داستان سکسی شوهر کاکولد از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

دانلود جدیدترین و شهوتناک ترین رمان و داستان های سکسی بیغیرتی , زن شوهردار , همسر از سایت سکسی خفن 69

سلام اسمم نوشین هست ۳۳ سالمه قدم ۱۷۵ و وزنم ۸۱ و سینه هام ۸۰ هست اندام پری دارم و خیلی سکسی و شهوتی هستم . سال ۹۰ بود که ازدواج کردم و پنج سال بعد بچه دار شدم ، راستش من خیلی خیلی گاهی وقتا حشری میشم و هرجا که باشیم شبش شوهرم حتما باید حسابی بهم حال بده که این موضوع باعث دردسره شوهرم شده و بهم میگه اینقدر هوسی نشو ولی خب دست خودم نیست اگر غذاهای گرم بخورم و یا فیلمی ببینم که از هنرپیشه مردش خوشم بیاد کسم بی قرار میشه ، این خاطره که براتون مینویسم سال ۹۷ شروع شد . شوهرم که تو یه شرکت کار میکنه چند وقتی بود انگار سرش خیلی شلوغ شده بود حتی شبها که من ازش سکس میخواستم میگفت حوصله ندارم بزار بعدا ، بعد از چند روز یه روز با کلی پرونده و یکی از همکارهاش اومد خونه دقیقا شب جمعه هم بود منم که همیشه تو خونه لباس راحت تنم میکردم اون روز هم یه تونیک تنم بود که کوتاه و تا وسطای رونم بود و سینه هام هم راحت پیدا بود چون سوتین نبسته بودم شوهرم اینقدر درگیر کار و پرونده هاش بود که اصلا حواصش به من نبود که من چی تنمه اول که با دوستش اومد طبق ادب و احترام سلام و احوال پرسی کردم و تعارفش کردم و شوهرمم به دوستش که اسمش حمید بود گفت بیا داخل که کلی کار داریم از حمید بگم که یه پسر جوانی بود قد بلند و خوش هیکل و کمی هم ته ریش داشت پوستش هم کمی سبزه بود اونم سلام کرد و وارد شد و شوهرم بهش گفت بشینه اونم نشست رو یکی از صندلیها و من شوهرمو کشوندمش بردمش تو اتاق و سرش غر زدم که اینو برای چی اوردیش ؟ چرا به من چیزی نگفتی اونم گفت اه ول کن نوشین نمیبینی چقدر کار ریخته سرم دارم دیونه میشم توهم یکمی درکم کن دیگه بعد رفت پیش حمید منم از لای در داشتم به حمید نگاه میکردم لامصب واقعا خیلی جذاب و خوش اندام همونجا هوسی شده بودم کسم مور مور شد یه نگاه به خودم کردم دیدم تقریبا نیمه لختم شوهر خرمم که اصلا نگام نکرد منم تصمیم گرفتم با همون وضع برم جلوی حمید برای همین یکمی عطر و رژ به خودم زدم و رفتم بیرون وقتی رفتم بیرون شوهرم یه نگاهی بهم کرد ولی چیزی نگفت منم به حمید خوشامد گویی گفتم و رفتم که نهار را بیارم قشنگ متوجه نگاههای حمید بودم که داره زیر زیرکی به پاهای لختم و اندامم و کونم نگاه میکنه و وانمود میکرد که با شوهرم داره کار میکنه منم که براش هوسی شده بودم هی جلوشون رژه میرفتم و هی بیشتر حمیدو تحریکش میکردم خودمم کسم خیس شده بود دیگه نهار را با هم خوردیم و اونام رفتن سر پرونده ها منم با پسرم مشغول شدم تا شب ساعت ده بود که دوباره شام اوردم و با هم خوردیم و حمید چشم ازم برنمیداشت دیگه ساعت ۱۱ شب بود که حمید گفت من دیگه رفع زحمت کنم منم گفتم ببخشید که بهتون بد گذشت و شوهرمم گفت حمید جان همینجا بمون فردا هم که جمعه است این پرونده هارو باهم تمومش کنیم اونم یکم من من کرد منم بهش گفتم خب همینجا بخواب بهت بد نمیگذره رخت خواب راحت برات میندازم اونم خندید شوهرمم گفت پس میمونی دیگه ؟ اونم گفت هرچی شما دستور بدی دیگه تا ساعت ۱۲ نشستیم یکمی حرف زدیم شوهرم بهم گفت منکه چشام داره میره بلندشیم بخوابیم منم رفتم برای حمید تشک و بالش و یه پتو نازک اوردم تو پذیرایی میخواستم براش پهن کنم که خودش بلند شد و تشک و ازم گرفت گفت شما زحمت نکشین منم رخت و خواب رو بهش دادم که اونجا دستامون باهم تماس گرفت وای گرمای بدنش خیلی بالا بود برای چند ثانیه باهم چشم تو چشم شدیم شوهرمم رفته بود دستشویی بعد که اون اومد ماهم از اون حال و هوا دراومدیم ولی انگار هردومون فکر همدیگرو خونده بودیم دیگه شوهرم رفت تو تختمون و گرفت خوابید منم پسرمو بردم خوابوندم چراغها همه خاموش بود رفتم پیش شوهرم خوابیدم ولی خوابم نمیبرد نیم ساعتی گذشت بلند شدم اومدم بیرون خیلی کلافه و عصبی و از طرفی هم خیلی هم هوسی شده بودم کلا داغون بودم شوهرمم که خیلی وقت بود اصلا بهم دست هم نزده بود رفتم از بالا سر حمید رد شدم با لباس خواب بودم رفتم اشپزخونه از یخچال اب برداشتم و جوری تو نور چراغ یخچال وایسادم که اگر حمید بیدار بود منو کامل میدید وقتی برگشتم حمید روشو اونطرف کرده بود رفتم دوباره تو اتاق خوابم ولی همش همه حواصم پیش حمید بود دوباره اومدم و رفتم دستشویی که دیدم حمید دوباره روشو کرد اونطرف فهمیدم اونم انگار بیداره و خوابش نمیبره از دستشویی اومدم بیرون چراغها که خاموش بود در اتاق خوابمو بستم پاورچین پاورچین رفتم کنار حمید و کنارش خوابیدم و چسبیدم بهش وقتی چسبیدم بهش انگار برق سه فاز گرفته باشدش برگشت دید منم که بغلش گرفتم اروم گفت اینجا چکار میکنی نوشین خانم منم محکم به خودم فشارش دادم و دستمو بردم سمت کیرش و کیرشو گرفت تو دستم گفت چکار میکنی دیونه ؟؟ ولی من اصلا هیچی حالیم نبود و همه تنم لبریز از شهوت بود و فقط یه چیز میخواستم اونم یه ارگاسم حسابی حسابی حسابی و کی بهتر از حمید ، وقتی حمید دید من خیلی حشریم و داغ کردم گفت نوشین چکار میکنی میخواهی شوهرت سر جفتمونو ببره؟ بهش گفتم نترس حمید جونم اون بخوابه تا صبح بیدار نمیشه توپم در کنن بیدار نمیشه اینو که گفتم گفت پسرت چی بلند نشه ؟