داستان سکسی زنم جنده محل شد (۲) از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی زنم جنده محل شد (۲)


چند روز بعد آیدا بهم گفت قراره با سارا و آرمین و صادق برن باغ صادق اینا. من گفتم میشه منم بیام؟ که آیدا گفت “نمیدونم از آرمین اجازه بگیر” منم منتظر موندم و وقتی آرمین اومد ازش خواهش کردم بیام. آرمین گفت “باشه کونی ولی باید به یه دردی بخوریا، هرکاری گفتیم میکنی. تو دست پامون هم نباشی که بد قاطی میکنم” من گفتم چشم و تشکر کردم. قرار شده بود صادق بره دنبال سارا برن باغ رو آماده کنن تا ما بریم. انگار آرمین گفته بود و زنم هم سارا رو واسه صادق جور کرده بود. البته جور کردن که چه عرض کنم اون جنده جور خدایی بود. با ماشین آرمین رفتیم و آیدا نشست جلو و من نشستم عقب. تو راه آرمین رپ گذاشته بود گوش میکرد و آیدا هم برای این که بگه آهنگاشو دوست داره هی باهاشون میخوند و عشوه میومد واسش. راستش حسودیم میشد که زنم اینقد خایه های آرمینو میماله، ولی خب واقعا هم دوست داشتم و تحریک میشدم. به خودم میگفتم “ببین چه بکنیه که زنت اینقد برای خوشایندش ادا اطفار درمیاره”


وقتی رسیدیم توی باغ صادق منو که دید گفت “این اینجا چیکار میکنه؟” که آرمین گفت “اینقد التماس کرد که مجبور شدم بیارمش تا خفه شه. نگران نباش پسر خوبیه” که صادق گفت “موقع سکس نبینم اینجا باشیا” که من گفتم چشم. آیدا و سارا داشتن کبابا رو آماده میکردن که مردا درست کنن و اون دوتا هم هم نشستن باهم پلی استیشن شرطی بازی کنن. همینطور که بازی میکردن و میخندیدن منم براشون پسته مغز میکردم میدادم بخورن، اونا هم بدون تشکر یا حرفی فقط برمیداشتن میخوردن انگار وظیفمه. تا این که یکم گذشت و زنم که کارش تموم شده بود اومد جلوشون کونشو قمبل کرد و گفت “بسه دیگه بچه ها، من حوصلم سر رفته. نمیخواهید بیایید به جای این بازیای مسخره با ما بازی کنید؟” و کونشو تکون داد و برگشت دست کشید به سینه هاش. آرمین گفت جون و پرید شروع کرد سینه هاشو خوردن، صادق هم بلند شد به سارا گفت “خوشگله بیا اینجا تو هم” سارا هم خندید و با ناز اومد. صادق یهو محکم زد تو صورتم و گفت “پاشو گمشو بیرون میخواهیم حال کنیم” من که بهم برخورده بود گفتم “این چه برخوردیه آقا صادق، منم شخصیت دارم” که صادق خندید و گفت “خفه شو بابا تو سوژه خنده کل محلی،همه میدونن بردی سینه های زنتو کردی قد طالبی که آرمین بازم بکنتش، چه شخصیتی؟ گمشو تا دهنتو سرویس نکردم” منم بین خنده های آرمین و صادق با ناراحتی رفتم بیرون. شنیدم که آیدا داشت میگفت “بچه ها اینقد اذیتش نکنید”


