داستان سکسی عشق زمان دبیرستان از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی عشق زمان دبیرستان


وقتتون بخیر هرجا هستین زندگیتون پر از شادی
داستانی ک براتون مینویسم کاملا واقعی هست ک امیدوارم اخرش فحش ندین چون ممکن هست برا شما هم پیش بیاد.
من29 سالمه قیافه خوبی دارم.قدم 187‪وزنم هم 83 تیپم هم خوبه سکس هم زیاد داشتم و دارم .این داستان هم ب توصیه یکی از دوستام مینویسم اگه خوشتون اومد بازم براتون مینویسم.
داستان از اونجا شروع شد من حدودا 16 یا 17 سال داشتم ک تو یکی از محله ها شیراز زندگی میکردیم همون سال ها ی همسایه جدید اومد ک ی دختر هم سن و سال من داشتن خوشکل بود ما توی مسیر مدرسه با هم همسیر بودیم و من هر روز میدیدمش ازش خوشم اومد تو تمام دخترا مدرسه از همه خوشکل تر ی جورایی عاشقش شده بودم چند ماهی گذشت اخرا سال بود ک معرفیش کردن ب یکی از پسرا فامیل ما و چون شرایط مالی خوبی داشت پسره بهش دادن و ازدواج کرد. از این موضوع چند سال گذشت و هر چند وقت یکبار تو مهمونی ها خانوادگی میدیدمشون هر دفعه خوشکل ترو خوش استایل تر از قبل ولی من برام مهم نبود زیاد تا اینکه با شوهرش ب طور اتفاقی تو ساخت و ساز ی ملک از من خواستن براشون نقشه ساختمون ک میخوان بسازن طراحی و نظارت کنم کار رو دادن ب من(من طراح ی شرکت مهندسی تو شیرازم) ب همین دلیل رفت امد مون یکم بیشتر شد و زیاد میدمشون باز همون حس عاشقی زمان دبیرستان برگشت و هر بار ک میدیدمش ناخوداگاه دست و پام شل میشد و همیشه ب این فک میکردم چرا بهش نگفتم دوسش دارم و از طرفی دیگه هم شوهر داشت و کار من اشتباه بود ولی هانیه (قدش بلند یکم از من کوتاه تر از این زن ها ک کلا ارایشگاه و کلینیک زیبایی) متوجه رفتار من شده بود. یک روز شوهرش ب من گفت این همه مهمونی اینا میری ماهم دعوت کن گفتیم چشم ی شب مهمونی بودیم اونم دعوت کردیم دیدم با دختره اومد نشستن مث همه مشروب خوردن، بزن و برقص انجام دادن و رفتن بعد به زنش گفته بود با فلانی هستم گذشت و چند بار دیگه هم اتفاق افتاد. رفته بودم بوشهر برا انجام ی پروژه ک دیدم ی پیام افتاد رو گوشیم شماره ناشناس بود بعد معرفی کرد هانیه هستم احوال پرسی و اینا انگار دیگه کارت تموم شده دیگه ب ما سر نمیزنی و از این حرفا گذشت شمارش رو ذخیره کردم استوری ها واتس اپش رومیدیدم اونم میدید کم کم پیام دادنمون بیشتر شد تا اینکه ی روز بهش گفتم ازش خوشم میاد و گفت از همون اول حتی قدیما از نگاهت و رفتارت میدونستم ولی اون موقع ها بچه بودی و الانم شوهر دارم. ی مدت بهم پیام و ب هر بهونه ای ک میشد همو می دیدیم و هی از شوهرش میپرسید کجا با کی میره دوست دختر داره یا ن من بهش گفتم. ی مدت گذشت شوهرش فهمید با من در ارتباطه و پیام میده ی دعوای کوچیک خانوادگی شد همه چیو انداختن گردن من و چون از شوهرش اتو جمع کرده بود قضیه ماست مالی شد رفت. بعدا متوجه شدم ک این وارد رابطه شدنش دونبال این بود ک از زیر زبون من حرف بکشه دگیه ارتباطمون قطع