داستان سکسی زنونه پوشی من واولین سکسم با آرمان از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

دانلود جدیدترین و شهوتناک ترین رمان و داستان های سکسی زنونه پوش از سایت سکسی خفن 69


گاهی وقتا به قدری عصبی میشدم که تا چندساعت خودمو تواتاق حبس میکردم!
اخه چرا خدا بدن منو مثه دختر آفریده؟دست وپای نسبتا ظریف بدن فوق العاده سفید و…
بدتراز اینا یه هسته خرما که وسط پاهامه!
سینه هامم که اینقد باهاشون وررفته بودم یه سوتین سایز شصت اندازم بود!
بخاطراینا بود کلی شورت وسوتین و وسایل دخترونه داشتم وزنونه پوشی میکردم،خیلی وقتا باخودم ور میرفتم وارضامیشدم.بدنم مو داشت اماخیلی خیلی کم که اوناهم با اسپری موبر شیو میکردم بخاطرهمین بدن بدون لکه ای دارم کونم صاف وبدون یه جوش یالکس
من واقعا کیرکوچیکی دارم خیلی خیلی کوچیک بخاطرهمین نتونستم باهیچ دختری دوست بشم ودلیل اینکه کشیده شدم سمت زنونه پوشی بخاطرهمین جریانه!
یه روز که مشغول ور رفتم باخودم بودم وسط کار احساس کردم دیگه این چیزا واقعا عادی شده ولذتی نمیده
دوست داشتم یه سکس واقعی بایه نفرمورد اعتماد داشته باشم ولی هیشکی نبود،به هیچکس نمیشداعتماد کرد،تااینکه آمار یک نفرو گرفتم که گفتن صاحب فلان استخره که باپسراسکس داشته اسمشم آرمانه!
دلو زدم به دریا رفتم همون استخر،قبلش کل موهای دست وپا و باسنم رو با اسپری شیو کردم یه شورت و سوتین سایز60 مشکی برداشتم ورفتم،
خلاصه رفتم تواستخر،اون قسمت فروشنده بلیط یه مرد هیکلی بایه ریش وپشم بود واقعا هیکل گنده ای داشت که ازش پرسیدم آقا آرمان اینجاس؟که گفتش خودم هستم بفرمایید،اولش جاخوردم دیگه روم نشدباهاش حرف بزنم،فورا کلیدیه کمد روگرفتمو رفتم سمت رختکن مشغول لباس عوض کردن بودن که دیدم اومد تورختکن پرسید گفت با من چکار داشتی من دیگه دونستم که اون دوهزاریش افتاده وفهمیده بود که من نیتم چیه خلاصه رفتم باهاش حرف زدم تمام شرایطم تمام مشکلاتم روبهش گفتم اونم قبول کرد،من بهش گفته بودم که زنونه پوشم وبدنم مثه دختراس پس دوس دارم مثه یه دخترباهام رفتاربشه اونم قبول کرده بود. ازیه طرف خوشحال بودم ازطرف دیگه ترس داشتم،راه برگشت نداشتم تو همین حال وهوا بودم که بهم گفت برو اتاق بالا،اتاق شخصی خودمه آماده شو منم الان میام،
من خودمو آماده کردم شورت وسوتینم روپوشیدمو رو تخت نشستم که دیدم بعداز ده دقیقه اومد دوتا آبمیوه هم دستش بود
من روم نمیشدنگاش کنم دیدم بهم گفت تواگه پسری این سینه هاچیه،چرا اینقد سفیدی،بدنت هیچ فرقی بابدن دخترنداره بهش گفتم که ازبس مالیدم بزرگ شدن
اومدکنارم دست کشید روپاهام وسط سینه هامو بوس کرد خوابوندم روتخت شورتمو آروم درآورد چشش خورد به دودول کوچولوم که خندیدو قربون صدقش رفت بهم گفت واقعا سوراخ تنگ وصورتی داری این بایدخورده بشه شروع کرد لیس زدن،ربع ساعتی تمام بدنمو،گردن شکم،سوراخمو واسم خورد که من واقعا داشتم لذت میبردمو تواسمونا بودم اونم همش قربون صدقم میرفتم،من در برابراون واقعا ریزه پیزه بودم مثه یه دخترظریف،خلاصه نوبت اون شد کیرشو اورد گفت میخوری منم که بس حشری شده بودم قبول کردم،کیرشو درآورد چشام ازحدقه زدبیرون یه کیرسیاه درحد هیفده یاهیجده سانت روبه روم بود
واسش ساک زدم درحدپنج دقیقه که دیگه جفتمون بیتاب شده بودیم واسه سکس افتاد جون سوراخم با انگشت گشادش کردن
خب حالا اماده شده بودم واسه کردن
سر کیرشو گذاشت روسوراخم یواش یواش سرشوبرد داخل اما ازبس تنگ بودم کیرش سر میخورد سمت بیرون
چندبارامتحان کردکه فایده نداشت گفت من درازمیکشم توخودت اروم بشین روش که کنترلشم دست خودت باشه،
پوزشین خوبی بود،واسه من راحت بود
خلاصه نشستم روش اروم اروم تا ته رفت داخل یکی دودقیقه همیطور موندم تا جابازکرد
درد داشت اما لذتش بیشتربود،دیگه گشادشده بود بالاپاین میکردم حالت عوض کردیم من به دمرخوابیدم و یه بالش زیرشکمم بود اون تلنبه میزد ،حالت بعد به پهلو بود که هم گردنمو میخورد هم باسینه هام ورمیرفت هم آروم آروم تلنبه میزد،چندتا حالت عوض کردیم طی اون مدت که دیگه اخراش من دراز کشیدم لنگامو دادم رو شونش واسم تلنبه میزد توهمون حالت جفتمون ارضاشدیم
وقتی کیرشو درآورد تو کاندومش پراز آب بود که بهش گفتم کاش خالی میکردی رو سینه هام!
خلاصه اون روز بهترین روزمن بود
که آرمان ازم خواست تک پرش باشم اونم همه جوره پشتم باشه مثه یه زن وشوهر!
بهم گفت من پسر کرده بودم ولی تو واقعا چیز دیگه ای هستی واقعا بدن تو سفارشی ساخته باشه…
اون روزتموم من رفتم خونه یه دوش گرفتمو بعدشم ی خواب دلچسب کردم!
بعداز اولین رابطه یکی دوبار دیگه همدیگرو دیدیم ولی سکس نداشتیم باهم رفتیم بیرون اون داستان زندگیشو واسم تعریف کرد رفتیم خوشگذرونی.
اماجدیدا میخام یه قرارسکس باهم بذاریم
بعدا داستان اونم تعریف میکنم.
خوش باشید
ازطرف ستاره


نوشته: ستاره


متن داستان سکسی زنونه پوشی من واولین سکسم با آرمان