داستان سکسی اولین سکس با مینا دختر همسایه از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

متن داستان سکسی اولین سکس با مینا دختر همسایه


سلام
اول بگم که من نویسنده خوبی نیستم و این داستان برام تو نوجوانیم اتفاق افتاد
من یه خانواده معمولی داشتمو خیلی اجتماعی نبودم دوس دخترم نداشتم و سرم تو درس خوندن بود
اصلا چیز زیادی در مورد سکس و حتی جق زدن نمیدونستم
تا تو دبیرستان که یکی از دوستام کم کم بهم خط داد
حجت دوستم رو میگم وضع مالی خوبی داشتن و خیلی پررو بود البته تو درس تنبل آخه همش دنبال دختربازی و ازین کارا بود
جق زدن رو اون بهم یاد داد و سکس چیه ،زن و مرد چطور سکس میکنند و خلاصه همه چیو در مورد کوس و کون و سینه و…
من تو عمرم نه کوس دیده بودم نه حتی زن لخت و سینه و … آخرش فقط میدونستم مرد کیر داره زنم کوس اما گفتم اصلا ندیده بودم تا یبار تو خونه حجت تو کامپیوترش یه فیلم پورن نشونم داد
اون زمان (سال ۷۸ اینا) ویدئو بود و تازه سی دی اومده بود که ما هیچ کدوم رو نداشتیم کمتر کسی هم کامپیوتر داشت
خلاصه اولین بار بود اونم تو فیلم کوس دیدم خیلی راس کرده بودم و هی کیرم رو میمالیدم که حجت گفت برو توالت یه جق بزن نمیری
داستان دیگه شروع شد کنجکاویم روز به روز بیشتر میشد از سرک کشیدن به لباس زیر مامانمو خواهرام( دوتا خواهر بزرگتر از خودم داشتم) تا دید زدن شبانه بابا و مامانم ، از سوراخ کلید حموم هم خواهرامو دید میزدم اما آخرش فقط جق میزدم
حجت از سکس هاش با دوس دختراش دخترعموهاش مستاجرشون و بقیه تعریف میکرد اما من تو خودم نمیدیدم با کسی سکس کنم
یه روز به حجت گفتم چجوری این کارارو میکنی من حتی دوس دخترم ندارم برم سراغ کی آخه
گفت چقدر احمقی این همه دختر و زن دور و برت یکیو شکار کن
گفتم آخه کی مثلا؟
گفت زیاده مثلا مینا همسایتون
گفتم اون ،نه بابا اون اهل این کارا نیست اولا باباش پلیسه بعدشم همش چادری میچرخه خونه ماهم پیش خواهرام چادری میاد و میره فک نکنم
گفت ابله پس باید لخت بیاد و بره ، آمارشو دارم چندتا دوس پسرم داره اتفاقا مورد خوبیه ازش آتو بگیری میتونی گیرش بندازی
خلاصه رفتم تو خط مینا (مینا هم سن من بود قیافه بدی نداشت اما اونوق بود)
چند روزی تو راه مدرسه زیر نظرش گرفتم حجت راس میگفت دوتا دوس پسر داشت بایکی شون که لب هم میگرفتن
آمار پسر رو دقیق گرفتم اسمو ادرس شو و … تا یه روز جمعه که با خانواده مینا رفتیم باغ ما که بعد ناهار صداش کردم گفتم بیا یه چندلحظه کارت دارم
خیلی استرس داشتم قلبم تند تند میزد همش به حرفای حجت فک میکردم که میگفت خره نترس اون ماله توه
اومد رفتیم گوشه باغو گفت ها چیه چکار داری
منم دلو زدم دریا گفتم یا میشه یا نمیشه جهنم
گفتم بابات دوستاتو میشناسه
گفت ،بابام، دوستام، منظورت چیه ، کدوم دوستم
گفتم دوس پسرات
رنگش عوض شد و منومن کردو گفت دوس پسر ،چرت و پرت میگی منو دوس پسر
گفتم یعنی تو دوس پسر نداری
گفت نه ، من اصلا ازین کارا بدم میاد بعدش جرات بابامو ندارم
گفتم پس حتما نوید و سهراب دوستای من هستن ،تو پارک هم من با نوید لب میگیرم
مینا یهو حالش بد شدو گفت کی ، من ،نوید ،سهراب ،لب گرفتن زر میزنی
گفت برو گمشو برگشت که بره منم گفتم باشه پس منم وقتی باباتو بردم در خونه نوید عکساتونم نشون دادم میفهمی کی زر میزنه
اینو شنید برگشت گفت چی، عکس، خونه نوید،اینجا بود که فهمید همه رو میدونم
گفتم آره همه رو به بابات میگم خودتم میدونی چه بلایی سرت میاره
خلاصه مینا شروع کرد التماس کردن توروخدا نگو بابام بفهمه بیچاره میشم هرچی بخوای بهت میدم و ازین حرفا
گفتم نمیگم اما یه شرط داره
گفت چی بگو قبوله فقط بابام نفهمه
گفتم به این شرط که ازین به بعد فقط بامن باشی
یکم منومن کرد و گفت آخه آخه
گفتم من نمیدونم فکراتو بکن تا غروب هم جوابشو بده
خلاصه برگشتیم خونه
پیش خودم گفتم قبول کنه تمومه
با فکر مینا تو تخیلم تا غروب دوبار جق زدم
شب شدو مینا نیومد گفتم دیدی پرید خیلی تند رفتم
شامو سرسری خوردم رفتم اتاقم نیم ساعتی نگذشته بود که مامانم صدام کرد حوصله نداشتم گفتم چیه
گفت بیا مینا کارت داره میگه میخواد ازت از کتاب درس بپرسه
منو میگی مثل فنر پریدم رفتم پایین
مینا به مامانم گفت اگه اجازه بدید امین چندتا سوال ریاضی رو بهم بگه
مامانم گفت باشه برید ریاضی کار کنید چه اشکالی داره
خلاصه همه چی ازینجا هر شب به بهانه درس خوندن شروع شد از لب گرفتن و فشار دادن سینه ها و ساک زدن و لاپایی گرفته تا کون کردن و کوس کردن اینم بگم مینا قبلا داده بود و باکره نبود
دیگه حداقل هفته ای دوسه بار مینا رو میکردم تا اینکه بعد تقریبا یه سال براش خواستگار اومد و ازدواج کرد و رفتن یه شهر دیگه
منم ازدواج کردم اومدم تهران و هر چندوقت یبار میرفتم شهرستان
مینا رو ۱۵ سال ندیدم تا عید که رفته بودم شهرستان
دوتا بچه داشت
وقتی دیدمش کلا حالم خراب شد و از همه کارایی که کرده بودم پشیمون بودم
مینا تنها کسی بود که غیر همسرم باهاش سکس کردم و الانم واقعا پشیمونم و امیدوارم منو ببخشه


نوشته: امین


دانلود جدیدترین و شوتناک ترین رمان و داستان های سکسی دختر همسایه, خاطرات نوجوانی, اولین سکس از سایت سکسی خفن ایران 69