داستان سکسی زنم برای راضی کردن بکنش هر کاری میکرد (۵ و پایانی) از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی زنم برای راضی کردن بکنش هر کاری میکرد (۵ و پایانی)


تا عمل زنم دو هفته مونده بود. بعد از ماجرای اون روز وقتی دوباره به آرمین گفتم بیاد خونمون زنمو بکنه عصبانی شد و گفت “شما منو سر کار گذاشتید که بیام بکنمتون فقط… دفعه بعد تا با چشمای خودم نبینم آیدا سینه هاشو هندونه ای کرده از کیر خبری نیست” و قطع کرد. دیگه از اون شب زنم هرچی بهش زنگ میزد جوابشو نمیداد. واقعا بچه پررو بود و با زنم عین جنده های دوزاری برخورد میکرد، هرچند انگار اونم اینو دوست داشت و اصلا بیشتر تحریکش میکرد. چند روز که گذشت یه روز سارا اومد خونمون، قرار بود با آیدا برن بیرون. درو که باز کردم دیدم یه مانتوی جلو باز پوشیده و یه تاپ سفید تنگ هم زیرش پوشیده که سینه های گندش میخواستن جرش بدن و بیان بیرون. آیدا تا شنید سارا اومده همونطور که هنوز دکمه های مانتوشو کامل نبسته بود دوید اومد بیرون با ذوق سلام کرد بهش. سارا هم جیغ ز‌د “وای چه کسی شدی آیدااا” و سینه هاشو از تو تاپش گرفت فشار داد و دوتایی خندیدن. زنم مانتوش اینقد تنگ بود که دکمه هاش بسته نمیشد. سینه هاشو گرفت طرف من و با لحن دستوری گفت “واسم ببندش” منم به زور دوطرف مانتوشو به هم نزدیک کردم و آخر موفق شدم ببندمش. با خودم گفتم دیگه ببین سینه هاشو عمل کنه چی میشه. سارا بهش گفت “عزیزم غصه نخوری اصلنااا، اگه آرمین دیگه کلن نیومد هم نیومده، تقصیر این ارشیاست اینقد پرروش کرده. من خودم به این پسره آزراییه که تازه باهاش دوست شدم میگم یکی از دوستای بدنساز و پولدارشو بیاره واست” که آیدا آروم زد به سینش و گفت “چی میگی من آرمینو میخوام فقط”


بعد نشستن رو مبل من واسشون قهوه اوردم که سارا وقتی قهوشو گذاشتم جلوش آروم زد رو سرم گفت “آفرین پسر خوب” و با آیدا خندیدن. بعد شروع کردن با سارا تعریف کردن. همونطور مشغول صحبت بودن که آیدا به من گفت “ما الان میخواهیم بریم بیرون،بدو اون لاک صورتی منو بیار پاهای من و سارا رو لاک بزن” منم فقط سر تکون دادم و رفتم اوردم. اول پای زنم رو گرفتم و بوسیدم و شروع کردم دونه دونه واسش لاک زدم. بعد سارا پاشو گذاشت رو میز. وقتی پاشو دیدم اونقدر تحریک شدم که بدون اختیار پاشو بوسیدم و با کف پاش زدم رو لپم. پاشو گذاشتم رو صورتم و شروع کردم خوردن پاش. آروم شروع کردم واسش لاک زدن و بینش پاهاشو بوسه بارون میکردم. انگشتای ظریف و خوشگلشو میکردم تو دهنم و مک میزدم. سارا با تعجب میخندید فقط، زنم ولی انگار عصبانی بود از دستم که دارم به دوستش بیشتر توجه میکنم، ولی من دیگه واسم مهم نبود. من فقط مشغول خوردن ساق پای کلفت و گوشتی سارا بودم که حتی از زنمم بهتر بود، مثل همه چیزای دیگش. اگه میشد میرفتم برده سارا میشدم واقعا، از حرفاش و هیکلش معلوم بود بکنای مختلفی هم داره، همه هم پولدار و هیکلی. فقط حیف که خیلی از تحقیر کردن خوشش نمیومد. بهش گفتم “سارا میشه بذاری کستو بخورم؟ خواهش میکنم” که زنم زد تو سرم و گفت “پاشو پررو نشو دیگه پدرسگ” و پاشد. سارا هم خندید و قبل از این که از روی مبل پاشه کون منو اسپنک کرد و گفت آفرین و بعد به آیدا گفت “عزیزم ارشیا رو قرض میدی به من بعضی وقتا بیاد پدیکور انجام بده واسم؟” و بعد رو به من گفت “شاید اگه پسر خوبی باشی آخرش بشینم رو صورتت تا کس و کونمم بخوری” و چشمک زد. آیدا گفت “معلومه که آره عزیزم، اصلا اگه خواستی کلا برش دار ببرش از شرش راحت شیم” و خندیدن.


