش اشک و خون تف یارو و تف خودشو آب طرفو آب خودش .
گفتم خوبی یه سری تکون یعنی اره بردم حموم شستمش گفتم ندا جان ببخشید که یهو ازم لب گرفت گفت دوستت دارم وقتی داشت تعریف می کرد برام انگار رفته بود بهشت انقد حال کرده بود.
گفت بازم می خوام گفتم ۲ مسئله گفت چی گفتم اول سری بعدی باید گنگ بشی گفت خب بعد گفتم بهش که منم دوست دارم کون بدم . کون منو ندا به اندازه بود اون سبزه بود من سفید جفتمون خوب چیزایی هستیم.
قبول کرد و سری بعدی رفتیم سفره خونه اینم تیپ معروفش یعنی ساپورت و مانتو جلوباز جوراب مشکی یکم بالای قوزکو پوشیده بود.اونجا به ندا گفتم از اول تا آخر دستت توی جورابت باشه. نشستیم منم با اون یکی جورابش ور می رفتم. اونجا ۴تا پرسنل داشت که یکیشون اومد گفت یکم از هم فاصله بگیرید گفتم ما که کاری نمی کنیم گفت از اولی که اومدید هم شما دست توی جوراب خانومه هم خانوم دستش توی جورابشه. ندا گفت خب جورابه شورت که نیست یارو خیلی جدی تر گفت فاصله بگیرید من قبول کردم ندا لج کرد با انگشتاش جفت جورابشو می کشید به یارو زبون درازی می کرد یارو هم خندش گرفت گفت بیا تو هم دستتو بکن تو جورابم. یارو گفت زشته بابا دوست پسرت اینجاست ندا گفت بابا این شوهرمه . یارو پشماش ریخت و یه خنده بهمون کرد گفت من شب همینجا می خوابم شما ۱۲ شب بیاید یه جا قایم شید صاب کارم رفت بیاید بیرون که ندا گفت همتون اینجا می خوابید گفت آره ولی من یه جای مخفی می برمتون ولی ما اصرار داشتیم که همشون باشند. طرف قبول کرد ما ۳۰ ۱۱ رفتیم قایم شدیم.۳۰ ۱۲ اومد دنبالمون رفتیم یه جا بود ۴ تا رخت خواب ندا تا دید اونارو سلام علیک تموم شد سریع لخت شد و گفت جلو شوهرم پارم کنید. اونام شروع کردند به مالیدن نشو لب و لب بازی که گفتم شروع کنید که گفتند ما جلو همدیگه لخت نمی شیم ای بابا هر چی اصرار کردیم قبول نکردند گفتند تک تک بریم بیرون بزنیم توش بیایم حتی منم نباید برم که ما قبول نکردیم در هم قفل بود نمی تونستیم بریم . هیچی دیگه تا صبح مجبور شدیم باهاشون ورق بازی کنیم و ندا هم تا صب لخت با یه جفت جوراب نشسته بود که طرفای ۵بود اونا گیر دادند به زخم های بدن ندا اونم به شوخی محکم زد توی گوش یکیشون طوری که لج طرف از قصد در بیاد اونم محکم تر تقریبا با تمام زورش زد در گوش ندا گفت وحشی دوست داری آره ؟
دست پاشو گرفتند گفتند بگو گه خوردم وگرنه می زنم باز اونم نمی گفت هی چک می خورد . پسره گفت اینطوری آدم نمی شه شروع کرد با کس ندا بازی کردن اون یکی پسره هم که پای ندارو از جورابش گرفته بود می گفت یادته می گفتی دست کنم توی جورابت بیااااا. هی جوراب ندارو می کشید به اون یکی دوستشم گفت انجام بده دوتایی هی جوراب ندارو می کشیدند تا ۶ صبح ۲بار آبشو آوردند دیگه اون داشت از حال می رفت گفتند دیدی حواستو جمع کن. خلاصه ما خوابیدیم ساعت ۱۱ اومدیم بیرون.
من پیشنهاد دادم رفتم میدون انقلاب ۲تا فیلم سوپر فروش رو به هوای کون خودم بردم خونمون که دیدند زنمم هست خلاصه یکیشون منو و اون یکی ندارو از کون می کردند منم کیرم توی کس ندا بود اول هم ریتم نبودیم هی کیرا در میومد ولی بعد اوکی شد و منم درحالی هم می دادم و هم می کردم هی از ندا لب می گرفتم و به هم می گفتیم دوستت دارم.
ما همه چیز همدیگه هستیم عشقمکن فا تر از سکسه.
امیدوارم دوست داشته باشید. اگه خوشتون اومد ما زیاد شیطونی کردیم بلزم براتون تعریف می کنم.


نوشته: سامان


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی بیغیرتی از سایت سکسی خفن ایران 69