یکم که تو باغ دور زدم تصمیم گرفتم برگردم تو خونه. میترسیدم صادق عصبانی بشه و کاریم کنه ولی راستش یکم پشتم به زنم گرم بود، واقعا هم خیلی گشنم بود از صبح هیچی نخورده بودم. وقتی رفتم تو دیدم صادق همونطور که سینه های سارا رو از پشت میمالید در گوشش میگفت “کجا دوست داری بری عزیزم؟ خودم میبرمت ترکیه، میبرمت تایلند” آیدا که اون طرف خم شده بود تا آرمین کونشو بماله با ذوق گفت “آره باید چهارتایی بریم مسافرت خیلی خوش میگذره” آرمین خندید و گفت “باید شوهر کسکشتو مجبور کنیم کل خرجمونو بده. اون بشینه تو خونه و من زنشو به خرج خودش تو ترکیه بکنم” و زد در کونش که من برای اظهار وجود سلام کردم. صادق با عصبانیت و اون جذبه همیشگیش گفت “تو اینجا چه غلطی میکنی؟ مگه نگفتم بیرون باش؟” که آیدا گفت “کس ننش بابا صادق بذار بمونه” و شروع کرد خودشو به آرمین مالیدن. کونشو از پشت میمالید به کیر آرمین و اونم از پشت گردنشو میخورد و سینه هاشو میمالید. سارا هم نشست رو پای صادق و شروع کرد ازش لب گرفتن. آرمین و آیدا نشستن رو مبل و شروع کردن از هم لب گرفتن. اون طرف صادق داشت سینه های بزرگ سارا رو میخورد و کسشو میمالید. من گفتم “میشه حداقل به من بگید خوراکیا کجاست؟ خیلی گشنمه” که سارا گفت “اه، بشین جقتو بزن اینقد مزاحم نشو دیگه” که همگی خندیدن.

آرمین زنمو لخت کرد و وایسوندش جلوی خودش و همونطور که کناره های رونش کنار کسشو میخورد شروع کرد با دست کونشو مالیدن. صادق به من گفت “بیا اینجا ببینم” و منم رفتم پای کاناپه که اون و سارا نشسته بودن. همونطور که کس سارا رو میمالید بهم گفت “خوب نگاه کن” سارا هم گفت “این از پورن دیدن و جق زدن تو خونه مامانت بهتره که، اگه تو هم همچین حالی به دوستم میدادی هیچوقت مجبور نبودی شب خونه مامانت بخوابی” و خندیدن. سارا دیگه کامل روش به من باز شده بود و هرچی دلش میخواست بهم میگفت. سارا شلوار صادقو کشید پایین و شروع کرد ساک زدن کیر بزرگش. صادق سرمو گرفت چسبوند روی مبل کنار رون بزرگش و گفت خوب نگاه کن. با زحمت سرمو چرخوندم و دیدم که آرمین و زنم اونطرف کامل لخت شده بودن و آیدا داشت کیرشو میخورد. سارا گفت “زنتو ببین، آرمین داره چیزی بهش میده که تو نداری، کیرررر” و وسط خنده آرمین و صادق، هردو شروع کردن خوردن کیرای مردا. زنم پاشد اومد کسشو گرفت بالا سرم و گفت “دستت بهش نخوره، فقط بوش کن. این بوی کسیه که دوتا کیر کلفت دیده” و منم حسابی بو کشیدم. دستشو میزد رو کسش و آب کسشو میریخت تو صورتم و میگفت جون.

بعد آیدا دوباره رفت نشست رو کیر آرمین و صادق هم کیرشو از پشت کرد تو کس سارا. صحنه کونای جفتشون که کنار هم بود و داشت کیر دو تا مرد قوی هیکل میرفت توش خیلی شهوتناک بود. سارا بهم گفت “مامانت باید اون شب قورتت میداد ارشیا، چطوری اسم خودتو میذاری مرد وقتی مردایی مثل صادق و آرمین هستن؟” که صادق هم کیرشو محکم میکرد تو کسش و اسپنک میکرد کونشو. زنم اونور رو کیر آرمین بالا پایین میپرید. بعد پوزیشناشونو عوض کردن. صادق آیدا رو نشوند رو کیرش و آرمین هم سارا رو به طرف اونا کرد و از پشت کرد تو کسش . یکم که گذشت زنم که انگار نمیتونست ببینه آرمین یکی دیگه رو میکنه رفت کیر آرمین رو از کس سارا دراورد و شروع کرد ساک زدنش. سارا بهم گفت “ببین چیکار کردی، دوستم تشنه کیره. زنتو برده کیر آرمین کردی” تو همین حین صادق دوباره کیرشو کرد تو کس سارا. آرمین هم کیرشو کرد تو کس آیدا. همونطور که آرمین تو کس آیدا تلمبه میزد آیدا سینه های سارا رو میخورد. سارا سرشو محکم گرفته بود و قربون صدقش میرفت. سارا تو همون موقعیت دستشو کشید رو خایه های صادق و مالید روی صورت من که کنارشون نشسته بودم و گفت “یکم کیر مردای واقعی رو حس کن” که صادق حشری‌تر شد و شروع کرد محکمتر تو کسش تلمبه زدن.

