داستان سکسی زنم برای راضی کردن بکنش هر کاری میکرد (۲) از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی زنم برای راضی کردن بکنش هر کاری میکرد (۲)


اون شب آرمین و آیدا بعد سکس خوابیدن و تا صبح در اتاق باز نشد. صبح آرمین بیدار شد و من براش صبحونه درست کردم خورد و رفت. آیدا هم بیدار شد رفت خونه مادرش اینا. منم تعطیل بودم رفتم تو محل یکم راه رفتم. هنوز خیلیا مخصوصا جوونا بهم بد نگاه میکردن و حتی معلوم بود بیشتر هم ازم متنفر شدن، ولی دیگه حداقل کسی کاریم نداشت. چند روز معمولی گذشت و آرمین هم هرچقدر آیدا بهش زنگ میزد و ازش خواهش میکرد بیاد میگفت کار داره و نمیرسه. آیدا خیلی ناراحت بود و با منم خیلی کم حرف میزد. منم اعصابم خورد بود و هرچی علف مونده بود واسم کشیدم. حس میکردم دیگه علف منو نمیگیره ولی میترسیدم چیز دیگه ای هم بکشم. همینطور اوضاع تخمی میگذشت تا این که یه روز آرمین سر زده کلید انداخت و‌ اومد تو.


آیدا انگار دنیا رو بهش داده بودن، دوید سمت در و پرید بغل آرمین. آرمین با همون پوزخند همیشگیش تو جواب سلام من فقط سرشو تکون داد و اومد نشست رو کاناپه و دستشو گذاشت پشت سر من. واقعا احساس ضعیف بودن میکردم تو دستای بزرگ آرمین. آیدا رفت واسش اسموتی درست کنه بیاره. ازم پرسید “چه خبر؟ دیگه که کسی تو محل اذیتت نکرد پسرم؟” این دیگه چه بچه پررویی بود که با این سنش منو پسرم صدا میکرد. من گفتم نه و تشکر کردم. زد پشتم و گفت “هرکی خواست اذیتت کنه بگو آقا آرمین پشتمه ، خودشون حساب کار دستشون میاد” که من باز تشکر کردم. دکمه و زیپ شلوارشو باز کرد و به کیرش اشاره کرد ، منم متوجه شدم خوش آمدگویی و تشکر صحیح نکردم و زانو زدم جلوش و کیرشو بوس کردم. آیدا اومد اسموتیشو‌ بهش داد و بهش گفت “عشقم میخوای تا من خودمو واست آماده میکنم ارشیا یکم ماساژت بده؟ معلومه هنوز کوفته ای از دعوای اون روز” که آرمین یه پوزخندی زد و گفت “آره بدم نمیاد، به شرط این که قول بده زیاد کونی بازی درنیاره که حالم به هم بخوره” آیدا کمکم کرد لباسای آرمینو دربیارم و سینه پهنشو بوس کرد و یکم نوک سینه هاش و شکمشو با لباش خورد و رفت آماده شه.


همینطور که آرمین لخت لم داده بود رو مبل، من شروع کردم عضلات بزرگ و قویش رو با دست ورز دادن. دستمو میکشیدم رو سینه های بی موش و عضله های برجسته شکمش، سعی میکردم بازوهاشو با دست بگیرم. این پسر به زور ۱۸ سالش بود و بازوهاشو با دو تا دست به زور میشد گرفت. زنجیر طلاش سرد بود و سینه هاش گرم و مالیدن بدن مردونش واقعا حس خوبی بهم میداد. دوست داشتم تا ابد خدمتگزارش باشم اینقد که همه چیش مردونه بود. ازش پرسیدم اجازه هست کیر و خایه هاشم ماساژ بدم که با همون جدیت و تهدید همیشگیش فقط سر تکون داد. با دو تا دستم خایه هاشو گرفتم و شروع کردم مالیدن. واقعا بزرگ بود، دو سه برابر خایه های من بود. کیرشم که الان که نیمه راست بود اندازه کیر راست شده من بود. رونای کلفت و مردونشم ماساژ میدادم، همه چی عالی بود و رو ابرا بودم. قد مالیدن سینه های زنم از مالیدن کیر و خایش لذت میبردم. واقعا از ته دلم دوست داشتم بهم بگه کیرشو بخورم تا کل کیر گندشو بکنم تو دهنم، ولی زد تو حالم و گفت “بسه دیگه پاشو کونی” . با اعصاب خوردی نشستم رو کاناپه کنارش ولی سعی میکردم چیزی نشون ندم.

