داستان سکسی دوستی و سکس با خانوم ۲۰ سال بزرگتر از خودم از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی دوستی و سکس با خانوم ۲۰ سال بزرگتر از خودم


سال ۹۶ بود و ۲۶ سالم شده بود و تو یه شرکت مشغول به کار شده بودم. حسابی داغ بودم چندبار خواستگاری رفته بودم ولی هیچ کدوم به نتیجه نرسیده بود. اهل دوست دختر داشتن هم نبودم. توی یکی از سایتای همسریابی عضو شدمو به همه زنای بین ۴۰ تا ۵۰ سال تهران و کرج پیام دادم. رویای جق زدنای دوران دانشجویی و دبیرستان من سکس با یه میلف جا افتاده بود. همیشه با فیلما‌ی جولیا آن و کندرا لاست و برندی لاو و … خودارضایی میکردم. خیلی از زنای سایت جواب پیاممو دادن ولی به توافق نرسیدیم. بالاخره تیرم به هدف خورد و یه میلف به اسم عسل ۴۶ ساله پیام داد و قبول کرد ماهیانه یه تومن ساپورتش کنم و اونم منو از نظر جنسی تامین کنه، خوبیش این بود که مطلقه بود و خونه مستقل داشت. خیابان ولیعصر قرار گذاشتیم، وقتی دیدمش دمای بدنم یهو رفت بالا دستام یکم میلرزیدن و یکم استرسم رفت بالا ، عسل دقیقا همونی بود که تصور میکردم، صورت جاافتاده ولی خوشگل و هات، کون سکسی و برجسته زنونه، اندام متناسب بدون اضافه وزن. مهمتر از اینا لحن گرم و مهربون حرف زدنش بود که خیلی تحریکم میکرد. خلاصه شام خوردیم و صحبتامونو کردیم و قبلش بهش گفته بودم که اگه از هم خوشمون اومد منو ببره خونش. یکم پیاده قدم زدیم تا میدان فردوسی، من دست عسلو گرفته بودمو این باعث تعجب مردم میشد ولی برام مهم نبود. نزدیک خونش که شدیم یه کروکی داد و گفت اول خودش میره بعد از چند دقیقه من برم زنگ بزنم اون درو وا کنه، قبلش هم گفت که برم یه تومنو براش کارت به کارت کنم. اون رفت تو خونش و من رفتم سیصد زدم به کارتش که اگه سرکاری باشه خیلی درم نمالیده باشه. رفتم زنگو زدمو درو باز کرد و داخل شدم. قلبم داشت از تو سینم بیرون میومد چونکه همه چیز خیلی سریع پیش رفته بود. یکم برام آب آورد و روسریشو برداشت و راحت نشست پیشم، جواب آزمایش چکاپشو برام آورد که اخیرا تست داده بود و هیچ بیماری نداشت. منم گفتم تازه چکاپ دادمو سالمم و فردا عکسشو برات می فرستم و اونم اعتماد کرد. انقدر هول کرده بودم که کاندوم هم نگرفته بودم. عسل هم زن پخته ای بود و از رفتار من فهمیده بود که هیچ دروغی بهش نگفتم. منو برد روی تخت خوابش و لخت شدیم یکم ممه هاشو براش خوردم و گفت بسه، پاشو کیرتو بکن تو کوسم. تازه اینجا فهمیدم که عسل از منم حشریتره و این موضوع باعث شد خیلی بیشتر داغ کنم. کیرمو کردم تو کوسشو شروع کردم به تلمبه زدن، خیلی کوسش تنگ بود معلوم بود بعد از طلاق چندین ساله کوس نداده. دو سه دقیقه تو کوسش تلمبه زدمو دیگه نتونستم خودمو نگه دارم و با یه فشار عجیبی ارضا شدمو آبمو ریختم رو شکمش، یکم از من ناراحت شده بود که چرا زود آبم اومد ولی من از خوشحالی می خندیدم و گفتم هنوز تا صبح کلی وقت داریم. اون شب تا صبح ۵ بار ارضا شدم ولی در مجموع ۲۰ کلا سکس کردیم. انقدر‌ سطح تحریکم بالا بود زود ارضا میشدم. به رییسم پیام دادم فردا مرخصی میگیرم. صبح پاشدمو استرسم کمتر شده بود دوباره شروع کردیم سکس کردیم این بار دیگه نیم ساعت حسابی کردمشو و اونم ارضا شد و از سکس من خوشش اومد.
امیدوارم لذت برده باشید.


نوشته: میلف دوست


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی شرکت, میلف, زن مطلقه از سایت سکسی خفن ایران 69