داستان سکسی ماساژ خانم حشری از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی ماساژ خانم حشری


سلام
محمدم 38 ساله از تهران خیلی دنبال سکس با یه زن یا دختر بودم ولی هر چه قدر بیشتر دنبال بودم کمتر پیدا میشد
تا اینکه تصمیم گرفتم تو اینستا یه پیج بسازم به عنوان ماساژور
پیجمو راه انداختم و شروع کردم به فعالیت شدید خیلیها میومدن تو دایرکت .پسر مرد زن دختر
تا اینکه یه روز خانمی اومد حول وحوش 33 ساله کمی چت کردیم و قرار گذاشتیم همدیگه رو ببینیم
روز شنبه ساعت 10 مترو امام خمینی
یه ربعی منو کاشت بلند شدم برم که دیدم سر رسید خانمی 33 ساله با پوستی سفید قد متوسط صورت معمولی هیکل نه چاق نه لاغر
باهم حرف زدیم و شماره رد وبدل کردیم برا هماهنگی بعدش خداحافظی کردیم و رفتیم پی کارمون
فرداش دیدم تو اینستا منو بلاک کرده زنگش زدم گفت ازم خوشم نیومده و مزاحم من نشو منم گفتم باشه و دیگه بهش زنگ نزدم چون زنگ هم که میزدم اصلا جواب نمیداد
بهش پیام دادم پیله ش کردم و راضیش کردم لااقل یه جلسه بیاد پیشم اگه خوشش نیومد دیگه مزاحم هم نشیم قبول کرد و قول وقرا گذاشتیم
یه روز خونه رو خالی کردم بهش پیام دادم اکی شد اومد سر قرار سوار موتورش کردم اومدم سمت خونه
بین راه شروع کرد صحبت کردن که خیلی حشریم هوس کیر کردم کص م الان خیس خیسه
خیلی میخام اگه میشد همین الان ساک میزدم واست
منم تعجب کردم باخودم گفتم نه به قبلا نه به الان
رسیدیم خونه موتور رو تو کوچه گذاشتم و باهم بصورت عادی بدون تابلو بازی وارد خونه شدیم شانس ماهم کسی ندید ما رو . وارد خونه شدیم کمی صحبت کردیم ادا تنگا رو در میاورد اصلا حرفی از سکس نمیگفت فقط میگفتزود ماساژم بده تموم کنیم برم دیرم شد
رفتاراش خیلی عجیب بود تو تختخواب دراز کشید وشروع کرد لخت شدن با اینکه صورت معمولی داشت اما واقعا بدن محشری داشت سفید سفید دو تا سینه سفید و مرمری سایز 65 زیبا نوک تیز و سر بالا کوون بسیار قلمبه و گرد نرم و لطیف کص پهن و بزرگ و شیو شده لبه هاش زیبا و صورتی شکمش بدون چربی و بدنی صاف و زیبا بدون جوش سفید وجذاب
شروع کردم با روغن زیتون ماساژ دادن یه ماساژ ریلکسی گردن پشت و کمر ران پا کون و بهدش سینه ها و شکم وناف کلا کل بدنشو یه ماساژ ریلکسی دادم یه 40دقیقه ای ماساژش دادم حسابی نرم شد سرخوش شده بود خیلی کیف میکرد
کم کم تحریک شد شروع کردم ماساژ کص و کون ش چوچوله شو نوازش دادن مالیدن لیسیدن چوچوله مکیدنش
شروع کردم به کص خوری حسابی کص شو میخوردم لبای کص شو میک میزدم زبونمو لوله میکردم تو کص ش میچرخوندم حسابی حشری شده بود و تحریک شده بود
وقتی کص شو میک میزدم مثل مار به خودش میپیچید و داد میزد دستمو جلو دهنش نگه داشتم و حسابی براش میخوردم تا اینکه ارضا شد وآبش اومد آبش طعم خوبی داشت شیرین بود تلخ یا شور نبود همشو براش لیسیدم و میک زدم تا قطره آخرشو خیلی کیف کرد تا اینکه دوباره ارضا شد بعد ولو شدو خسته
دیگه حس هیچی رو نداشت گذاشتم تا حالش جا بیاد یه مقدار دیگه ماساژش دادم تا سر حال اومد تشکر کرد منو دراز کرد وگفت حالا نوبت منه
سینه هاشو تو دهنم میکرد براش میلیسیدم بسیار نرم و خوشمزه بود یکی رو در میورد اون یکی رو تو دهنم میکردحسابی خوردم واسش تا اینکه اومد 69 شدیم من کص شو میخوردم اون کیرمو تا ته تو حلقش میکرد حسابی میخورد
الان که اینا رو مینویسم کیرم حسابی راست شده لیس میزد کیرمو تو دهنش میچرخوند سرشو لیس میزد کلاهکشو میک میزد تا خایه ها تو دهنش میکرد حسابی بالا پایین میکرد اشاره کردم داره آبم میاد توجه نکرد بهم کار خودشو میکرد آبم اومد تو عمرم اینقد آب نیومده بود همه رو خالی کردم تو دهنش حسابی لیس میزد بالا پایین میکرد تا قطر آخرشو میک زد و خورد داغون داغون شده بودم دیگه حسی نداشتم خیلی لذت بهم داده بود یه چن دقیقه ای تو بغل هم خوابیدیم حالمون که نا اومد شروع کردم به نوازش و لیسیدن بدنش بدن نرم وگرمی داشت لپای کونشو باز کردم یه سوراخ تنگ و قهوه ای کم رنگ بو کردم بوی بدی نداشت شروع کردم لیسیدن مقعدش خیلی خوشش اومد یه مقدار واسش خوردم کصش حسابی آب انداخته بود با اجازه ش شروع کردم به کردن کصش یه کص نرم و داغ مثل تنور داغ داغ کیرم داشت میسوخت حسابی تلنبه زدم واسش چون آبم اومده بود یه بار حسابی تلمبه زدم تو کص ش یه کص آبدار و لطیف حسابی تلمبه میزدم اونم محکم منو بغل گرفته بود وحسابی قربون صدقه کیرم میرفت با اجازه ش برش گردوندمش کیرمو تنظیم کردم رو سوراخ کونش با دو سه بار عقب جلو کردن کیرم تا تهش تو کونش بود چن تا تلمبه زدم و آبمو تا قطره آخرش تو کونش خالی کردم خیلی خیلی حال داد بعدش باهم دوش گرفتیم و رسوندمش مترو و رفت اگه خوشتون اومد بگید تا داستانای دیگه مو براتون بزارم.


نوشته: Mohamadyam


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی ماساژ از سایت سکسی خفن ایران 69