شد هر گاهی اینستا ی ی پیج فیک داشت پیام میداد ب کسی چیزی نگو تورو خدا، گذشت بعد چند ماه باز پیام داد واقعا تو این مدت ازت خوشم اومده و بهت وابسته شدم بیا ی جایی تنها ببینمت(این خودش چند سال طول کشید من تعجب میکنم چطوری بقیه با ی سینی شربت کارشون میشه) من چون ازش خوشم میومد از قدیما باز قبول کردم و رفتم ماشینش رو یجا پارک کرد اومد سوار ماشین من شد رفتیم ی کنار واستادیم منو بغل کرد بوسم کرد و معذرت خواهی کرد گفت مجبور شدم همه چیو انداختم گردن تو معذرت خواهیو دوستت دارم و از این حرفا بعدش گفت شوهرم قراره ی مسافرت چند روزه بره تهران فردا صب، تو فردا شب بیا خونه پیشم من هم بهش گفتم بهت خبرش رو میدم نزدیک ماشینش پیادش کردم و رفت. یکم فک کردم ب تلافی اون ابرو ریزی ک شده بود و اینکه تو دلم نمونه اون استایل خوشکل و ی سیخ بزنم روز بعدش پیام دادم شب میام شبش دوش گرفتم 1.5 شراب انگور از خونه برداشتم رفتم سمتشون ماشین سرکوچه پارک کردم اخرا شب بود کسی نبود بطری رو برداشتم. یکی و نصفه قرص ویکادول خوردم رفتم بهش پیام دادم درو باز کن اوکی داد رفتم بالا از در ک رفتم داخل دیدیم ی شلوارک جین پوشیده با ی تاپ گیپور مجلسی ک سوتین زیرش مشخص بود درو بستم رفتم داخل اومد بغلم کرد کرد ی بوس کوتاه گفت اینجا ممکنه ارسام بیدار بشه بیاد بیرون (پسرش 6 سال داشت) میز رو تو اتاق چیدم اتاق خوابشون دوبلکس بود چند پله میخورد بالا وقتی داشت از پله میرفت بالا پشت سرش میرفتم کونش ک تکون میخورد بزرگیش ک دیدم گفتم ارزش همه اینا رو داشت وارد اتاق ک شدیم ادکلن زیاد زده بودم گفت پیرهنت رو در بیار بوش ب تخت میمونه ب گا میرم پیرهنم رو دراوردم انداختم بیرون. داخل اتاق ی میز میوه و نوشیدنی خوراکی چیده بود خوش سلیقه نشستیم چندتا لیوان مشروب خوردیم قرص اثر کرده بود گفتم میشه لب پنجره واستام ی نخ سیگار بکشم موقع مشروب خوردنه هم همش نگاهم ب سینش بود و رون پاهای سفیدش کاملا راست کرده بودم واستادم کنار پنجره کیرم از زیر شلوار مشخص بود مست بودیم داشت ب شلوارم نگاه میکرد خندید گفت شلوارت رو در بیار تا پاره نشده خندیدم گفتم ن جنسش خوبه این چیزا دیگه رو پاره میکنه سیگار کشیدم شلوارم دراوردم گفتم بیا زندانی رو ب ضمانت تو ازاد کردم خندید گفت لامپ خامو کن اون آباژور روشن کن بیا اینجا اومدم لبه تخت کنارش نشستم دستش و گرفتم نگاش کردم خودش اومد سمتم شروع کردیم ب لب گرفتن همزمان ب شدت لبا همدیگرو میخوردیم گرمی زبونش رو تو دهنم حس میکردم بغلش کردم خوابوندمش رو تخت خوابیدم رو شروع کردم ب خوردن لبش اونم با ولع لب منو میخورد اومدم گوشه لبش همزمان یکی از سینه هاشو میمالیدم با دست دیگم موهاشو جمع کردم اروم اومدم گوشش رو خوردم ی ناله اروم کرد خودش تاب میداد جوری ک بدنش رو بماله ب کیرم ی خورده گوشش رو خوردم اومدم پایین تر گردنش رو داشتم میخوردم ک بغلش کردم نشست تاپش رو دراوردم ی سوتین گیپور مشکی پوشیده بود ک حتی از تو نور کم سفیدی بندش کاملا