داستان سکسی انتقام دلچسب از سایت داستان سکسی خفن ایرانی

دانلود جدیدترین و شهوتناک ترین رمان و داستان های سکسی انتقام, دوست پسر, دوست دختر از سایت سکسی خفن 69

ساعت ۳ نصف شب بود که با ویبره گوشیم بلند شدم از خواب چشام هنوز خوب هیچ جارو نمیدید ولی با نور گوشیم فهمیدم که گوشیم کجاست سریع گوشیمو برداشتمو گفتم کیه
دو مرتبه گفتم الو الو کیه…
کسی جواب نداد یعنی صدامو داشت میشنید ولی حرف نمیزد منم از خوابی که تو چشام موج میزد بیخیال شدم و رفتم خوابیدم
فردای اون روز شماره ای که بهم زنگ زده بود رو نزدیکای ساعت ۱۰ زنگ زدم که ببینم کیه که دیشب بهم زنگ زده
دو بار زنگ زدم اما جواب نداد
منم بیخیالش شدم گفتم حتما اشتباه گرفته…
چند روزی گذشت و دوباره با همون شماره بهم زنگ زد سریع جواب دادم و با صدای بلند گفتم: الووووو شمااااا
یهو با صدای خش دار یه مرد مواجع شدم که گفتش جوووون آروم تر قناری
به خودم اومدمو گفتم ببخشید شماااا
گفت: یه آشنا عزیزم
گفتم:ببخشید اسمتون چیه شما؟ با کی کار دارین؟
گفت: با خودت کار دارم نسترن جان
گفتم: شما اسم منو از کجا میدونین هان؟
گفت: دیگه دیگه
تا خاستم فحشش بدم یهو دیدم قطع کردش!!
یه چند دقیقه ای تو فکر بودم که این کیه که اسممو میدونه و شمارمو از کجا آورده با خودم گفتم شاید یکی از برادر زاده هام داره ایسگام میکنه…
ولی خب این صداش خیلی مردونه بود نه نه امکان نداره
شمارشو گذاشتم توی بلک لیستم تا دیگه نتونه بهم زنگ بزنه
شب همون روز یه پیام برام اومد داخل تلگرامم و یه سری عکسای من بود و در آخر یه کلیپ بود تهش که سریع بازش کردم …
واااااای کثافت آشغال
همون جا دنیا رو سرم خراب شد من توی یه رابطه ای با دوست پسر سابقم بودم که ازون ماجرا ۱ سالی میگذشت و اون کلیپ فیلم سکس منو امیر دوست پسر سابقم بود
تا خاستم عکسارو باز کنم پیام اومده بود برام زیر همون عکسا که جمعه شب بیام به یه آدرسی…
زنگ زدم به طرف تمام ماجرا رو از قبل میدونستم چی میخاد ازم جون امیر بهم قبلا یه روز گفته بود که تلافی این کارمو میکنه
ولی من جدی نگرفته بودمو تقریبا یادم رفتع بود امیرو
حالا من مونده بودمو یه لاش خور عوضی که سری تحدید که اگه نرم به این آدرس فیلممو پخش میکنه
متاسفانه از شانس بد من تک فرزند بودم و برادری نداشتم که مشکلمو بهش بگم ما یه خانواده ۶ نفره بودیم یعنی ۴ تا خواهر بودیم که من وسطیه بودم خواهر بزرگ ترم شوهر کرده بود و من و دوتا خواهر دیگم که ۹ و ۱۱ سالشون بود مونده بودیم
درست ۵ روز وقت داشتم تا واس این گندی که یهو رو سرم خراب شده بود فکری کنم
رفتم پیش دوستم سارا و ازش مشورت خاستم و تمام ماجرارو براش تعریف کردم
سارا: با لحن خنده بهم گفتش: یه شب که هزار شب نمیشه دختر برو پیشش خلاص نمیخاد بخورتت که
من: گمشو بابا دیونه روانی من اومدم ازت کمک بگیرم اون وقت تو همش داری دری وری میگی
سارا: حالا میخای چکار کنی آبروت در خطره اگه نری دیگه از همه جا روونده و مونده میشی بیچاره
یهو یه فکری به سرم زد
سارا نطرت چیه به امیر زنگ بزنم هنوز شمارشو توی اون یکی سیم کارتم دارم