وقتی داشتن کفشاشونو میپوشیدن من با حالت مظلوم گفتم “میشه من هم بیام؟” که زنم گفت “معلومه که نه، تو بیای چه غلطی کنی؟” منم که مطمئن بودم قراره کلی جنده بازی دربیارن و کیر مردا رو راست کنن و واقعا دوست داشتم باشم و ببینم ناراحت شدم و دیگه هیچی نگفتم. آیدا یکم فکر کرد و گفت “به جاش باید بری خونه آرمین” که من با تعجب گفتم “خونه آرمین چرا؟ مگه گوشیتو جواب داد؟” اون که انگار بدش اومده بود که من جلوی سارا همچین حرفی زدم بهم چشم غره رفت و گفت “نه باید بری پیشش مثل قدیم کاراشو بکنی و هرکاری خواست واسش بکنی تا تو این مدت که من نیستم احساس کمبود نکنه و به زن دیگه ای وابسته نشه” منم که واقعن اعصابم خورد بود که زنم اینقد به این پسر باج میده ولی از طرفی حشری شده بودم از تصورش گفتم “باشه هرچی شما بگی” موقع بیرون رفتن سارا گفت “ارشیا اگه دیلدو پیدا کردیم واست میخرم” و دوتایی خندیدن و رفتن. رفتم تو بالکن و دیدم که دارن میرن. وسط کوچه که رسیدن دوتا جوون که سوار موتور بودن اومدن از کنارشون با سرعت آروم رد شدن، یکیشون دستشو کشید به کون سارا که کنار آیدا بود و در حالی که دور میشدن داد زد “جووون چه کونی داری عزیزم، بیام کیرمو تا خایه توش جا بدم؟” و خندید و سریع محو شدن.

یکم دیگه منم لباسامو پوشیدم و راه افتادم به سمت خونه آرمین. بهش دوبار زنگ زدم جواب نداد. زنگ خونه رو هم چندبار زدم جواب نداد، گفتم لابد نیست دیگه. همونجا نشستم و شروع کردم با گوشیم کار کردن. بعد نیم ساعت دیدم آرمین سوار ماشینش اومد و در پارکینگو زد، یه زن تقریبا میانسال با سر و وضع خراب هم بغل دستش بود. منو که دید تعجب کرد و شیشه رو داد پایین و گفت “اینجا چه غلطی میکنی کسمغز؟” که من یکم فکر کردم و گفتم “خانومم گفته بیام ببینم شما چیزی نیاز ندارید؟” که اونم پوزخند زد و شیشه رو داد بالا و اشاره کرد دنبالش برم. منم دویدم دنبالشون رفتم تو پارکینگ خونش. وقتی از ماشین پیاده شدن دستشو انداخت دور کمر زنه و گفت “این مهساست، از اونجایی که زنت امروز میخواسته دکت کنه و منم نمیدونم به چه دردم میخوری امروز مهسا صاحبته، هرچی بگه انجام میدی. مهسا این ارشیاست، من زنشو میکنم” که مهسا خندید و گفت “جون تو کجا بودی به جای این شوهر عوضی غیرتیم بیای منو بگیری؟” و کیفشو داد دستم واسش بیارم. وقتی رسیدیم در آپارتمان مهسا وایساد و به کفشاش اشاره کرد تا واسش دربیارم. زانو زدم جلوش کفشای پاشنه بلندشو دراوردم و روی پاشو بوسیدم. بعد گرفت سرمو چسبوند رو کسش و گفت بخور.یکم کسشو از رو شلوار خوردم تا ولم کرد.

