داستان سکسی بردگی برای دختر تراکتوری از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی بردگی برای دختر تراکتوری

من بیست و دو سالمه و عاشق اینم که برده ی یه خانم خشن بشم که منو با نفرت تحقیر کنه چند وقت پیش تو یکی از پست های اینستاگرامی شاهد این بودم که بین هواداران تراکتور و همشهری های من درگیری پیش اومده رفتم اون زیر کامنتارو خوندم و دیدم یه دختر تراکتوری خیلی غیرتی از شهر و تیمش دفاع میکنه و با شدید ترین لفظ همشهری های منو تحقیر میکنه و لذت میبره از این کار رفتم دایرکتش و گفتم خانم من سگ شمام زد زیر خنده و گفت گفتن نداره که میدونم بعد گفتم سگ و خاک پاتونم گفت یکم پارس کن ببینم چه قدر سگی شروع کردم به پارس کردن و خیلی حال کرد اربابم و بهم گفت ازت خوشم میاد سگ خوبی هستی گفتم شما با میسترس و برده آشنایی دارید گفت آره همشهری های سگت بهم زیاد پیشنهاد دادن تحقیرشون کنم و من قبلا چنتاشون رو تحقیر کردم فهمیدم خیلی دلش پره از همشهریام گفتم من سگ حضوریتون میشم گفت منم همینو میخوام باید واقعی تحقیر بشی خلاصه سه ماه تلفنی سگش بودم و حسابی تحقیر کردن منو یاد گرفت تا اینکه اومد شهر ما برای مسافرت عید سوم عید من خونمون خالی بود و با ایشون قرار گذاشتم اومد سر قرار از عکسش زیبا ار بود سفید سفید لاغر و چشماش یشمی بود و کمی کشیده با تیپ ساده با ماشین باباش اومد سر قرار و منو سوار کرد و رفتیم مکان من اسم ایشون بانو آیدا بود و یه سال از من بزرگتر بودن خلاصه با بانو آیدا رفتیم تو مکان و قلاده ی منو گردنم انداختن با شلاق شدیدا در کونم میزدن و دائم بهم میگفتن تو سگی و باید پارس کنی سگ خوب و من تند تند پارس میکردم براشون قلادمو کشیدن و منو زیر پاهای سفید لاک قرمز زدشون بردن و من کف پاشون رو میخوردم بانو پاشون رو تو حلقم میبردن و میگفتن تو سگ پاخور منی پارس کن و من هاپ هاپ میکردم با دوتا شصت پاشون دهنمو باز کردن و تو دهنم تف ریختن بانو یه سیلی بهم زدن و گفتن دهنتو باز کن توالت دهنمو باز کردم نشستن با گون سفیدشون رو دهنم و گفتن سوراخمو بخور کونی شروع کردم خوردن که یهو بانو آیدا رید تو دهنم و بهم گفت خوب ریدم برات توله سگ حقیر؟گفتم بله ارباب عنتون خوشمزس گفت نوش جونت بقیه ی عنشو رو صورتم ریختن بانو و از روم بلند شدن کونشون رو با دستمال پاک کردن و بدون خداحافظی از در خارج شدن و فردا و پس فرداشم من سگ ایشون بودم تا اینکه برگشتن شهرشون این داستان توهین به هیچ شهری نیست من فقط فانتزی و تجربو گفتم چون میسترس نژادپرست داشتن هم نوعی فانتزی بردگیه که تو دنیا خیلی طرفدار داره اسم شهر خودمم نگفتم تا برای همشهریام سوتفاهم پیش نیاد.

نوشته: محمد

دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی ارباب و برده  از سایت سکسی خفن ایران 69