سارا: اه اه ولش کن اون کثافتو تموم بلاها سر اونه تو باز میخای بری پیش اون
من: نه دیونه بزنگم شاید منو ببخشه این مرد تیکه رو آدم کنه یه چند وقت باهاش میمونم باز بعدش که آبا از آسیاب افتاد و مطمئن شدم فیلکارو پاک کرده دوباره کات میکنم باهاش
اون هنوز دیوونه منه مطمئنم
شمارشو برداشتمو زنگ زدم بهش دیدم خداروشکر بوق میخوره یهو گوشیو برداشت گفت شما
سلام منم نسترن خوبی عزیزم
-هه بد نیستم چرا زنگ زدی به من هان
+عه وا منما نسترنت عشقت کثافت
-دیگه هیچی بین ما نیست بعد یه سال زنگ زدی منت کشی
قضیه رو براش تعریف کردم گفتم یکی میخاد فیلم سکسمونو پخش کنه
خندید و گفت: بله یادت رفتش اون روز گفتم تاوان این کارتو پس میدی
گفتم: مگه من چه هیزم تری بهت فروختم خب دوستت نداشتم دیگه تحمل کردنت برام سخت بود با اون کارات تو باید آبروی منو ببری جلو همه
یالا به اون یارو بگو هرچی تو گوشیشه پاک کنه
+هه چه غلطا عمرا این کارو بکنم تو باید جنده شهر بشی باید تاوان پس بدی
امیر منو ببخش بخدا هرکاری بگی برات انجام میدم فقط این کارو باهام نکن لطفا
+هرکاری؟؟
-اره عزیزم
+خب حالا شد یه حرفی
میدونستم باز میخاد که باهام باشیم و هرشب زیر کیرش باشم ولی کور خونده بود من با نقشه درست و حسابی اومده بودم جلو
اونم گفتش باید مثل قبل باهم دوست باشیم و منم قبول کردم زود
دوتایی رفتیم پیش اون مرده که بهم زنگ زده بود و فیلمارو جلوی ما پاک کرد و یه دو هفته ای ازون ماجرا میگذشت و من هرشب به یه بهانه ای میزدم بیرون که با امیر تنها باشم و اون کارشو باهام بکنه
یه شب که مثل شبای دیگه من ادای آدمای عاشق رو جلوش در میاوردم و اونم باهام مهربون تر از قبل شده بود مثل همیشه مثل حیونا هی باهام داشت ور میرفت و من اصلا لذتی نمیبردم میخاستم کارمو همون شب انجام بدم و واسه همیشه از دستش خلاص بشم اون شب توی لیوانش قرص خواب ریخته بودم
میخاستم توی خواب کارمو بکنم جون در حالت بیداری من حریفش نمیشدم
اون شب انگار با همه شبای دیگه فرق میکرد با اینکه ازش متنفر بودم ولی انگار حس شهوتم اون شب زیاد شده بود ناخاسته و نمیدونم چرا وقتی داشت منو میبوسید خوشم میومد و آه و ناله هام فضای اتاقو پر کرده بود یه حسی میگفت بهم حداقل امشب که آخرین شب عمرشه بزار خودمم یه حالی کرده باشم
مثل یه جنده بعد اینکه لبای همو خوردیم اون شب خودم رفتم سراغ شلوارش و کیرشو از توی شرت کشیدم بیرون
اون شب خوشحال بودم که بالاخره آبروم دیگه در خطر نیست و واس همیشه میتونم آزاد زندگیمو بکنم پس با شوق و اشتیاق زیاد دوست داشتم لذت ببرم و یه جورایی جشن گرفته بودم واس خودم
اونم با کیر امیر که قرار بود اون شب جنازشو ببینم
هر دوتامون غرق شهوت بودیم و من داشتم کیرشو براش حسابی و ولع زیاد ساک میزدم و کلی ملچ و ملوچ میکردم که انقدر شهوتی بشه که نفهمه قراره چی به سرش بیاد
خودمم بعد مدت ها دلم هوس یه کیر کلفت رو کرده بود و شهوتم دو چندان شده بود و همینحوری که برای امیر داشتم ساک میزدم آب کسم روونه شده بود کف زمین و داشتم حسابی حال میکردم انگار همه چیزو فراموش کرده بودم و میخاستم فقط بعد مدت ها لذت ببرم از سکس