وقتی رفتیم مهسا لخت شد با سوتین و شرت و اومد پرید بغل آرمین که لم داده بود رو مبل سیگار میکشید. مهسا داد زد سرم و گفت بیا اینجا. وقتی رفتم گفت “دولا شو میخوام پامو بذارم رو کمرت” منم جلوشون قمبل کردم تا پاشونو بذارن رو کمرم. تو همون حالت انگشتشو کرد تو کونم که من یه آخ گفتم. محکمتر فشار داد و گفت “ادای تنگا رو درنیار کونی، راستشو بگو چقدر کیر خورده این کونت؟” که من در حالی که سوراخ کونم از درد داشت آتیش میگرفت ولی سعی میکردم هرطور شده پاهاشونو رو کمرم نگه دارم گفتم “هیچی… به خدا هیچی” که مهسا به آرمین گفت “شنیدی آرمین جونم؟ میگه تا حالا کون نداده” که آرمین گفت “اگه دوست داری خودت امروز بکنش جنده خانوم” مهسا هم خندید و گفت “آره فکر خوبیه، من همیشه فانتزیم بود با کیر مصنوعی شوهرمو بکنم و حسابشو برسم” آرمین پاشو اورد بالا زد رو کمر من و دست انداخت سینه هاشو دراورد و شروع کرد خوردن. مهسا هم آهش رفته بود بالا و هنوز هیچی نشده داشت جنده بازی درمیاورد. تی شرت تنگ آرمینو دراورد و شلوارشم با کمک خودش دراورد. من بی اختیار سرمو بردم نزدیک شرت آرمین و کیرشو بو کشیدم. مهسا گفت جون و منو زد کنار و شرت آرمینو دراورد.

بعد منو انداخت پایین پاشون و همونطور که دستشو میکشید رو بازوها و شونه های آرمین و کف دستشو که حتی نصف سینه ستبر آرمین رو هم نمیپوشوند گذاشت رو سینش بهم گفت “ببین چه عضله هایی داره حسین، کیرشو ببین. من نمیتونم بهش ندم، کی میتونه این کیرو ببینه و عاشقش نشه؟ تو بعد کلی زور زدن ارضام میکنی هربار، هروقتم از سر کار میای خسته ای. وقتی تو نیستی آرمین جون زحمت ارضا کردن زنتو میکشه” و شروع کرد کیر آرمینو که گرفته بود به سمت من مالیدن و ازش لب گرفتن. انگار داشت تصور میکرد من شوهرشم و حرصشو خالی میکرد. بعد همونطور که کیر آرمینو میمالید دوباره به من که پایین پاشون خوابیده بودم گفت “نگاش کن، کیرشو ببین، ببین چه عضله هایی داره، این یه مرد واقعیه. تو با اون شکمت که کیرتو نمیتونی ببینی به درد کردن کس معرکه نمیخوری” و دستشو محکم زد روی کسش و باز لبای آرمین رو با احساس خورد. “من که میدونم همیشه تو کامپیوترت کیر مردای دیگه رو میبینی و آرزو میکنی کاش کیرت اینقد بزرگ بود، خودم فیلم سوپراتو دیدم. فقط بلدی واسه من مردبازی دربیاری کسکش… ببین چطور کیر هیولاشو میخورم حسین، نمیخوام تموم شه هیچوقت واسه همین اینقد آروم میخورم” و همزمان با خوردن کیرش دستشو میکشید رو خایه های بزرگ آرمین و میمالیدشون. “چیه بغض کردی؟ میخوای باز غیرتی بازی دربیاری و منو بزنی؟ ولی نمیشه چون آرمین میکشتت. آرمین جونم بهش نشون بده” که آرمین محکم پاشو گذاشت رو گلوم و شروع کرد فشار دادن. با عصبانیت داد زد “زنت جنده منه بیناموس، فهمیدی؟ یه بار دیگه دستت بهش میخوره کاسه کونتو میشکنم حروم لقمه” من چسبیدم به پاش و با چشمام حالت التماس گرفتم تا ول کرد. مهسا خندید و بعد از این که با احساس از آرمین لب گرفت و کیرش تو دستاش بود بهش گفت “خیلی دوست داری وقتی زنای مردای دیگه رو میکنی نه عشقم؟ دوست داری اینطوری خوردشون کنی جلوی زنشون؟ کی باشه واقعن بیای جلوی شوهر کسکشم منو بکنی” که آرمین سینه هاشو محکم نیشگون گرفت و گفت “یه کاری میکنم از دفعه بعد خودش بیارتت خونم کس و کونتو بذاره جلوم بگه آقا آرمین خواهش میکنم زنمو بکن” که مهسا هم گفت جون و پاشد نشست رو کیرش.

