داستان سکسی لیلای فاعل از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی لیلای فاعل

سلام
اسمم ارسلان قد187 وزن68 یه پسر خوشگل 24 ساله با بدنی بسیار ناز …
خیلی بیبی فیسم یعنی طوری که الان که 24 سالمه بعضیا فکر میکنن 16 ساله ام و یه مو تو صورتم نیست.
داستان من برمیگرده به 16 سالگیم.
من عاشق گیم نت و بازی های گروهی بودم، تا قبل 16 سالگی همیشه بیشتر از یک ساعت حق نداشتم تو گیم نت بازی کنم و همیشه مامانم یا بابام یا آبجیم که از من 7 سال بزرگتره همراهم میومدن و تا اتمام بازی تو گیم نت منتظر مینشستن، و بخاطر وجودشون کسی فحش نمیداد و همه مودب مینشستن.
ولی دیگه شده بودم 16 ساله و خودم تنها میرفتم و تا 3/4 ساعت بازی میکردم، ولی ایندفعه فرق داشت، و بخاطر این آزادی چیزای جدیدی و یاد گرفتم.
نه اینکه قبلا بلد نبوده باشم، ولی چون همیشه خیلی خانواده مواظبم بودن با این مشکلات مواجه نشده بودم و یه بچه ی پاک و خونگی و آفتاب مهتاب ندیده بودم.
تو این رفت و آمد ها یه فردی بود میومد گیم نت 30 ساله اسمش فلاح بود، فلاح هروقت بازی میکردم میومد صندلی بغلی من مینشست و دوست صاحب گیم نت بود، و اگر من پول نداشتم و وقت نداشتم که بازی کنم یهو برام 50 هزارتومان یعنی حدود 50 ساعت شارژ میکرد حسابم رو که بازی کنم.
و وقتی مینشست کنار دستم شروع میکرد با پاهای من بازی کردن و وقتی من بازی میکردم اصلا برام مهههههم نبود چکار میکنه، یروز که داشتم بازی میکردم روبروی گیم نت یه کبابی بود که خیلی گشنم شده بود، بلند شدم برم خونه فلاح پرسید کجا ???
گفتم گشنمه میرم خونه یه چیزی بخورم.
گفت نمیخواد میرم کبابی روبرویی بهش میگم دوتا برامون تو نون بپیچه بریم کوچه بغلی بخوریم که بچه ها نیان.
رفتم باهاش دم در و ساندویچ هارو آماده کرد و رفتیم تو یه کوچه باریک که من با هووللل میخوردم که برگردم بازی کنم.
فلاح ساندویچش و اصلا دست نزد، من آخرای ساندویچم بود دست برد طرف شلوار راحتیم که بکشه پایین شلوارمو و من نه اینکه خیلللللی مقاومت کنم ولی از خودم مقاومت نشون دادم.
که شروع کرد منو قسم بده، منم عذره اینکه کسی ببینه و آوردم و . . . خلاصه کشید شلوارم و پایین و کیرم و که اگر راست میشد 12 سانت بود و گرفت تو دستش و دو زانو نشست رو زمین و کیرم و کرد تو دهنش و شروع کرد به میک زدن …
خخخخخخیلی خخخخیلی خیلی خیلی حال کردم و آبم تو سی ثانیه امد و ریخت تو دهنش که تفش کرد، جلوتر از من رفت بطرف گیم نت که من یلحظه بالا سرم و نگاه کردم دیدم یه دختر خوووووشگل داره منو نگاه میکنه و میخنده …
اسمش لیلا بود یه دختر عربه خخخخخخخخیلللللی خوشگل که همه عاشقش بودن.
منم میشناختمش و همیشه به من خیلی نگاه میکرد، البته نه به منظوره خاصی نه میفهمیدم بخاطره خوشگلیم و یجورایی قربون صدقه واری …