گفتم نه دیگه افتاد روم و داشتیم لبهای همو میخوردیم و دستشو کرد تو شورتم و کسمو گرفت اخ که خیلی حال میداد اونم بدتر از من انگار خیلی تو کفم بود لباسمو و شورتمو از تنم دراورد گفت وای جووووووووووووننننننن بخورمت لامصب تو چه باحالی بخدا گفتم حمید جون توروخدا منو ارضام کن دارم میمیرم اونم گفت چشم فدات بشم دیگه همه جای بدنمو میلیسید و میبوسید و بیشتر کسم و لای رونهام پستونام و چاک کونمو میلیسید که دیگه من رو هوا بودم دلم میخاست تا ابد زیر حمید باشم بعد حمید هم زیر پیرهنی و شلوار و شورتشو دراورد وای چه کیری جلوی چشم ظاهر شد یه کیر که تو تاریکی شب مثل خود شب سیاه بود و کلفت و راحت دوبرابر شایدم کمی بیشتر از دوبرابر کیر شوهرم بود وقتی کیرشو دیدم یکمی ترسیدم حمید دستمو گرفت لبمو بوسید گفت نترس نوشین جون لولو نیست که منم خنده ام گرفت از حرفش بعد خم شدم و کیرشو کردم تو دهنم براش ساک میزدم ولی همشو نمیتونستم بخورم اونم اصلا اذیتم نمیکرد منم واقعا دیونه اون کیر سیاه پر ابهت شده بودم هر لحظه بیشتر و بیشتر عاشق کیرش میشدم حمید منو خوابوند رو تشک و دوباره افتاد به لیسیدن و خوردن کسم منم با صدای خفیف ولی از عمق وجودم اه و ناله میکردم اینقدر زبون تو کسم کرد و چوجولمو مکید که چندبار پشت سر هم لرزیدم رونهامو به سر حمید فشار میدادم موهاشو چنگ میزدم داشتم دیونه میشدم راستش هیچ وقت با شوهرم اینقدر بهم خوش نگذشته بود ، بعد که سست شدم حمید اومد بغلم کرد و نوازشم میکرد که حالم جا اومد گفتم حمید لامصب دیونم کردی اون گفت خوشحال شدم که بهت کیف داد بغلش کردم حسابی بهش لب دادم و کیرشو براش میمالیدم سفته سفت بود مثل چوب شده بود همینطوری که به پهلو و روبروی هم بودیم عشق بازی میکردیم باهم کیرشو کردم لای رونم و حسابی خودم انداخته بودم تو بغلش اونم البته با دستاش منو به طرف خودش میکشید کیرش قشنگ جلوی چاک کسم بود و سر کیرش مالیده میشد به چوچولم و داشتم دیگه از حال میرفتم هی با اه و ناله و التماس ازش میخواستم بکندتم خلاصه نمیدونم چقدر طول کشید که حمید پاهامو داد بالا و نشست جلوی کسم و کیرشو میکشید وسط چاک کسم وای خدای من دلم میخاست که جرم بده پاره ام کنه التماسش میکردم توروخدا کسمو بکن توروخدا منو بکن دیگه هیچی حالیم نبود جز اینکه کسمو بکنه بلند التماسش میکردم اونم دیگه بیشتر اذیتم نکرد و کیر گندشو فرستاد تو کسم و من یه ااااهههههههه بلندی کشیدم وای کسم بعد از چند وقت بدون کیر بودن الان چه کیر کلفتی رفته بود توش لذتش غیر قابل وصف بود برام فقط اخ و ناله میکردم و حمیدم پاهامو انداخته بود رو شونه هاشو و داشت حسابی کسمو میگائید فقط لذت بود و لذت بود و لذت هردومون انگار یادمون رفته بود غیر ما دو نفر دیگه هم تو خونه هستن منکه راحت اه و ناله میکردم زیر کیر حمید اونم که انگار خسته نمیشد هی تو کسم تلمبه میزد بعد کشید بیرون گفت قمبل کن منم سریع کونمو براش قمبل کردم یه اخ جونی گفت و سرشو کرد لای کس و کونم وای که چه کیفی میداد حمید حسابی همه جای کس و سوراخ کونمو میلیسید و مک میزد دوباره التماسهای من شروع شد که بکندتم اونم رو زانو بود و کیرشو کرد تو کسم بازم تلمبه های محکم تندش شروع شد که کسمو داشت میترکوند ، کیرشو انگار