داستان سکسی مطب دکتر: سواستفاده برادر بزرگتر (۲ و پایانی) از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

دانلود جدیدترین و شهوتناک ترین رمان و داستان های سکسی خاطرات نوجوانی , برادر, تابو از سایت سکسی خفن 69

سلام ، من پگاه هستم ، تو قسمت قبلی براتون تعریف کردم که با برادرم که بعداز جدایی پدر مادرم ، پیش مادرم موند و به تازگی اومده پیش ما ، برای گلو درد دکتر رفتیم و دکتر برادرم رو برای گرفتن دارو فرستاد و از ترس و ضعیف بودن من استفاده کرد و تمام بدنمو لمس کرد و جلوتر می‌رفت که برادرم زودتر برگشت و گویا متوجه شد .
تو راه به روی خودش نیاورد و حرفی نزد و بعد از رسیدن خونه رفت اتاقش و دیگه ندیدمش .
خیلی دلم میخواست بفهمم چی دیده و چقدر وقت مارو می‌دیده ، چون فکر میکنم ، تازه نرسیده بود و دقایقی بود که ایستاده بود .
ولی یجوری شده بود و باهام هم صحبت نمیشد ، بیشتر از قبل بهم نگاه میکرد و اندامم رو برانداز میکرد .
یکبار که از باغ فامیل برمیگشتیم ، تو ماشین کنار من نشست ، اصلا حرفی نمی‌زد و تو خودش بود ولی بدنش مماس بدن من بود ، پاشو به پام چسبونده بود و چند بار آرنجش به سینه ام مالیده شد .
نهایت وقتی داشتیم قفسه آشپزخونه رو دست به دست خالی میکردیم ، هر بار دستش که به دستم میخورد کمی مکس میکرد و لذت میبرد ، منم برای مطمئن شدن ، بیشتر مکس کردم که اگه اشتباه نکرده باشم ، جلویش سفت و بزرگ شد .
چند روز بعد که مهمونی دوره همی بودیم ، خواهر کوچیکم موند و پدرم که حسابی خورده بود ، سریع رفت و خوابید ، منم وسایل رو میزاشتم سر جایش که برادرم متین اومد پیشم و گفت کمک نمی‌خوای ؟ گفتم نه تموم شد دیگه .
کارا تموم شد و دوش گرفتم و رفتم تو اتاقم ، لباسامو درآوردم و تاپ و شلوارک نازکی که داشتم رو پوشیدم و خوابیدم ، تازه داشت خوابم میبرد که تکونی رو حس کردم ، نفر روی تخت کنارم نشست ، خیلی آروم صدام زد ، پرسید بیداری ؟ جواب ندادم ، نمی‌دونم چرا
دستشو گذاشت کنار باسنم و آروم آروم شروع به نوازش و مالیدن باسنم کرد ، همه جاشو ، چپ و راست و بالا و پایین میبرد و یکم هم فشار میداد ، نمیدونستم چیکار کنم ، بخاطر مستی اومده و این کارو می‌کنه و یا قبلش هم می‌خواسته ، دستشو برد داخل و زیر شلوارکم ، دیگه دستش روی باسن و رونم بود ، اولش یکم سرد بود ولی کم کم گرم شد .
احتمالا فهمید که بیدارم ، انگشتشو برد لای پاهام و مالید روی کسم ، به سرعت خیس شد و همزمان با انگشت دیگش سوراخ باسنم رو میمالوند .
هر بار هم دستشو میبرد و سینه هامو میمالوند ، وقتی دستشو لای پاهام برد و متوجه خیس شدنم شد ، جسارت پیدا کرد .