یکم که گذشت صادق سارا رو برعکس کرد و دوباره نشوند رو کیرش و این بار در حالی که سینه های بزرگ و نرمش میخوردن تو صورتش شروع کرد تلمبه زدن. آیدا هم زانو زد رو زمین و شروع کرد کیر آرمینو خوردن. آرمین در حالی که هیکل گنده و عرق کردشو ولو کرده بود رو مبل و دیگه تقریبن خوابیده بود بهم نگاه تحقیرامیزی با خنده کرد. زنم خایه هاشو میخورد و دور سوراخ کونشو میلیسید. بعد با خنده بهشون گفت “میدونستید اون موقعی که هنوز میذاشتم کیرشو بکنه تو کسم ارشیا بدون این که انگشتمو بکنم تو کونش نمیتونست ارضا بشه؟” که همه خندیدن و صادق گفت “اگه دوتا خانوم کون تپل اینجا نبودن همینجا میکردمت بچه کونی” آرمین گفت “کیرتم بده ساک بزنه، خوب ساک میزنه” سارا با صدای بلند خندید و گفت “ارشیا یعنی جلوی زنت کیر یکی دیگه رو ساک زدی؟ واقعا کیر جفت این مردا تو غیرتت” و آیدا با عشوه در حالی که کیر آرمینو میخورد ازش پرسید “از من که بهتر کیر نمیخوره عشقم؟” آرمین هم گفت “معلومه که نه، هیشکی مث تو کیر نمیخوره جنده کوچولو” یکم دیگه آرمین بلند شد و نشست پیش صادق و زنم هم رفت نشست رو کیرش. حالا دوتایی با سارا رو کیر دوتا رفیق نشسته بودن و در حالی که اونا کسشونو میکردن و رو کیرشونو بالا پایین میپریدن سعی میکردن به زور از هم لب بگیرن ولی به خاطر تکونای زیاد جفتشون سخت بود. من رفتم بالای کاناپه بالاسرشون وایسادم، واقعا صحنه سوپر حشری کننده ای بود. دوتایی باهم رو کیرای بزرگشون بالا پایین میرفتن و سارا سینه آیدا رو میمالید. سروصداهایی که میکردن مثل یه سمفونی بی نظیر شده بود، واقعا چیزی از این قشنگ تر تو زندگیم ندیده بودم. دوتا مرد خوش هیکل که آرزوی هر زن و دختری بود یه بار زیر هیکل قوی و چارشونشون بخوابن داشتن زنم و دوستش که همیشه روش کراش داشتم رو میکردن و منم پشت سرشون جق میزدم.