تا وسط شکمم حس میکردم لعنتی کیرش فوق العاده بود دوطرف لمبرای کونمو گرفته بود تو دستاش و محکم تو کسم تلمبه میزد منم از درد و لذت بی حدی که داشتم تشکو چنگ میزدم فقط اه و اوه میکردم سرمو زمین گذاشته بودم و حمید هی میگفت جون جون جون دارم میکنمت نوشین جونم دارم جرت میدم وای چه کسی داری لامصب بعد شروع کرد به ور رفتن با سوراخ کونم و انگشتم میکرد هم درد داشت هم لذت اول فقط شستشو میکرد بعد دو انگشتی کرد دیگه نزدیک بود زیرش جیغ بزنم که اینقدر تند و تند تو کسم تلمبه زد که ارضا شد و همه ابشو ریخت تو کسم و منم که دیگه جون نمونده بود برام هیچوقت چنین سکس سنگین و خفنی رو تجربه نکرده بودم دمر خوابیدم و که حمید هم افتاد روم و کیرش هنوز سیخ بود تو کسم و اخرین قطرات ابشو داشت با فشار میریخت تو کسم اونقدر لذت برده بودم که اصلا هیچی برام مهم نبود سعی میکردم با کسم به کیرش فشار بدم اونم با کیرش هی تو کسم فشار میداد و خم شده بود چون قدشم بلند بود راحت تونستیم از هم لب بگیریم به جرات میگم که اون سکس بهترین سکس عمرم شد ، یکمی که تو همون وضعیت دمرو لب بازی کردیم حمید کیرشو دراورد و منم طاق باز خوابیدم و همش عشق بازی کردیم کیرشو گرفته بودم کم کم داشت شل میشد که سریع خم شدم سمت کیرش و کردمش تو دهنم مزه اب کس و اب کیر میداد ولی خیلی هوسی بودم حسابی کیرشو لیسیدم و بوسیدم و مکش میزدم که دوباره شقش کردم حمید خوابید و منم رفتم کسمو رو کیرش تنظیم کردم و نشستم رو کیرش و دیگه هی بالا و پایین میکردم اونم جفت پستونامو گرفته بود و میمالوند و کیف میکرد منم از اینکه کسم حسابی با کیر کلفتش گائیده میشد و تا بیخ کسم میکردم توش بینهایت کیف میکردم گاهی وقتا هم منو میگرفت و ازم لب میگرفت و لپهای کونمو چنگ میزد و میگفت تو جنده منی میکنمت میکنمت میکنمت منم میگفتم جون جون بکن بکن بکن حمید جون من جندتم اینقدر برای هم حشری بودیم که نگو و نپرس دوباره حمید منو قمبلم کرد و حسابی بازم کس و کونمو لیسید و انگشت کرد تو کونم بعد گفت نوشین من دارم دیونه کونت میشم اگر کونتو نکنم خودمو میکشم بخدا منم گفتم جون عشقم باشه بعد رفتم از اشپزخونه وازلین اوردم و چراغ اشپزخونه را هم روشن گذاشتم حمید وازلینو ازم گرفت و منم قمبل کردم براش اول کیر خودشو چربش کرد بعد هم سوراخ کون منو چربش کرد و توشم چرب کرد و اماده شد و سر کیرشو گذاشت دم سوراخم گفتم حمید توروخدا فقط اروم بکنی اونم گفت چشم عزیزم و اروم اروم فشار داد و یهوی کله کیرش فرو رفت تو کونم وای چه درد بدی داشت ، داشتم از درد سوراخ کونم میمردم هی به خودم فحش میدادم که خره این چه کاری بود که قبول کردی تشکو و بالشتو داشتم گاز میگرفتم تا جیغ نزنم حمید هم هی بیشتر و بیشتر فشار میداد و کیرش هی بیشتر میرفت تو کونم که دیگه چسبیده بود به کونم وای تو اون درد وحشتانکی