داستان سکسی من، استاد، نمره از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی من، استاد، نمره


اسمم دنیاست، ماجرایی که میگم چندسال پیش شروع شد و پارسال تموم شد، من از نوجوونی هم درسخون بودم هم خیلی شیطون، سبزه ام ، قدم 168 و سایز سینه هام 75 و موهام فرفریه مشکیه


ترم یک دانشگاه معدل الف شدم اما یه استاد اصلیم بهم نمره داد 13 که هرچی اعتراض کردم فایده نداشت، ترم دوم هم نمره میان ترم من کم شد اما یه دختر دیگه که درسش خوب نبود بالا گرفت اونم درس تخصصی و سخت، انقدر رفتمو اومدم که استاد گفت: اگه ثابت کنی واقعا تمام تلاشتو میکنی و یه پروژه رو خوب انجام بدی نمره هاتو میگیری،


قبول کردم، گفت فردا بعد از کلاست بیا شرکتم، رفتمو یه کمی کار بهم داد انجام بدم، ساعت 6 همه 5_6 نفر کارمندش کم کم رفتن و اما استاد گفت کارتو تموم کن بعد برو، داشتم کار میکردم که صدام کرد، رفتم اتاقش که گفت بشین تا بیام بهت بگم، رفت و صدای درو شنیدم که قفل کرد، فهمیدم امروز کارم تمومه، اما چون قبلا به دوست پسرم چند بار کون داده بودم دعا میکردم به همون ختم بشه، اومد و کلی حرف زد و آخرش گفت : میدونم با فلانی دوستی، اما دخترا نیاز به یه دوست عاقل دارن که تو شهر غریب کمکشون کنه، تو به من کمک کن منم به تو

گفتم چه کمکی؟؟؟ گفت تنهاییامو پر کن،
نمیدونستم چی بگم، یه کم مِن و مِن کردم که گفت گرمت نیست؟؟؟ مانتوت رو دربیار حرف بزنیم

گفتم طول میکشه؟؟؟ گفت به خودت بستگی داره که چقدر حرف گوش کن باشی

منم دکمه های مانتومو باز کردم ولی درنیاوردم که اومد و گفت بلند شو کمکت کنم،
پاهام از استرس میلرزید، بلند شدم که اومد از روبروم و مقنعه ام رو کشید و گفت اینم دربیار، تا با دست موهامو مرتب کردم منو کشید بغلش و شروع کرد بوسیدن گردن و گوشم، خواستم مانع بشم، دهنم خشک شده بود، شونه هامو گرفت و تو چشام گفت نمره میخوای یا نه

آروم گفتم آره که مانتومو درآورد نگام کرد و رو لبام بوس زد

منم بیحرکت ایستادم، وقتی دید مخالفت نکردم شروع کرد لب گرفتن،، یه کم هم سینه هامو مالید که بیهوا آه کشیدم، با همون آه دستش رفت سمت باسنمو منو به خودش فشار داد، که کیرشو که سفت شده بود حس کردم، یه کم دیگه مالیدم و بعد کشید عقب و با چشمهای قرمز گفت شلوارتو دربیار،

با ترس گفتم استاد من دخترم

یه کم نگام کرد و گفت: دربیار به اون کاری نداریم
شروع کردم درآوردن که اونم کتشو درآورد و کمربندشو باز کرد، کفش و شلوارمو درآوردم که مثل وحشیها شروع کرد مالیدن و چنگ زدن کسم از رو شورت، داد میزدم آیییی یواش
اما انگار جن زده شده بود، اصلا گوش نمیداد، یه لحظه ترسیدم الکی گفته باشه، گفتم توروخدا من دخترم استاد، از جلو نه

که کمرمو گرفت و هلم داد رو میزش، بعد گفت: صورتت رو میز پاتو باز کن به اون کاری ندارم
با یه استرسی که داشتم نکنه جرم بده خم شدم رو میز، شورتمو کشید پایین که مجبور شدم پاهامو نزدیک هم کنم که گفت درش بیار زود

درش آوردم و دوباره کمرمو گرفت و خمم کرد روی میز، یه کم کیرشو مالید به آب کسم که با دست سعی کردم عقب نگهش دارم و گفتم تورو خدا آرومتر

دستم پس زدو گفت: حواسم هست میخوام خیسش کنم
و دوباره مالید به کسم و یه کم از آب خودم مالید به سوراخ کونم، چند بار انگشتم کردم
صدای نفسهاش خیلی بلند بود، از استرس لبه های میز رو محکم گرفته بودم و به خودم دلداری میدادم که اتفاق بدی نمیوفته،

با فشار اولش نفسم رفت ، کشید عقب و دوباره فشار داد، که سرش رفت داخل، یه نفس عمیق کشید و من نفسمو حبس کردم و سعی کردم بهش عادت کنم که بیشتر فشار داد، اینبار جیغ زدم که بیخیال نشد و نصف دیگه هم به زور کرد داخل، از درد جیغ کشیدم دوباره که دهنمو گرفت و گفت: کوفت، آرومتر همه شنیدن
بعد یه کم کشید بیرونو داد داخل، دردش کم کم قابل تحمل شد، و اونم شروع کرد کمر زدن، یه کم که گذشت گفت: نمره میخواستی؟؟ جواب ندادم که محکم تا ته کرد داخلم، بلند گفتم آیی، که گفت مرض، نمره میخوایی یا نه؟؟
با درد گفتم آره آره
که شروع کرد عقب و جلو کردن و بریده بریده گفت: اوووففف چند نمره ؟؟؟
با ناله گفتم : 20, 20 میخوام

همونطور که میکرد گفت: واسه هر نمره 1 بار کردن خوبه

و دست کرد و با یه دست سینه امو گرفت و تندتر تلمبه زد

دیگه داشت طاقتم تموم گیشد که سه تا ضربه سریع زد و آبشو ریخت داخل

دیگه از اون روز هفته ای یه بار به استادم میدادم اونم نمره امو داد، ترم بعد پرده امو زد اما خودم خواستم، چون دیگه فقط با اون بودم هفته ای دوبار سکس میکردیم، دیگه بهش میگفتم بهزاد، اونم بهم میگفت دنیای من، 24 سال ازم بزرگتر بود، ولی واقعا با هم خوب بودیم، تا اینکه درسم تموم شد و بدون کنکور ارشد قبول شدم چون معدلم از همه تو دانشگاه بالاتر بود، ترم دوم با آرش آشنا شدم، بهزاد فهمید و خواست جدا بشم از آرش، اما تهدیدش کردم که ازش عکس و فیلم و صدا دارم، کوتاه نیومد، به زنش با شماره ناشناس پیام دادم که با بهزاد دوستم و چندتا نشونه از اتاق خواب و لوازم خصوصیش بهش دادم، بهزاد عصبانی اومد که کار تو بوده؟؟؟

گفتم اگه دست از سر منو آرش برنداری بدتر میکنم، کلی فحشم داد و تهدید کرد و بعد سه سال با دعوا رابطه مون تموم.
ولی هنوز یاد رابطه هامون میکنم

بهزاد هم چندبار پیام داد که برگردم دوست بشم باهاش ولی میترسم ازش دیگه

ببخشید اگه غلط تایپی داشتم ، با گوشی تایپ کردم، امیدوارم خوشتون اومده باشه. زیاد بلد نیستم سکسی بنویسم??

نوشته: دنیا

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی استاد, دانشجویی از سایت سکسی خفن ایران 69