بعد چند دقیقه که حسابی کیرسو براش خوردم داشت ارضا میشد و من حرکات دستامو تند تر کردم
یهو گفت: جون امشب انگار یه شب دیگست نسترن جونم چقد خوب داری میخوری کیرمو توله سگ
زیاد به حرفاش توجهی نمیکردم چون نمیخاستم خاطره بدی که ازش دارمو توی سکسم بیادش و میخاستم خستکی این چند وقتو از تنم بیرون کنم
کیرشو که براش خوردم طبق معمول حالت داگی شدم خودم و منتظر موندم تا کیرشو حسابی چرب کنه با کرم
جون امییر کیر میخام عشقم منو بگا عزیز دلمممم
+جون چشم نفسی چراکه نه الان میام جرت میدم جنده خودمی تو
-آخ جونمممم بکن تو فقط بکن منو جوووون
کیرشو که داشت میمالید به کص و کونم دلم داشت قش میکرد از شهوت دلم میخاست همونجا تا خایه منو بگاد
هی کیرشو با کص و کونم میمالید ولی نمیکرد داخل کثافت
میخاست زجرم بده مثل همیشه
انقد این کارو کرد که خودم گفتم بکن منو امیر بکن منو زندگیم
یهو دیدم گوشیشو گرفته دستش داره فیلم میگیره باز
نمیخاستم شبمو خراب کنم چون اون شب میخاستم دخلشو بیارم قرصای خواب که توی نوشابش ریخته بودم هر آن ممکن بود به بدنش غلبه کنه

گذاشتم تا آخرین فیلم زندگیشو بگیره یا شاید یه یادگاری از آخرین شبی که باهاش بودمو
کیرشو بالاخره گذاشت دم سوراخ کسم و با یه فشار نرم تا تهشو فرو کرد داخل کصم و آروم آروم کمرشو جلو عقب میکرد که جا باز کنه و بتونه محکم تر تلمبه بزنه امیر داشت همینحوری فیلم میگرفت ازم و من واکنشی نشون نمیدادم از خودم چون میدونستم که قرار نیست دیگه زنده باشه کمکم حرکات کمرش تند تر شد و کیرشو عمیق تر وارد کصم میکرد همش و من لبریز از لذت شهوت بودم تند تند داشت تو کصم تلمبه میزد موهامو گرفت از پشت جوری که گردن و سرم به عقب کشیده شد و یهو گرمای لباشو روی گردنم حس کردنم که داره منو با عشق میبوسه منم داشتم کلی حال میکردم و ازین حرکت خلاقانش خوشم اومده بود یهو لباشو پس زد منو هول داد جلو که سرم به زمین برسه و کامل کمرمو هول داد جلو و یه قوس کامل داد به کمرم که کونم کامل به عقب کشیده بشه همون جور که تو کصم داشت تلمبه میزد یهو یه پاسو جمع کرد و دوتا دستاشو گذاشت روی باسنم کمرمو صفت گرفت محکم تو داشت کصمو میگایید
امیر عادت نداشت وقتی کیرشو میکنه تو کصم تا ارضا نشده از کصم درش بیاره
جفتمون داغ سکس بودیم و من توی اوج بودم کامل یهو دیدم دو مرتبه داره ارضا میشه و به نفس نفس افتاده و میخاد که محکم تر منو بگاد
منم واس اینه حشری ترش کنم آه و ناله هامو بلند تر کردمو و هی زیر لب طوری که امیر نالع هامو بشنون میگفتم جووووووون عشقتو بگاااااا زندگیم دیونم عوضی
