داستان سکسی فهیمه زن بابای خیانتکار (۲) از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی فهیمه زن بابای خیانتکار (۲)


… دیگه نتونست طاقت بیاره که یهو با یه جیغ بلند گفت بس کن دیگه یا بکن یا بس کن منم به حرفش توجه نمیکردم و همینجوری به مالوندن کسش ادامه میدادم دیگه کم کم داشت تکون تکون میخورد از بس تحریک شده بود هی خودشو عقب جلو میکرد دستمو کشیدم عقب قشنگ کسش خیس شده بود کیرمو بردم جلو سرشو مالوندم رو کسش هی داشت نفس نفس میزد خودشو میداد عقب که کیرم بیشتر بره تو اما نمیخواستم به این راحتی بکنمش چند بار کیرمو مالوندم لای کسش بعد فشار دادم رفت تو یه ناله از روی رضایت کرد و دوبار جلو عقب کردم کیرمو و کشیدم بیرون دوباره گذاشتم فشار دادم تو و کشیدم بیرون هی میکردم تو و کامل در میاوردم یهو گفت تو رو خدا بکن اینجوری نکن تو رو خدا تا ته بکن دیگه اشکش در اومد گفت امیر التماست میکنم داری دیوونم میکنی بکن دیگه درست بکن اینجوری دارم اذیت میشم یه لحظه دلم واسش سوخت خیلی سرویسش کرده بودم اما اون به بابام خیانت کرده بود سر اون قضیه نمیتونستم ببخشمش ولی با این حال کیرمو کامل در آوردم گفتم میخوام کمربندو باز کنم راحت شی ولی هنوز باهات کار دارم دیگه هیچی نگفت چرخوندمش و چشمای پر از اشکشو دیدم هنوز آبم رو صورتش بود قیافش خیلی داغون شده بود اما توجهی نکردم کمربندو باز کردم و دستاش آزاد شد به زور دستاشو باز کرد قشنگ دستاش خواب رفته بود کمکش کردم دستاشو یخورده باز و بسته کنه هنوز سوتین و تی شرتش تنش بود اونارو از تنش در آوردم بعد همینجوری که داشت دستاشو میمالید خودش شورت و شلوارشو از پاش کشید بیرون انگار خیلی هم بدش نمیومد بکنمش بعد که کامل لباساشو در آورد منم تی شرتم فقط تنم بود اونم در آوردم و کامل لخت شدیم کیرم یخورده شل شده بود گفتم زانو بزن گفت چرا گفتم دلیلش واضحه زانو بزن یخورده ساک بزن کیرم کامل راست شه گفت میشه اول برم صورتمو بشورم گفتم نه نمیشه بدو وقتو تلف نکن با ناامیدی جلوم زانو زد و کیرمو گرفت تو دستش گفتم یالا بخور دیگه با بی میلی اومد سرشو آورد جلو و یه زبون زد به سر کیرم و یواش یواش کرد تو دهنش یخورده که خورد با دستم سرشو فشار دادم تو گفتم درست بخور دیگه چند بار سرشو جلو عقب کردم دیگه خودش شروع کرد به سریع ساک زدن دیگه بی میل نبود و قشنگ کیرمو میخورد یه چند باری خورد کیرم کاملا راست شده بود گفتم بسه پاشو سریع بلندش کردم و همونجوری به پشت انداختمش رو تخت خودمم رفتم روش نشستم کیرم کامل خیس بود یخورده با دستم با کسش ور رفتم دوباره حشری شد پاهاشو جفت کردم و دادم بالا ایندفعه کیرمو گذاشتم لای کسش و تا ته فشار دادم تو و شروع کردم به تلمبه زدن اونم وقتی دید دارم درست میکنمش و هی عذابش نمیدم یه خوشحالی ای اومد تو چهرش و شروع کرد به آه و ناله کردن منم با تمام توان داشتم کیرمو