داستان سکسی فیزیوتراپ (۱) از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی فیزیوتراپ (۱)

من امیر هستم 32 ساله و خانمم مریم 28 ساله. از نظر مالی وضعیت نسبتا مناسبی دارم. رشته فیزیوتراپی خواندم و یک کلینیک کار درمانی دارم. قد نسبتا بلندی هم دارم. خانمم هم قد متوسط و بدن نسبتا عالی دارد.
من و خانمم زندگی خوبی داشتیم. داستان از انجا شروع شد که خانمم حامله شد و کمتر حس سکس داشت. چند ماهی از حاملگی خانمم میگذشت که نزدیک نوروز بود. یکی از دوستام پیشنهاد سفر به شیراز را داد. اسم دوستم حامد و خانمش هم مینا بود. بعد از هماهنگی با خانمم قرار شد که از دو روز مانده به عید از اصفهان به سمت شیراز حرکت کنیم که چهار نفری با یک ماشین حرکت کردیم. تصمیم بر این بود که سال تحویل حافظیه باشیم. بدلیل اینکه خانمم من باردار بود معمولا با سرعت پایین حرکت کردیم و شب به شیراز رسیدیم. در راه خانم ها صندلی عقب بودند و چون شیشه ماشین نسبتا دودی بود بدون روسری و راحت بودند. من همیشه دنبال سینه ها و باسن مینا خانم حامد بودم چون بزرگ بودند بر عکس خانم خودم. ولی همیشه جرات اینکه کاری بکنم را نداشتم و فقط به چشم چرونی می گذشت که فکر میکنم تا حدودی مینا هم متوجه شده بود. در راه بحث کمر درد مینا پیش امد که به خاطر تمیز کاری های نزدیک عید اتفاق افتاده بود. که من یک سری پیشنهاداتی دادم و قرار شد چند تا حرکت نرمشی هم زمانی که به شیراز رسیدیم بهش اموزش بدم تا بهتر بشود. خانمم هم در این حین از ماساژ هایی که بهش داده بودم و اینکه چقدر مفید بوده صحبت کرد که باعث شد مینا بیشتر به اینکه من میتونم بهش کمک کنم فکر کند. در حین راه که برای استراحت توقف کردیم مینا از اینکه درد کمر زیادی بخاطر اینکه داخل ماشین نشسته بوده داشت شاکی بود. من مقداری کمر مینا را ماساژ دادم و قرار شد صندلی جلو بنشیند من هم راننده شدم. در راه زمانی که کنار من بود متوجه دید زدن من از ران و سینه هاش شد و یک لبخند ملیحی زد. صتدلی عقب هم مریم و حامد خواب بودند. مینا هم سعی کرد از درد کمر بگه و اینکه کجاهای بدنش درد میکنه و من هم بیشتر دید میزدم و بهش قول دادم امشب حتما ماساژ خوبی بهش خواهم داد. در راه یک کیف اب جوش هم برای کمر مینا گرفتیم. وقتی به هتل رسیدیم هر کسی به اتاق خودش رفت و قرار شد تا یک ساعت دیگه من برای ماساژ به اتاقشون برم. بعد از یک ساعت حامد تماس گرفت که برای ماساژ به اتاقشون برم. وقتی وارد اتاق شدم مینا با یک تیشرت و ساپورت تنگ روی تخت دراز کشیده بود و از اینکه درد داشت ناراحت بود. من چند تا حرکت را برای بهتر شدن درد کمر بهش پیشتهاد دادم و تلاش کردم برخورد زیادی با مینا نداشته باشم چون حامد داخل اتاق بود ولی تا انجایی که توانستم سینه و کون مینا را دید زدم. از حامد خواستم کیف اب جوش را از قسمت ورودی هتل از اب جوش پر کند که باعث شد حامد من را با مینا در اتاق تنها بذارد. زمانی که حامد اتاق را ترک کرد به مینا پیشنهاد دادم که روی تخت دراز بکشه و من کمرش را ماساژ بدم. من ابتدا مقداری کمرش را ماساژ دادم و سعی کردم به سمت پایین و باسن مینا دستم را متمایل کنم. با گذشت زمان جرات من بیشتر شد و شروع به ماساژ دادن بالای باسن مینا کردم و سعی کردم دستم را وسط پاهای مینا ببرم. چون ساپورت مینا نازک بود شرت مینا معلوم بود. چند لحظه ای که گذشت از ترس امدن حامد بیخیال ماساژ شدم. که مینا هم چیزی نگفت ولی گفت که چقدر از ماساژ من خوشش امده است. من از ماساژی که داده بودم خیلی لذت برده بودم و اینکه توانسته بودن باسن مینا را از نزدیک لمس کنم خوشحال بودم که کیرم هم واکنش نشان داده بود و فکر میکنم مینا هم دیده بود. بعد از امدن حامد اتاق را ترک کردم و قرار شد بعد از صبحانه به سمت حافظیه حرکت کنیم. وقتی وارد اتاق خودم شدم واقعا حشرم بالا زده بود ولی مریم خواب بود. روی تخت کنار مریم خوابیدم و همش به فکر این بودم که چطور بتونم مینا را بکنم.