یهو با این حرفام افتاد رووووم تمام بدنشو انداخت روی کمرو و کونم منم غرق در شهوت شده بودم دوست داشتم این کارشو دستامو از پشت گرفته بود تو دستاش عین روزای اول رابطمون منو داشت با عشق میگایید و منم انگار خاطرات روزای اول رابطمون برام اون شب تداعی شده بود دیدم امیر منو روی تخت یه قلط کامل داد که من بیوفتم روش و فهمیدم میخاد چه پوزیشنی ارضا کنه خودشو منم بلا فاصله پاهامو از هم باز کردمو لبامو گذاشتم رو لباش و چند باری همو بوسیدیمو زبون همو میخوردیم داشتیم از شهوت دیونه میشدیم جفتمون منم تند تند روی کیر امیر بالا پایین میشدم و تا خایه کیرش کصمو لمس میکرد اووووف چه حس خوبی بود من دییونه این بودم که هرچه زود تر آب کمر امیر بپاچه توی کصمو کصمو لبریز از آب کنه و خیس بشم جوووون
تلمبه های امیر تند تر شدش و از برق چشاش فهمید که دیگه لحظه موعود فرا رسیده منو با شیطنت نگاش میکردمو اشوه میومدم که با تمام وجودش آبشو خالی کنه درون کصم
بعد چند تا تلمبه زدن محکم و جانانه که زدش یهو چشمام از شهوت بسته شد خود به خود و همین که آب کیر امیر وارد کصم شد
داشتم دیوونه میشدم و یهو داغیه آب امیر رو توی کصم حس کردم
واااای که چه آب داغی داشت لعنتی دیوووونم کرده بود امیر منو
تمام بدنم داشت میلرزید از حشریت وقتی داشت آبشو خالی میکرد تو کصم یهو دستای امیرو روی کصم حس کردم که داره چوچولمو میماله که ارضا بشم ولی فایده نداشت من هنوز خوب گاییده نشده بودم که به این زودی بی حال بشم
زیر لب داشت میخندید که گفتم:
جوووون امیرم فدات بشم نفسم فدای خنده هات بشم من که
نمیدونم چرا با اینکه ازش متنفرم بودم ولی وسطای سکس انگار مثل یه جنده ای که داره گاییده میشه دیگه برام مهم نبود هیچی و انگار بخشیده بودم امیرو خیلی اون شب مشروب خورده بودم از بس که اعصابم خراب بود نمیدونم شاید تاثیر مستیم بود و یا لذت شدید سکس روی مغذم اثر کرده بود
بعد اینکه کصمو تمیز کردم و اماده بشم واس پوزیشن جذاب دیگه امیرم کیرشو تمیز کرد و یهو همو نگاه کردیم و خندیدیم
منتظر پوزیشن مورد علاقمون بودیم که مم سریع بدو بدو رفتم کنار دیوار اونم سریع خودشو رسوند بهم یه لحظه فک کردم خیلی خسته بنظر میاد انگار که قرصا داشت اثر خودشو کمکم میذاشت
همین که امیر از پشت بغلم کرد باز مغذم رفت توی فضا و چشمامو آروم روی هم گذاشتمو لبامو داشتم گاز میگرفتم
خیلی منتطر این پوزیشن بودم بعد مدت ها بالاخره دوباره این حرکت برام مثل قبل تداعی شده بود
انگار اولین سکس عمرم بود انگار زمان برگشته بود به عقب
لنگامو دادم بالا و امیر بلافاصله پاهامو با دستاش گرفت توی دستاش و کیرشو طبق معمول به کص و کونم میمالید کسری از ثانیه دیدم کیرش وارد کصم شد من باز شهوتم رفت بالاتر دستامو از پشت گرفت که تسلت کامل روی بدنم داشته باشه منو کون و کمرو کامل دادم عقب که تا دسته کیرش بره تو کصم این بار خودم داشتم جلو عقب میکرد که امیر نفسی تازه کنه و آماده بشه واسه ضربه های محکم به کصم بعد اینه عقب جلوهام رو کردم اونم آماده شده بود که یه دل سیر کصمو بگاد دستامو دادم کنج دیوارد کونمو کامل دادم عقب اونم دوتا دستاشو گذاشت روی کمرم محکم منو در اختیار خودش داشت لمبرای کونم میلرزید از بس محکم تلمبه میزد تو کصم تمام بدنم داشت میلرزید از پشت سینه هامو لمس میگرد و میمالیدش که من شهوتی بشم و تا یه جاهایی موفق شده بود من نزدیکای ارضا شدنم بود که یهو دیدم امیر تند تند داره منو میگاد که جوری که داشت دردم میگرفت دردم زیاد شده بود کصم خیلی داغ شده بود که بد جوری داشت میسوخت