میکردم تو کسش با دستام با سینه هاش ور میرفتم یه چند دقیقه ای کردمش بعد پاشدم گفتم برگرد میخوام داگی بکنمت همونجوری که رضا میکردت یه لحظه انگار حسش رفت و سرشو انداخت پایین گفتم حالا نمیخواد فیلم بازی کنی بدو زود باش بچرخ چرخید و حالت داگی گرفت از پشت کیرمو کردم تو کسش و شروع کردم به کردن دوباره ناله هاش شروع شد موهاشو از پشت گرفتم و سرشو کشیدم سمت خودم یه جیغی زد ولی اینقدر حشری بود که اعتراضی نکرد واقعا داشتم مثل سگ میکردمش خیلی وحشی و محکم کامل عرق کرده بودم چند تا اسپنک محکم زدم در کونش کامل سرخ شد اون وسط سوراخ کونشو دیدم یهو دلم خواست از کون بکنمش سر همون کیرمو کشیدم بیرون گفتم بعد از رفتن این یارو دستشویی رفتی؟ گفت آره چطور مگه؟ خیالم راحت شد سوراخش تمیزه گفتم قمبل کن اونم فک کرد تو همون حالت قمبل میخوام بکنم تو کسش یخورده ژل ورداشتم ریختم رو کونش و با انگشت وسطم کشیدم رو سوراخ کونش تا فهمید داستان چیه سریع دراز کش شد گفت نه اینو دیگه نمیذارم گفتم مگه به حرف توعه من میخوام بکنم تو هم باید بدی گفت دهنمو گاییدی کسمو جر دادی از بس محکم کردی ولی کونمو نمیذارم بکنی من کلا یه بار از کون به بابات دادم اونم خیلی وقت پیش الان اصلا آمادگیشو ندارم گفتم عیب نداره خودم آمادت میکنم دستمو انداختم دور کمرش و کونشو کشیدم بالا هی تلاش میکرد دراز بکشه گفتم تکون نخور اگه هی دست پا بزنی دوباره میبندمت اون موقع یه جوری از کون میکنمت نتونی راه بری انتخاب با خودته دوباره به ناله افتاد گفت امیر نکن تو رو خدا همینجوری کسم داره میسوزه جرم دادی دیگه درد اونو نمیتونم تحمل کنم گفتم اگه خیلی دست و پانزنی آروم میکنم خیلی دردت نمیاد گفت مگه میشهه من کونم تنگه اصن از پشت نمیدم به بابات کلا یه بار بوده تو رو خدا بیخیال بیا دوباره کسمو بکن اصن من لال میشم تا ته کسمو بکن اصن پاره کن گفتم نه که نه بد جوری راست کرده بودم رو سوراخ کونش اینم هرچی بیشتر التماس میکرد بیشتر دلم میخواست بکنمش آخر سر کونشو کشیدم سمت خودم یخورده دیگه کونشو دادم بالا و دوباره ژلو ریختم رو سوراخ کونش با انگشتم شروع کردم به ور رفتن باهاش یخورده سوراخشو مالیدم کامل که لیز شد انگشتمو آروم آروم کردم تو کونش یه ناله ریزی کرد بعد شروع کرد به گریه کردن گفت نکن تو رو خدا درد میگیره من دیگه صداشو نمیشنیدم فقط میخواستم از کون بکنمش انگشتمو همینجوری بیشتر میکردم داخل و اونم بیشتر ناله میکرد انگشتمو در آوردم دوباره ژل ریختم روش اینقدر ژل ریختم چکه میکرد رو ملافه تخت ولی میخواستم کامل لیز بشه کونش ایندفعه با دوتا انگشت رفتم سمت سوراخش و انگشتامو کردم تو نالش بلند تر شد من یواش یواش انگشتامو میفرستادم تو که عضله هاش شل بشن و عادت کنه یه چند باری آروم عقب جلو کردم توش و کشیدم بیرون انگشتامو رفتم کاندومو برداشتم بازش کردم کشیدم سر کیرم و تا