داستان سکسی شوهر سرد شوهر داغ از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی شوهر سرد شوهر داغ


هفده سالم بود به زور شوهرم دادن یادمه پدر شوهرم مخصوصا جوراب سوراخ دار پوشید روز خواستگاری که خانواده منو ندن به پسرش اما متاسفانه نشد و ازدواج کردیم نه عروسی نه هیچی رفتیم سر خونه زندگی از کرده خودم پشیمون بودم یه مرد زن باز که عاشق یه زن مطلقه بود پس منو میخواست چیکار چرا با زندگی من بازی کرد


سه ماه بعد ازدواج هنوز باکره بودم حتی رنگ سینه هام رو هم ندیده بود کارش شده بود مواد کشیدن و سکس با اون زنه البته همچین کیرتعریفی نداشت مریض بود به زور منو وادار میکرد تا سکس اون دوتا رو ببینم حتی شده با دست و پای بسته یه دختر شهرستانی ساده بودم با هزار بدبختی حلال کردن مهریه و فلان طلاق گرفتم پدرم در اومد


من دیگه عمرا ازدواج کنم اگه شوهر اینه نخواستم بابا

بعد طلاق یه ماهی صیغه شدم واسه نیاز جنسی خودم که اونم تو زرد از آب در اومد دوازده سال مجرد موندم و به هیچ مردی فک نمیکردم

یه روز تو تلگرام تو گروه بودم داشتم جوک میخوندم یه پسر اومد م پیوی سلام کرد جواب دادم ول کنم نبود ایدی اونو دادم خواهرم بره پیویش امتحانش کنه ولی اون پسره جواب هیچ کسی رو نمیداد فقط پا پیچ من شده بود با چند تا ایدی دختر دیگه امتحان کردم دیدم جواب هیچ کدوم رو نمیده فقط منو میخواد

بالاخره قرار گذاشتیم همدیگه رو ببینیم ولی خواهرم باشه ولی شانس بد من خواهرم رفت مسافرت منم تنهایی رفتم اتفاقا خوب بود از زنش جدا شده بود دنبال همسر جدید بود واسه ازدواج جلسه دوم گفت میخواد محل زندگی و خونشو نشون بده که اگه اوکی نبود اساس کشی کنه اول موافقت نکردم که برم خونش ولی از اونجایی که پریود بودم بهش اوکی دادم رفتم

غروب بود یه ساعتی نشستیم حرف زدیم به دلم نشسته بود ولی همش یاد خاطرات تلخ گذشته میفتادم و برام تکرار اشتباه گذشته سخت بود

کجایی خانومم

همینجا

نمیخوای شام درست کنی تا اینجا اومدی دست پختت روهم بخوریم دیگه

پاشدم دست به کار شدم همه چی داشت فراهم کردم خوردیم رفتم ظرفارو شستم برگشتم که آماده رفتن بشیم دیدم مثه خرس گرفته خوابیده
چی بگم بهش چیکارش کنم یواشکی رفتم بغلش رو تخت خوابیدم صبح بیدار شدم دیدم نیست رفته سرکار ظهر با خوشرویی اومد خونه سلام کرد دست داد بغلم کرد گفت خوشحالم منو تنها نزاشتی

خدایا من تشنه محبت بودم که این مرد داره بهم هدیه میده مگه میشه مگه داریم ناهار درست کرده بودم از قبل منتظر اومدنش بودم و.برخوردش منو عاشق خودش کرده بود بعد ناهار منو بوسید خونه رو به من سپرد و رفت ما فقط عقد نکرده بودیم ولی مثه یه زن و.شوهر واقعی بودیم و رفتار میکردیم خدایا باید چیکار میکردم دیوانه وار منو دوس داره غروب برگشت دوباره بوسیدن و بغل کردن و قربون صدقه رفتن برای من

هاج و واج مونده بودم بهم گفت پاشو بریم وسایلاتو بیاریم که دیگه نمیزارم از پیشم بری

تو خونه یه پیر زن بودم هم خونش بودم وسایل چندانی نداشتم فوقش یه چمدون یعنی میشه منم بشم مثه بقیه برم سر خونه و زندگیم
مونده بودم سر دوراهی دل زدم به دریا رفتیم و برگشتیم لباس راحت پوشیدم کلا یخم باز شده بود از طرفی پریود با خیال راحت رفتم رو تخت پیشش
به پهلو خوابیدم از پشت بغلم کرد کیرشو لای کونم احساس کردم داشت بزرگ و بزرگتر میشد لعنتی این نفساش پشت گردنم دیوونم کرده بود بهم گفت تو سکس چطوری هستی گفتم چطور گفتم منظورم اینه داغی یا سرد
منکه اصلا مزه هیچ کدوم رو درک نکرده بودم گفتم معمولی

کلی با سینه هام ور رفت دست به شکمم تا نافم میبرد لب میگرفت از درون داغ بودم تمام نفسام بریده بریده بود انگار یه عقده چندین ساله داشتم من که تا الان خداروشکر میکردم بابت اینکه پریودم الان میگم کاش پریود نبودم لعنتی این چیه اخه نکنه تو ذوقش بخوره نکنه منو نخواد نکنه منو پس بزنه

عشقم میشه یه چیزی بهت بگم

بهت زده منو نگاه میکنه میگه بهت دست زدم ناراحتت کردم خب دست نمیزنم اصلا پشتمو میکنم سمتت

نه موضوع این نیس من پریودم

یه ابرو داد بالا گفت همینننننننن ?

گفتم آره همین

گفت عیب نداره بهتر حامله نمیشی با اجازه شلوار و شورتمو تا زانو کشید پایین کیر بزرگشو رو کوسم میمالید و میگفت آماده ای

من که تمام جونم رو بهش میدادم یه کوس خونی که چیزی نبود از استرسم کم شد از این بابت دوباره شهوت جاشو گرفت و سر کیرش تو کوسم جا رفت بعد دوازده سال کیر رفت توش داشتم میمردم از لذت شوهر اولم دوازده سانت بود ولی این هفده سانت هر چی میرفت داخل تمومی نداشت انگاری

تلمبه پشت تلمبه دیواره های کوسم کش میومد وای خدا چرا لرزش گرفتم چرا پشت کمرم داره تیر میکشه سفت دندونام رو بهم.فشار میدم نمیتونم رو خودم کنترلی داشته باشم این چیه از وجودم از کوسم میخواد بیاد بیرون نکنه خونریزیم زیاد شده بی حس شدم بدنم خسته شده بود فقط نبض زدن کیر شوهر جونم رو تو کوسم احساس کردم که داره ابشو خالی میکنه و نبض های شدید کوس خودم و نفسام که کم کم آروم میگیره

در گوشم گفت خوشحالم که تونستم ارضات کنم و ارگاسم برسی

تو دلم گفتم ارضا چیه ارگاسم چیه

حتما بقیه داره اگه دوست داشته باشید در خدمتم

نوشته: یه جقی مثه بقیه

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی زن مطلقه, دوست پسر از سایت سکسی خفن ایران 69