داستان سکسی بهترین روز سربازیم از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی بهترین روز سربازیم


سلام رفقا این داستان واقعی هستش و بهترین روز سربازیم بود . ببخشید که یه کم ممکنه طولانی بشه اما فکر کنم جذاب باشه .
من الان ۳۲ سالمه سال ۸۵ سرباز بودم و به خونه خیلی نزدیک بودم . تمایلات جنسی شدیدی به هم جنس خودم داشتم‌ اما خوب به دلایل که هممون درگیرش هستیم معمولا این حس پنهان میمونه .
سرتونو درد نیارم من تو ماه ششم سربازیم منشی گروهان شدم و خوب یه سری مزایا داشت برام . راحت تر بودم ، قدرت داشتم و خوب تقریبا کار همه سربازا یه جورایی گیر میکرد بهم . منشی اولی که اونجا بود داشت ترخیص میشد و یه نیرو باید جاش میومد و فرمانده یه نور چشمی رو اورد کنار من و به من گفت کار یادش بده .
یه پسر خوشگل با لبای فوق العاده زیبا و یه کون بی نظیر .
اولین بار که دیدمش پیش خودم گفتم این اگه باشه اینجا به من بده من ۱۰ سال خدمت میکنم ? .
من شروع کردم بهش کار یاد دادن و با هم دوست شدیم کم کم . شوخیامون بیشتر شد و چون بچه شهرستان بود من با خودم بیرون میبردمش . خونمون می یومد و با هم خیلی صمیمی شده بودیم . در حین همین دوستی باهاش شوخیم زیاد میکردم . از دوست دختراش میگفت و خیلی چیزای دیگه . تقریبا ۱۱ ماه از سربازیم گذشته بود که یکی از سربازا تو پادگان حرفش پیچید که یه سرباز دیگه رو کرده . این حرف باعث شد سر حرف منو حامد هم باز بشه . من هی به شوخی بهش میگفتم ببین رفیق به این میگن . کونو داده حالشو برده و از این جور شوخیا . اونم جواباش همش یه جوری بود که معلوم بود بدش نمیاد .
رسید شبی که هیچ وقت فراموشم نمیشه .
شبی بود که ۳ ماه اضافه خدمت هایی که واسه دیر کرد زده بودن رو بخشیدن و ما جشن گرفتیم تو پادگان . با حامد زدیم بیرون از پادگانو و خونه ما یه چند پیک عرق خوردیو شب دوباره با هم برگشتیم پادگان . سرمون گرم بود و حس شهوت شدیدی اون شب منو یقه کرده بود . تو دورهمی بقیه سربازا نشستیم و بعد از کلی خنده و خوش گذرونی خوابمون گرفت . حامد اون شب گفت بریم پایین بخوابیم و با هم ورق بازی کنیم . واسه این که خایه مال زیاد بود ورق لو میرفت رفتیم تو دفترمونو و پتو انداختیم و درم بستیم .
یکی و دو دست بازی کردیم و موقع خواب شد .
کنار هم دراز کشیده بودیمو و حامد داشت از من تشکر میکرد بابت اینکه بردمش بیرونو و اینا گفتم لاشی باید تلافی کنیا . گفت بیای شهرستان چشششم . به شوخی و با خنده گفتم یه ۲۰ دور بدی بهم تلافی میشه . اونم با خنده گفت بییییییست دووووور ؟؟ گفتم اررره داداش و همین که میخندیدیم به حالت شوخی و خفت خودمو انداختم روش .
واقعا همه چی در حد شوخی بود و من همین که انداختم خودمو روش اونم صورتش رو به من بود میخندیدمو گفتم شل کن لذت ببر .
تو یه صدمو ثانیه حامد لبمو گرفت یهوووووو . شکه شدم . سرمو بردم عقب یه لحظه نیگاش کردمو و شروع شددددد .
وااای لباشو دیوونه وار میخوردم . قلبم هزارتا میزد و این حس بی نظیر بود . گردنشو میخوردم دوباره لباش . دستشو کرد تو شرتم و شروع کرد کیرمو مالیدن . کیرم داشت پارررره میشد و از حالت همیشگی انگار چند سانت بزرگتر شده بود . لباسای هم دیگرو در اوردیمو بازم لبااااااش . منو خوابوند رو زمین و شروع کردن ساک زدن . دیدن این صحنه منو از هوش بررررد . کونشو کرد طرفم همون جوری که ساک میزد . زبونم کردم تو سوراخشششش . وااای عاللللی بود . انگشتش میکردم و صدای اه کشیدنش هنوز تو گوشمه . کون بی نظیرو سفیدش که آماده شد بهم گفت دوس دارم بشینم رو صندلی و کیرتووو بکنی تو سوراخم . کونو گ
ذاشت رو صندلی و داد عقب . وااااای توف انداختم رو کیرم و آروم کردمش تووووش .
بی نظیرترین حسی بود که داشتم . به خاطر هیجان بیش از حد ۱۰ تا که تلمبه زدم ابم اومد و ریختم بیرون اما این قد برام جذاب بود که کیرم نمیخوابید و بازم کردددددمش . چنگ انداخت منو از لذت و دو بار کردمش . حامدم ۴ بار آبش اومده بود . اون شب خوابیدیم و تا ۴ ماه هر فرصتی که میشد من حامدو میکردم . یه جورایی عاشقش شده بودم . متاسفانه بعد از ۴ ماه انتقالی گرفت پدرش براش و رفت شهرشون و بعد از سربازیمم یه بار دیگه تو خونشون کردمش و دیگه تموم شد .
امیدوارم خوشتون اومده باشه .


نوشته: عاشق کون


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی سربازی, گی از سایت سکسی خفن ایران 69