زنم از اتاق اومد بیرون یه چرخی زد لباسشو نشون آرمین داد و نشست پیش من . همینطور که سه تایی رو کاناپه نشسته بودیم و من بینشون بودم، آرمین آیدا رو کشید جلو و شروع کردن از هم لب گرفتن، دقیقا جلوی صورت من تو فاصله چند سانتیم. انگار هیچی نمیتونست جلودار آرمین بشه، هرکاری دلش میخواست رو میکرد و زن منم جندش شده بود. همونطور که جلوی من لب میگرفت موهاشو از پشت میکشید و پشت دستش میخورد تو صورت من. بعد سر آیدا رو گذاشت رو شکمش و اونم همینطور که وزنشو انداخته بود رو من و بینشون نشسته بودم شروع کرد کیرشو خوردن. یهو رو کرد به من و گفت “پاشو برو اون ور ببینم” منم گفتم چشم و پاشدم. یکم که از هم لب گرفتن آیدا پاشد زانو زد نشست بین پاهاش و شروع کرد کیرشو با ولع خوردن . بهم گفت بشین واسم یه رول بپیج ببینم. منم گفتم چشم و شروع کردم. همینطور که زنم واسش ساک میزد من واسش علف رول میکردم. بعد که تموم شد و نشونش دادم بدون این که کیرشو از دهن زنم دربیاره گفت “خوبه، حالا برو واسم مزه و کره بگیر میخوام بعد کردن کس زنت عشق و حال کنم” که گفتم “میشه یکم دیگه ببینم بعد برم ؟” که گفت “چون امروز پسر خوبی بودی اجازه میدم” منم ازش تشکر کردم.

یکم که گذشت آرمین همینطور که آیدا کیرشو میخورد گوشیشو دراورد و شروع کرد ازش فیلم گرفتن. آیدا هم با عشوه کیرشو زبون میزد و به دوربین چشمک میزد. عجب جنده ای شده بود زنم، دیگه هیچی براش مهم نبود. یهو آرمین دوربینو گرفت سمت من و گفت “بیا اینجا ببینم کسمغز” و من در حالی که از کوچیک بودن کیر خوابیدم جلوی دوربین خجالت میکشیدم دستمو گذاشتم روش و چون میترسیدم هم کاری که میگه رو انجام ندم رفتم جلو. آرمین آروم زد تو گوشم و پرسید “این کیه داره کیر منو میخوره؟” با سختی و عذاب گفتم “زن منه آقا آرمین” باز آروم زد تو گوشم و گفت “اسم من چیه؟” من گفتم “آقا آرمین” این بار محکم زد تو گوشم و گفت “از این به بعد منو ارباب صدا میزنی” منم با بغض گفتم چشم. بعد دوربینو گرفت رو آیدا که داشت کیرشو میخورد و دستشو کشید رو سرش. بهش گفت “با شوهرت حرف بزن، بهش بگو چرا کیر منو به جای اون میخوری” آیدا تو نهایت حشری بودن رو به من گفت “کیرشو ببین، کیرش ۶ برابر توئه. ۶ سال ازت کوچیکتره ولی کیرش ۶ برابرته. من جنده کیرشم. ارشیا، زنت جنده کیر آرمینه خوب نگاه کن” و از پایین تا بالای کیرشو لیس زد. آرمین همینطور که فیلم میگرفت همش میخندید و به من نگاه میکرد. بهش گفت “از شوهرت لب بگیر مزه کیرمو بچشه” که آیدا گفت “ارشیا که کونیه و عاشق مزه کیرته، خودت میدونی” و بعد جلوی دوربین منو با لبای خیس و ترشش یه بوس طولانی کرد. آرمین خندید و گفت آفرین و بعد گوشی رو انداخت کنار. واقعا باورم نمیشد داره چه اتفاقی میفته، آرمین دیگه هرکاری دلش میخواست میکرد. میتونست زندگیمو با این فیلم نابود کنه، البته اگه تا الان این کارو نکرده بود.