پایین آوردم کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونش یه لحظه ساکت و بی حرکت شد بهش گفتم اگه دردت اومد ملافه رو گاز بگیر اونم سریع ملافه رو گرفت تو دهنش و با دستاش ملافه رو چنگ زد کیرمو آروم هل دادم بره تو خیلی سخت بود ولی با زور داشتم جا میکردم اونم کم کم صداش داشت در میومد با زور زیاد سر کیرمو فرستادم تو تا سرش کامل رفت جیغ رفت هوا گفتم ساکت مگه نمیگم ملافه رو گاز بگیر اونم ملافه به دندون گرفت و داشت با ناله و جیغ گریه میگرد یه دقیقه ای کیرمو تو همون حالت نگه داشتم و نم نم جلو عقب میکردم بالاخره عضله هاش شل تر شد و کیرم بیشتر رفت تو هرچی بیشتر میکرد تو کونش صدای ناله هاش بلند تر میشد جایی که دیگه کیرم کامل رفت تو کونش و داشت دست و پا میزد و میگفت تو رو خدا درش بیار مردم دارم میمیرم از درد درش بیار عوضی باباتم اینقدر نکرده بود تو یدونه محکم کوبیدم رو کونش که جیغش رفت هوا گفتم میزنم که دردت بگیره درد کونتو یادت بره گفت نکن تو رو خدا درش بیار جر خوردم در بیار دوباره بکن تو ولی درش بیار منم کیرمو سریع کشیدم بیرون یه لحظه نفسش گرفت دراز کشید رو تخت گفت امیر دیگه نکن تو کونم گفتم تازه جا باز کرده چیو نکن بیا بالا الان دوباره تنگ شه بیشتر دردت میادا گفت نه نکن به حرفش گوش ندادم کونشو کامل کشیدم بالا دستاشم گرفتم گذاشتم رو کونش گفتم سعی کن خودتم سوراختو باز تر کنی اینجوری دردش کمتره دوباره کیرمو گذاشتم دم سوراخش دید ول کن نیستم خودشم با دستاش دو طرف کونشو گرفت و چاک کونشو باز کرد ایندفعه کیرم راحت تر رفت داخل اما فهیمه هنوز داشت ناله میکرد صورتشو به یه ور گذاشته بود رو تخت و همینجوری اشک میریخت یواش یواش کیرمو جلو عقب کردم تا اینکه کامل شل شد و جا باز کرد اونم صدای ناله های یواش تر شد یه چند باری تلمبه زدم تو کونش که حس کردم آبم داره میاد سریع کشیدم بیرون و کاندومو در آوردم گفتم بچرخ آبم داره میاد چرخید ولی نمیدوست چیکار کنه نشستم رو سینه هاش و کیرمو گرفتم رو صورتش و آبمو خالی کردم رو صورتش از دفعه قبلی کمتر بود اما بازم ریخت رو موها و صورتش بی حال شده بودم تو همون حالت نشسته کیرمو بردم جلو دهنش و گفتم تهشو میک بزن بخور کامل خالی کن کیرمو با بی میلی کیرمو کرد تو دهنش ولی با تمام وجود میک میزد قشنگ معلوم بود خوشحاله از اینکه آبم اومده بعد دراز کشیدم کنارش پاهاش رو هوا بود گفتم چته پاهاتو جمع کن دیگه نمیکنمت گفت نمیتونم دارم از درد میمیرم بعد به این فکر کردم اون حتی ارضا هم نشده بود ولی من هم ارضا شدم هم جرش دادم بهش گفتم میخوای ارضات کنم گفت نه فقط ولم کن بذار به درد خودم بمیرم گفتم پاشو بریم حموم یه دوش بگیریم به گند کشیدیم خودمونو گفت تو برو من بعدا میام گفتم پاشو مگه نمیگی کونت درد میکنه میخوام کمکت کنم یذره فکر کرد بعد گفت باشه بلند شدم و آروم از رو تخت بلندش