داستان سکسی شب بیادماندنی با امیر از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی شب بیادماندنی با امیر


آخرین نفر مادرم از در خونه بیرون رفت،اشک تو چشماش جمع شده بود منم با دیدنش گریم گرفت.امیر از پشت بقلم کرد.
-عزیزم من که تو رو ندزدیدم همیشه میریم بهشون سر میزنیم.
نمیخواستم شب امیر رو خراب کنم.اشکامو پاک کردم و برگشتم بقلش کردم.امیر رفت از یخچال یه لیوان آب خورد و شروع به دراوردن کتش کرد.
-امیر بیا کمکم این گیره سرهای لامصب درنمیان.
بدون حرفی اومد و کمکم کرد موهامو باز کنم.
-من میرم یه دوش بگیرم نگار.
-امیر زیپ لباسمم باز کن دستم بهش نمیرسه.
زیپ رو باز کرد،لباسم داشت میوفتاد که جمعش کردم.
-میشه از اتاق بری بیرون من لباس عوض کنم؟
اومد جلوتر و بقلم کرد.
-قربون نگار خانمم برم که انقدر خجالتیه هنوز.


منو تو بقلش فشار میداد و به سر شونه هام که لخت بود بوسه های ریز میزد.یه لحظه از خودم بدم اومد.من و خجالتی بودن؟منی که همیشه حرفمو به همه رک میزدم نمیدونم چی شده که حالا از امیر؛از شوهر خودم خجالت میکشم.همراهیش کردم و گردنش رو بوسیدم.بعد از یه دقیقه ازم جدا شد و رفت دوش بگیره.لباس عروسم و در آوردم و اومدم لباس خواب قرمز توری که روی تخت آماده گذاشته بودم رو بپوشم که خودم احساس کردم چقدر بوی گند عرق میدم.اصلا دوست نداشتم اولین خاطره امیر از من اینطوری شروع بشه.یه فکری به سرم زد که امیر رو سورپراز کنم و جبران خل بازی چند دقیقه قبلم هم بشه.با همون شرت و سوتین سفید رفتم دم در حموم و در رو باز کردم. امیر شکّه شد،معلوم بود اصلا انتظارشو نداشته پس تا اینجای کارم موفق بودم.
-نه به خجالت چند دقیقه قبلت نه به الان که زرتی اومدی تو حموم.
-حموم خونه خودمه دوس دارم زرتی بیام تو.
اومد جلو از کمر گرفت بلندم کرد و برد زیر دوش.با خنده گفتم:
-نکن امیر پات سر میخوره میفتم.


گوشش بدهکار نبود یه دقیقه به خنده و مسخره بازی و نگه داشتن من زیر شیر گذشت.منو گذاشت پایین و لیفو برداشت شروع کرد شستن من.اول کل بدن منو کفی کرد بعدم خودشو شست.معلوم بود شیطونیش گل کرده به کصم که رسید خوب میمالید و خنده های ریز میزد.با هم رفتیم زیر دوش و مشغول پاک کردن بدن هم دیگه شدیم.امیر شروع کرد به مالیدن سینه ها و پهلوهام.
-قربون نگارم برم که مثل عروسک میمونه.
-بریم بقیش باشه برای بیرون؟
با سر تاییدم کرد.خودمونو آب کشیدیم و رفتیم بیرون.خودمو خشک کردم،لباس خوابم رو پوشیدم و رفتم رو تخت.امیر از پشت بقلم کرد شروع کرد بوسیدن پشت گردنم.منو چرخوند و خودش بالا قرار گرفت.لباس خوابم و در آورد و دوتا دستامو بالای سرم نگه داشت.از نوک انگشتای دستام شروع کرد لمس کردن با لب هاش و بوسیدن.برعکس چیزی که توی ذهنم بود خیلی آروم پیشروی میکرد میخواست منو کامل آماده کنه. کل دستامو غرق بوسه کرد و اومد سراغ صورتم.تو این مدت چشمامو بسته بودم و لذت حضورش رو میچشیدم.یک آن دست نگه داشت نگاهش کردم دیدم خیره به چشمامه.
-خیلی خواستی هستی نگار.با هیچی عوضت نمیکنم.
بی معطلی سرم و بردم بالا و شروع به لب گرفتن کردم.با ولع لب هامو میخورد و زبونم رو میک میزد.تو همین حال تی شرتش رو از تنش در آوردم.رفت پایین تر و شروع به بازی با سینه هام کرد،میخورد و ماساژشون میداد.سفتی آلتش رو بین پاهام حس میکردم.شروع به بازی دادن آلتش بین پاهام کردم.شکمم رو لیس میزد و با زبونش بازی میداد.رسید به شرتم.شرتمو با دندوناش در آورد که خیلی تحریکم کرد. خیس خیس بودم.
-بخورم برات؟

