داستان سکسی سکس با خانم مسافر از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی سکس با خانم مسافر


سلام ۳۵ سالمه از اهواز نه لاغرم نه چاق هیکل بلند و پری دارم تقریبا چاق هستم وشغلم تو شرکت استیجاری ۲۴ ساعت سر کار ۲۴ ساعت استراحت هست تاکسی هم کار میکنم چون حقوق دیر به دیر میدن یه روز یه خانم را دربستی تو اهواز از امانیه بردم تا سی متری وارد یه خیابون شلوغ شدیم درد دلهاش شروع شد که زن جوانیه با دوتا بچه و شوهر معتاد فوت کرده که دلم سوخت وکرایه ایی ازش نگرفتم شماره تلفنش گرفتم تا بتونم کمکش کنم آخه من تو یه شرکت خصوصی توابع شرکت نفت کار میکنم کمکش کردم بعد چند روز زنگ زد گفت اگه میشه من را ببر فلان شهرستان کرایه بهت میدم سرکار بودم اول شب بعداز کار رفتم بردمش واین آغاز دوستی من واون خانم یه روز زنگ زد که من ببر فلان شهر پیش خواهرم بچه هاش هم اونجا بودن شهر تقریبا نزدیک بود بخاطر محدودیتهای کرونایی مجبور شدم از یه بیراهه دور بزنم و از روستاها برم تا پلیس جریمه نکنه البته از اول بهش گفتم شب بود نصف راه اومد نشست جلو کنارم منم اول دستهاش لمس میکردم بعد کنار پاهاش و شوننه هاش والی آخر که دیدم دستم رو سینه هاش رفته یواش یواش رفتم پایین و شروع کردم با کسش بازی کردن همینطور که رانندگی میکردم تا آبش اومد بعد آون برام ساک زد آبم وبا دستهاش آورد تمیز کردیم حرکت کردیم چند بار شب رفتم دنبالش باهم رفتیم بیرون جاهایی خلوت یه روز صبح که کارم میخواست تمام بشه تو واتساب برام پیام داد که بیا طرفم میخوام ببری جایی منم رفتم گفت سر راهت دستمال کاغذی بگیر دوزاریم افتاد قرص سیلدنافیل داشتم زدم بالا یه بطری آب خوردم دستمال کاغذی هم گرفتم ماشین دم چهار واحدی گذاشتم اومد در باز کرد و رفتم داخل یه راست من وبرد اتاق خواب نشستیم رو تخت حرف زدیم و دیدم با کیرم بازی میکنه منم باهاش ور رفتم تا لباسش در آوردم و لباسای خودم رو هم لب گرفتم گردنش خوردم همه جای بدنش لیس زدم کسش خوردم خیلی آبش اومده بودر به نظرم خوشمزه بود بعد با کیرم سر کسش بازی کردم دوباره آبش اومد سوارش شدم و گذاشتم داخلش خیلی تلمبه زدم بعد حالت سگی شد از پشت گذاشتم تو کسش باز تلمبه زدم داغ بودم بخاطر قرص آبم نیومد قمبل کرد منم انگار رو کونش نشسته بودم و کیرم تا آخر تو کسش تا خواست آبم بیاد کشیدم بیرون ریختم رو کمرش و کپل کونش حال کردم عالی بود البته بعد از آن چند بار دوباره باهم سکس داشتیم دمشگرم گفت نه میخوام باهام ازدواج کنی نه تعهدی بهم داری فقط چون کمک مالی میکنی ازت خوشم اومد هروقت دلت خواست بیا نیازهامون برطرف کنیم البته من بعنوان راننده تاکسی اسنپ هم بعضی وقتها کار میکنم جهت یادآوری که چطور شب میرم بیرون تو یه جای خلوت یه درخواست سرویس داخلی میدم که کمسیون کم باشه با آون یکی گوشی درخواست قبول میکنم بعداز طی مسافتی پایان سفر میزنم با کمسیون ۱۰۰۰ تومانی جریمه محدودیت های کرونایی ۹ شب به بعد برام سفر میشد


نوشته: رضا


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی تاکسی از سایت سکسی خفن ایران 69