داستان سکسی سکس زنم با دوستم امیر از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی سکس زنم با دوستم امیر


S .:
سلام به همه دوستان عزیز
داستانی که میخوام بگم بخدا واقعیه
نمیدونم اونای که میگن داستانمون واقعیه واقعاراست میگن یا نه ولی من میخوام یه اتفاقی که برام افتاده براتون بگم.
من اسمم فرزاد وخانمم اسمش ارزو هستش
اگه تو داستان اسم اشتباه گفتم ببخشید چون اسم ها مستعارن


منو خانم ۴ساله ازدواج کردیم هردومون بدجور حشری بودیم اول زندگیمون
مخصوصا خانومم دیگه بیش از حدحشری هستش
داستانو بگم متوجه میشید.خوب اوایل هرشب سکس میکردیم وهمه چی طبق معمول خوب پیش میرفت
ولی من بخاطرمشکلات مالی ونداشتن ارامش رو اوردم به مواد بعدش کمرم سفت شده بود باحال کردن نزدیک یک ساعت با ارزو ورمیرفت اونم نمیدونست قضیه چیه همش قربون صدقم میرفت که چه بکنی شده شوهرش حتی پیش جاریش از سکسمون تعریف کرده بوداینوخودارزوبهم گفت میگفت همش گفته خوشبحالت ازاین حرفها
ولی کم کم چون مواد مصرف کنی کیرت بلندنمیشه اونای که مصرف داشتندمیفهمن چی میگم سرتونو درد نیارم بعد یه سالی دیگه کیرم بلند نمیشدیعنی به زور و بدبختی بلندمیشدباید ارزو اونقد دست مالیش میکرد تا بلندمیشد دیگه داشت اعتراض میکردکه چرابایدزجربکشه تاکیرمو راست کنه همش میگفت قبلاخوب کوسمو میکردی الان دیگه ازم سرد شدی زیرسرت بلندشده اینم بگم بعضی وقتهامیگفت که اخلاقم قیافم عوض شده ولی فکرشم نمیکردکه موادمصرف میکنم
دیگه برا ارضاکردنش باانگشتام کوسشومیکردم انگشتام شده بودن کیرم
فقط ارزوچون حشری بودکیرمومیخوردکه یکم تسکینی بهش بده منم کوسشومیمالیدموباانگشتاموخیاروسوسییس میکردم.حالت69منظورمه.شایدبگیدکاش زنم ومیکردیدچون من نمیتونستم اخه همه تامیفهمندطرف معتاده خودبخودچشمشون دنبال ناموسشه.همین طور میگذشت که ارزوتوسکسمون سکس که نبوددرواقعیت ولی خوب بگذریم توی سکس همش میگفت کیرمیخوام فرزادمن کیرمیخوام تروخدابدادم برس کیرمیخوام برا کوسم اخه تاکی کوسموبادستات میکنی کوسم کیرداغ میخوادتروخدافکری بکن برودکتر تادوباره بهم حال بدی.ولی خودم میدونستم مشکل ازچیه ولی بخاطرردگم کنی گفتم باشه ولی گولش زده بودم میگفتم اعصابم اروم نیست بخاطربی پولی براهمین کیرم بلندنمیشه مثه چوب نمیشه.خوب ما رفتیم دکتر بهش گفتم تو بیرون وایسا اونم قبول کرد تاکیدم کرد بدون رودربایستی همه چی رو بگم منم گفتم باشه گفتم چقد کوسش کیر میخوادهر کی دیگه بودحتماخودشو با کیر دیگه ارضا میکرد از خودم خجالت میکشیدم ولی ادم معتاد هیچی براش نیست رفتم تو اتاق دکتر و بهش جریانو گفتم اونم گفت مال مصرفمه کیرم بلندنمیشه و یکم نصیحتم کردو چند تا قرص نوشت اینم گفت بعدیکی دوهفته جواب میده