فردای اون روز صبحانه را در کنار حامد و مینا در هتل خوردیم که مینا هم از اینکه درد کمتری داره و حرکات تمرینی من مفید بوده گفت و جالب اینکه از ماساژ حرفی نزد. چون صبحانه را دیر خوردیم و سال تحویل ساعت 2.30 بود قرار بر این شد که به حافظیه بریم و بعد از سال تحویل برای ناهار اقدام کنیم. حدود ساعت 12 ظهر به حافظیه رسیدیم که جای پارک وجود نداشت. حامد ما را پیاده کرد و رفت تا جایی برای پارک ماشین پیدا کند. ما حدود 20 دقیقه منتظر حامد بودیم که من بهش زنگ زدم که گفت من هنوز جایی پیدا نکردم. بنابراین ما وارد حافظیه شدیم که فوق العاده شلوغ بود. یک مقدار که گشتیم مریم خانمم گفت که شلوغه و نمیتونه وارد جمعیت بشه چون ممکنه مشکلی برای بچه داخل شکم پیش بیاد. تصمیم به نشستن در یک کنار گرفت. من گفتم پس میرم تا قبر حافظ که مینا هم با من امد. هرچه به قبر نزدیک تر می شدیم فشار و شلوغی جمعیت بیشتر می شد. من که موقعیت را برای دستمالی مینا در اون شلوغی مناسب دیدم سعی کردم پشت مینا حرکت کنم. در حین حرکت اولین برخورد را با مینا پیدا کردم که برگشت و دید من هستم حرفی نزد. وقتی متوجه شدم مینا هم اوکی هست بیشتر بهش نزدیک شدم. فشار جمعیت هم کمک کرد و دقیقا کیر من با باسن مینا برخورد کرد. مینا عادی رفتار کرد. البته مینا هم یک شلوار جین استرچ با مانتو کوتاه داشت. من که موقعیت را مناسب می دیدم کامل به مینا چسباندم و با هم حرکت می کردیم تا جایی که از فشار و شلوغی جمعیت دیگر امکان حرکت نبود. در حین متوجه حرکت کون مینا روی کیر خودم شدم. من هم جراتم بیشتر شد و با دو دستم پهلوی مینا را گرفتم و به خودم فشار میدادم. با گذر زمان دستم را پایین تر بردم و به کس مینا نزدیک کردم. و با دست دیگرم سینه هاش را گرفتم. چند دقیقه ای با این شرایظ ادامه دادیم که هم مینا و هم من حشری شده بودیم. برای اینکه سکوت بین ما شکسته بشه به مینا گفتم که خیلی شلوغ هست. مینا هم گفت برا تو که بد نیست. من هم جواب دادم به تو هم بد نمی گذرد. دیگه سد بین ما شکسته شد و من شروع به صحبت از سینه و باسن بزرگ مینا کردم. در این شلوغی کیرم به حد اتفجار رسیده بود و کامل لای پای مینا بود. مینا هم واقعا حال می کرد. حدود 10 دقیقه ای با این صورت گذشت که تصمیم به برگشت پیش مریم گرفتتیم. زمانی که برگشتیم حامد هم رسیده بود.
