داستان سکسی سکس با آشنای قدیمی از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی سکس با آشنای قدیمی


چندسالی بود میشناختمش کامل نه، در حد سلام و علیک و بعضی اوقات میرفتم مغازش، سرکوچمون بود مغازش، خیلی بهم نگاه میکرد و مشخص بود داره آمار میده من میدونستم زن و بچه داره،۳۸ سالش بود اینو بعدا ازش پرسیدم،من ۲۴سالمه،جالبه برای من سن و وضعیت تاهل آقا مهم نیست فقط در حد وقت گذرونی میخوام، اوایل زیاد راحت نبود باهام کم کم روش زیاد شد از خنده و شوخی گرفته تا تیکه های سکسی و تحریک آمیز و تعریف کردن از آرایشم و بدنم و…
همیشه آرایش دارم به خودمم میرسم توجه اکثر مردا رومه،حجابمم معمولیه،این اواخر چندباری که رفتم مغازش دیگه باهام راحت سرصحبتو باز میکردمثلا پیش مشتری های دیگه هم میگفت خوبین خانم احمدی؟ خانواده خوبن؟ از این چیزا، وقتی کسی نبود راحتتر بود میگفت امروز خوشگل شدی و این قبیل حرفا،چون مغازش سوپرمارکت و نزدیک هم بود زیاد میرفتم، اونم کرم میریخت چیزی بهم دادنی دستشو میزد بهم یا مثلا اتفاقی تنه میزد،یه روز گفت من چندساله بهت فکر میکنم و دوستت دارم خودتم میدونی چرا پس شمارمو نمیگیری که بیشتر آشنا شیم؟منم میدونستم شماره گرفتن هماناو خونه رفتن باهاش و سکس همانا.


چند وقت گذشت محل ندادم ولی هروقت منو میدید پیشنهاد میداد،یه روز دستمو گرفت خواهش کرد ازم که هرطور خودم میخوام باهاش باشم و قول میده اذیتم نکنه و مزاحمم نشه،خب اگه کسی میفهمید مخصوصا برای من که تازه جدا شده بودم خیلی حرف و حدیث پشتم میگفتن،ازبس گفت و اصرار کرد شمارشو گرفتم بهش تک زدم،یه مدت پیام دادیم و کاملا همه چیزی که باید درباره هم میدونستیم رو فهمیدیم،خونش خیلی مواقع خالی بود میگفت زنش دو روز درمیون میره خونه باباش،خودشم شاگرد گرفته بود برای مغازه که خودش نبودنی اون باشه،یه چندماهی گذشت تواین مدت رفت و آمد داشتم باهاش و حرف میزدم،گفت اگه میخوای بیا بریم خونم کسی نیست اصرارنمیکنم که نگی بخاطر سکس میخوای،گفتم باشه اگه اومدم خبر میدم،بعدازظهر گفتم میتونم بیام گفت باشه میام دنبالت،رفتم حاضر شدم یجا قرارگذاشتم گفتم منتظربمونه برم پیشش، رسیدم دیدم وایساده سوار ماشینش شدم رفتیم خونش،اولین بار بود باهاش تنها میشدم ادای تنگارو در اوردم لباسمو اصلادرنیوردم ازم لب میگرفت و خودش لباسای خودشو دراورد رفت تو اتاق رو تخت دراز کشید چنددقیقه گذشت گفت نمیای؟گفتم من ک برای سکس نیومدم اومدم همینطوربشینیم و حرف بزنیم و قلیون بکشیم گفت حالا بیا استراحت کن رفتم پیشش نشستم همش میگفت چه خوبی چه بدنی داری تعریف میکرد،لبشو گذاشت رو لبم،ازم لب میگرفت و سینمو میمالید،دستشو از رو شلوار به کونم میکشید به کسم دست میزد،دستشو کرد تو شورتم کسمو مالید،انقدر مالید تا ارضا شدم ولی من برای اون کاری نکردم خودش جق زد آبش اومد اولین بار درهمین حد بود، بعد لباسامو پوشیدم گفتم پاشو منو برسون،گفت باشه اومدیم منو رسوند خودشم رفت،چند وقت بعدش حدودا دوهفته بعد رفتم مغازش دیدم با شاگردش نشستن وقتی منو دید پیام داد وقت داری بریم یه چرخی بزنیم؟گفتم آره اتفاقا حوصلمم سررفته،گفت پس من میرم توام چنددقیقه دیگه بیا سرخیابون،با شاگردش خداحافظی کرد گفت میره جایی کارداره دو سه ساعت دیگه میاد منم خریدامو گذاشتم خونه رفتم سرخیابون سوار شدم رفتم باهاش،توراه کلی ازاینور اونور حرف زدیم تا رسیدیم اینبار من راحتتر از دفعه قبل بودم مانتومو دراوردم با تیشرت وساپورت بودم یکم رو مبل نشستم برام میوه اورد اومد پیشم نشست ، بلندم کرد منو روپاش نشوند کیرشو حس میکردم میخورد به کونم نسبتا کلفت بود کیرش،میمالید به کونم،میگفت کونت عالیه باید حتما از کون هم بکنمت،بهش نگاه کردم گفتم مرحله به مرحله پیش میریم اگه ازت خوشم اومد میزارم کونمم بکنی،گفت وا مگه بازیه که مرحله ای باشه؟گفتم همینه که هست،گفت حالا فعلا پاشو بیا بربم اتاق دربارش صحبت میکنیم،پاشدم رفتم اونم دنبالم اومد،کل لباساشو در اورد،بدن بی مویی داشت سفید بود برعکس منکه سبزه ام،کیرشم مثل خودش سفیدبود و کلفت،من هنوز لباس داشتم،تا دراز کشیدم اومد روم،شروع کرد ازم لب گرفتن،باهاش همراهی نمیکردم،گفتم که من اولای سکس اشتیاق نشون نمیدم بعدشم که دیگه سیر نمیشم،ازم داشت لب میگرفت کلا وزنش روم بود خودشو تکون میداد کیرش ازرو ساپورت میخورد به کسم،چنددقیقه ای لبامو خورد تیشرتمو کشید بالا سوتینمو باز کرد سینمو خورد بعدش شکممو رسید به نافم، ساپورت و شورتمو باهم دراورد،اومد باز ازم لب گرفت و رفت کسمو یه لیس زد ولی نخورد،کیرشو رو خط کسم میکشید خیلی حال میکردم میمالیدش رو چوچولم،روی سوراخم،خیلی این کارو کرد،بعد منو به پهلو خوابوند خودشم روبروم به پهلو خوابید پای منو با دستش بالا نگه داشت کیرشو کرد تو کسم،عقب و جلو میکرد کیرشو تو کسم،وسطاش هم کیرشو درمیاورد میمالید رو چوچولم داشتم دیوونه میشدم،برم گردوند روشکم خوابیدم،پامو بازکرد ازپشت کیرشو گذاشت تو کسم،سوراخ کونمم بعضی وقتا میمالید،من عاشق این کارم وقتی موقع سکس سوراخ کونمو بمالن سریع ارضا میشم،همینطور تلمبه زد تا خودشم ارضا شد آب کیرشو ریخت رو کمرم، رفت دستمال کاغذی اورد پاکش کرد،لباس پوشیدیم ومنو رسوند خونه


نوشته: رستا

 

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی مغازه, زن مطلقه از سایت سکسی خفن ایران 69