بعد آرمین پاشد و آیدا رو هم بلند کرد، به منم دستور داد برم سوراخ کون زنمو از پشت بلیسم. همینطور که آیدا وایساده بود و کونشو قمبل کرده بود و من داشتم کونشو میلیسیدم، آرمین کیرشو گذاشت بین رونای آیدا. سر گنده کیرش میخورد زیر چونم. آرمین با عصبانیت بهم گفت “اگه زبونت بخوره به کیرم زبونتو از حلقت درمیارم” و دوتا دستشو گذاشت رو کون زنم. منم سعی میکردم مواظب باشم که موقع لیسیدن کون آیدا زبونم به کیرش نخوره. سر قارچی شکل کیرش خیلی تحریکم میکرد ولی میترسیدم. ارشیا آیدا رو انداخت رو کاناپه، یکی از پاهاشو گذاشت رو شونش و کیرشو کرد تو کسش. همینطور که کیرشو تو کسش جلو عقب میکرد طوری ازش لب میگرفت انگار تازه همو دیدن. واقعا زنم تا حالا از اول دوستیمون منو اینطوری نبوسیده بود، فک کنم بهترین و طولانی ترین بوسمون همونی بود که آرمین میخواست مزه خایه هاشو بفهمم و مجبورش کرد طولانی منو ببوسه . همینطور که زیر آرمین بهش کس میداد ازم پرسید “کسمو دوست داری؟ دوست داری بکنیش؟” که من برای خوش اومدن آرمین گفتم “آره، آقا آرمین خیلی آدم خوش شانسیه” که یهو آرمین پاشد زد تو صورتم و گفت “اولا بهت گفتم به من میگی ارباب، بعدم من آدم خوش شانسیم زن جنده؟ تو خوش شانسی که من بهت اجازه میدم کس دادن زنتو ببینی. من دارم ماهی ۳ تومن میگیرم که زنتو بکنم، کل زندگیتم صاحب شدم. کل محل میدونن من مرد خونتونم. زنتو شبا تو تخت خودت میکنم و تو رو کاناپه میخوابی، تو با اون کیرت که نمیتونی باهاش وایساده بشاشی خوش شانسی که اجازه میدم ارضا شی” واقعا میدونست چطور منو تحقیر کنه. سرمو انداختم پایین و با صدای گرفته گفتم “بله ارباب، همینطوره. ببخشید بی ادبی کردم، حواسم نبود چی میگم” آرمین گفت “از این به بعد فقط وقتی من اجازه میدم میتونی به کیرت دست بزنی. اینجوری یاد میگیری باادب باشی” و بعد برم گردوند، محکم کون لختمو اسپنک کرد و زنمو نشوند رو کیرش. آیدا هم ازش یاد گرفت، همینطور که رو کیرش بالا پایین میرفت میزد در کون من و میخندید. آیدا بهم گفت “دوست داری کیر آرمین به جای کس من تو کون تو بود؟ به زنت حسودی میکنی آره؟ عیبی نداره عزیزم بگو” و هردو خندیدن.

من برای این که یه وقت نتونم جلوی خودمو بگیرم و به کیرم دست نزنم که آرمین عصبانی بشه پاشدم لباسامو پوشیدم و رفتم مغازه واسه چت کردن آرمین و آیدا بعد سکس مزه بگیرم ولی همش حواسم پیش زنم و آرمین بود. وقتی برگشتم دیدم آرمین آیدا ر‌و جوری که سینه هاش سمت خودش باشه نشونده رو کیرش و سرشو کرده تو سینه هاش و همینطور که آیدا رو کیرش بالا و پایین میره سینه هاشو میخوره. آیدا تا منو دید بهم گفت برم جلو و وقتی رفتم سرمو گرفت کرد تو کونش و گفت بلیس. کونش که از بالا پایین شدن رو کیر آرمین عرق کرده بود رو میلیسیدم و مواظب بودم که زبونم به کیر آرمین نخوره که یهو عصبانی شه. جلو عقب رفتن کیرش تو کس زنم رو با دقت میدیدم و واقعا لذت میبردم. آرمین بالاخره انگار داشت ارضا میشد. آبش که اومد، نمیدونم عمدی یا اتفاقی ولی کیرشو همون لحظه کشید بیرون و نصفش پاشید رو صورت من که داشتم کون آیدا رو زبون میزدم. آبش واقعا داغ بود و بهم حال داد. آیدا که متوجه شده بود خندید و زد پشت کمرم گفت “نوش جونت شوهر بیغیرت من، از آرمین تشکر کن که کس زنت و صورتتو آبیاری کرد” که من به آرمین که هنوز داشت از ارضا شدنش حال میکرد تشکر کردم “ارباب خیلی ممنونم واقعا” آرمین زنمو از روی پاهاش برداشت نشوند کنارش و با بی حالی دستشو زد تو صورت من و گفت “واقعا بعضی وقتا باورم نمیشه اینقد بی ناموسی، دیگه حالم داره از کثافت بودنت به هم میخوره، گمشو نبینمت فقط” منم سریع رفتم نشستم یه گوشه تا عصبانی نشه و یه وقت از خونه بیرونم نکنه.