ماهم خوشحال برگشتیم دراصل ارزو چون من فقط موادخوشحالم میکردیه مدت گذشت که ای بابا قرصا اونقدام تعریفی نبود.طوری شده که خودم اصلا غیرتی برام نمونده بودچون معتادها اینجوری میشن مصرفشون زیاد باشه اجبار به مصرف بشند
ارزودیگه داستان سکسی میخوندفیلم میدیدجلومن خودارضای میکردومیگفت باحرف حشریش کنم اولاش نمیفهمیدم که چندتا داستانوتعریف کردفهمیدم چی میخوادمنم مصرفم میکردمویه سیگاری بارمیزدم وبراش حرف میزدم
ازاین حرفهاکه عجب کونی داری کیرهمه شق میکنه براش ودوست داری فلانی روبیارم کوستوجربده کیرفلانی توکونت توکوست بهش میگفتم کیر کی رو میخوای برات بیارم اونم میگفت مال امیردوستتو بیار
میگفتم کیرش برات راست شده انگشتش میکردم میگفتم این کیرامیر تصورش کن اونم تو اه وناله میگفت اااااخ جوون کیر امیر تو دهنم قربون کیرش برم فدا کیرش میخوام کیرشو جوووون
تاارضامیشداینارومیگفتیم
تااینکه بهش گفتم توی یه سکسمون امیر گفته زنم بهم حال نمیده سردمزاجه امیرم قرص ب۲مصرف میکردولی نه زیادمیدونستم کون بزرگ وسینه خوش فرم دوست داره چون زنش ازهردو بی نصیب بود قدشم کوتاه ولاغرمردنی بود
اینوبه ارزو گفتم که امیر ناراضی از زنش نظرت چیه باهم ضربدی کنیم البته اینوگفتم که روش بازبشه والا من که بکن نبودم میخواستم امیرارزوروبکنه که گفت فلان وبهمان وبهونه اوردن که زندگیمون خراب میشه باهمین سکس راضیم ولی کوسش یه چیزدیگه میگفت هروقت توحرف کوسشومیدادم امیربکنه بی حدحشری میشدمیگفت امیرجون درد و بلاکیرت بیفته به خانوادم.
اینوگفتم که چشمای امیرومیبندم که تورو نبینه خجالت بکشی کوسشرمیگفتم اونم یعنی دلش زیادنمیخوادگفت باشه ولی یه جوریم.خلاصه به امیرگفتم که من نمیتونم ارزو رو ارضاکنم اینم بگم امیرقابل اعتمادبودقتل میکردی پیش هیشکی نمیگفت مشکلمونوباهاش درمیون گذاشتم بعدش گفتم اولش چشمتومیبندم با روسری تا یکم بگذره همین که عادی شدش وارزوحشری شد بعدش خودت روسریوباز کن.اونم اولش نازمیکرد نمیشه واون مثه زن داداشمه وعین خواهرمه…که گفتم ازخداتم هست سحراسم زنشه گفتم سحرکه بهت حال نمیده اصلابیاخونمون کاری نکن درحالی که هردو میدونستیم کوسشرمیگم وفقط میخواستم یه چیزی گفته باشم‌.وقتی برگشتم خونه یه جوردیگه قضیه روگفتم هرچی زنموحشری میکردگذاشتم دهن امیروگفتم ایناروگفته که خیلی وقته بیادارزو جق میزنه کونت