شش ماه از این قضیه گذشته بود و داستانش مفصله ولی من کاملا کونی فلاح شده بودم و البته وضعمم خوب شده بود تو گیم نت،،،، و اینقدر که تو حسابم پول بود جای ساعت و دقیقه نوشته شده بود 00000000 که ما بهش میگفتیم بی نهایت … فلاح هرجایی میرسیدیم منو میکرد، شاید غیر قابل قبول باشه ولی حتی بعضی وقتا منو روزی سه بار هم میکرد.
یروز رفتیم تو همین کوچه این کوچه باریک بود و اون جای اولی هم که برام ساک زد دقیقا اول که میرفتی باریک بود بعد از سه چهار متر باز تر میشد و دیگه از بیرون تو مشخص نبود و یه خونه بود و دوباره ته کوچه به سمت راست میخورد و دوتا خونه دیگه اونجا بود.
فلاح منو برد تو این کوچه شلوار ورزشی پام بود سریع شلوارمو کشید پاینن تا زانوهام و دستمو گذاشتم رو دیوار و اونم شروع کرد منو بکنه … وقتی سره کیرش و وارد کونم کرد یلحظه سرم و آوردم بالا دیدم لیلا داره نگاهم میکنه و وقتی نگاهم به نگاهش گره خورد هیچ عکس العملی از خودمون نشون ندادیم … و همینطور که من داشتم میدادم به طوری که فلاح متوجه نشه هی به لیلا نگاه میکردم (لیلا یه دختر 28 ساله بود).
فلاح کارش و تموم کرد و آبش و ریخت تو کوچه و کیرش و با دیوار روبرویی پاک کرد و رفت منم که داشتم سریع شلوارم و درست میکردم برم تو گیم نت، لیلا در و باز کرد و با لهجه ی جنوبیش گفت بیا.
رفتم طرفش ولی اینجا خجالت کشیدم و سرم و انداختم پایین چون این یکی فرق داشت و منو مخاطب قرار داده بود.
رفتم جلو گفت چکار میکردی با این مرده ???
گفتم هیچی.
گفت پس چرا لخت بودی بهت چسبیده بود ???
تو کونت میکنه ???
من جوابی نداشتم بدم، دستم و گرفت گفت بیا تو برو دسشویی مریض میشی …
رفتم داخل باهاش یعنی منو برد داخل، رفتیم تو سالن.
یهو سرعتش و بیشتر کرد تو راه رفتن امد جلوم گفت شلوارت و در بیار …
منی که جلو فلاح راحت لخت میشدم و میدادم از یه دختر خخخخخخیللللی خجالت کشیده بودم.
جوابی نمیدادم، دستاشو آورد به سمت شلوارم که بکشه پایین، من خودم و سفت کردم و زدم رو دستش گفتم چکار داری ???
بهم گفت ببین جوری میزنمت و همین الان میرم به مامانت میگم و پدرتو در میارم، سریع خودت شلوارت و در بیار …
منم شلوارم و کشیدم پایین کیرم که عسلی شده بود افتاد بیرون، دلا شد شلوارم و کامل در آورد پرت کرد یه طرف دیگه … تیشرتمم در آورد کاااااامل جلوش لخت بودم.
همونطور منو در حالی که نشسته بود بغل کرد طوری که من شکمم به طرف شکمش بود.
دستش و برد به طرف کونم و انگشتش و میکشید رو سوراخ کونم …
من راست کردم ولی انگار هیچ کاری. به کیرم نداره …
بدون چندش یا حالت تهوعی انگشتشو کرد تو کونم و انگشتش و میچرخوند …
شاید باورتون نشه ولی لذذذذذت میبرد از این کار قشنگ میدیدم …
انگشت دومش و کرد تو کونم و هی سعی در گشاد کردن کونم داشت.
این شروعی بود برای رابطه ی لیلا با من !!! دیگه کونی فلاح نبودم ولی هر روز در میون میرفتم پیش لیلا و انگشتم میکرد یا یه چیزی فرو میکرد تو کونم و اگر خیلی بهم حال میداد بعضی وقتا برام ساک میزد و یا من از رو لباس ممشو میگرفتم … تمام

نوشته: ارسلان

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی گی از سایت سکسی خفن ایران 69