داستان سکسی دختر دایی مامانم از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی دختر دایی مامانم

سلام اسم من حسامه میخام خاطره کردن دختر دایی مامانم رو بگم که امسال موفق شدم بکنمش ،مشخصات دختر دایی مامانم قد ۱۸۳ وزن۸۸ ولی ورزشکار یه کمر باریک و کون گنده پوستی عین برف تمیز هر مردی اونو ببینه داغون میشه من خودم که هلاکشم، خب بریم برای داستان هنوز ازدواج نکرده بود که تو مهمونی خونه داییم بودیم که دخترا داشتن میرقصیدن که من از عمد رفتم پشتش الکی دستمو زدم به کونش که ناراحت شد وفهمید تو نخشم به خودم گفتم تموم شد مرغ از قفس پرید. گذشت تا ازدواج کرد با پسر عموی خودش که نمی دونست که خانم بازیه یه سال از ازدواج گذشت که ناراحت بود به مامانم گفت داره بهم خیانت میکنه مامانم نصیحتشون کرد که قبول کردن ولی من میدونستم دست بردار نیست شوهرش ، خب یه شب دعوت اونا بودیم که من فقط به کونش نگاه میکردم که بازم فهمید اخم کرد ولی من با لبخند کوچک جوابشو دادم که این دفعه اونم جواب خندرو داد ،ولی من تیز بودم میدونستم قراره یه چیزی ازم بخاد ولی در ازاش فقط نگاه کنم و شاید عمدا خودشو اتفاقی بهم بمالونه، حدسم درست بود ۲ روز گذشت که گوشیم زنگ خورد که خودش بود گفت بیا کارت دارم خونه پدربزرگتم منم رفتم و همین که پدربزرگم خوابید درو بست و بهم گفت به شوهرش مشکوکه و تو همه کاراشو میدونی با کی رابطه داره و اینا گفتم ترک کرده گفت ترک نکرده عکس یه زن دیگه تو گوشیشه عکسرو نشانم داد و گفت بیا گفتم این که چهرشون معلوم نیست گفت احمق که نیستم این خودشه چون روی رون شوهرم این ۳تا خال آبی هستش و مادرزادیه، راست میگفت گفتم من نمیدونم یه همچین زن خوش قیافه و توپری داره چرا همچین میکنه که عصبانی شد و گفت تو هم که همیشه چشات دنبالمه منم گفتم حق دارم چون ازت خوشم میاد که خواست بره منم بهش گفتم اگه عکس و فیلم شوهرت با دوست دختراش میخای میتونم واست بیارم که گفت باید بعدش زیر تو بخابم و منم گفتم اره خب مگه تو خواب ببینی گفتم میدونم که فیلم پورت زیاد میبینی مخصوصا فیلمهای مایک آدریانو که اون گنده دخترا رو میخوره منم عاشق این کارم من اون اون گنده و تنگ وسفید وتمیزتو میخورم گفت برو احمق بیشعور، گذشت تا اینکه رفتارش بهتر شد با من فهمیده بود چجوری اون گنده همسایشونو خوردم و چه کیری دارم خویش و کرده بود ، شام دعوت اونا بودیم نزاشتن بریم و اونجا خوابیدیم ،فردا صبح که از دستشویی اومدم بیرون داشت دستش رو میشست که با فاصله رد شدم عمدا کونشو داد عقب منم محلش نزاشتم البته داشتم دیونه میشدم براش که شبش خونه پدربزرگم خوابیدیم من که رفته بودم بیرون برگشتم همه خواب بودن که یه اتاق تاریک داشتن که همیشه اونجا میخوابیدم که از شانس من اونو مادرم بودن که خواب بودنم منم خوابیدم که ای اومد بیداری گفتم اره گفت قبوله گفتم چی گفت میخای بخوری گفتم بیا بغلم گفت اینجا نمیشه گفتم نترس مامانم قرص میگرن خورده تا ظهر خوابه با ترس اومد بغلش کردم و کونش رو لمس کردم گفت اول عکسا و فیلمها گفتم تا نکمنت نمیشه گفت نه که یه عکس نشونش دادم که قانع شد گفت زود تمومش کن گفتم اینجا نه فردا تو خونت که تنهایی میام گفت باشه بهش گفتم خوب معده و رودتو و کونتو بشور گفت بلدم و گفت میدونم همسایمونو کردی گفت کیرت گندس منم بهش گفتم بیا بگیرش که اومد تا گرفتمش گفت وایئ پاره میشه کونم بهش گفتم نترس.
فرداش رفتم وای یه فرشته بود شروع کردم دونه دونه انگشتای پاشو خوردم اومدم بالا تا رسیدم به کونش زبونمو چرخوندم و کردم توش که آخی کشید و گفت بخور بخورش خیلی خوب تمیز کرده بود با اشتها خوردم که لذت برد و گفت بکن بهش گفتم ساک بزن که اومد خورد تو دهنش جا نمیشد اخه کیرم ۲۱ سانت و ۴انگشت کلفت که سرشو به زور کردم تو کونش که جیغ زد در رفت که دوباره کردم توش و تا نصفه که گریه کرد و منم که به آرزوم رسیدم کردم تا ابمو ریختم تو کونش که گفت نریز میخورمش گفتم دست بعد از کس و آخرش بخورش که قبول کرد و اعتراف کرد که بهش خوش گذشته و با شوهرش هنوزم اختلاف دارن ولی طلاق نمیگیره چون میگه دوسش دارم ، امیدوارم خوشتون اومده باشه.

نوشته: حسام

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی زن شوهردار  از سایت سکسی خفن ایران 69