یکم بعد دوتا مردا پاشدن وایسادن و آیدا هم بین جفتشون قرار گرفت و شروع کرد نویتی واسشون ساک زدن. کیر یکی رو که میکرد تو دهنش کیر اون یکی رو با دست میمالید و برعکس. سارا اومده بود پاشو گذاشته بود دوطرف من و تقریبا نشسته بود رو کمرم و موهامو محکم با دست میکشید و میگفت “نگاه کن کسکش چجوری زنت کیر جفتشونو میکنه تو دهنش. بگو کیرت ۷ سانته، بگو” منم تکرار کردم. گفت “بگو تا حالا با این کیرم نتونستم زنمو ارضا کنم” همینطور که اون سه تا میخندیدن صادق در حالی که کیرش دهن زنم بود دستشو گذاشت رو سر آیدا و به سارا گفت “اسم چیزی که اون داره دودوله، نبینم دیگه بهش بگی کیر” که سارا خندید و باز موهامو گرفت و گفت “از زنت خواهش کن کیر صادق و آرمینو خوب بخوره چون کیر دیگه ای تو خونتون پیدا نمیشه” منم گفتم. بعد یه مدت آرمین لم داد رو مبل و آیدا رو کشید رو کیرش تا بخورتش، صادق هم رفت از پشت شروع کرد کسشو کردن. سارا همونطور که موهای منو نگه داشته بود شروع کرد از آرمین لب گرفتن. بعد سر منو ول کرد و سینه های بزرگشو کرد تو دهن آرمین. خوب که سینه هاشو خورد نشست کسشو گذاشت رو سینه آرمین و سرشو گذاشت بغل آیدا و شروع کردن دوتایی کیرشو خوردن. صادق از اون پشت تو کس آیدا تلمبه میزد، منم فقط نگاه میکردم و جق میزدم، این بار دوم بود ارضا میشدم. آیدا عین جنده ها میخندید و گفت “من پنج بار ارضا شدم دلت بسوزه” و کیر آرمینو میخورد. سارا دستشو گذاشت رو صورت آیدا و گقت “قربونت برم حقته، این همه سال مجبور بودی با دودول ارشیا سر کنی” و با اون یکی دست از زیر خایه های آرمینو میمالید. بعد سارا بلند شد اومد نشست رو مبل کناری و سر منو برد بین پاهاش تا کسشو بخورم. صادق چندتا محکم تلمبه زد و آبشو تو کس زنم خالی کرد. آرمین اومد منو پرت کرد کنار و کیرشو کرد تو کس سارا. اونقدر کسشو کرد تا آبش اومد.

بعد در حالی که چهارتایی هرکدوم خسته و بی رمق افتاده بودن رو یه مبل سارا با بی حالی پاشد سوتین و شرتشو از رو زمین برداشت و اورد داد بهم گفت “بپوش” من نگاهش کردم و نتونستم از جذبه زنونه ای که داشت اطاعت نکنم. شرتشو که پام کردم بین خنده های بقیه برم گردوند و قفل سوتینو واسم بست و دوباره برم گردوند و یکی زد در کونم و هلم داد جلو و گفت “برقص واسمون ببینم” که من فقط نگاهش کردم. صادق با خنده گفت “مگه نشنیدی سارا خانوم چی گفت؟ یالا بندری برقص دیگه کسکش” منم سعی کردم بین خنده هاشون به زور برقصم. سارا کونمو گرفت و تکون داد و گفت “کونتو تکون بده باید تحریک کنی این مردای کیر کلفت رو” یکم که گذشت صادق پاشد و در حالی که میرفت سمت دستشویی به من گفت “اگه بیغیرتی ورزش بود تو قهرمان جهان بودی” بعد که هرکدوم مشغول یه کاری شدن منم نشستم. آیدا موقع درست کردن نهار یه سلفی چهارتایی گرفت که دست آرمین دور کمرش بود و گذاشت تو پیجش و زیرش نوشت “یه روز خوب با دوستای خوب تو کردان” منم جرات نکردم هیچ حرفی بزنم، فقط امیدوار بودم آشناهامون فک کنن دوستای اجتماعین و بعد از دیدنش نگن “ارشیا زن جندتو گاییدم”

ادامه…

نوشته: ارشیا

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی همسر, بیغیرتی, دنباله دار از سایت سکسی خفن ایران 69