همونطور که لخت تو بغل هم خوابیده بودن آیدا گوشی آرمین رو که اون کنار افتاده بود برداشت و یه سلفی از خودشون گرفت. آرمین موقع سلفی هم همون پوزخند بکنیش رو لبش بود. آیدا با عشوه و لوس کردن خودش گفت “واسم بفرستش میخوام بذارمش اینستا که دیگه از امروز همه بدونن صاحبم کیه” که آرمین گوشیو بهش داد تا خودش بفرسته واسه خودش. آیدا از من پرسید “ارشیا جونم تو با اون هنر نویسندگیت یه کپشن خوب بهمون پیشنهاد میدی؟” من واقعا قفل کرده بودم، فکر میکردم داره همینطوری واسه تحریک کردن آرمین این حرفو میزنه ، انگار واقعا میخواست عکسشونو پست کنه. من گفتم “عزیزم همه دوستامون و فامیلامون تو پیجت هستن مطمئنی این کار خوبیه؟” که آیدا گفت “مگه چیه؟ دارم با یکی از دوستام تو صفحم عکس میذارم” که من توضیح دادم معلومه اینجا خونمونه و سر و وضعشونم معلومه سکس کردن و بهتره این کارو نکنه. آیدا گفت “واسه من تعیین تکلیف نکن کونی، من هر کاری بخوام میکنم” من گفتم “باید یه حدی مشخص کنیم دیگه آیدا، قرار شد این فقط واسه حال کردن خودمون باشه و کسی خبردار نشه که آبرومون بره” که آیدا با عصبانیت گفت “ما هیچ قراری نذاشتیم، تو برو کونتو بده. اصلا من میخوام با کیر آرمین عکس بذارم” و بعد رفت پایین و سر کیر نیمه راست آرمین رو گذاشت رو صورتش و از خودش سلفی گرفت. آرمین فقط میخندید. گوشیشو نشونم داد، دیدم آمادست عکسو پست کنه. گفتم “عزیزم خواهش میکنم این کارو نکن، الان عصبانی هستی بعدا پشیمون میشی” که آیدا گفت “بگو غلط کردم پررویی کردم. بگو از این به بعد هرچی بخوام فقط خواهش میکنم، بگو حاضرم به آرمین جلوت کون بدم تا این عکسو نذاری” منم تو نهایت تحقیرشدگی همه رو مو به مو گفتم تا آیدا آروم شد. آرمین همونطور که میخندید پاشد لباساشو پوشید، آیدا رو بوسید و رفت. آیدا هم رفت تو اتاق حاضر شد و از خونه رفت بیرون. اگه من همین امروز وسایلمو جمع میکردم و میرفتم و هیچوقت هم برنمیگشتم، مطمئن بودم زنم حتی بهم یه زنگ هم نمیزد. ولی خودمونیم، من قرار نبود جایی برم. من از تحقیر شدنای هرروزم داشتم لذت میبردم و اینطور که بوش میومد قرار بود هرروز تحقیرای شدیدتر و لذتبخشتری هم تجربه کنم. این بود که رفتم اسموتی آرمین که نصفشو خورده بود رو برداشتم سر کشیدم و نشستم رو مبل به این که دیگه چه چیزایی ممکن بود پیش بیاد که حال بده فکر میکردم.

ادامه…

نوشته: ارشیا

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی دنباله دار بیغیرتی همسر از سایت سکسی خفن ایران 69