داستان سکسی بیوه ی تنگ از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

دانلود جدیدترین و شهوتناک ترین رمان و داستان های سکسی زن بیوه از سایت سکسی خفن 69


سلام به دوستان شهوانی ومخصوصا متخصصای سکسولژی
رضا هستم ۲۴ ساله از باقد۱۷۸با۸۳کیلو وزن و یه کیر ۱۷ سانتی کلفت
امروز میخوام داستان خودمو با زیبا براتون بگم
اول از زیبا براتون بگم یه زن ۲۷ ساله با وزن ۱۷۴ باوزن ۶۰ کیلو وممه های ۷۵
این زیبا خانوم ما فامیلی دورمون هسته و من تاحالا ندیده بودمش تایه روز که با پسرعموم توخیابون داشتیم مست میکردیمو دور دور میکردیم پسرعمم خواهر دید که باچندنفر دیگه بودن رفتیم کنارشون سرعتمونه کم کردیم که دیدیم دختر خالش با همین زیباخانوم باهاشه
پسرعموم شیشه مشروبو نشون دختر خالش داد گفت پایه ای بیا بخوریم
اونم چون بامن راحت بود اوکیو دادو رفتیم خونه دختر عموم نشستیم که مشروب بخوریم
دخترعموم نخورد جاش ما چهارتایی شروع کردیم به خوردن منم خیلی مست بودم ازوقتیم زیبا رو دیدم چشمم دنبالش بود ولی خودمو کنترل میکردم سوتی ندم که سوژه دختر عموم نشم
اخرای مشروب بود که زیبا خانوم مجلسو دست گرفته بود که به من گفت من تورو میشناسم گفتم ازکجا گفت جزو فالوورای اینستاگراممی
که اینجا صلوات به پدر مادر سازنده اینستا فرستادم
چنددقیقه بعد که بقیه سرشون تولاک خودشون بود من‌به بهونه سیگار رفتم توحیاط که زیبا گفت تنها تنها منم میام
که دوتایی رفتیم سیگار بکشیم اونجا یه کم حرف زدیم که بهش گفتم اینستا بهم‌پی ام بده که ایدی تو داشته باشم‌اونم‌ همین کارو کرد
اون شب گذشتو من به بدبختی خودمو رسوندم خونه گوشیمو زدم سایلنت خوابیدم
عصر ازخواب بیدارشدم دیدم زیبا خانوم‌پی ام داده سرصبح که رسیدی خونه تون
خودمم تعجب کردم اینقد سریع باهام گرم گرفته
جوابشو دادم ببخش خواب بودم تازه بیدارشدمو ازاین دستانا
رفتم دوش گرفتمو نهارخوردم اومدم سرگوشیم که دیدم پی ام ازش دارم
حال احوال شدیمو چاق سلامتی کردیم درمورد خودش ازش پرسیدم که تاحالاکجا بودی ندیده بودمت
گفت تازه اومدم پیش خانوادم قبلا یه شهر دیگه زندگی میکردم در طلاق گرفتم ازشوهرمو ازاین داستانا که منم تااسم طلاق اومد گفتم حیفه ازدستم بپره چون هم خوشگل بود هم خوش هیکل بهش میخورد باشگاه میره
اون شب چندساعتی حرف زدیمو خدافظی کردیم تا یکی دوروز من بهش پیام ندادم ببینم بهم پی ام میده که همینجورم شد
روز دووم بهم پیام داد که منم به دروغ گفتم بادوستام مشروب خوردمو مستم
و حرفای مستی میزدم که گفت منم دلم هوس مستی کرده که گفتم فردا شب دعوت من دونفری اونم گفت باشه
فرداشب دوش گرفتمو شیش تیغ کردمو یه تیپ مشتیم زدم رفتم دنبالش
رفتیم چندتا ابجو گرفتم رفتیم لب ساحل داخل ماشین شروع کردیم به خوردن
یه کم کله مون داغ شد میگفتیم میخندیدیم اونم دیگه باهام خیلی راحت شده بود جوری که شالش ازسرش افتاده بودو شوخیای بدجوری میکردو از دوست دخترام میپرسید
منم دیدم‌پایست گفتم شبیو اوکی هستی بریم خونه یکی ازدوستام بشینیم چندتا ابجو دیگه بخوریم اخه لب ساحل خطریه یهو گشت بهمون گیرمیده اونم اوکی داد رفتیم محله قریشیا چندتاابجو دیگه گرفتمو با رفیقم که خونه دانشجویی داشت هماهنگ کردمو رفتیم خونش
اونجا رفیقم بساط قلیونو پهن کرد شروع کردیم قلیون کشیدن که زیبا دیگه اینجا بهم تکیه میدادو سرشو رو شونم میذاشت نفری یه ابجو خوردیمو به بهونه خستگی گفتم به زیبا بریم تواون اتاق دراز بکشیم اونم قبول کردو رفتیم تواون اتاق پتو پهن کردمو دراز کشیدیم روش سیگار میکشیدیمو حرف میزدیم که من به شکم خوابیدمو دلمو زدم به دریا لبامو رو لباش قفل کردم اونم نامردی نکردو همراهیم کرد شروع کردیم به لب گرفتن اونم خیلی ریلکسو مهربون یه ده دقیقه ای لب گرفتیم که خوابیدم روشو اومدم پایین تر گردنشو لیس میزدم تا سینه شو
اونم دیگه وا داده بودو هیچی نمیگفت
مانتوش جلو باز بود یه تاپ زیرش داشت که رفتم پایین زدمش بالا شروع کردم به شکمشو بوس کردنو لیس زدن