باورم نمیشد. تا قبل ازدواج کلی شنیده بودم که کم تر مردیه که برا زنش بخوره خودمم باورم همین بود چون منم نمیخواستم کیرشو بخورم.ساکت موندم ولی خودش شروع به خودن کرد.لذتش وصف ناپذیر بود.از بالا تا پایین زبون میکشید با انگشتش چوچولم رو بازی میداد،زبونش رو میکرد تو و در میاورد.تو همین حال بود که لرزیدم و کل پاهام منقبض شد.خیلی قشنگ ارضام کرد.
-فدای لذت بردن نگارم برم من. اجازه هست؟
-خیر.
میخواستم خودی نشون بدم.درسته که بدم میومد بخورم ولی امیر خیلی بهم حال داده بود میخواستم جبران کنم.خوابوندمش رو تخت و بین پاهاش نشستم.شرتش رو کشیدم پایین. کیرش سفت سفت شده بود دست زدم بهش خیلی داغ بود.آروم سرشو توی دهنم کردم و شروع کردم مک زدن. خیلی تلاش میکردم به دندونام نخوره.اونقدرا هم که فکر میکردم بد نبود.بعد چند دقیقه امیر گفت
-بسه نگار میام الان.
منو خوابود و پاهامو از هم باز کرد.تا اینجای کار هیچ ترسی نداشتم ولی کم کم ترس از دردی که داره داشت وجودمو فرا میگرفت.
-امیر من یه کم میترسم.
-قربونت برم نترس کمکت میکنم آروم پیش بریم.
سر کیرشو گذاشت رو کسم و آروم فشار داد،نمیرفت تو.خم شد رو من و شروع به لب بازی کرد و کم کم فشار میداد.یک آن پاره شدن پردمو حس کردم،نصف کیرش یک هو رفت تو،درد با لذت کل تنمو گرفت.حواسم نبود لبشو گاز گرفتم.
-ببخشید نگارم تموم شد ببخشید.

نمیتونستم حرف بزنم فقط آه میکشیدم.کیرشو در آورد و خون روشو با دستمال پاک کرد.
-میخوای ادامه ندیم؟
-نه عزیزم خوبم بیا.
کیرشو گذاشت روی کسم و فشار داد.سخت رفت تو ولی درد دفعه قبل رو نداشت.شروع کرد تلمبه زدن.بعد چند دقیقه دیگه دردی حس نمیکردم،فقط لذت بود.با یه لرزش ارضا شدم و امیرم چند ثانیه بعد از من ارضا شد و ریخت رو شکمم.با دستمال من رو تمیز کرد و تو بقل هم دیگه ولو شدیم.
-بهترین شب زندگیم بود نگار خیلی ممنونم قربونت برم ببخشید اگه اذیت شدی.
-نه امیر کلی لذت بردم ممنون که انقدر خوب بودی.
زودتر از من خوابش برد.من بیدار بودم و به لبش که گاز گرفته بودم و قرمز شده بود نگاه میکردم.

نوشته: نفر پشت سر

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی بکارت, شب زفاف از سایت سکسی خفن ایران 69