دلشوبرده ومیخوادسینتوبخوره وکوس لیسی کنه چون سحرازاین کارها بدش میاد
اونم احساس غروربهش دست ونازمیکرد که هنوز مطمعن نیستمو یعنی چی میشه بعدش منم گفتم ازدل پایینت بپرس یعنی کوسش که یهو خندیدوگفت خیلی بی ادب شدی ناسلامتی زنتم یکم درکم کن سختمه میدونستم چرت میگه
(همه میگن که مشروب اوردنوقلیون چاق کردنو …یه فضای درست میکنند که فیلم سکسی هم اونجورفیلمی ندارند)
من که مصرف میکردم هیچ عین خیالم نبوداینم بگم من توخونه نمیکشیدم خونمون جای بود که یکم پایینترازخونمون یه فضا سبز بود میرفتم اونجا
مصرف کردموبرگشتم که به امیرزنگ زدم که بیا دیگه اونم گفت سحرو بپیچونم میام.یه خورده گذشت بااژانس اومد
(نمیدونم تو داستانها همش جوری از خودشونو پارنترشون میگن که الکسیس وعموجانیم همچین ادعای ندارند.)
همینکه امیراومدخونه دوتاشون یکم غریبگی میکردندچون میدونستندکه میخوادچیکارکنند.بعدیکم تعارف بازی…امیرنشستو از کار وبازاروکرونا گفتیم.
ولی بایددیگه شروع میکردندنبایدتاصبح کوسشربگیم.گفتم چرتوپرت بسه جفتتون میدونیدامشب قرارچکار کنید
اگه بخواید میرم بیرون راحت کارتونوبکنید.که خیلی اینجوری دلشون میخواست ولی چون خونمون نزدیک خونه داداشمه وبیرون سیگارمیکشیدگفتم برم توبی ابروی حدی داره داداشم میفهمیدکه یه مردخونس تنهابازنم میفهمیدکه چه خبره برگشتم توکه نزدیک هم شده بودن منودیدن خجالت کشیدندگفتم که داداشم بیرونه نمیشه برم بیرون گفتم راحت باشیدمنم میرم توحیاط سیگارمیکشم ولی حیاطم نه زیادبزرگه نه ازاونجای که بودنددوربودش
کم کم روشون بازشدازحرف زدنشون فهمیدم صدای ماچوملچشون میومدارزولب گرفتن خیلی دوست داشت یه کم که گذشت دیگه اون دوتا ادم خجالتی نبودن وحرفهاشون یادم میومدتودلم گفتم معلومه چقدخجالتی بودیدالان امیرداره زن داداشومیکنه وارزوم چقدمیترسه زندگیمون خراب بشه وپوز خندی زدم به زندگی که درست کرده بودم ازخودم بدم میومدولی معتادی این حرفهاحالیش نیست فقط توذهنم یه ثانیه ایناردشد
داشتندهمدیگرواز رولباس دست مالی میکردندگوشه درو بازگذاشته بودم چون درم قفلش خراب بودبازبودش اونام حشری شده بودندتوجه نمیکردند مشغول عشق بازیشون بودندامیرازسحرمیگفت که هیچی نداره وعجب چیزی گیرش اومده وارزو میگفت خوب حسابی بهم حال بده سحرقدرتونمیدونه زیادنگاه نمیکردم چون یه کم رگ غیرت اونم خیلی خیلی خیلی کم مونده برام نگاه میکردم حرص میخوردم ولی ارزو کیر میخواست شایداینکارم نمیکردند یه روز زیر یه کیردیگه میخابید.(بعضیایه سکسواونقدطولش میدند که خیال پردازی بیش نیست)من چیزی که واقعی بودومیگم لباسشونودراوروندوامیرهی قربون صدقه ارزومیشد ازبدن توپرش تعریف میکردوارزو نازمیکردومیگفت پیرشدم بابا اونجوریام نیستم.میخندیدنوتعریف میکردندازهم کاملا روشون بازشده بودامیرلباس ارزورو درمیاوردکم کم دست مالیش میکردارزوم بیشترنازمیکردواه وناله ریزمیکردبیشتربرن توفضای سکس
بعددست مالی امیرنوبت زنم شدکه گفت بدن خوبی داری سحرقدرشونمیدونه امیرم میگفت ازاین به بعدمال توهستش ارزو گفت اخ جوووون فهمیدم این قصه سر داراز داره.وقتی امیر لخت شد کیرش شق بوداینای که میگم میدیدمشون خیلیشونمیدیدم معلوم نبودچی به چیه
کیرامیرو گرفته بودمیمالیدکه کم کم گذاشت دهنش کیرش ازمال من بزرگتربود ولی مثه اول روزای من بلدنبودحال بده ارزو میگفت چکار کنه اونطوری که دوست داشت راهنمایش میکرد
کیزشومیخوردعاشق ساک زدن بودولی مثه سوپرابوقورت نمیداد.بعدخوردن وساک زدن ارزو درازکشید تختواب نداریم اب وتابش بدم پرتش کردروتختو فلان کرد زنم دراز کشیدبه پشت وگفت بیا روم امیرم ازخداخواسته اینکارو کردکم کم کیرشوکردت توکوس ارزو دیگه برام عادی شدوبیخال شدم ولی صداشونومیشنیدم
ارزوقربون صدقه کیرامیرمیرفت وامیرم تواوج ابرها بود همش دنبال این بود بازم ارزو رو بکنه میگفت مال توم ازاین بعددستور بده تابیام بکنمت
یه نیم ساعتی گذشت کارشون تموم شدوامیر باز یکم تریپ خجالت به خودش گرفت جلو منو ارزوم سرشو انداخت پایین و زود پتو رو زد رو خودش.بعدا توسکس از اون شب با امیر میگفت منم همراهیش میکردم.زمان زیادی ازاون ماجرا نمیگذره نمیدونم باز اونجوری بشه سکس کنند باهم یانه چون دیگه ارزو روش بازشده بود.
یکم طولانی بود ولی خواستم واقعیتو بگم.
امیدوارم نتیجه ای که گرفته بودید این باشه اگه دم به موادنزدیداصلا دورو برش نرید چون اولاش دوران طلایه ولی بعدا اجبار به مصرف میشد و کم کم زن وبچه ومال وماشین …همه چی ادم ازدستش میره…
نوشته…فرزاد…
اسمهارو به جز امیر مستعاربودش

نوشته: فرزاد

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی اعتیاد, بیغیرتی, همسر از سایت سکسی خفن ایران 69