داستان سکسی زندگی یاسین در قم از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی زندگی یاسین در قم


سلام
اسمم یاسین، سن 16
من دو رگه هستم پدرم عرب و مادرم ایرانی هستش، پدرم عرب سوریه دمشق و مادرم از شهر دزفول و ساکن تهران هستیم و خودم متولد سوریه هستم و تا 10 سالگی سوریه زندگی میکردیم و بخاطره مشکلاتی الان مقیم ایران هستیم و از بچگی بخاطر خانواده مادری من کامل فارسی بلدم.


من یه پسری هستم که تو ایران از نظر ظاهر خیلی فرق دارم با بقیه پسرها رنگ پوست و چشم و اینا چون اگر توجه کنید بیشتر تو ایران گندمی هستن صورت ها کشیده یعنی شایدم من اینجوری فکر میکنم یعنی از نظر نژاد بنظرم مردم های کشورها با هم فرق دارن.
من شش ماه هست که این سایت میام و همه داستان ها رو میخونم که از تلگرام پیدا کردم اینجارو و قبلش یک سال تو تلگرام تو گروه ها و کانال ها میخوندم داستان ها رو و دوست داشتم.


ما از سوریه که امدیم اول امدیم قم و تا سیزده سالگی قم زندگی میکردیم، بعد امدیم تهران زندگی کردیم.
قم مردمش از همه جا هستن یعنی ترک لر عرب فارسی که نه ترکی بلده نه لری و اینا بعد از همه شهرهای ایران میشه توش دید.
ولی قم ها خیلی بنظرم توش بچه باز زیاده.
و من داستانی که میخوام براتون بگم برای سن سیزده سالگی هست قبل اینکه بیاییم تهران.
تو قم آدم های سوریه غیر ما بودن و ما باهاشون دوست شدیم.
بعد کم کم باهاشون میرفتم بیرون و میگشتیم همه خیلیامون یعنی که میرفتیم بیرون همسن بودیم.
ولی همیشه من خیلی اذیت میشدم بین بچه ها و دوست ها که میرفتیم بیرون و مثلا مردها چطوری به زن ها تیکه می انداختن به من هم تیکه انداختن.
و مثلا اگر سوار اتوبوس میشدیم تو یه خیابون که همیشه تو قم شلوغه و اگر نمی نشستم خیلی میشد که به کون آدم دست بزنن.
یک بار یک پارکی رفتیم از قم یخورده خارج میشدیم.
ساعت 8 شب بود که من بخاطره اینکه دوستام تو یه چیزی با من نبودن و شروع کردن به اذیت کردن بجای اینکه احترام بزارن مثل قهر کردن رفتم و خوردم به خیابون اتوبان که ماشین بگیرم برگردم خونه.
تو خیابون وایسادم ولی هیچکس وای نمیستاد و من اون خیابون و راه میرفتم تا یکی وایسه و من سوار بشم.
خیلی راه رفتم ولی کسی نیومد تا اینکه یه ماشین امد پراید بود رنگش سیاه بود و یه پسر تقریبا گنده هیکلی نشسته بود تو ماشین که بهم گفت کجا میری ?
منم نشونی خونه دادم و رفتیم.
تو راه ازم پرسید کجایی هستی و چند تا برادر خواهر داری چرا امدین ایران چند سالته بابات چکار میکنه ایران چطوریه و از این حرفا.
من واقعا قم خیلی بلد نبودم و اگر میرسیدم تا دوتا خیابون که نزدیکمون بود خوب بلد بودم فقط.
ولی حس میکردم که انگار درست نمیره.
ولی نمیدوسنتم بهش بگم درست نمیره انگار یا نگم بهش.
بعد دیدم انگار دیگه از قم داریم میریم بیرون.
من شروع کردم بهش گفتن که اینجا کجاست و داری اشتباه میری که اصلا فکر نمیکردم چرا اشتباه نمیره فکر نمیکردم بخواد با من سکس بکنه.
بعد رسیدیم به یه خیابون که نور و اینا نداشت و خیلی بلند بود و میرفتیم طرف دهات های قم.
بعد یه جا رفت و تو خیابون خاکی بود و یخورده پشتش خاک های بلند مثل کوه ریخته بودن و رفت پشت اینها ماشین و خاموش کرد چراغاشو و در حالی که من خیلی ترسیده بودم پیاده شد و دره صندوق عقب و باز کرد و یه چیزی در آورد انداخت رو زمین و من دیگه میدونستم میخواد سکس بکنه این قفل ماشین و دادم بالا امدم فرار کنم یعنی یخورده هم فرار کردم که امد منو گرفت و یکی از پشت که منو گرفتا بود زد تو صورتم و منو کشید رو اون پارچه ای که خوابونده بود خوابوند و پاهاشو گذاشت رو سینه من و با فوش دادن گفت اگر تکون بخوری میکشمت.
من شروع کردم بهش گفتم که نکنه و قسم و میدادم و من از این کارا بدم میاد.
ولی اون داشت لباساش و میورد و هوا تاریک بود ولی من وقتی بدنش و دیدم چون تا حالا مرد و ندیده بودم لخت جلوم واقعا ترسیدم چون بچه بودم و اون کیرش خیلی گنده بود و من وقتی دیدم برام عجیب و ترسناک من بود من حتی پورنو ندیده بودم.
امد بغلم و منو برگردوند روی شکمم و شروع کرد لباس منو درمیورد.
من میخواستم نزارم که دربیاره ولی اون خیلی از من قوی تر بود حتی از بابام هم قوی تر بود نه فقط من چون واقعا گنده بود و از این شرها بود.
بعد که لباس منو آورد پایین تا زیر کونم امد روی پام نشست.
که چون زمین زیرش سنگ و اینا بود احساس میکردم پام الان با سنگ ها له میشه و وقتی نشست بین کون من باز کرد بعد تف کرد.
من شروع میکردم به گریه و میگفتم تروخدا نکن ولی اون اصلا صدای من و نمیشنید.
بعد داشت کیرش و میگذاشت روی سوراخ کونم که من میخواستم فرار کنم یا تکون بخورم که نتونه درست نگه داره و بزاره تو سوراخ کونم که مثل اوندفعه دوباره زد از پشت تو گوشم که خیلی درد داشت.
بعد دیگه من هم خسته شده بودم چون خیلی من سعی کردم ولی نمیشد و بدنم واقعا خسته شده بود که دیگه نتونستم و اون کیرش و کرد تو سوراخم بعد که کرد تو سوراخ من من خیلی درد کشیدم حتی دیگه نمیتونستم بهش بگم بیار بیرون وقتی کرد تو سوراخ من من هنوز درد ازم نرفته بود و هنوز نمیتونستم حتی حرف بزنم که سعی کرد بیشتر بکنه تو که حتی کرد.
بعد شروع کرد عقب جلو کردن و بعد از دو یا سه دقیقه اب امد و منو سوار کرد خودش چون اینقدر درد داشتم که نمیتونستم تکون بخورم، و همش دست خودم نبود از درد بدن من جمع میشد.
بعد من رو از همونجا که اولش امدیم که من فکر کردم داره اشتباه میاد پیاده کرد و رفت.
بعد یه ماشین دید من ایستاد و پرسید بعد زنگ زد به پلیس و پلیس پیدا نکرد اونو و من واقعا تا چند وقت میترسیدم از همه راننده ها و اصلا تنها بیرون نمیرفتم.

نوشته: یاسین

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی تجاوز, خاطرات نوجوانی از سایت سکسی خفن ایران 69