داستان سکسی با لاپایی ارضا شدیم از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

دانلود جدیدترین و شهوتناک ترین رمان و داستان های سکسی لاپایی, گی از سایت سکسی خفن 69

خب طبق روال همیشه با معرفی کردن خودم شروع می کنم.قد من ۱۷۹ وزنم ۵۴ و رنگ پوستمم سفید هستش.داستان از اونجایی شروع شد که یکی از دوستای چن سالم به اسم محمد بم زنگ زد که برای شب برم خونشون.منم با یکی دیگه از دوستام بلند شدیم رفتیم.از محمد بگم که هم قد منه ولی توپر و رنگ پوستشم سبزس و اینم بگم که از تو حرفاش و رفتارش فهمیده بودم که روم کراش داره و حتی دوست داره بام سکس داشته باشه ولی خب من فقط به عنوان رفیق میدیدمش و اون رفاقت چند سالمون اجازه نمیداد جور دیگه ای نگاه کنم و خب رابطمونم فقط در حد همون رفیق باقی مونده بود^^
خلاصه منو رفیقم رفتیم خونه ممد و شروع کردیم به بازی و کص کلک و اینم بگم که با خودم علف برده بودم اونجا و چت کردیم(اینو به این خاطر میگم که کسایی که چت کردن میدونن که چت کردن حشرتو بالا میبره و تو خود من باعث زیاد شدن بخش زنانم شده.حالا نمیدونم درسته یا نه)
بگذریم،چت کردیم.سه تامونم حشری بودیم و مایی که قرار بود بشینیم فیلم نگاه کنیم نمیدونم چجوری کشیده شدیم سمت پورن هاب(((: چنتا پورنو نصفه نیمه نگاه کردیم و من تصمیم گرفتم پورن گی بزارم تا عکس العملشونو ببینم و از یکی از پورن استارای گی که انصافا خیلی کصه گذاشتم(تو پورن هاب سرچ کنین zilv gudel and kai میاره)ممد معلوم بود پشماش ریخته یه چشمک بش زدم گفتم چطوره؟ گفت:آآآآ بد نیس؛ولی معلوم بود خیلی حال کرده فقط روش نمیشد بگه (:
پورنو که نگاه کردیم گفتم بریم بخوابیم دیگ ممدم جاها رو آورد پهن کرد جای منو خودشو کنار هم پهن کرد رفیق دیگمونم چون سردش بود رفت اون اتاق خوابید که گرم تر بود.درازکه کشیدیم منو ممد تازه شروع کردیم حرف زدن راجب اینو اون؛یکم که گذشت سکوت بینمون حاکم شد.من حشریت خوابو از سرم پرونده بود و اونجا بود که اولین بار فکر سکس با محمد به ذهنم خطور کرد ولی خب هنوز حس خجالته باهام بود.که با خودم گفتم هر چه بادا باد بزار ببینیم خودش چی میشه و اینجا بود که دستمو بردم رو کمر محمد و بغلش کردم.دقیقن رو به روی هم بودیم.کم کم با انگشتام با کمرش بازی می کردم ولی اون عکس العملی نشون نمیداد بعدش صورتمو اوردم نزدیک صورتش که ببینم اون کاری می کنه یا نه.دیگ قشنگ گرمای بازدم همو احساس می کردیم که دیدم اونم داره صورتشو میاره جلوتر.من چشامو بستمو خیلی اروم صورتمو میبردم جلو فک می کنم سی ثانیه تا یک دقیقه همینجوری گذشت و من هر لحظه انتظار اینو داشتم که لبامون بهم بخوره و بالاخره اولین برخورد لبامون با هم صورت گرفت.جفتمون داشتیم لبامونو اروم تکون میدادیم که برخورد بیشتری با هم داشته باشه.بعدش لبامون قشنگ لای لب هم دیگ بود و اینجا بود که اتیش محمد روشن شد و با تمام وجود لبامو میخورد و زبونشو رو لبام میکشید منم دستمو رو کمرش بالا پایین میکردم.حدود پنج دیقه فقط لب میگرفتیم که اومد سمت گردنم و شروع کرد به خوردن گردنم اینجا من دیگ خیلی حشری شدم و دستمو که رو شکمش بود بردم تو شلوارش.کیرش که معلوم بود کلفته و تقریبا ۱۶ سانت میخورد باشه راست شده بود.من با دستم کیرشو میمالیدم و گرمای کیرشو با دستم حس میکردم که واقعا برام لذت بخش بود اونم اول شکممو میمالید و بعد شروع کرد به مالیدن کیرم.یکم که کیر هم دیگرو مالوندیم محمد دوباره شروع کرد به لب گرفتن ازم،داغ تر از دفعه قبل من که مثه سگ حشری شده بودم خودمو قشنگ چسبوندم بهش دو تا پامم بهم چسبوندم و کونمو دادم عقب.اون با دستش کمرمو میمالوند منم کیرشو و همزمان لب میگرفتیم که یهو دستشو برد تو شورتم و شروع کرد مالوندن کونم. حرکات دستش رو کونم خیلی لذت بخش بود.من که داشتم از حشر میمردم دیگ،برگشتمو کونمو چسبوندم به کیرش اونم کیرشو از تو شرت در اورد و به کونم میمالوندش.داغی سرکیرشو روی سوراخم احساس میکردم اونم همزمان با دستاش رونامو میمالوند بعدش دو تا پامو به هم چسبوند یکم تف مالید سر کیرش و کیرشو گذاشت لای دو پام و لاپایی میزد و همزمان انگشتشو با سوراخم بازی میداد. کلفتی کیرشو لای پام احساس میکردم.محمد داشت تلمبه میزد و عقب جلو میکرد.با دستشم کیرمو گرفت و برام جق میزد سه چهار دقیقه که تلمبه میزد ارضا شد و آب داغش ریخت لای پام.برای منم همینطور که کیرش لای پام بود جق میزد که منم ارضا شدم و ابم ریخت روی دستش.یکم توی همون حالت موندیم که بعد بلند شد و رفت دستشویی منم بعد اون رفتم دستشویی و خودمو تمیز کردم.بعدش که اومدم دوباره بغلش کردم و تا صبح باهم خوابیدیم.^^
امیدوارم خوشتون اومده باشه و نظرات خوبتونو این زیر ببینم💕

نوشته: Horniboi

متن داستان سکسی با لاپایی ارضا شدیم