اومد کنارم رو تخت خوابید ، با صدایی متوجه شدم شلوارشو درآورد و به بغل کنار من خوابید و دستشو انداخت دور کمر من و منو به سمت خودش کشید ، میدونستم که می‌دونه بیدارم ولی بازم جرات نداشتم تکونی بخورم و وانمود میکردم که خوابم ، که دستمو گرفت و برد سمت خودش ، پشت کمر و گردنمو می‌بوسید ، انگار زبون میزد که خیلی کیف میداد ، تا اینکه دستمو گذاشت روی کیرش که کاملا بزرگ و شق شده بود ، اندازش باور کردنی نبود ، خیلی کلفت و بزرگتر از انتظارم بود و نگران شدم ، میخواست بگیرمش تو دستم ، منم گرفتم ، دستمو بالا پایین می‌بردم و همه جاشو میمالوندم ، حتی پایینتر بردم و بیضه هاشو تو دستم گفتم که انگار خیلی لذت برد ، شرتامو درآورد و بعد تاپمو و من کاملا لخت پشت بهش به بغل خوابیده بودم ، بلند شد جهتشو عوض کرد و سرشو برد پایین ، پاهامو باز کرد و سرشو برد دقیقاً لای پاهام ، تا شروع کرد به خوردنش ، لذتی رو تجربه کردم که تا حالا نمی‌دونستم وجود داره ، دیگه صدام بلندتر شده بود و خیلی لذت می‌بردم ، منو به پست خوابوند و سرشو برد لای پاهام و پاهاشو گذاشت دوطرفه صورتم ، جوری که اون جلوی صورتم بود ، بازم لذت اومد سراغم و وجودمو گرفت و بی اختیار کیرشو گذاشتم تو دهنم ، خیلی خیلی سفت شده بود و بزرگیش نمیزاشت تا ته بره تو گلوم .
چند بار تو دهنم تلمبه زد و یهو بلند شد و برگشت منو خوابوند به پشت و پاهامو کنار هم چسبوند و برد بالا و جمع کرد تو شکمم ، جوری که سوراخ کونم رو خیلی بالا آورد ، نگران شدم که اون با این بزرگی چجوری می‌ره داخل ؟ و حتما کلی درد داره ، که سرشو برد پایین و دهنو برد بین پاهام و شروع به خوردن و زبون زدن کرد ، چقدر حال داد ، ادامه داد و منم کلی لذت بردم ، به مایع ژله ای رو روی باسنم و لای پام ریخت و یکمشو مالید به کیرش ، اومد جلوتر ‌و آروم گذاشت دم سوراخ کونم و ناخودآگاه از ترسم دستمو گذاشتم روی کمرش تا یهو جلو نیاد ، آروم و آروم ،وارد کونم میشد و من کلفتیش رو حس میکردم و درد وجودمو گرفته بود تا اینکه درآورد و دوباره روغن زد و انگشتشو وارد سوراخم کرد و مدام بازی میکرد و انگشتاشو بیشتر میکرد ، تا اینکه دوباره پاهامو بالا داد و گذاشتش دم سوراخ کونم و آروم سرشو وارد کرد ، بازم کلفتیشو حس میکردم و درد کمی هم بود ولی لذت زیادتری داشت ، تا اینکه حس کردم تا ته رفته تو چیزی بزرگ رو توی خودم حس کردم ، آروم عقب کشید و دوباره جلو تا ته ، اینکار رو هر بار سریعتر میکرد و منم غرق در لذت شدم ، اونم جلوتر اومد و سینه هامو تو دستاش گرفت و مالوند ، سرعت تلمبه زدنش زیاد شد ، منم کمی پامو باز کردم و تو اون لذت کسمو میمالیدم ، یهو لذتی وجودمو گرفت و پاهام لرزید و همراه با تکون خوردن ، احساس تخلیه شدن و ارضا شدنم جوری بود که اونم با اینکه میخواست ادامه بده و پوزیشن عوض کنه ، نتونست مقاومت کنه و ارضا شد ، حس. کردم آب داغشو که توی باسنم خالی شد ، اونم خالی لذت برد و چند لحظه ولو شد و بعدش سریع لباس پوشید و رفت .
پایان

نوشته: پگاه

متن داستان سکسی مطب دکتر: سواستفاده برادر بزرگتر (۲ و پایانی)