داستان سکسی سامان و آرمین از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی سامان و آرمین

سلام دوستان. امیدوارم حالتون خوب باشه. اول از همه بگم که این داستان گی هست و اگه علاقه ای به اینجور داستانا ندارین نخونینش.
من سامان هستم، 25سالمه و تهران زندگی میکنم. قدم 180 ، هیکلی نیستم ولی بدن عضلانیی دارم. نسبتا هم خوش قیافه و خوش پوشم و همیشه هم ریش دارم. خیلی وقت هم هست که میدونم گی تاپ (به اصطلاح بکن) هستم، البته رابطه با هر دو جنس رو تجربه کردم ولی کاملا مطمئنم که گی هستم. کللا هم به پسرهای ظریف و گوگولی علاقه دارم. اینم بگم که من جدا از خانوادم زندگی میکنم و کللا مستقل شدم ازشون. (البته واسه خونه گرفتن کمکم کردن.)
داستانی که میخوام براتون تعریف کنم داستان اولین سکسم با دوست پسرمه و مربوط میشه به 4ماه پیش.
همونطور که میدونین به خاطر شرایط قانونی کشور ما گی ها باید خیلی حواسمون جمع باشه که هر کسی نفهمه گی هستیم و البته منم خیلی تو این مسئله محافظه کارم. یه نرم افزار رو گوشیم نصب داشتم که واسه آشنایی گی ها هستنش. من اون موقع سرم خیلی شلوغ بود و دنبال رابطه نبودم و صرفا می خواستم با یه نفر آشنا بشم و سکس داشته باشم. داشتم همینجوری توش میگشتم و خیلی هم امیدوار نبودم بتونم کسی رو پیدا کنم که به سلیقم بخوره که با پروفایل آرمان مواجه شدم. یه عکس از پایین صورت و گردنش گذاشته بود. سنشم نوشته بود 18سال. عکسش خیلی واسم جذاب بود. بهش پیام دادم و صحبت کردیم و ویدئو کال کردیم. وقتی ویدئو کالمون تموم شد یه لحظه به خودم گفت شت!! این چقدر خوب بود!!! یه پسر لاغر و کم موو صورت استخونی. موها و چشمای مشکی و یه لبخند خیلی قشنگ داشت و خیلی خجالتی بود. یادمه چون ازش بزرگتر بودم بهم میگفت “شما” و من هنوزم به خاطر این مسئله شوخی میکنم باهاش. چند روزی با هم چت کردیم و از اونجایی که من خیلی حوصله ی چت کردن ندارم قانعش کردم که یه قرار بذاریم همدیگه رو ببینیم. سخت قبول کرد ولی قبول کرد. خلاصه یه روز قرار گذاشتیم و یه کافه همدیگه رو دیدیم. بازم بهم میگفت شما و منم شوخی میکردم باهاش میکردم. کلا خیلی خجالت میکشد مخصوصا که اختلاف سنیمون بیشتر از یکی دو ساله. کلی صحبت کردیم با هم و بیشتر آشنا شدیم. خیلی بیشتر از قبل به دلم نشست و حس کردم میخوام باهاش وارد رابطه بشم نه اینکه واسه سکس با هم باشیم. بهش گفتم و اونم با کلی خجالت قبول کرد. تا نزدیک خونش باهاش رفتم و بعدم ازش جدا شدم که تابلو نشه.