داشتم به این فکر میکردم یعنی چطوری همه کیرشو تو کونم فرو کرده سرم لای بالشت بود و داشتم از درد کونم زجه میزدم یکمی که گذشت حمید شروع کرد اروم اروم عقب و جلو کردن هرچی میگذشت انگار کم کم داشتم بهش عادت میکردم با اینکه درد داشتم ولی لذتم میبردم دیگه حمید داشت راحت تو کونم تلمبه میزد منم داشتم ناله میکردم حمید هی چک میزد رو کون سفیدم و میگفت جون جون جون کونتو گائیدم کونتو گائیدم منم کیف میکردم کلفتی کیرشو دوست داشتم با وازلینی که مالیده بود تو کونم راحت تا ته فرو میکرد تو کونم اینقدر از کون کرد که ابش اومد و ریخت تو کونم و دوباره با هم خوابیدیم و کیرش تو کونم بود ولی درد داشتم بهش گفتم که درش بیاره اونم کشید بیرون و یه گوزی دادم که خجالت کشیدم اونم گفت جون فدای کون خوشگلت بشم خلاصه وقتی ساعتو دیدم تقریبا ۳ صبح بود یکم تو بغلش خوابیدم اونم همش نوازشم میکرد و قربون صدقم میرفت واقعا ازش راضی بودم یکمی خوابیدیم ساعت ۵ بود بیدار شدم حمیدو بیدارش کردم خیلی دوست داشتم صبح نمیشد و همش تو بغلش باشم دیگه لباسمو تنم کردم اونم لباسشو تنش کرد و منم رفتم کنار شوهرم خوابیدم یعنی بیهوش شدم ساعت ۹ بیدار شدم شوهرم و حمید هم بیدار بودن و داشتن کارشونو میکردن منم با همون تونیک کوتاه رفتم پیششون ، دیگه حمید اون روز رفت ولی یه اتفاق شگفت انگیز دیگه افتاد شب که با شوهرم خوابیدم شوهرم بغلم کرد و حسابی منو بوسید و کسمو گرفت و میمالید ولی خیلی هوس نکردم بهش کس بدم ولی اون بلاخره باهام سکس کرد بعد از سکس بهم گفت عزیزم میدونم من نتونستم اونطور که تو دوست داری تو سکس بهت لذت بدم گفتم نه چرا این حرفو میزنی گفت نه میدونم تو ازم راضی نیستی میخاستم بگم نه راضیم که شوهرم گفت من دیشب همه چیز رو دیدم وای منو میگی انگار منو کرده باشن تو قالب یخ بدنم یخ زد ولی شوهرم با مهربونی بهم گفت نترس عزیزم اگر میخواستم کاری کنم همون دیشب میکردم وقتی میدیدم که تو با حمید چقدر داری لذت میبری بهت حق میدم که با مردی مثل حمید که بتونه حسابی بهت حال بده سکس کنی گفتم منو ببخش شرمندم هر تصمیمی بگیری حق داری طلاقمم بدی هیچی نمیگم اونم خندید و لبمو بوسید گفت عزیزم کی حرف طلاقو زد ؟ گفتم پس چی میخواهی منو بکشی؟ یا حمید و میکشی ؟ دوباره خندید و گفت نه دیونه کشتن چیه؟ گفت من بهت اجازه میدم با حمید باشی و هر وقت دلت خواست تنهاتون میزارم فقط دوست دارم یبار راحت از نزدیک سکستون ببینم باورم نمیشد شوهرم بهم اجازه داده با دوستش سکس کنم ولی یبار دیگه دعوتش کرد و شوهرم با پسرم رفتن بیرون و منم همه چیز را به حمید گفتم اونم تعجب کرد ولی بینهایت خوشحال شد و باهاش سکس میکنم ، یکی دوبار هم جلوی شوهرم حمید حسابی کس و کونمو گائید که شوهرم بینهایت لذت میبرد کیر حمید را ساک میزد براش.

نوشته: نوشین

متن داستان سکسی شوهر کاکولد