سوراخ نافشو زبون زدمو رفتم بالا تر تاپشو تا بالای ممه هاش دادم بالا سوتین صورتی ناز پوشیده بود که اول ممه هاشو باسوتین شروع کردم مالیدنو بینشونه بوسیدن
اونم دیگه اه نالش دراومده بود منم قربون صدقش میرفتمو میگفتم جون عجب خانومی به تورم خورده
بلندش کردم مانتو با تاپو سوتینشو دراوردم خودمم تیشرتمو دراوردم دوباره خوابیدم روش شروع کردم به ممه خوردن اونم چه ممه هایی ۷۵ نوک قهوه ای شلو ولم نبودن معلوم بود شوهرش بلد نبوده ازشون استفاده کنه
منم تامیتونستم خوردمو لیسشون زدم
اومدم پایین باز شکمشو خوردمو نافشو زبون میزدم اهسته اهسته شلوارشو شروع کردم دراوردن که تااخر درش اوردم یه شورت صورتی که باسوتینش ست بود پوشیده بود از روی شورت یه بوس از کسش کردم که خطای کسش معلوم بود کس تپلیه
خودمم شلوارو شورتمو دراوردم شورت اونم دراوردمو افتادم به جون کسش
میخاستم سکس اولمون خوب بهش بچسبه که بنده خودم بشه چون میدونستم هوا دار زیاد داره ممکنه ازدستم بپره
خوب کسشو لیس زدمو زبونمو میکردم داخلش که دهنشو گرفته بود جیغ نزنه
اب کسش راه افتاده بود یهو بلند شد هولم داد خوابوندم افتادم روم شروع کرد به لب گرفتن وحشی لب میگرفت ازم معلوم بود خوب حشریش کردم
رفتم پایین اول سرکیرمو بوس کردو یهو تا نصف کردش داخل دهنش شروع کرد به ساک زدن ایقد تند تند ساک میزد که تاخایه هام خیس شده بودن
نوکشو مک میزد که دردم میومد میگفتم‌محکم مک نزن دردم میاد میگفت دلم میخواد مال خودمه دیگه
خایه هامو لیس میزد که خیلی حساسم رو خایه هام قلقلکم میاد
نذاشتم دیگه تخمامو لیس بزنه بلند شدم خوابوندمش پاهاشو دادم هوا نوبت سالار شد که به بهشت برسونمش
سرشو میکردم داخل که میگفت یواش دردم میاد فک میکردم ادا تنگا درمیاره که تااخر کردم داخل که از تنگیش فهمیدم واقعا تنگه جوره که تلمبه میزدم حس میکردم لبه هاش به سالار چسبیدن
منم دیدم خیلی دردش میاد چنددقیقه اولو یواش تلمبه زدم
بعدچنددقیقه شروع کردم کم کم سرعتمو بیشتر کردن خوابیدم روش شروع کردم به لب گرفتن ازش بااخرین سرعت شروع کردم تلمبه زدن که ازدرد نمیتونست لب بگیره ازم
منم توابرا بودم ازتور کردن همچین کس تنگو ابداری که زیرم داشت خفه میشد
یه ده دقیقه تلمبه زدم خسته شدم گفتم داگی شو که اولش مخالفت کرد گفت درد دارم
منم گفتم اخراشه قبول کرد
داگیش کردم از حق نگذریم کونش عجب کون مشتی بود مث این کون برزیلیا
گفتم جوننن عجب کونی امشب باید این کونو بکنمو شروع کردم ازکس کردنشو کونشو انگشت کرد که گفت توروخدا شبیو نه بزور دارم از جلو تحمل میکردم جرخوردم پنج ماهه سکس نداشتم
منم گفتم باشه ولی سری بعد حتما باید از کون بهم بدی گفت باشه
منم اخرای تلمبه زدنم بود داشت ابم میومد سرعتمو زیاد کردمو دستمو بردم پایین کس اونم شروع کردم به مالیدن که اونم همراه خودم ارضا کنم
پنج دقیقه ای تلمبه زدم که حس کردم ابم داره میاد بهش گفتم دارم میام که اونم خودشو کسشو شروع کرد به مالیدن که دوتامون باهم ارضا شدیم اونم شل شد به شکم خوابید منم روش خوابیدم تاقطره اخر ابمو داخلش ریختم همه شیره وجودم رفته بود نیم ساعتم تلمبه زده بودم همه انرژیم رفته بود بیحال بودم روش دراز کشیدم چنددقیقه ای گردنشو بوس میکردمو ازش تشکر کردم
پاشدم بادستمال دوتامونه تمیزکردم دستمالارو انداختم داخل پلاستیک کنارش درازکشیدم دوتامون از خستگی حال پا بشیم نداشتیم
به زیبا گفتم واقعا ممنون خیلی سکس خوبی بود زیبام ازم تشکر کرد که من باید ازت ممنون باشم با این حال توپی که بهم دادیو یه بوس ابدار ازلبام کردو لباسامونه پوشیدیمو رفتیم توحال یه قلیون دیگه کشیدیمو رفتم رسوندمش خونه شون
این شروع کلی سکسای توپو محشربا زیبا خانوم بود
اگه دلتون خاست بازم از سکسامون براتون بگم بهم انرژی خوب بدین تامنم داستان سکس سه نفره مون با دوست زیبا و فتح کونشو براتون بگم
دوست دار شما reza❤


نوشته: Reza


متن داستان سکسی بیوه ی تنگ