من نمیتونستم درست ببینم چون هنوز خوابیده بودم رو زمین. آرمین پاشو گذاشت رو شکمم و بدون توجه به این که منم آدمم هرچقدر میخواست فشار میداد و مهسا رو میکرد. مهسا روی هیکل بزرگ و تنومند آرمین مثل یه بچه بود. بعدش پاشد دوباره منو قمبل کرد و مهسا رو خوابوند رو کمر من و کیرشو کرد تو کسش و شروع کرد تلمبه زدن. بهم گفت “ببینم عرضه داری نقش میزو درست بازی کنی یا نه؟” منم با همه زورم تلاش میکردم تحمل کنم و ثابت بمونم، ولی با تلمبه های شدید آرمین که روناشو میزد به کونم خیلی سخت بود. من فقط ضربه های محکم کیر آرمین رو حس میکردم و صدای ملچ ملچشون از خورده شدن بدن مهسا توسط آرمین و لب گرفتنشون. دیگه نمیتونستم تحمل کنم و یهو خوابیدم رو زمین. آرمین بدون این که اهمیتی بده مهسا رو خوابوند رو بدن درازشده من و به کردن کسش ادامه داد. آرمین نعره میزد “حسین کیرم تو وجودت بی شرف، زنت داره بهم کس میده حسین” مهسا هم در گوش من قربون صدقش میرفت و کونشو محکمتر میکوبید به من که نقش زمینو داشتم دیگه حالا. بعد منو نشوند و نشست رو گردنم و کسشو گذاشت جلوی دهنم و داد زد “منو محکم بگیر دیوس” و شروع کرد کیر آرمینو خوردن. قشنگ وقتی خایه های آرمین میخوردن به سرم حسشون میکردم. مهسا کسشو فشار داد رو دهن و دماغم و گفت “کس زنتو ببین. ببین چطوری آرمین داغونش کرده با کیر بزرگش. من وقتی تو کیرتو میکنی توش اصلن نمیفهمم”‌ و بعد پاشد وایساد و منو برگردوند و همونطور که دوتایی وایساده بودن بالای سرم شروع کرد واسه آرمین زدن تا آبش اومد و آبشو پاشید تو صورتم. آرمین با کل زورش شونه هاشو گرفته بود و ارضا شد. مهسا دستشو که پر از آب آرمین بود گرفت جلوم و گفت “جون همشو بلیس” منم فقط اطاعت کردم و قشنگ دستشو لیس زدم. آخرش سرمو ناز کرد و گفت “کاش تو شوهرم بودی دیگه من هیچ غمی نداشتم تو دنیا” نمیدونستم از این حرفش باید خوشحال شم یا ناراحت.

یکم که گذشت آرمین بهم گفت پاشو مهسا رو برسون و برو خونتون، منم گفتم چشم. مهسا تو مسیر شمارشو بهم داد و گفت “من امروز خیلی حال کردم اگه خواستی بازم نقش شوهرمو بازی کنی بهم بگو حاضرم بهت پول هم بدم. وقتی رسوندمش و برگشتم خونه آیدا هنوز نیومده بود. نیم ساعتی بعد طرفای ساعت یازده بود که اومد و وقتی پرسیدم چرا اینقد دیر اومدی فقط گفت “زر نزن” و رفت تو اتاق درم بست. فهمیدم امشب خیلی اونطور که میخواسته نبوده و اعصابش خورده و امشب باید روی همین کاناپه بخوابم. زدم شبکه پورن و با تصور این که این فیلم زنمه که امشب داشته به یه غریبه تو خیابون میداده. حس میکردم بدن سفید زنم باید زیر یه سیاهپوست کیرکلفت مثل این مرده بخوابه، خیلی دلم میخواست پای آرمین از خونمون بریده شه. تا زنم عمل میکرد و خوب میشد وقت داشتم خوب فکر کنم و یه کاری بکنم.

نوشته: ارشیا

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی zzzz از سایت سکسی خفن ایران 69