بعد از برگشت، من و مینا گفتیم که جمعیت زیاده و نمیشه نزدیک قبر شد و بهتر جای مناسبی برای نشستن پیدا کنیم تا بتونیم تا زمان سال تحویل را اینجا باشیم. روی یک صندلی نشسته بودیم و گپ میزدیم. نزدیکای سال تحویل مینا و حامد به سمت قبر حافظ رفتند ولی من و مریم نزدیک قبر نشدیم. و از دور چند تایی عکس گرفتیم. بعد از سال تحویل دو مرتبه به جای قبلی برگشتیم. حامد و مینا هم امدند و قرار شد بریم. حامد چون که ماشین را دور پارک کرده بود پیشنهاد داد که ما همین جا منتظرش باشیم. زمانی که حامد رفت من گفتم میرم دستشویی که مینا هم گفت صبر کن من هم میام. ولی مریم گفت من همین جا منتظرتون می مانم. وقتی از مریم دور شدیم من دست مینا را گرفتم و شروع به صحبت کردم. صف دستشویی خیلی طولانی بود. بخاطر همین من پیشنهاد دادم که بیخیال بشیم و چند دقیقه ای حافظیه را بگردیم و به سمتی رفتیم که شلوغ بود. زمانی که فشار جمعیت زیاد شد مینا خودش به جلوی من امد و گفت مراقب من باش که کسی از پشت بهم نچسبد. من هم خودم را به مینا نزدیک تر کردم به طوری که کاملا کیرم روی باسنش بود. فشار جمعیت که زیاد شد با دو دستام پهلوی مینا را گرفتم و به سمت خودم فشار میدادم. مینا هم مثل شروع به تکان دادن باسنش روی کیر من کرد. من که وضعیت را مناسب دیدم مانتوی مینا را بالا دادم و یکی از دستام را وارد شلوارش کردم تا به کسش برسونم. که مینا اعتراض کرد و گفت ممکنه کسی ببینه. تا انجایی که توانستم مینا را دستمالی کردم و در مورد اینکه اگرشزایط مناسب بود شب به بهانه کمر درد، من به مینا ماساژ بدهم. قرار شد در تلگرام با هم هماهنگ کنیم. و اینکه پیشنهاد چند تا قرص و سوزن عظله شل را بدم تا اینکه حامد برای خرید انها هتل را ترک کند. بعد از تماس حامد، من و مینا به سمت مریم رفتیم و سه نفری از حافظیه خارج شدیم. بعد از حافظیه برای ناهار رفتیم که بعد از ناهار هم همه خسته بودند و پیشنهاد استراحت دادند.
به محض ورود ما به هتل، مینا شروع به گلایه از کمر درد کرد و اینکه درد شدیدی دارد و نیاز به دکتر دارد. من وارد بحث شدم و پیشنهاد دوش اب گرم و کمی استراحت دادم تا اینکه بهتر شود. سپس هر کس به اتاق خودش رفت. من و مریم هم به اتاق خودمون رفتیم. من بخاطر اینکه مینا را دستمالی کرده بودم واقعا حشری بودم. وقتی وارد اتاق شدیم شروع به لب گرفتن و مالوندن مریم کردم. مریم که اعتراضی از اینکه خسته هست نکرد. مریم بدن خوبی داره و خیلی خوب ساک میزد ولی سینه های کوچکی دارد. من از لب و گردن مریم شروع کردم. و لباس های مریم را در اوردیم. من ولع زیادی داشتم که مریم میگفت چی شده اینقدر با ولع و حشری هستی. من هم اینکه مدت زیادی هست سکس نداشتیم را بهانه کردم. به هر حال بعد در اوردن لباس ها، مریم شروع به ساک زدن کیرم کرد. تمام کیرم را داخل دهانش می کرد. حدود 5 دقیقیه ای خورد که حس کردم ابم ممکنه بیاد. مریم را بلند کردم و روی تخت خواباندم. لبه های کس مریم را باز کردم و شروع به لیسیدن و مک زدن کردم. سوراخ کون مریم را هم لیس زدم و با انگشتم باهاش بازی کردم. مریم اجازه اینکه از کون بکنم را نمی داد ولی فقط لیس میزدم تا بیشتر حشری شود. بعد ار حدود چند دقیقه کس لیسی، کیرم را وارد کس مریم کردم. و چند حرکت زدم خیلی زود