کردم به زور رو دوتا پاش وایستاده بود و لنگون لنگون داشت راه میومد دیدم اینجوری نمیشه بلندش کردم و بغلش کردم قشنگ کیرم رو کسش بود تو اون حالت اما دیگه نایی واسه کردنش نداشتم همینجوری که میرفتم سمت حموم از کسش آب میچکید رفتیم تو حموم و خوابوندمش تو وان و آبو باز کردم خودمم خوابیدم پشتش آب کامل اومد بالا آروم آروم از پشت با دستام سینه هاشو میمالیدم دلم نمیخواست بکنمش اما داشتم حال میکردم با اینکارم یخورده تو وان موندیم و با شامپو وصابون کمک کردم خودشو بشوره پاشدم بلندش کردم رفتیم زیر دوش اونجا اساسی مالیدم از نوک سینه هاش تا کسشو میمالیدم و گردنشو میخوردم حسابی حشریش کرده بودم میخواستم بذارم تو خماری بمونه قشنگ که دوباره مالیدمش از زیر دوش اومدم کنار و از حموم زدم بیرون گفتم اگه دیدی نمیتونی لباساتو بپوشی صدام کن کمکت کنم گفت باشه ولی صدام نزد رفتم تو هال و نشستم جلوی تلویزیون بد جور ضعف کرده بودم تلفنو برداشتم زنگ زدم به رستوران و دوتا غذا سفارش دادم چند دقیقه بعد فهیمه اومد بیرون یخورده میلنگید ولی خودش اومد رو مبل اون طرف نشست چند دقیقه ای بینمون سکوت بود هنوز اتاق بهم ریخته و کثیف بود اما اصلا مهم نبود همینجوری تو سکوت بودیم سعی میکرد خودشو بهم نزدیک کنه و نگاهم میکردم اما من تلوزیونو روشن کردم و شروع کردم به فیلم دیدن باهام حرف زد هی به دلایل یه چیزی ازم میپرسید منم خیلی سرد جواب میدادم دراز کشیده بودم رو مبل اومد از جلوم رد بشه دیدم هنوز داره میلنگه گفتم بیا اینجا ببینمت برگشت گفتم شلوارتو بکش پایین جا خورد گفتم بدو دیگه کار دارم اونم شورت و شلوارشو باهم کشید پایین سوراخ کونش قرمز بود و یخورده متورم شده بود قشنگ معلوم بود بد جوری جر خورده گفتم برو لب مبل دولا رو مبل تا بیام یه لحظه رنگش پرید گفت امیر بس کن بخدا دیگه طاقت ندارم دوباره میخوای بکنی؟؟؟ گفتم به حرفم گوش کن با ترس رفت لب مبل وایستاد پاشدم رفتم سمت آشپزخونه از تو فریزر یه چند تا قالب یخ ورداشتم انداختم تو کیسه فریزر و یه حالت کمپرس یخ درست کردم و برگشتم دیدم پشت به من وایستاده گفتم دولا شو دیگه نترس نمیکنمت برگشت سمتم کیسه رو دید نفهمید چیه با بی میلی دولا شد گفتم سوراخت یخورده متورم شده این خوبش میکنه بعد کیسه رو گذاشتم لای چاک کونش و فشار دادم رو سوراخش یه آه ریزی کرد بخاطر سردیش ولی قشنگ معلوم بود دردش کم شد یه چند دقیقه ای یخو نگه داشتم و هرچند لحظه جابجاش میکردم بعد ورداشتم گفتم چطوری دردش کمتر شد گفت آره واقعا دستت درد نکنه پاشدم برم سمت آشپزخونه تو راه بلند گفتم ولی کونت حرف نداره چیزی نگفت بعد گفتم شلوارتو بکش بالا دیگه واسه الان بسه تا فردا بهتر میشه برگشتم سمت مبل و دوباره دراز کشیدم و…


نوشته: امیر


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی نامادری, تابو از سایت سکسی خفن ایران 69