داستان سکسی دوست عجیب من از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی دوست عجیب من

من سامانم از تهران ۲۳ سالمه و ساکن بابا شهر تهران هستم. بدنسازی و بوکس کار میکنم و بدنم بدک نیست. ( کیرمم نه درازه نه کوتاس ولی کلفته )

من همیشه بعد از تمریناتم من تو باشگاه میرم حموم چند وقت پیش تو باشگاه وقتی از حموم داشتم میومدم بیرون به طور اتفاقی یکی ( که نمی‌شناختم و معلوم بود تازه اومده تو باشگاهمون ) زیر شرتمو دید
بعد چند روز به بهونه اینکه تازه اومده و میخواد یاد بگیره شمارمو گرفت و بعد چند شب بهم پی ام داد ( اسمش آرش بود ) بعد از کلی حرف از اینور اونورو اینا گفت که عکس از اونجات بفرس منم فرستادم دیدم هیچی نگفت. فرداش پی ام داد که سامان یه چیزی بگم پیش خودمون میمونه ؟ گفتم آره گفت راستش من کونی ام گفتم خب گفت راستش چند وقته ندادم و الان تو کفم ، عصر میام باشگاه بعد باشگاه باهم بریم حموم منو بکن گفتم ول کن بابا من گی نیستم عصری رفتم باشگاه دیدمش و بعد تمرینام گفت بریم ؟ گفتم نه بعد تو رختکن بهم گفت خب چرا آخه ؟ گفتم من کس میکنم نه کون گفت اگه منو بکنی یه کس تمیز بهت میدم گفتم از کجا معلوم گفت امتحان کن دیدم بی راه نمیگه گفتم بیا تو حموم خلاصه صابون زدم و کردمش بعد یواشکی اومد بیرون و منم بعد حموم اومدم بیرون و رفتم خونه شب بهم پی ام داد مرسی گفتم حالا نوبت توعه گفت باید راز دار باشی گفتم تا حالا نبومدم ؟ بعد چند دقیقه typing… نوشت من با زنم مشکل دارم چون بچه دار نمیشیم و مشکل از منه میخواد ازم جدا شده گفتم خب برو دکتر گفت هزینش بالاس گفتم خب الان من چیکار کنم ؟ گفت یه فکری دارم…
تو با زنم سکس کن و بچه دارش کن هر آزمایشی هم قبلش لازمه با هزینه من برین بدین که مطمئن بشیم هم زن من سالمه هم تو… گفتم نه گفت مگه کس نمیخواستی ؟ شروع کردم بهش فوش دادن که مادر جنده میخوای منو تو دردسر بندازی ؟ برو گمشو دیگه نبینمت. هیچی نگفت. چند روز بعد تو باشگاه دیدمش و اصلا محلش نذاشتم وقتی تمرینام تموم شد دیدم نشسته تو رختکن و رفتم که دوش بگیرم دیدم یکی در زد درو که باز کردم گفت برو تو کارت دارم منم با اخم راش دادم تو دیدم نشست جلو من و شروع کرد به خوردن کیرم منم حشری شدم بعد پا شد گفت کمکم کن زنم واقعا میخواد جدا شده تنها شانسی که آوردم اینه که به هیچ کس حتی مامان باباش نگفته مشکلمو. اینو گفت و رفت بیرون.
شب بهش پی ام دادم زنت راضیه ؟ گفت اون با من… گفتم خب بگو بریم آزمایشارو بدیم استیکر قلب فرستاد برام و دیگه هیچی نگفت…
فردا شبش گفت من با زنم صحبت کردم ( اسم زنش شیدا بود ) تو بیا خونمون و زنمو ببین اونم تورو ببینه بعد بریم برا مرحله بعدی…
خلاصه بعد آزمایش و مشاوره ژنتیک و اینا ( که تقریبا یه ماه طول کشید ) قرار شد برم با زنش سکس کنم…
رفتم خونشون و شیدا تا دسته آرایش کرده بود و یه شام مفصل گذاشته بود. بعد رفتیم فیلم آمریکایی کمدی گذاشتیم و بعد رفتیم رو تخت. دوستم گفت منم بیام نگاه کنم من گفتم باشه…
شروع کردم لب دادن با شیدا و بعد مالوندن سینه هاش تا رسیدم به کس نازش که بی‌نظیر بود. انقدر خوردم و انگشت کردم که انگار ارضا شد چون بی حال شد یه دفعه. هی حرفایی سکسی میزد و می‌گفت شوهرم عرضه نداره مادر جندس و کیرشو باید بندازی سگ بخوره انقدر کوچیکه. بعد گفت سامان شروع می‌کنی ؟ گفتم شیدا مطمئنی ؟ گفت آره. بعد خوابیدم روش و در گوشش گفتم عاشقتم و شروع کردم به کردنش بعد چند دقیقه گفت سامان پاهامو بده بالا منم پاهاشو دادم بالا و کسشو گاییدم دیدم اینجوری بیشتر حال میده تندتر کردم و هی قربون صدقه کسش و بدنش میرفتم و بعد ۱۰ دقیقه آبمو ریختم تو کسش و لحظه ای که آبمو ریختم داد زدم آرش مادرتو گاییدم…
شب خوابیدم اونجا و صب دیدم یکی داره با کیرم بازی می‌کنه ( لخت خوابیده بودم ) دیدم آرشه گفت پاشو کله پاچه گرفتم گفتم آرش هنوزم راه برگشت داره ها ، مطمئنی ؟؟؟؟ گفت آره بابا الآنم پاشو تا من آبتو نیاوردم بعد صبونه رفتم سرکار و بعد چند شب یه بار به خودش یا زنش پی ام میدادم تا یه حالی ازشون بپرسم…
بعد اون هروقت تو باشگاه همدیگرو میبینیم ازم تشکر میکنه و کلی قربون صدقه اونجام میره و اگر باهم تموم کنیم که منو می‌بره تو حموم و خم میشه برام…
چند شب پیش بهم گفت بچه دار شده و داره خوب به زنش میرسه که به قول خودش یه پهلوون بیاره بیرون…
مرسی که خوندین

نوشته: saman_tehran_23@

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی مرد متاهل از سایت سکسی خفن ایران 69

منبع: شهوانی