انقد محکم میگایید منو صدای ناله و جیغم رفت هوا و کم کم داشت اشکم در میومد من چون داشتم ارضا میشدم تحملش برام کمی آسون بود دوتا تخمای امیر که به کصم برخورد میکرد شهوتی ترم میکرد دیگه داشتم ارضا میشدم و بعد یه آه بلند و خیس شدن کیر امیر تو کصم فهمید که ارضا شدم و پاهام داشت میلرزید که نتونستم خودمو سرپا نگه دارم سریع قبل اینکه بیوفتم امیر منو بغلم کرد و انداخت روی تخت افتاد روم کیرشو بلافاصله کرد داخل کصم
منم که ارضا شده بودمو تقریبا جنازه بودم خسته شده بود بدنم دیگه دردی حس نمیکردم و فقط داشتم لذت میبردم یهو چشام از خماری شهوت که کمتر شده بود بازتر شد و نگام به نگاه امیر افتاد که داره مثل سگ تو کصم تلمبه میزنه ولی هنوز ارضا نشده بود من همونجا یه جرقه ای زد تو ذهنم و یهو خودمو کشیدم عقب ازش فاصله گرفتم امیر با تعجب گفت نرو جنده من هنوز آبم نیومده توله سگ
عصبانیت امیر زیاد بود مثل سگ شده بود فهمیدم تاثیر قرصا دیگه کار خودشو کرده و میتونم نقشمو عملی کنم رفتم توی آشپز خونه چاقو رو برداشم و پشتم قایم کردم تا اون بیاد سراغم میدونستم که امیر هم خوابش میاد هم ناییی واس انجام هیچ کاریو نداره کاملا بی دفاست در مقابلم
تا اومد سمت چاقورو فرو کردم داخل شکمش کامل بغلم بود یهو نگاش کردمو دهنش باز مونده بود چاقو هنوز توی دستام بود منم با فشار بیستر فرو کردم و امیر زمین گیر شد جلوم نتوست از دردی که داره سرپا بایسته
احساس قدرت میکردم
احساس غروز …پیروزی…انگار بهترین و لذت بخش ترین انتقام دنیارو از یه لاشخور گرفته بودم اون شب
دلم واسش یه لحظه سوخت ولی اتفاقای که برام افتاده بود منو قوی تر و حریس تر میکرد و هیچی روم تاثیر نداشت
اصلا اون لحظه جنازه امیر برام بی تفاوت بود من رفتم حموم و لباسامو پوشیدم نزدیکای ساعت ۳ نصف شب بود که یاد همون شبی افتادم که با ویبره گوشیم بیدار شده بودم
زیر لب داشتم میخندیدم و کمکم حالت مستیم کمتر شده بود
به خودم اومدم و یه ترسی ورم داشت یهو که جنازه امیرو جلو چشام دیدم
چشماش همون جور باز مونده بود جلوم منو داشت میترسوند همون جور عقب عقب داشتم میرفتم که بزنم بیرون ازونجا که پام خورد به مبل و یهو افتادم …سریع بلند شدمو زدم بیرون ازونجا و سوار ماشین امیر شدم و نزدیکای خونمون که شدم ماشین امیرو یه مسیری گذاشتم کنار جاده بدو بدو زنگ در خونمونو زدم ولی کسی درو باز نمیکرد اصلا کلا یادم رفته بود خونمون کجاست
اون شب انقد که ترسیده بودم خونمونو گم کرده بودم و نفهمیدم چجوری خودمو رسوندم خونه مثل دیوونه ها شده بودم و گریه میکردم ازون ماجرا ۲ ماه گذشت و من هنوزم که هنوزه بعضی وقتا میترسم
من کیم؟ قاتل یا جنده یا هرچیزی که توییی که داری داستانمو میخونی من خودمم همین با یه انتقام جنسی

دارم فیلم اون شبی که امیر گرفته رو نگاه میکنم…

پایان.

نوشته: 30WEi

متن داستان سکسی انتقام دلچسب