مشخص بود باز برگشتم تو همون حالت لبش رو خورن سینش هم میمالیدم اومد بخوابه ک دست انداختم پشت کمرش و نزاشتم سوتینش رو باز کردم انداختم پایین تخت دوتا سینه سایز 75 ژل تزریق کرده بود سفت بودن شروع کردم ب خوردن خوابوندمش روی تخت سینش رو داشتم مخوردم سرم رو بلند کردم سینش رو اوردم نزدیک دهنش گفتمش لیس بزن شروع کرد ب لیس زدن جوری دوتایی نوک سینش رو لیس میزدیم ک نوک زبون جفتمون بهم میخورد یخورده ادامه دادیم ک با دست چپ دکمه شلوارکشو باز کردم زیپش رو کشیدم پایین دستم رو کردم توشلوارکش انگشتم رو رسوندم ب کصش خیس شدن سر انگشتام شروع کردم از لبه ی شرت کصش رو مالیدن. سینش رو ول کردم باز اومدم لباش رو خوردم سیر نمیشدم از لباش، هرچی کصش رو بیشتر میمالیدم بیشتر ناله میکرد. لبش رو خوردم بعد گردنش رو بوس کردم دستم از شلوارکش در اوردم اومدم سینش رو بوسیدم و خوردم شکمش رو بوس کردم رسیدم ب شلوارک سریع دراوردم چون باز بود بعدش از رو شرت میشکی توری ک پاش کصش و بوس کردم بلند گفت جون میخوی بخوریش برام باسر تایید کردم شرتش رو در اوردم اب کصش ب شرتش چسبیده بود این اندازه حشری شدع بود ی نخ مو رو کصش و تمام بدنش نبود اروم نوک زبونم کشیدم وسط کصش ی ناله بلند کرد گفت جونم بخورش برام شروع کردم براش خوردن و بوس کردن سرم و محکم لای پاش فشار میداد و میگفت جوننم لیس بزن برام یخورده دیگه خوردم گفت منم کیر میخوام میخوام کیرتو بخورم زود باش حالت 69 شدیم کیرم سیخ شده بود داشت میترکید یکم خورد برام از تودهنش کشید بیرون با دستش گرفت تخمام رو کرد تو دهنش لیس زدن من هم داشتم کصش رو میخوردم با انگشتم با سوراخ کونش بازی میکردم ک لحظه ی ناله بلند کرد یکم لرزید ارضا شد از روش بلند شدم من هنوز کیرم سیخ بود کنارش خوابیدم یکم با انگشت با کصش باز کردم پاشدم جلوش نشستم گفتم بکنم گفت ن میخوام برات بازم بخورم ک دیگه من فرصت ندادم کصش از اب خودش خیس خیس بود کیرم رو گذاشتم در کصش یکم سرش رو کردم توش خوابیدم روش لبش رو شروع کردم ب خوردن با ی فشار کیرم کردم تا ته کردم داخل کصش بلند شدم از روش دوتا پاش رو باز کردم شروع کردم ب تلمبه زدن دو س دقیقه تلمبه زدم دیدم داره ابم میاد گفتم ابم میاد گفت بریز توش برام قرص (ال دی) میخورم ابم رریختم تو کصش ی چندتا تلمبه زدم کشیدم بیرون دستمال کاغذی دادم بهش تا خودش پاک کنه من اومدم کنار تخت کیرم رو تمیز کردم یکم نوشیدنی خوردم باز رفتم کنار پنجره ی نخ سیگار کشیدم هانیه هنوز رو تخت دراز افتاده بو مست هم بود برا اینکه شهوتش نیفته داشت کصش رو میمالید منم ب خاطر قرص ک خورده بودم دوزشم زیاد بود هنو انرژی سکس داشتم حتی اینبار دیگه ابم هم نمیومد ب این زودی سیگار تموم شد باز رفتم کنارش خوابیدم ادامه دارد… اگه دوس داشتین ادامش رو بنویسم لایک کنید. مرسی ک وقت گذاشتین و خوندین


نوشته: سپهر


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی عشق قدیمی, اقوام, زن شوهردار از سایت سکسی خفن ایران 69