چون تصمیمم عوض شده بود و میخواستم رابطه داشته باشم باهاش سعی کردم تند نرم و قبل از اینکه دعوتش کنم خونم سعی کردم باهاش آشنا بشم و تقریبا 2-3 هفته ای با هم صحبت میکردیم و چت میکردیم و گاهی هم میرفتیم بیرون یکی دو دفعه هم بردمش تو جمع دوستای صمیمیم. تا اینکه یه روز واسه شام دعوتش کردم بیاد خونم و ازش خواستم که با خانوادش هماهنگ کنه که شب میمونه خونه ی یکی از دوستاش. البته برنامه نداشتم که سکس کنیم با هم ولی دوست داشتم شب رو با هم باشیم. (جا داره بگم که محض احتیاط کاملا اصلاحات لازم رو هم انجام داده بودم چون واقعا دوست نداشتم اگه جوری شد که سکس کردیم، کیرم اصلاح نشده باشه) وقتی اومد تو خونه همدیگه رو بغل کردیم و با هم روبوسی کردیم. اولین باری بود که با هم تنها بودیم و اون خیلی خجالت میکشید. یادمه از دستگاه پخشم داشت آلبوم “برف” از فرهاد پخش میشد. راهنماییش کردم که بشینه رو کاناپه و خودمم کنارش نشستم. یکم صحبت کردیم. خواستم بلند بشم به غذا سر بزنم (واسه شام ماکارونی درست کرده بودم) قبل از اینکه بلند بشم خم شدم سمتش و خیلی آروم گونش رو بوسیدم. یه لبخند زد و از خجالت سرخ شد. غذا آماده بود. نشسته بودیم رو کاناپه و اون داشت از اتفاقای این هفته ی مدرسش میگفت و منم گوش میکردم. ناراحت بود. یکی از همکلاسیاش فهمیده بود گیه و اذیتش میکرد. منم گوش میدادم. متوجه شدم واقعا خیلی اذیت و تحت فشاره. رفتم نزدیکش و آروم تو بغلم گرفتمش. دست کشیدم و تو موهاش و بهش قول دادم با هم یه فکری به حال این داستان می کنیم و حلش می کنیم با هم. صورتش رو برگردوند سمتم و با یه لبخند بهم خیره شد. یه لحظه نگاهم افتاد به لباش و به خودم گفتم چقدر خوردنین این لبا. صورتم رو بهش نزدیک کردم اونم متوجه شد و صورتش رو اورد جلو شروع کردیم خیلی آروم همدیگه رو بوسیدن. مدت ها بود کسی رو اینجور نبوسیده بودم. حسی که داشت غیرقابل وصف بود. یکم که بوسیدنمون طولانی شد خابوندمش رو کاناپه خودمم روش دراز کشیدم، البته جوری که وزنم اذیتش نکنه. آروم از رو لباش اومدم پایین تر و شروع کردم گردنش رو خوردن و با دستم هم صورتش رو نوازش میکردم. جفتمون نفس نفس میزدیم ولی اون مشخص بود استرس زیادی هم داره. یه دستم رو بردم سمت کیرش شروع کردم از رو شلوار کیرش رو مالوندن. اونم مثل من کاملا راست کرده بود، البته مشخص بود کیر خیلی بزرگی نداره. نفساش تند تر شد و بدنش از استرس و هیجان میلرزید. در گوشش گفتم بریم تو اتاق؟ با یه صدایی که انگار از ته چاه میومد گفت بریم. خواست بلند بشه نزدیک بود بخوره زمین. واسش یه لیوان آب اوردم، خورد و یکم آروم شد. این دفعه خودش گفت بریم تو اتاق. از در دستشویی که رد شدیم پرسید دستشویی اینه؟ گفتم آره. گفت من یه آب بزنم دست و صورتم رو، میام. (البته بعدا متوجه شدم که قصد اصلیش این بود که با آب داخل کونش رو تمیز کنه که کثیف کاری نشه.) من رفتم تو اتاق رو تختم نشستم. تا اون بیاد تی-شرتم رو از تنم در اوردم و انداختمش پایین تخت. وقتی اومد تو اتاق و دیدم اومد نشست رو پاهام و شروع کرد به بوسیدنم و همزمان خودش رو به کیرم میمالید. من با یه دست کونش رو چنگ میزدم و با اونیکی دستم دکمه های پیرهنش رو باز کردم. دیگه شهوت بهم غلبه کرده بود حرکتام لحظه به لحظه سریعتر میشد. پیرهنش رو که از تنش در اوردم، از رو تنم بلندش کردم انداختمش رو تخت و شروع کردم به در اوردن شلوارم. اونم که دید من دارم شلوارم رو درمیارم شروع کرد به دراوردن لباساش. حالا جفتمون لخت بودیم. نگاهش که به کیر راست شدم افتاد یه لحظه شکه شد. گفت این چرا اینقدر بزرگه؟! (کیرم حدودا 20سانته و کلفتیش هم خوبه واقعا) گفتم نترس جا باز میکنی. دستش رو گرفت و کشیدمش سمت خودم. فهمید منظورم چیه، اول