داستان سکسی شقایق همکار عزیر و خوشگلم عشقم از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی شقایق همکار عزیر و خوشگلم عشقم

این داستان برمیگرده به سال هستادوهشت وقتی برا یادگیری اومده بود پیش ما ولی چون خیلی خوشگل بود همه کارمندان تو کفش بودن ولی به هیچکس پا نمیداد تا اینکه بعد از یک ماه دیدم خیلی به من توجه میکم ولی بگم که منم بدطور تو کفش بودم تا اینکه شماره اش را بهم داد اولش پیام های کاری ولی کم کم رفتیم تو پیام های عشقی شاید باور نکنید چهارماه طول کشید تا دستش را گرفتم روز تولدش که بش کادو دادم تو ماشین بوسش کردم خدای من داشتم دیونه میشدم تا اینکه فرداش به بهانه رسوندش دستم را به پاش زدم اینقدر شهوتش بالا بود که خمار شد برا عصر بش گفتم بریم جایی بشینیم قول گرفت که سکس نکنیم فقط حال منم کلید خونه دوستم را گرفتم وقتی رفتیم تو خونه رفت تو اطاق وقتی اومد بیرون باور نمیکردم سینه نود وباسنی که عین هلو بود دیدم داد زد رضا دیدی تنها شدیم منم چون قول داده بودم اوندم فقط ماچش کردم وقتی دست به سینه اش زدن و لباسش را بالا زدم خدا کرست سیاه رو موست سفید اینقدر گتده بود که زده بود بیرون شروع کردم به خوردن که دیدم ول شد شلوار لی اش را در اوردم خدایا باسن به این قشنگی تو عمرم ندیده بودم شروع به مالوندنش کردم دیدم دارد فریاد میزند من از قبل یک کاندوم جایی گذاشته بودم که ببیند اونم دیده بود وای وقتی شرت قرمزش را در اوردم کس تپل را دیدم خدایا نمیتونم بگم چقدر خوشگل بود شروع به خوردن کردم دیدم دارد التماس میکند بکن جرم بده که گفتم نه دیدم التماس میکند کیرم را دم کیش گذاشتم و میکشیدم داشت جیغ میزد که هول دادم داخل چون قرص خورده بودم حالا حالای ها ارضا نمیشدم بیست دقیقه توش میکردم که اون دوبار ارضا شد منم بعد از بیست دقیقه ارضا شدم بخدا از اون موقع تا نه سال با هم بودیم بهترین بهترین بهترین دوران عمرم بود عاشقش بودم ولی حیف که ولم کرد بنظرم تو دنیا فقط یک زن هست اونم شقایق چون خیلی مهربون بود فقط بش بگم عاشقت بودم هستم و خواهم بود زندگیم.

نوشته: رضا

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی عاشقی،, همکار از سایت سکسی خفن ایران 69

منبع: شهوانی