داستان سکسی داستان سکس با مامان بیوه از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی داستان سکس با مامان بیوه اختصاصی سایت خفن


سلام دوستان ، اسم من آرین هست ، ۲۷ سالمه ، تعریف از خود نباشه ولی کاملا خوشتیپ و خوشگلم ، بدنم هم حرف نداره و ۸ ساله حرفه ای بدنسازی کار میکنم.. و اما اتفاقی که ۲ ساله زندگی من رو زیر و رو کرد : همه چیز از ۸ سال پیش شروع شد ، من یه پسر ۱۹ ساله بودم و کاملا پسر هیزی بودم ولی اصلا اینجوری جلوه نمی دادم و به خاطر راحتی بیشتر با خانوما ، خودمو کاملا یه پسر بچه مثبت نشون میدادم.. ۱۹ سالم بود که بعد از چنتا سکس ، فهمیدم که بهترین کیس ها زن های ۳۵ الی ۵۰ ساله هستن ، چون بلدن تو سکس باید چیکار کرد و موقع درد صبر میکنن و منتظر لذت میمونن ، ولی دخترای زیر ۳۵ سال اکثرا نه صبر دارن نه درک و سواد کافی از سکس.. اینم بگم که من زمانی که ۱۴ سالم بود فوت شد و من موندم و مامانم.. داستان از اونجا شروع شد که من پس از داشتن این تجربیات ، افتادم دنبال کیس مناسب با ویژگی های مدنظر ولی هیچوقت به فکر سکس با فامیل نبودم.. اونروز بعد دانشگاه با دوستم امیر ، داشتیم ناهار میخوردیم که یهو تلفنش رو درآورد و یه داستان سکس با مادر بهم نشون داد بعد خوندن داستان که شدیدا حشرم زده بود بالا ، بهش گفتم اخه چنین اتفاقاتی نادره و چه بسا اکثرا دروغه ، ولی امیر بهم گفت دروغ یا غیر دروغ ولی خیلی عالیه و من بعد از خوندن اینا عاشق مادرم شدم.. اینو که گفت من یه لحظه کپ کردم و به فکر حرفش افتادم ، داشتم به مادر بیوه ام که الان ۵ سال بود تشنه ی کیر بوده و من تا به حال اصلا بهش فکر نکرده بودم. بعد سریع خودمو جمع و جور کردم و خواستم وانمود کنم از این حرفا خوشم نیومده و نباید با مادر چنین کارهایی کرد ، هر چند دلم یه چیز دیگه میگفت.. از پریسا(مادرم) بگم ، ۴۴ساله ، یه زن با اندام کاملا سکسی ، ۱۷۰ سانت قد ، ۸۵ کیلو وزن و سینه های سایز ۹۰ ، یعنی کاملا اندام ایده آل برای یک مرد .. تو همین فکرا بودم که نهار تموم شد و از امیر خدافظی کردم و برگشتم خونه. وقتی برگشتم کاملا دیدم به پریسا عوض شده بود ، کلا چشمم دنبال کس و کونش میگشت و دنبال هر فرصتی بودم برای دید زدن.. چند ماه گذشت تا اینکه اون روز رسید . تابستون بود و از قضا از جایی که پریسا شدیدا گرمایی هست ، همیشه جلوم راحت می گشت و با یه شلوارک تنگ و کوتاه و یه بلوز باز که فقط جلوی ممه هاش رو میگرفت می گشت.. صبح بود ، از خواب بیدار شدم که دیدم در اتاقش بازه ، یهو دیدم شب از فرط گرما کاملا لخت شده و همونطور خوابیده و از شانس خوب من پتو کاملا کنار رفته بود و من هم ترسی در وجودم داشتم و میترسیدم هر آن پریسا بیدار بشه و ببینه دارم با چشمام قورتش میدم ، از طرف دیگه کنترلم دست خودم نبود و بعد دیدن بدنش عجیب حشرم زده بود بالا.. یکم فکر کردم و دلو زدم به دریا ، آروم رفتم تو اتاق و نشستم کنار تخت ، بعد با ارامی شروع کردم به نوازش پاهای خوشگلش ، یواش یواش رفتم بالا تا رسیدم به منطقه ی اصلی ، کسش کاملا لای دو تا پاش وقتی به پهلو خوابیده بود از دسترس من خارج بود و نمیتونستم راحت نوازشش کنم ، برای همین رفتم سراغ کونش ، داشتم یواش یواش نوازش میکردم که یهو کنترلمو از دست دادم و ناخودآگاه شروع کردم به لیسیدن کونش ، داشتم لیس میزدم که یهو دیدم پریسا جیغ زد و ارضا شد! یهو ترسیدم و خواستم فرار کنم که یهو پریسا با صدای شهوت بارش صدام کرد و گفت کجا؟ . با شنیدن این جمله برگشتم و ازش معذرت خواهی کردم و براش همه چیو گفتم ، بعد اینکه شنید ارزوی سکس با اونو داشتم ، بعد تموم شدن حرفام گفت چرا عذرخواهی کردی؟ مگه من گفتم کار بدی کردی؟ من بعد شنیدن این جمله تعجب کردم ولی دیدم کاملا جدیه و به کمر خوابید و پاهاش رو از هم باز کرد ، گفت بیا ادامه بده ، من مال توام.. من که اینو شنیدم از خوشحالی تو کونم عروسی بود که قراره با عشقم پریسا سکس کنم.. اینجوری که شد بلوز و شلوارم رو درآوردم و شرت رو نگه داشتم ، پریدم روش و شروع کردم به لب گرفتن ، یکم اومدم پایین تر و شروع کردم به مکیدن و خوردن سینه هاش ، به قدری این کار رو با ولع انجام دادم که وقتی خواستم از سینه هاش جدا بشم ، سینه هاش کبود شده بود ولی صدای ناله هاش منو هر لحظه حشری تر از ثانیه ی قبل میکرد. رفتم سراغ کوسش ، شروع کردم اروم اروم لیسیدن و بوسیدن و یواش یواش داشتم محکم تر لیس میزدم ، حدود ۱۰ دیقه لیس زدم تا اینکه پریسا برای بار دوم ارضا شد و تمام آبش رو خوردم.. نوبت پریسا بود ، شورتم رو کشید پایین و وقتی کیرم رو دید یهو چشماش گرد شد ، کیرم حدودا ۲۳ ، ۲۴ سانته و کلفتی اش اندازه ی مچ دست یه آدم عادی.. خلاصه ، شروع کرد به خوردن و میک زدن و به قدری حرفه ای اینکار رو انجام داد که سر ۱۰ دقیقه داشتم ارضا می شدم ، ولی بهش نگفتم و تمامش رو تو دهنش خالی کردم و اونم با کمال میل همش رو قورت داد. چند دقیقه بی حال افتادم رو تخت ولی میدونستم اصل کاری هنوز مونده ، بهش اشاره کردم که دوباره شروع کنه به خوردن ، حدودا ۵ دقیقه خورد که دوباره راست کردم ، از دهنش کشیدم بیرون و هلش دادم که دراز بکشه.. رو کمر دراز کشید و پاهاشو از هم باز کرد ، بدون هیچ مقدمه ای درجا کردم تو کسش ، خیس و داغ بود ولی خیلی تنگ بود و همین باعث شد جیغ بلندی بزنه که از ترس فهمیدن همسایه ها سریع بیرون کشیدم ، بهش یه بالش دادم و گفتم اگر خواستی جیغ بزنی سرتو بکن تو بالش ، بعد اینکه بالش رو دادم ، برگشتم سر کار و دوباره بی مقدمه کردم تو ولی اینبار راحت تر رفت تو ، اینبار جیغ نزد و فقط نفسش چند لحظه بند اومد . بعد دو سه دیقه شروع کردم به تلمبه زدن که دیگه کسش جا باز کرده بود و شروع کرده بود به ناله هاش شهوت انگیز و همین ناله ها منو حشری تر میکرد و سرعتم رو مدام بالاتر می بردم ، حدود ۱۰ دقیقه هم تلمبه زدم که یهو پریسا با یه لرزش بهم فهموند که برای سومین بار ارضا شده. ولی من اجازه ی استراحت بهش ندادم و سریعا شروع کردمبه ادامه ی کار.. . همینطور داشتم تلمبه میزدم که حس کردم دو تا تلمبه هم بزنم خالی شدم ، برای همین سریع کشیدم بیرون ، بهش گفتم برگرد که شدیدا مخالفت کرد و گفت کیر آدم هم درد داره تو کون ، چه برسه مال تو که کیر خره .. و ادامه داد که تو کسم که کردی داشتم از درد میمردم ، چه برسه به کونم! اما من هیچجوره قبول نمیکردم و با کلی اصرار و قول با ملاحظه کردن ازش مجوز رو گرفتم.. رفتم از توی آشپزخونه روغن رو آوردم و کونش رو کاملا چرب کردم ، کیر خودمم کردم تو روغن و درآوردم و روغن رو گذاشتم کنار ، همون اول کار به ۳ انگشت شروع کردم که داشت از درد داد میزد و التماس میکرد بیخیال شم ولی اصلا چنین قصدی نداشتم. یکم که حس کردم گشاد شده و الان میشه کار روشروع کنم ، دستم رو کشیدم بیرون و کیرم رو گذاشتم در کونشو قبل از هر کاری بهش گفتم بالش رو محکم بگیر و یهو تا محل ختنه کردم توش که دیدم اشک از چشماش سرازیر شد ولی گفت ادامه بده و الان بهتر میشه ، یواش یواش ادامه دادم تا اینکه کیرم تا دسته رفت تو کونش ، ۱ دیقه صبر کردم تا قشنگ جا باز کنه و بعد شروع کردم به تلمبه زدن که یواش یواش خودشم داشت لذت می برد و ناله هاش شروع شده بود و داشت قربون صدقه ی کیرم میرفت که گفتم داره میاد گفت تو کسم بریز ، سریع کشیدم بیرون و تا دسته کردم تو کسش که یه آه کشید و منم تمام آبم رو خالی کردم توش و روش دراز کشیدم و ازش لب گرفتم.. بعد حدودا ۱۰ دیقه از روش بلند شدم و کیرم رو که بیرون کشیدم یهو تمام اسپرم از کسش ریخت بیرون .. . تو بغل هم خوابیدیم و طرفای ظهر از خواب بیدار شدیم و بعد یه لب گرفتن رفتیم حموم و اونجا هم یه دل سیر از کس گاییدمش و دراومدیم.. بعد از حموم گفت مرسی عزیزم ، این بهترین سکس تو عمرم بود و با یه بوس از لبم رفت لباس هاش رو پوشید و تموم شد. بعد از اون ماجرا هر هفته حداقل ۲ بار با هم سکس داریم و هر دومون از هم لذت می بریم. تمام.


نویسنده: آرین


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی مادر از سایت سکسی خفن ایران 69