خوب به کیرم دست کشید و از نزدیک نگاهش کرد و شروع کرد واسم خوردن. حالا من پای تخت ایستاده بودم و اون جلوم دراز کشیده بود و داشت کیرم رو با دهنش مک میزد. گاهی هم دندونش میخورد به کیرم که مهم نبود البته. چند دقیقه که خورد بهش گفتم بسه. خوابوندم رو تخت و خودم برعکس (به حالت 69) خوابیدم. دوباره کیرم رو کرد تو دهنش و خیلی آروم داشت واسم میخورد. منم کیرش رو که حدودا 12-13 سانت میشد رو کرده بودم توو دهنم و واسش میخوردم و با دستام هم با سوراخ کونش ور میرفتم تا جا باز کنه. تقریبا 2-3 دقیقه ای 69 بودیم که نفساش شروع کرد تند شدن و تو دهنم ارضا شد. منم از اونجایی که دوست نداشتم خجالت زده بشه آبش رو قورت دادم و یکم دیگه براش خوردم تا کیرش کامل خالی بشه. یکم که حالش سر جاش اومد شروع کرد معذرت خواهی کردن ومنم با لبخند بهش گفتم اشکال نداره و این حرفا. آروم پیشونیش رو بوسیدم وپرسیدم آماده ای؟ گفت آره. به کمرخوابوندمش، پاهاش رو باز کردم، وازلینی که زیر تختم بود رو برداشتم شروع کردم به چرب کردن سوراخ کونش و کیرم. چند دقیقه ای رو صرف باز کردنش با انگشتام کردم که دیگه طاقتم تموم شد. با وجود اینکه خیلی تنگ بود سر کیرم رو گذاشتم و خیلی آروم شروع کردم به فشار دادن. هر کاری میکردم فرو نمیرفت و منم هی فشارم رو بیشتر میکرم تا اینکه یه دفعه سر کیرم رفت داخل. مشخص بود خیلی داره درد میکشه ولی میخواد تحمل کنه.خم شدم روش و همزمان که کیرم رو فرو میکردم داخل شروع کردم به بوسیدنش. اولش نمیتونست همراهی کنه چون درد زیادی داشت ولی آروم آروم دردش کمتر شد و اونم شورع کرد به بوسیدنم. چند دقیقه ای رو به همین روال ادامه دادم تا به کیرم عادت کنه. در حالی که داشتم گردش رو میخوردم شروع کردم به عقب جلو کردن و اونم شروع کرد به ناله کردن. صدای ناله هاش باعث میشد حشری تر بشم و محکم تر تلنبه بزنم و اونم با صدای گرفته و بین ناله هاش فقط ازم میخواست که یواش تر بکنم. چند دقیقه که گذشت از روش بلند شدم و 4دست و پا نشوندمش. صورتش رو چسبونده بود به بالشت. سوراخ کونش کاملا باز بود نبض پیدا کرده بود. دوباره کیرم رو فرو کردم و شروع کردم به تلنبه زدن. احساس میکردم دارم تنگ ترین کون دنیا رو میکنم. اونم همش ناله میکرد میگفت یواشتر ولی من فقط ناله هاش رو میشنیدم و لحظه به لحظه سرعتم رو بیشتر میکردم. احساس کردم آبم داره میاد. دیگه کنترلم رو از دست داده بودم. همونجوری با فشار بدنم بدنش رو میفرستادم پایین تر تا جایی که اون دراز کشیده بود و من روش بودم. صدای ناله های جفتمون دیگه حسابی بلند شده بود که ارضا شدم تمام آبم رو تو کونش خالی کردم. احساس میکردم تمام شیره وجودم خالی شده. چند دقیقه ای همونطور دراز کشیدم روش یکم که سرحال اومدم از روش بلند شدم و کیرم که تقریبا خوابیده بود رو کامل از توش کشیدم بیرون. اون کاملا بیحال شده بود و نمیتونست تکون بخوره. چندتا دستمال گذاشتم لای کونش، آروم پیشونیش رو بوسیدم و در گوشش گفتم مرسی. تو بغلم گرفتمش و همونجوری تا صبح خوابیدیم. نمیدونم تجربش کردین یا نه ولی یکی از لذت بخش ترین چیزای زندگی اینه که صبح بیدار بشین و کسی که بهش احساس دارین توو بغلتون باشه. واقعا حس عجیبی داره.
بعد از اون شب منظم با هم سکس داریم و سعی میکنیم حداقل هفته ای 1شب پیش هم باشیم. هیچ وقت توی عمرم این احساس رو تجربه نکرده بودم ولی الان واقعا آرمین رو دوست دارم و اونم من رو دوست داره و همه چیز بینمون خوبه و امیدوارم همینطور خوب هم بمونه.
امیدوارم همه فارغ از جنسیت و گرایش جنسی، بتونن همچین حس و رابطه ای رو تجربه بکنن. و به امید ایرانی آزاد 

نوشته: سامان

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی گی از سایت سکسی خفن ایران 69