ابم امد چون واقعا حشرم بالا بود و منتظر بودم مینا را بکنم. بعد از امدن ابم، با مریم روی تخت دراز کشیدیم و من مقداری نوازشش کردم. بعد از حدود نیم ساعتی مریم خوابش برد ولی من که منتظر پیام مینا بودم بیدار موندم که مینا پیام داد الان حامد باهات تماس میگیره. بعد از چند لحظه حامد تماس گرفت که اگه میشه بیا اتاق ما، چون مینا درد دارد. وقتی به اتاقشون رفتم مینا روی تخت بود و حامد گفت که مینا خیلی درد داره و میشه قرص یا امپولی معرفی کنی تا اینکه بهتر شود. من یک نمونه قرص و امپول عظله شل کن معرفی کردم و گفتم بهتره کیسه اب جوش را استفاده کنند و تا فردا استراحت کنند. همچنین تعارف الکی هم زدم که اگه نیازه برم دارو را بگیرم. که حامد گفت خودش انجام می دهد. بعد از این پیشنهادات اتاق را ترک کردم. وقتی خارج شدم حامد هم به سمت پذیرش هتل رفت تا کیسه اب جوش را پر کند. من به اتاق خودم رفتم که مریم هنوز خواب بود. مینا هم تکس داد که اماده باش زمانی که حامد رفت به اتاقشون برم. چند لحظه بعد مینا تکس داد که حامد رفت. من هم از اتاق خارج شدم و به سمت پارکینگ هتل رفتم تا اینکه از رفتم حامد مطمئن بشم. که دیدم حامد از هتل خارج شد. من هم سریع به اتاق مینا رفتم که دیدم لخت منتظر من روی تخت خوابیده. من هم سریع لباس هام را در اوردم و به سمت مینا رفتم. از گردن و لب هاش شروع کردم. وای چه سینه هایی داشت. تا تونستم سینه هاش را خوردم. بعد از ان کسش را خوردم. سوراخ کونش را هم لیس زدم و انگشتم را وارد کونش کردم. بعد از خوردن کوس و کون مینا، کیرم را تا ته داخل دهانش کردم. به مینا گفتم یک تماسی با حامد داشته باشه و ببینه الان کجاست. وقتی تماس گرفت گفت هنوز داروخانه شبانه روزی پیدا نکرده. من به مینا گفتم بگو میوه هم بگیره تا بیشتر وقت داشته باشیم. بعد از قطع تماس، من کیرم را وارد کس مینا کردم. اه نازی کشید و گفت قربان کیر کلفتت بشم. شروع به تلمبه زدن کردم. و چون تازه ارضا شده اصلا حس اینکه ابی ازم بیاد را نداشتم. مینا واقعا حال کرده بود و می گفت می خوام همیشه تو من را بکنی. حامد هیچ موقع تا حالا اینطور من را نکرده. اب از کس مینا راه افتاده بود. بعد از ان، از روی مینا بلند شدم و به حالت سگی شروع به تلمبه زدن کردم. در حین تلمبه زدن، با سوراخ کون مینا بازی می کردم. و انگشتم را داخل کون مینا کردم. وقتی دیدم سوراخ کون مینا باز شد، کیرم را از کس مینا خارج کردم و ارام ارام وارد کون مینا کردم. مینا واقعا درد داشت چون کیرم کلفت بود ولی مینا حال می کرد. بعد از وارد شدن کیرم داخل کون مینا، شروع به تلمبه زدن کردم. بعد چند لحظه اب کیرم را داخل کون مینا خالی کردم. سریع لباسام را پوشیدم و به مینا هم گفتم دوش بگیرد و سریع به سمت پذیرش رفتم تا یک رو تختی برای تخت اتاق مینا بگیرم. وقتی داشتم روتختی را میگرفتم دیدم که حامد وارد پارکینگ شد. سریع به اتاق مینا برگشتم و به مینا خبر دادم و روتختی را عوض کردم و به اتاق خودم برگشتم. وقتی به اتاق خودم برگشتم مریم خواب بود من هم سریع یک دوش گرفتم و کنار مریم از خستگی خوابم برد.

نوشته: Chiropractor

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی زن شوهردار, مرد متاهل از سایت سکسی خفن ایران 69

منبع: شهوانی